Persian Art Music...Click to New Window...

موسيقي هنري ايران

Persian Art Music

Click to Persian Version...

English Site

موسيقي شهرستان ها و استان ها

ستون آزاد     عكس،نوتاسيون، موسيقي، جدول

::

مركز آموزش موسيقي

موسيقي كودك

 

تازه ها

 

فولكلور

 

تاريخچه

 

گفت و گو

 

زندگينامه

  تماس با ما


 

تئوري موسيقي

 

Music Theory


 

موسيقي كلاسيك

 

Classical Music


 

سخن سردبير سايت

 

Web Site Manager's Page


  جدول و سرگرمي
  Puzzle
 

Advertisement

Articles Archives XXXIX

Update: Friday February 27, 2004

بايگاني مقالات و نوشته ها



نقش موسيقي و اثر آن بر حافظه ٩/٥

جليل شهناز، ساز شهناز، مضراب شهناز ١٣/٣

موسيقي موزارت جاي دوپينگ را مي گيرد! ٢٧/١

مديريت مركز موسيقي و علي مرادخاني ٢٤/١

پايور، موسيقي داني متفاوت تر از گذشته اش ۸/١٢


نقش موسيقي و اثر آن بر حافظه

واحد مركزي خبر، مهر: گوش دادن اصولی به موسيقی بحثی است که بايد بسيار بيشتر از اين ها به آن پرداخته شود، چون تاثير مستقيم روی حافظه، سيستم عصبی و سيستم شنوايی دارد. علی صحرا نورد که به عنوان دبير سمينار دو روزه موسيقی برای ذهن، با موضوع دستيابی به هوشياری برتر ازطريق گوش دادن فعال، که از عصر روز گذشته فعاليتش را آغاز کرده است، در افتتاحيه اين برنامه، به ايراد سخنرانی و تبيين اهداف برگزاری سمينارپرداخت ضمن بيان اين مطلب، در بخشی از سخنرانی خود افزود: با گوش دادن به بعضی موسيقی ها، که با برنامه ريزی های خاص انتخاب شده اند، می توانيم تاثير مثبت روی حافظه، سيستم عصبی و شنوايی را شاهد باشيم.

در اين سمينار دو روزه که به همت  انتشارات جيحون در سالن اصلی فرهنگسرای نياوران برگزار شده است، جمعی از استادان موسيقی و پزشکان حضور يافتند. دکتر داريوش صفوت در باب تاثير موسيقی بر ذهن به ايراد سخنانی پرداخت. همچنين دکتر خشايار فخريان راجع به تاثيراث موسيقی بر روان صحبت کرد. در اين دو سخنرانی، مباحثی چون صدا و اثرات آن بر مغز، موسيقی و اثرات آن بر مغز، هوشياری برتر، گوش دادن فعال، موسيقی درمانی و موسيقی برای ذهن، موسيقی برای ذهن برای چه کسانی مفيد است؟ ، موسيقی برای ذهن و کودکان و مبانی علمی موسيقی برای ذهن مطرح شد.

نهم مرداد هشتاد و سه


جليل شهناز، ساز شهناز، مضراب شهناز

Click to View Full

چند ساليست به ارديبهشت و سالروز تولد خداوندگار موسيقي که مي رسيم، دست بر قلم مي برم... و دست بر مي دارم، چون نمی دانم از کجا شروع کنم... از بداهه نوازيهايش بنويسم يا از نوازندگيش!

از ويبره ها و گليساندوهاي دست چپش!؟ از کنده کاريهايش يا از پنجه قويش...

از مضرابش بنويسم که با هر جمله رنگ عوض مي کند!...

از ريزهای چون زندگيش يا تکهاي محزون و سکوتش...

از ريتم شناسيش بنويسم يا از آوازيهايش، از بداهه ها... از دانشش...

جليل شهناز

از...

نه اين بار هم قدرت بيانش را ندارم!

تنها کسي که قادر به بيانش است، خود جليل شهناز است

شهنازي که در اوج موسيقي است

هشتاد و سومين سال تولد استاد شهناز را به جشن مي نشنيم و شاديم از اينکه اين معجزه گر موسيقي را در کنار خود داريم و نيز هم رکابانش پايور، کسايي، تجويدي، شجريان و ...

چه توفيقي از اين بهتر که اين استادان را مي بينيم و مي باليم به اين هزاران موسيقي

عمرش دراز و سازش شهناز باد.

سجاد پورقناد

توضيح: اين نوشته براي سالروز تولد استاد شهناز فرستاده شده بود. به هر حال سخن گفتن از استاد بزرگ موسيقي ايران، شهناز، زمان و مكان نمي شناسد. ضمن پوزش از تاخير در درج مطلب، از آقاي پورقناد نيز سپاسگزاريم.

سيزدهم خرداد ماه هشتاد و سه


موسيقي موزارت جاي دوپينگ را مي گيرد!

هنوز پديده‌ي دوپينگ يكي از بزرگ‌ترين دلمشغولي‌هاي دنياي حرفه‌اي ورزش است. روزنامه‌ي Independent در مقاله‌اي راهي جالب براي كنار گذاشتن مواد نيروزا پيشنهاد داده است. تحقيقات يك متخصص قلب و عروق در كشور يونان نشان مي‌دهد شنيدن قطعه‌ي موسيقي كلاسيك نظير كارهاي «موتزارت» توانايي ورزشكاران را تا اندازه‌ي زيادي افزايش مي‌دهد. اين تئوري انقلابي در دنياي حرفه‌اي‌ها بوجود آوره است. «تاناسيس دريتساس» به معجزه‌ي موسيقي كلاسيك ايمان دارد. او داشتن رژيم غذايي مناسب را در كنار شنيدن به قطعه‌هاي شگفت‌انگيز موتزارت ماتهون و ... را ضروري مي‌داند، دريتساس در گفت‌وگو با Independent در اين باره گفت:«اين موضوع مي‌تواند به عنوان مكمل بسيار خوبي از سوي جواناني كه در آرزوي پيشرفت در ورزش هستند به كار رود دريتساس يكي از مشاوران ويژه‌ي رقابت‌هاي المپيك 2004 آتن است. او معتقد است، موسيقي منظم و داراي آهنگ مناسب خستگي و فشار را به گونه‌اي معجزه‌آسا از بدن ورزشكار خارج مي‌كند و توان ماهيچه‌ها را بيشتر مي‌كند. مجموعه‌ي تحقيق‌هاي دريتساس در كتاب Music and medicine آمده است.او استفاده از لوح‌هاي فشرده‌ي موسيقي در هنگام تمرين كردن را به ورزشكاران توصيه مي‌كند:«استفاده از اين ترفند كه هيچ منافاتي با آرمان‌هاي المپيك ندارد به سود ورزشكاران خواهد بودالبته دريتساس شنيدن هر قطعه موسيقي را بويژه در زمان رقابت‌هاي حساس و بزرگ مجاز نمي‌داند: «موسيقي كلاسيك بهترين انتخاب خواهد بود، شنيدن سمفوني بهتر از شنيدن موسيقي rock يا metal است مطالعات اين محقق يوناني با همكاري يك يوناني ديگر در دانشگاه برونل شهر لندن انجام شده است. پروفسور كاستاس كارگيورگيس نيز همانند دريتساس به معجزه‌ي موسيقي اعتقاد دارد:«البته بايد ده تا پانزده دقيقه به موسيقي كلاسيك آرام گوش داد، اين شيوه خون را به بهترين شكل ممكن به ماهيچه‌ها مي‌رساند  پخش زنده‌ي قطعات موسيقي در رقابت‌هاي المپيك به جز در ورزشگاه‌هاي ژيمناستيك و شنا قانوني نيست. اما در صورت تاييد تحقيقات اين دو يوناني، سران برگزاري رقابت‌هاي المپيك متقاعد خواهند شد كه شنيدن قطعات موسيقي يوهان اشتراوس بهتر از بلعيدن ماده‌ي نيروزاي استروئيد خواهد بود.!

ايسنا

بيست و هفتم فروردين ماه هشتاد و سه


مديريت مركز موسيقي و علي مرادخاني

در آخرين روزهاي سال گذشته كه علي مرادخاني به طور تلويحي از استعفاي خود در مقابل برخي خبرنگاران سخن گفت كمتر كسي فكر مي كرد كه رئيس ‌چهارده ساله مركز موسيقي وزارت ارشاد همچنان در تصميم خود مبني بر كناره گيري از اين پست اصرار ورزد. خبر استعفاي علي مرادخاني، زماني قوت بيشتري گرفت كه پيش از آن نيز خبر استعفاي مرتضي كاظمي، معاون وزير ارشاد در امور هنري به طور جسته و گريخته منتشر شد كه البته اين استعفا همان موقع از سوي مسئولان وزارت ارشاد تكذيب شد. سرانجام با پذيرش استعفاي مرتضي كاظمي، علي مرادخاني نيز طي نامه اي به هنرمندان به طور رسمي از آنها خداحافظي كرد هر چند كه منابع خبري به نقل از وي اعلام كردند كه مرادخاني تا معرفي رئيس جديد همچنان مركز موسيقي را اداره خواهد كرد. نگاهي به كارنامه مديريت چهارده ساله علي مرادخاني و بودجه ‌ششصد هزار توماني سابق تا ‌سه و نيم ميليارد توماني فعلي، از منظر كارشناسان و منتقدان هنري دوران مديريت او را از نشيب تا آرامش معرفي مي كند. ديدار اعضاي هيئت مديره و مشاوران خانه موسيقي به عنوان بزرگترين تشكل صنفي موسيقي با مرادخاني كه چهارشنبه هفته گذشته صورت گرفت و محورهاي مطرح شده در اين ديدار كه البته پيشتر نيز همين محورها طي نامه اي به مقام عالي وزارت ارشاد، احمد مسجدجامعي ارسال شده بود گواهي بر اين فراز و نشيب مي باشد. در اين نامه كه به امضاي كليه هيئت مديره و مشاوران خانه موسيقي رسيده بود از مسجدجامعي خواسته شده بود تا با توجه به سوابق مرادخاني وي كماكمان سكاندار مركز موسيقي باقي بماند. اما شواهد امر حاكي از آن است كه مرادخاني به زودي ساختمان تالار وحدت را ترك خواهد كرد. به هر حال جمع بندي آنچه كه طي اين هفته ها بر روي خروجي رسانه ها به نقل از موسيقيدانان در وصف مرادخاني ارسال شد از وي مديري توانمند ترسيم مي سازد. اما با اين حال بايد توجه داشت كه قبلا نيز برخي چهره هاي نام آشناي موسيقي كه جزو منتقدان جدي مركز موسيقي بودند هنوز هم بر نقطه نظرات خود مبني بر كم كاري و ناديده انگاشتن برخي مسائل موسيقي از سوي مرادخاني و مجموعه تحت امر پافشاري مي كند. هوشنگ ظريف عضو هيئت مديره خانه موسيقي مي گويد: مدت زماني كه مرادخاني رئيس مركز موسيقي بود هنرمندان تا حدي جان گرفتند او براي همه هنرمندان حق قائل شد و آنها را زير بال و پر خود گرفت. به همين دليل موسيقيداناني كه پا به تالار وحدت نمي گذاشتند جذب مركز موسيقي شدند. روشن روان معتقد است مرادخاني در مديريت ‌چهارده ساله خود موفق شد اعتماد هنرمندان را جلب كند. وي افزود: اگر شرايط زماني و مدت مديريت او را آن هم با توجه به زماني كه موسيقي در بدترين شرايط ممكن به سر مي برد در نظر بگيريم بايد گفت كه مرادخاني موسيقي كشور را به شكل قابل قبولي سر و سامان داد و حالا كه او اين پست را تحويل مي دهد جايگاه موسيقي در كشور و وزارت ارشاد تعريف شده است. بر پايه اين گزارش خانه موسيقي تنها به نامه اخير خود نيز اكتفا نكرده است بلكه در ديدار با معاون جديد هنري، دكتر ايماني مجددا خواستار ابقاي مرادخاني در اين پست شده اند. درست عصر همان روزي كه هيئت مديره خانه موسيقي، با مرادخاني ديدار كردند، او نيز به ديدار وزير ارشاد رفته است. از مشروح اين مذاكرات هر چند تا كنون خبري درج نشده است، اما مرادخاني اعلام مي كند كه رفتن وي قطعي است. حال بايد ديد كه گزينه بعدي وزارت ارشاد در سمت مديريت حساس ترين مركز معاونت هنري كيست؟ و به قول روشن روان آيا اين كانديدا درك مراد خاني را از موسيقي و روند تحولات ان خواهد داشت يا خير؟

از: ايسنا

بيست و پنجم فروردين ماه هشتاد و سه


پايور، موسيقي داني متفاوت تر از گذشته اش

بيست و يكم بهمن مقارن با تولد موسيقي دان بزرگ ايران فرامرز پايور است. در اين نوشته سعی دارم به گوشه هايي از فعاليت های او در عرصه موسيقي ايران بپردازم.

فرامرز پايور شاگرد مکتب ابوالحسن صبا و ادامه دهنده روش استادش، همچنين علي نقي وزيری است. او از معدود موسيقي داناني است که تزهای وزيری در موسيقي را به بهترين شکل به اجرا در آورد، نيز جزو چند چهره موسيقي ايران است که حتی مردم عامی هم سازشان را با نامشان می شناسند، مانند حسين تهرانی با تنبک, کسايي با نی. فعاليت های فرامرز پايور از چند منظر قابل برسی است: نوازندگي، آهنگسازی، تدريس، تآليف، سرپرستی گروه های ايراني.

فرامرز پايور شايد تنها کسی باشد که در تمام اين رشته ها جزو سرآمدان است. در مورد نوازندگی پايور كافيست به آثار گذشتگان وی نظری بياندازيم. نوازنده شاخص سنتور قبل از پايور که از سبک و سياق قابل توجهی برخوردار بود، حبيب سماعی بود که با توجه به آثار نوشته شده از وی، (اثر مهمی از سنتور نوازی وی كه ضبط شده باشد، در دسترس نيست) می توان گفت، تحول شگرف شيوه سنتور نوازی پايور را به وضوح مي توان ديد. البته وزيری، عليزاده، شجريان، کسايي، عبادی، تهرانی و اردوان کامکار بانی تحولات بزرگی در رشته خود بودند؛ ولی به جز کسائی تقريبا همگی دارای پشتوانه قوی در موسيقي دانان گذشته بودند: عليزاده قبل از خود وزيری، زرپنجه، عبادی، شهناز، شهنازی و... را ديده. اردوان کامکار نيز پايور، مشکاتيان و پشنگ کامکار را ديده که همگی صاحب سبک و چيره دست بوده اند که ردپای آثارشان در سازش موجود است (البته اردوان کامکار زيرکی خاص در استفاده از فرمهای ملوديك و مضرابی گذشتگان دارد که صحبت در اين زمينه در اين مجال نمی گنجد). شجريان نيز در آواز از چنين وضعيتي برخوردار است، (او شاگرد غير مستقيم بنان، ظلی، طاهرزاده، قوامی بوده ولی کمتر رد پای پيشينيان در آوازش ديده می شود.) تهرانی و کسائی هم باعث پيشرفت زيادی در سازشان بودند ولی به اندازه پايور در تاليف متد و تغييرات تکامل تكنيكي ساز، کار نکردند.

فرامرز پايور برای يك نوازنده سنتور از مبتدی تا عالی قطعات و متد هايي دارد که از لحاظ علمی و عملی نوازنده را کامل می کند. وقتی نوازنده مکتب پايور به دوره عالی ميرسد غير از آشنايي با رديف و انواع فرم های مضرابی، آشنايي كلي با حالت آهنگسازی در گوشه های مختلف پيدا می کند.

در مورد آهنگسازی پايور بقدری مطلب زياد است که می توان مفصلا در مورد آثار بی شمار وی کتابی تآليف کرد، البته جالب است که جناب پايور، با توجه به تحصيلاتی که زير نظر مليك اصلانيان و حسين دهلوی داشته اند، خود را آهنگساز نمی دانند!، آثار پايور غير از اين که با ارکستر يا بدون ارکستر با بهترين كيفيت اجرا شده اند، اکثرا پارتيتور آنها نيز منتشر شده. (پايور، دهلوی، عليزاده، مشکاتيان از معدود موسيقيدانانی هستند که آثارشان بصورت نت شده موجود است!) قانون مداری و انضباط استاد پايور، باعث اين موضوع است.

آهنگهای ساخته شده توسط ايشان را می توان به سه دسته تقسيم کرد:

يك. قطعاتی که در امتداد سنتهای موسيقي ايراني است، که اکثرا يا بصورت دونوازی با تنبک يا با گروه اساتيد همراه با جليل شهناز، علی اصغر بهاری، حسين تهرانی و محمد موسوی اجرا شده، البته اين آثار بدون رنگ آميزي ارکستری نيستند، ولی با تنظيم های گروه پايور تفاوت عمده دارد، که از جمله آثار اجرا شده از اين دست، انتظاردل، کنسرت اساتيد و تکنوازی ها، چهارمضراب سه گاه، چهارمضراب شور هستند.

دو. آثار تنظيم شده با گروه پايور که گاهی از سازهای غربی هم بهره برده شده، از ارکستراسيون خاصی برخوردار است که رگه هايي از موسيقي های درباری قديم که پايه موسيقي دستگاهی ايران شد، تا موسيقي جديد ايراني که بعد از انقلاب، موجی نوين پيدا کرد، ديده می شود.

آثار درخشانی که بازسازی بعضی از آثار گذشتگان را به همراه دارد، دل شيدا، رازدل، سازقصه گو، پری چهر و پری زاد، شور و ماهور (کانون پرورش فکری)، ماهور برای سه تار و ارکستر (با احمد عبادی)، زرد مليجه و تکنوازی ها، چهارمضراب دشتی، چهارمضراب عراق، چهارمضراب چهارگاه، پراکنده، چهارمضراب اصفهان و...

سه. آثارموسيقي نوين که متاسفانه کم تعداد ولی بسيار بديع و زيبا هستند. نکته مهمی که بايد به آن توجه شود اين است که استاد پايور در سال هزار و سيصد و سي و پنج قطعه گفتگو را برای کمانچه و سنتور تصنيف کرده بود که شايد اولين قطعه سنتور نوازی نوين باشد! (اين قطعه همراه با ويلن صبا اجرا شد)، بعدها قطعات ديگری در اين سبک تصنيف کرد که ازجمله آنها، پرنيان يك و دو، برای دوئت تار و سنتور، رهگذر برای دوئت فلوت و سنتور، کنسرتو برای سنتور و ارکستر مضرابی (که با همکاری حسين دهلوی تصنيف شد) به عقيده نگارنده اين آثار اوج خلاقيت استاد پايور را نشان می دهد که بدون داشتن پشتوانه شنيداری در اين زمينه دست به ساخت چنين آثاری زده است. استاد پايور پيش از انقلاب با همفکري استادانی مانند دهلوی، قنبری، ظريف، تهرانی موجی را در موسيقي بوجود آوردند که باعث ايجاد جو علمی و حرفه ای در موسيقي کشور شد.

نتيجه اين حرکت را می توان در ارکستر مضرابی صبا به رهبری حسين دهلوی ديد. اين حرکت که بعد از انقلاب کم رمق و کم قدرت شد، باعث تاليف و انتشار قطعات و متودهايي برای سازهای ايرانی شد که تا حد زيادی موجب رشد موسيقي دانان ايران شد و استانداردهای بعضی از سازها بالا رفت. شاگردان استاد پايور همگی از قدرت مناسبی در نوازندگی برخوردارند و کتاب های طبقه بندی شده استاد باعث شناخت بالای موسيقي آنها شده است. کتاب های درسی استاد پايور نشان دهنده تسلط بی چون چرای وی به موسيقي ايرانيست. طعنه ای در ميان موسيقي دانان رايج است، که تا جايي بی برنامگی مي بينند، می گويند اين موسيقي يك پايور می خواهد! برای استاد فرامرز پايور آرزوی سلامتی و بازگشت به ميدان موسيقي را داريم.

سجاد پورقناد

هشتم اسفند ماه هشتاد و دو


Top

Click to Top Page...

Contact to

Home English News Biography Folk Music History Interview

info@persianartmusic.com

with questions or comments about this web site.

Copyright © 2000-2007 Persian Art Music Org All Rights Reserved.

You can't use any picture and information from this web site
POSTAL Address: Reza Kalantari 1418837635 Tehran - Iran