Persian Art Music...Click to New Window...

موسيقي هنري ايران

Persian Art Music

Click to Persian Version...

English Site

موسيقي شهرستان ها و استان ها

ستون آزاد     عكس،نوتاسيون، موسيقي، جدول

::

مركز آموزش موسيقي

موسيقي كودك

 

تازه ها

 

فولكلور

 

تاريخچه

 

گفت و گو

 

زندگينامه

  تماس با ما


 

تئوري موسيقي

 

Music Theory


 

موسيقي كلاسيك

 

Classical Music


 

سخن سردبير سايت

 

Web Site Manager's Page


  جدول و سرگرمي
  Puzzle
 

Advertisement

Articles Archives XXXXI

Update: Friday September 17, 2004

بايگاني مقالات و نوشته ها



موسيقي مازندران، موسيقي شاليزارها ١١

تحليلي بر اجراي دستان در نياوران ٣٠/٥


موسيقي مازندران، موسيقي شاليزارها

واحد مركزي خبر، جام جم: مازندران، استان ساحلي شمال ايران از شرق با گرگان، از جنوب با سمنان و تهران، از مغرب با گيلان و از شمال با درياي خزر همجوار است. اين وضعيت خاص جغرافيايي باعث شده است فرهنگ موسيقي مازندران در ناحيه شرقي با خراسان و ترکمن صحرا آميخته شود و در غرب، کمابيش خصايص موسيقي گيلاني را داشته باشد.

كرنا نواز

در مازندران هم مانند اکثر نقاط ايران، موسيقي با زندگي مردم همراه و عجين است. در شاليزارها، جنگل ها، دريا، در آداب شادي و عزا و در همراهي با مراسم مذهبي، موسيقي مازندران نقش چشمگيري دارد. براساس روش پيشين و با توجه به واقعيت هاي موجود، موسيقي مازندران را به دو گروه عمده تقسيم مي کنيم: موسيقي بامتر آزاد، موسيقي بامتر معين.

مقام خواني از شرق تا غرب

موسيقي مازندران بامتر آزاد شامل آهنگهايي است که در قالب مقامها و با حالت آوازي اجرا مي شوند. مقام خواني از شرق تا غرب مازندران رايج است و مقامها در شکلها و نامهاي گوناگون متجلي مي شوند. متداول ترين مقامهاي موسيقي بومي مازندران عبارتند از:

اميري Amiri: معروف ترين مقام بين مردم مازندران است. اين آواز زيبا و دل انگيز به تنهايي مي تواند بيان کننده خصايص و ارزشهاي موسيقي مازندران باشد. آواز اميري بيشتر در جنوب مازندران متداول است و شعرهاي زيبا و تصويرگر امير پازواري، شاعر بلند پايه مازندراني، زينت بخش آواز اميري است. مقام اميري در دو نوع اميري بلند و اميري کوتاه اجرا مي شود و به همت شادروان استاد ابوالحسن صبا، مقام اميري مازندران ثبت شده و در کنار ساير گوشه هاي آواز دشتي در رديف استاد صبا قرار گرفته است.

کتولي Katouli: از مقامهاي معروف مازندران است که بيشتر در قسمتهاي شمال مازندران متداول است. آوازهاي کتولي در نوع خود زيبايي ويژه اي دارد. مقام کتولي، حاوي مضامين بلند اخلاقي، قومي، اعتقادي و گاه توصيفي است. کتولي در سه نوع مختلف کتولي کوتاه (کل حال)، کتولي متوسط (ميون کتولي) و کتولي بلند (بلند کتولي) اجرا مي شود. علاوه بر اميري و کتولي، مقامهاي ولک سري، توري (طبري) و طالبک (طالبا) را مي توان نام برد.

چاووش خواني نيز از مقامهاي معمول مازندران است که در استقبال يا بدرقه زايران مشهد، کربلا، نجف يا مکه خوانده مي شود. چاووش خوان، پيک خبردهنده است که مردم را در حال و هواي اعتقادي و توجه به مقدسات قرار مي دهد. مضمون عمومي در موسيقي مازندران، مسائل حماسي و اعتقادي و پرداختن به بيان ارزشهاست. با اين که موسيقي مقامي نواحي مختلف مازندران شباهت کلي و عام به هم دارند، اما در هر منطقه، بنا به شرايط اقليمي و خصايص فرهنگي و نوع ارتباطات اجتماعي، رنگ و حالت مشخص تري مي يابد.

مثل سادگي

در مازندران موسيقي هايي با متر معين به بيان ترانه هايي اختصاص دارد که عموما داراي مضامين توصيفي و عاشقانه هستند. ترانه هاي مازندراني با ملودي هايي ساده و روان و اشعاري لطيف و بي پيرايه، سخنان دلنشيني را بيان مي کنند که جذابيت خاص يافته و در يادها باقي مي مانند. ترانه هاي اصيل مازندراني با عناوين و نامهاي خاص ، بيانگر قدمت و سابقه طولاني حوادث و مسائلي است که ريشه در زندگي مردم اين سامان داشته و به زمان حال رسيده اند.

نوروزخواني: از موسيقي هاي متداول در مازندران و با متر معين است. نوروزخوانان اشخاصي هستند که پيش از آمدن بهار، رسيدن نوروز و سال نو را با شعر و آهنگ به مردم بشارت مي دهند. نوروزخوانان، بديهه سراياني هستند که از مدتها پيش از بهار به پيشواز بهار مي روند و بدون همراهي ساز و صرفا به کمک آواز، نسيم بهاري را با دل و جان مردم آشنا مي کنند. مردم هم به همراهي نوروزخوانان به آوازخواني مي پردازند و به اين ترتيب استقبال از بهار عمومي مي شود.

تعزيه: ريشه هاي محکم اعتقادي و علاقه به آل علي (ع) موجب شده است تعزيه در اين سامان رشد يابد و آهنگهاي تعزيه در بخشهاي ريتميک رشد چشمگيري بيابد. در عين حال، شيوه هاي آوازخواني در تعزيه باعث شده است مقامهاي موسيقي مازندران تحول يابد و در شکلهاي متنوع عرضه شود و از اين راه ، فرمهاي تازه در شکلهاي موسيقي مازندران پديد آيد.

سازهاي مازندران

متداول ترين سازهاي مازندران عبارتند از:

ل له وا (ني) laleva: که از سازهاي شناخته شده در مازندران است. لله وا يا ني درواقع، ساز چوپاني مازندران به حساب مي آيد و در ميان دامداران و ساکنان کوهستان هاي مازندران معمول است.

دوتار: رنگ و حالت بياني دوتار مازندران از خصايص عمومي موسيقي اين سامان تبعيت مي کند و با حالات اجرايي دوتار ترکمني و خراساني تفاوتي آشکار دارد.

کمانچه: اين ساز از سازهاي معمول در ميان مردم مازندران است. کمانچه رايج در مازندران مانند کمانچه لري سه سيم دارد، ولي در سالهاي اخير از کمانچه هاي چهارسيمي نيز استفاده مي شود.

نقاره (ناقاره) (1): عبارت است از طبل هاي کوچک با بدنه اي سفالي که پوستي روي دهانه کوزه سفالي کشيده شده و با طناب هايي در اطراف محکم مي شود. نقاره را معمولا با دو قطعه چرمي به صدا درمي آورند. نقاره در اجراي حرکات و رقص هاي جمعي و به عنوان ساز خبرده، در همراهي سرنا استفاده مي شود.

سرنا: سرنا در بين مردم مازندران به عنوان سازي روستايي و پرصدا در اعلام خبرها و انتقال وضعيت ها استفاده مي شود. مردم مازندران سرنا را هم به تنهايي و هم در همراهي با نقاره به کار مي برند.  سرنا و نقاره علاوه بر جنبه هاي خبري در همراهي با رقصهاي بومي نيز استفاده مي شوند. علاوه بر سازهايي که نام برديم، در بين مردم مازندران استفاده از سه تار، تار و تنبک نيز متداول است و بعضي از مردم بومي مازندران موسيقي هاي خود را با سازهاي مذکور اجرا مي کنند.

منبع: اداره کل تحقيق و توسعه صدا

توضيح (1): به اين ساز در استان مازندران دسركتن (De Sar Koten)مي گويند.

در استان مازندران سازهاي ديگري نيز نواخته مي شود كه در اين نوشته نيامده است.

يازدهم شهريور هشتاد و سه


تحليلي بر اجراي دستان در نياوران

واحد مركزي خبر، همشهري: گروه پنج نفره دستان پس از هفت سال دوري از ايران،در روزهاي بيست و دوم تا بيست و چهارم مرداد در كاخ نياوران به اجراي برنامه پرداختند. اجراي اين گروه در سه بخش صورت گرفت. بخش اول به اجراي قطعاتي از حميد متبسم و بخشهاي ديگر به اجراي قطعاتي از سعيد فرجپوري و بهروزي نيا اختصاص داشت. گروه دستان را خواننده اي حرفه اي همراهي نمي كرد.اگرچه گروه برخي تصانيف را با همخواني و چند تصنيف را با صداي بم و پخته سعيد فرجپوري (نوازنده كمانچه وآهنگساز )اجرا كردند، اما نبود خواننده اي حرفه اي در صحنه حس مي شده، به خصوص كه اجراهاي گذشته گروه دستان در ايران با خوانندگان نام آوري چون شهرام ناظري و زنده ياد ايرج بسطامي همراه بود. همكاري چندين و چند ساله نوازندگان با يكديگر سبب شده بود تادر اجراي كاخ نياوران هماهنگي و همقراني كم نظيري در گروه نوازي موسيقي ايراني بروز و ظهور يابد. چنين هماهنگي در اين سطح را تنها مي توان در سايه تمرينات مستمر و نيز زندگي در زيست بومي موسيقايي (آن هم زيست بوم موسيقي سنتي ، كه به دليل تكيه بر بداهه نوازي و رديف نوازي بسيار سخت و دير به دست مي آيد) و آشنايي به خلق و خوي و سلوك يكديگر شاهد بود. به همين جهت اجراي اين گروه را مي توان هم ارز اجراي گروههاي كامكارها و نيز گروه شجريان، عليزاده، كلهر وهمايون شجريان دانست. گروه دستان اما در مقايسه با همين دو گروه شاخص ياد شده، ويژگي منحصر به فردي دارد كه همانا به سونوريته خاص موجود در سازهاي كوبه اي و به ويژه تنبك نوازي پژمان حدادي باز مي گردد. حدادي كه در اين اجرا ساز كوبه اي تركيبي اي به نام پنداريك را براي نخستين بار به علاقه مندان موسيقي معرفي مي كرد، پيش از اين تواناييها و تكنيك كم نظير خود و قابليتهاي كشف نشده ساز تنبك را در كاست سه نوازي نشان داده بود. وي در اين اجرا هم توانست تركيبي دلپذير از اين سازها را به نمايش بگذارد. تركيبي كه گاه حسي ملوديك را از سازي كوبه اي در ذهن شنونده تداعي مي كند، حسي كه تابه امروز عليرغم تلاش نوازندگان صاحب نام اين ساز كمتر مجال بروز و ظهور يافته بود. همنوازي تنبك حدادي با دف بهنام ساماني درقطعه چابك و اواسط اجراي قطعه شوريده و استفاده از دف به عنوان آكوردي براي تنبك از جمله نمونه هاي شاخص اجراي سازهاي كوبه اي بود. جالب توجه اينكه حميد متبسم در گفت و گويي براين نكته تاكيد ورزيده بود كه، نوازندگي حدادي به گونه اي است كه در ذهن همنوازان گروه تاثير كرده و آنها را از مسير ملوديكي كه خود نوازنده مي خواهد خارج كرده و به مسيري مي كشاند كه نوازنده تنبك مي خواهد. اين درحالي است كه ساز تنبك در اركستراسيون موسيقي ايراني (چه در قالب گروه نوازي يا دونوازي) سازي تابع است و وظيفه اصلي آن نگهداري ريتم است و نه سازي خط دهنده و جهت ساز. سرعت بالا وريتميك بودن قطعات و تنوع ريتميك و ملوديك و استفاده از ريتمهاي لنگ، از جمله ويژگيهاي اين اجرابود،قطعات شوريده، آفتاب نيمه شب، حكايت، چابك و...گفت و گويي كه سازهاي كمانچه (فرجپوري) بربط (بهروزي نيا) تار وسه تار (حميد متبسم) دف (بهنام ساماني) و تنبك و پند اريك (پژمان حدادي) با يكديگر صورت مي دادند، تركيبي دلنشين و گوشنواز از همسخني سازها پديد آورده بود. قطعه حكايت سعيد فرجپوري نيز عليرغم شروع آرام و روان، به دليل انسجام ملوديكي مبتكرانه و متناسب با روح موسيقي ايراني گوشنواز و شنيدني بود و از جمله قطعات شنيدني اجراي گروه دستان به شمار مي رفت. تسلط نوازندگان بر ساز و تكنيك بالاي آنها در اجراي قطعات پيچيده، علاوه بر گروه نوازي در تكنوازي نيز خود را نشان داد و سبب شد تا جمعيتي كه براي تماشاي اجراآمده بودند، پس از سالها اجرايي منسجم، هماهنگ، سرزنده و نشاط آور را از يك گروه موسيقي سنتي شاهد باشند.اجرايي در كلاس بالاي موسيقي سنتي كه در چند سال اخير كمتر توفيق ديدن آن به دست آمده بود. نقطه ضعف اصلي گروه نبود خواننده اي حرفه اي بود و اگرچه صداي فرجپوري (به خصوص كردي خواني وي ) به دل مي نشست، اما نمي توانست جاي خالي خوانندگاني چون زنده ياد بسطامي و شهرام ناظري را با آن صداي حماسي پركند. از نكات حاشيه اي كنسرت، بايد به حضور چهره هاي نامي موسيقي، همانند پرويز مشكاتيان، حسين عليزاده، هوشنگ ظريف، هوشنگ كامكار، صديق تعريف، هادي منتظري و... اشاره كرد و نيز انجمن موسيقي دانان نياوران كه در يكي دو سال فعاليت خود نشان دادند كه در انتخاب گروهها و اجراي آنها، چه در موسيقي جهاني و چه در موسيقي ايراني جدي و فعال هستند و از حركتهاي باري به هر جهت اجتناب مي ورزند.

سيد ابوالحسن مختاباد

سي ام مرداد ماه هشتاد و سه


Top

Click to Top Page...

Contact to

Home English News Biography Folk Music History Interview

info@persianartmusic.com

with questions or comments about this web site.

Copyright © 2000-2007 Persian Art Music Org All Rights Reserved.

You can't use any picture and information from this web site
POSTAL Address: Reza Kalantari 1418837635 Tehran - Iran