Persian Art Music...Click to New Window...

موسيقي هنري ايران

Persian Art Music

Click to Persian Version...

English Site

موسيقي شهرستان ها و استان ها

ستون آزاد     عكس،نوتاسيون، موسيقي، جدول

::

مركز آموزش موسيقي

فروشگاه هاي موسيقي سايت

 

تازه ها

 

فولكلور

 

تاريخچه

 

گفت و گو

 

زندگينامه

  تماس با ما


 

تئوري موسيقي

 

Music Theory


 

موسيقي كلاسيك

 

Classical Music


 

سخن سردبير سايت

 

Web Site Manager's Page


  جدول و سرگرمي
  Puzzle
 

Advertisement

Articles Archives XXXXIV

Update: Tuesday November 23, 2004

بايگاني مقالات و نوشته ها



سرگشاده به خانه موسيقي ايران ١٨/٨

پاسخ صادق طباطبايي به عليرضا افتخاري ٢٥/۷


سرگشاده به خانه موسيقي ايران

واحد مركزي خبر، موسيقي هنري ايران:

رونوشت به خانه موسيقي ايران

(اين نوشته در تاريخ هفدهم آبان هشتاد و سه، به صورت پست الكترونيك و فكس به خانه موسيقي ايران، خبرگزاري مهر و ايسنا ارسال شد)

اساتيد موسيقي ايران در زمان گذشته زحمات بسياري براي موسيقي ايران كشيدند، و لازم است ما نيز احترام به اين بزرگان را فراموش نكنيم. در اين نوشته كوتاه به نكته اي اشاره داريم كه بسيار اهيميت دارد. ديروز برنامه اي از شبكه چهار سيما پخش شد كه به بناهاي تاريخي اصفهان اشاره داشت. در يكي از اين بناها، به مقبره اساتيد هنر اصفهان پرداخته شد كه زماني آثاري بي بديل خلق مي كردند. در بخشي از يكي از اين اماكن تاريخي به مقبره استاد نايب اسداله، يگانه نوازنده ني، اشاره شد كه متاسفانه به دليل جدول بندي و ساخت پياده رو و باغچه در اين مكان، مقبره در پياده رو قرا گرفته و بر روي آن سنگفرش شده بود. همانند آنچه كه هم اكنون در پياده روهاي شهرمان مي بينيم. تنها نشانه آن رويش گياه به صورت مستطيل در اطراف قبر بود كه همانند يك قاب قبر را در برگرفته بود. كه البته پس از زمان كوتاهي و بر اثر عبو و مرور آن نيز از بين خواهد رفت. نه نشاني و نه نوشته اي براي مشخص بودن آرامگاه استاد بزرگ ني ايران، وجود نداشت.

با توجه به اينكه اين وضعيت به هيچ وجه برازنده استاد بزرگ موسيقي كشورمان نيست، از مسئولين محترم خانه موسيقي ايران خواهانيم به اين مسئله رسيدگي كنند.

با سپاس از زحمات اين عزيزان در خانه موسيقي ايران.

رضا كلانتري، مديريت سايت موسيقي هنري ايران

هجدهم آبان هشتاد و سه


پاسخ صادق طباطبايي به عليرضا افتخاري

واحد مركزي خبر، بازتاب: با سلام به آقاي افتخاري و آرزوي توفيقات بيشتر براي ايشان، لازم مي‌بينم در مورد موسيقي ايراني و به اصطلاح موسيقي پاپ، نکاتي را معروض دارم. اولا، همه کساني که مختصر آشنايي با مباني علمي موسيقي دارند، مي‌دانند که موسيقي مقامي ايران در بين موسيقي ملل، از جايگاه بسيار والايي بر خوردار است. وجود پرده‌ها و گوشه‌هاي بسيار وسيع و گسترده‌اي که هر کدام، بار احساسي، عاطفي، بياني و حماسي ويژه خود را دارد، زمينه‌هاي بسيار وسيعي را براي خلق آثار به‌يادماندني و جهاني فراهم ساخته است. من يک بار در جايي گفته بودم که موسيقي ايراني، براي انتقال پيام ارزشهاي نهفته در فرهنگ غني ايران و نيز معرفي جانفشاني‌هاي جوانان اين مرز و بوم در کليه درگيري‌هاي داخلي، خارجي و نظامي و همچنين بيان افسانه‌ها، قصص، پندها و تراژدي‌هاي بر جاي مانده در ادبيات فخيم ايران به جهانيان، بسيار قدرتمندتر از زبان ديپلماسي مي‌باشد. البته شرط اين امر، پرداختن علمي به اين موسيقي و به کار بردن اصول و قوانين علمي آهنگسازي و اجراي علمي آثار خلق شده مي‌باشد؛ کاري که متأسفانه مدتهاست تعطيل شده است. اگر از علمي کار کردن و تحمل زحمت و مشقت و صرف وقت، رويگردان شديم و فقط به تکرار آنچه سينه به سينه به عنوان مباني و اصول آموخته‌ايم، روي آورديم، بديهي است که کاري ملال‌آور و نه در خور شأن اين نسل، عرضه مي‌داريم. البته در اين صورت ناچار مي شويم توجيه کم‌کاري و فقدان اطلاعات علمي موسيقايي خود را به گردن اصل موسيقي مقامي ايران بيندازيم. «ابوعطا و سه گاه را يکبار بايد خواند ... چند تا همايون بخوانيم»؟

از آقاي افتخاري بعيد است که شأن و مقام و قدرت دستگاههاي ابوعطا و سه گاه و همايون را در محدود بودن امکان خلق آثار متنوع در اين دستگاهها و ديگر مقامات و پرده‌هاي موسيقي ايراني دانسته‌اند. اگر اين استدلال درست بود، ما شاهد آن شکوه، عظمت، تنوع و قدرت بيان و کثرت آثار در موسيقي کلاسيک اروپايي نبوديم، چرا که همه آن آثار فقط در دو پرده مينور و ماژور خلق شده‌اند و هيچ‌کدام هم بوي تکرار نمي‌دهند. اگر موسيقي کلاسيک اروپايي اين همه تنوع را در دو پرده مينور و ماژور دارد، چرا ما شاهد تنوع در آثار موسيقايي خود که مي‌تواند در متجاوز از سيصد پرده ـ به جاي دو پرده ـ ساخته و خلق شود، نيستيم؟ واقعيت اين است که اين ادعا از آقاي افتخاري، به عنوان يکي از شاگردان مرحوم تاج اصفهاني ـ که خود گنجينه و حافظ تمامي پرده‌ها و مقامات و گوشه‌هاي موسيقي مقامي ايراني بود ـ بسيار بعيد است. قدرت و امکان خلق آثار غيرتکراري در دستگاههاي سه گاه و ابوعطا و ديگر دستگاههاي موسيقي ايراني بسيار زياد است و مي‌توان گفت که نامحدود است. اما آنچه شرط اوليه و اساسي خلق چنين آثاري نامتناهي است، داشتن سواد لازم و برخورداري از دانش لازم و آشنايي با فنون علمي و جهاني اين کار همراه با برخورداري از امکانات اجرايي و داشتن ارکسترهاي آزموده است. در خلق اين گونه آثار، سودجويي و نگراني از نفع مالي ناشر جايگاهي ندارد. غالب آهنگسازان و خالقين آثار بزرگ کلاسيک اروپايي در فقر و تنگدستي روزگار گذرانده‌اند. سود اصلي را بعدها که امکان تکثير انبوه در تيراژهاي ميليوني اختراع شد، ناشرين بزرگ بردند. آقاي افتخاري بهتر از هر کس ديگر مي‌دانند که اگر بخواهند به خلق چنين آثاري روي آورند، بايد اولا کار آهنگسازي را به متخصصين تعليم ديده واگذارند و ثانيا براي اجراي آثار خلق شده از ارکسترهاي مناسب و سازهاي مناسب‌تر و رهبران متبحر در اين امر بهره گيرند و نيز خوب مي‌دانند که چنين امري مستلزم صرف وقت و هزينه و همت و استعداد مي‌باشد و اين مسائل ميزان سودآوري مورد انتظار ايشان و ناشر آثارشان را تأمين نمي‌کند. پس چه بايد کرد؟ بايد به کارهايي روي آورد که هيچ‌کدام از اين شرايط را طلب نکند. آن کارها از کدام سنخ موسيقي ساخته است؟ از موسيقي پاپ! و گناه و منت اين روي‌آوري سودجويانه را بايد به گردن موسيقي ايراني و مردمي که از تکرار خسته شده‌اند، انداخت. براي اينکه ذهن خواننده اين سطور به کلي‌گويي و نقد بي‌جاي نگارنده متوجه نشود به چند نمونه از کارهايي که معتقدم ارزش جهاني دارند اشاره مي‌کنم: قطعه ني نوا با اجراي ارکستر سمفونيک از آقاي عليزاده، درگلستانه اثر فخيم هوشنگ کامکار با آواز شهرام ناظري و ارکستر بزرگ سمفوني، به ياد حافظ اثر هوشنگ کامکار و آواز بيژن کامکار و ارکستر سمفونيک تهران، آثار ارکسترال فرهاد فخرالديني با صداي شجريان، قطعات برجسته در شور و راست پنجگاه و نوا و افشاري اثر برجسته پرويز مشکاتيان و ارکسترپلي فونيک سازهاي ايراني که با آوازهاي شجريان، مرحوم بسطامي، آقاي افتخاري اجرا و منتشر شده‌اند. آثار ديگري نيز هستند که از ذکر آنها درمي‌گذرم. در اينجا فقط خواستم به چند نمونه اشاره کرده باشم. آقاي افنخاري بهتر از هر کس ديگر مي‌دانند که سود حاصله از فروش اين آثاري که بر شمردم در مجموع از سود يک کاست موسيقي پاپ کمتر بوده است. اينکه جوانان ما به اين آهنگها روي آورده‌اند، دليل آن در جاي ديگر است. اولا نياز روزافزون نسل جوان به آثار موسيقايي و ثانيا ترويج اين‌گونه موسيقي توسط صداوسيما که بدون ترديد در ساختن ذائقه موسيقايي جوانان نقش اساسي داشته است و ثالثا و از همه مهمتر عدم امکانات مالي و عدم تأمين نيازهاي مادي آهنگسازان و اجراکنندگان و ناشران آثار فخيم و علمي از مهم ترين دلائل اين ضعف و فقر فرهنگي مي‌باشد. دلايل ديگري نيز وجود دارد که انشااله در فرصتي ديگر به طور مشروح بدان خواهم پرداخت. اين تذکر را هم بدهم که من مخالف موسيقي پاپ و ديگر انواع موسيقي‌ها نيستم، ولي هر کدام را در جاي خود و در ايفاي رسالت انتقال پيام‌هاي خود ارزيابي مي‌کنم. مشکل بزرگ امروز ما را آقاي افتخاري، فقدان يک صاحب فن دانسته‌اند که همه گرد او چرخ بزنند. يک قسمت اين حرف درست است و آن دارا بودن صلاحيت موسيقايي در فرد خالق اثر است، مطلبي که کمي اشکال دارد اين است که همه نبايد گرد يک صاحب فن چرخ بزنند، بلکه بايد خود صاحب فن و صلاحيت شوند و به خلق و توليد بپردازند. اشکال ديگر ايشان رابه شرايط موجود، که نداشتن نت واحد بود، هر چه فکر کردم نفهميدم!

موفق باشيد

دكتر صادق طباطبايي

بيست و پنجم مهر هشتاد و سه


Top

Click to Top Page...

Contact to

Home English News Biography Folk Music History Interview

info@persianartmusic.com

with questions or comments about this web site.

Copyright © 2000-2007 Persian Art Music Org All Rights Reserved.

You can't use any picture and information from this web site
POSTAL Address: Reza Kalantari 1418837635 Tehran - Iran