|
واحد مركزي خبر، ميراث خبر:
سال ها پيش كه براي
زيارت مرقد پاك امام حسين (ع) به كربلا مشرف شده بودم در حالي
كه در گوشه اي به راز ونياز با آن يگانه اعصار مشغول
بودم، در كمال شگفتي متوجه شدم كه كمي آن طرف تر چهره
اي آشنا با چشمان گريان و كتاب دعايي در دست رو به ضريح امام حسين (ع) مشغول
خواندن دعاست. با چنان اخلاصي در راز و نياز خود غرقه بود كه
من مبهوت شدم. با خود انديشيدم كه معروفي در كربلا چه
مي كند؟
سر از پا نشناخته به سوي او شتافتم و او را
غرق در بوسه كردم و پيداست كه هر دو چه حال عجيبي داشتيم.
هنوز هم پس از سال ها،
ياد آوري آن خاطره مرا عميقا متاثر مي كند و با خود مي انديشم
كه ويژگي هاي اخلاقي و خصائل معنوي يك هنرمند تا چه حد
در كار او تاثير مي گذارد. علي تجويدي در گفتگويي در
مجله ادبستان مجله ادبستان، (آذر
هفتاد و دو،
شماره
چهل و هشت)
اين خاطره شيرين را از
جواد معروفي تعريف مي کند. روح اله
خالقي نيز که به گفته جواد معروفي از هم کلاسي
هاي او در هنرستان موسيقي بوده است درباره اين موسيقي دان در
جلد سوم کتاب سرگذشت موسيقي ايران چنين آورده است:
ساخته هاي معروفي با احساس و از نظر ملودي روان، منسجم
و آراسته است. او در دوران فعاليت هنري خود در آهنگسازي، رهبري ارکستر و
اجرا آهنگ هاي استادان موسيقي ايراني، چون وزيري و خالقي و
اجراي قطعات موسيقي ايراني با پيانو کوشش بسيار کرد.
آثاري که با ارکستر شماره يک گل ها به رهبري او
اجرا و در نوار ضبط شده، از آثار ماندگار موسيقي ايراني است.
جواد معروفي نيز در
گفتگويي که در مجله زمان توسط احمد رضا احمدي شده است، درباره
خالقي آورده است: در مدرسه عالي موسيقي وزيري با خالقي
همکلاس شدم. دوره هاي کلاس آقاي وزيري را با هم ديديم و
سبکمان در آهنگسازي يکي بود. بعدها خالقي هنرستان موسيقي ملي را تاسيس کرد
و براي موسيقي ايراني خيلي زحمت کشيد. من هم در اين هنرستان
تدريس مي کردم. او
درباره چگونگي شروع و آموختن موسيقي در نوجواني مي گويد: بعداز
اتمام تحصيلات ابتدايي، موسيقي را نزد کلنل وزيري آغاز
کردم. ساز من در ابتدا تار بود ولي بعدا به پيانو علاقه
مند شدم و به آن رو آوردم. بعد از مدتي که نزد آقاي کلنل کار کردم
خواستم بيشتر روي موسيقي کلاسيک اروپايي کار کنم و نزد خانم
خالاتيان رفتم. بعدا که سرود وارد موسيقي مدارس شد،
بنده سال ها در مدارس تدريس موسيقي مي کردم. ده، دوازده
سال بيشتر نداشتم که تار را رها کردم و به نواختن پيانو پرداختم. مدت ها، پيش
خانم خالاتيان مي رفتم. پيش استادم کلنل وزيري هم کار
مي کردم. او هم موسيقي کلاسيک تدريس مي کرد، ولي چون
خانم خالاتيان از نظر کار موسيقي کلاسيک، ديپلم کنسرواتوار
برلين و پاريس بود اين بود، که من پيش او کار کردم و تمام
قطعات موسيقي کلاسيک اروپايي از قبيل کارهاي موتزارت،
بتهوون، شوبرت را زدم و بعدا تمام نوکتورن ها و
پرلودهاي شوپن را نزد ايشان کار کردم، حتا اتودهاي مفصل را.
استاد جواد معروفي در سال
هزار و دويست و نود و يك
چشم بر جهان گشود. او فرزند موسي معروفي از موسيقي دانان بزرگ دوره خود
بود. ابتدا موسيقي را از پدر آموخت و بعد از دوره ابتدايي، در
چهارده سالگي در دوره اي که وزيري مدير هنرستان موسيقي
بود، به آنجا رفت و به تحصيل مشغول شد. تحصيلات موسيقي
را نزد علي نقي وزيري کامل کرد. در ابتدا تار مي نواخت و با نواختن ويولن
نيز آشنا بود، اما پس از چندي به پيانو روي آورد و تحولي در
شيوه ي نواختن پيانو در ايران به ايجاد کرد. درسال
هزار و سيصد و دوازده
(در
بيست و يك
سالگي) به دليل استعداد شگرفش در موسيقي به
استخدام وزارت فرهنگ وقت در
آمد
و معلم موسيقي مدارس تهران شد و به آموزش سلفژ و
ديکته موسيقي در هنرستان پرداخت. او از سال
هزار و سيصد و نوزده
هم زمان با افتتاح راديو به اين
موسسه پيوست و سال ها تک نواز پيانو بود. از سال
هزار و سيصد و سي دو
به سرپرستي موسيقي راديو
منصوب شد و همزمان با آن به عضويت شوراي عالي موسيقي نيز در
آمد. معروفي همچنين رهبر ارکستر شماره يک و رهبر ارکستر
بزرگ گلها بود. او تنظيم آهنگ هاي شيدا، عارف، رکن
الدين خان و درويش خان و بسياري ديگر از آهنگسازان معروف ايراني را به عهده
داشت. خودش مي گويد: از بدو تاسيس راديو در سال
نوزده
در آنجا هم مشغول شدم. در آن
موقع سني نداشتم ولي هم نوازنده پيانو بودم و هم رهبر ارکستر
شماره يک. سال اولي که راديو تاسيس شد، در اولين ارکستر
راديو اين نوازنده ها بودند: صبا، حبيب سماعي، حسين
تهراني، مرتضي ني داوود و خود من. بعدها که برنامه گلها تاسيس شد من رهبر
ارکستر آن شدم و نوازنده پيانو و سوليست هم بودم.
براي ارکستر گلها هم قطعاتي تنظيم
مي کردم. او در نواختن پيانو براي موسيقي ايراني، از روش مشير
همايون بيشتر از مرتضي محجوبي اقتباس کرده است. اما
شيوه اي ويژه و يکتا داشت که تکنيک در آن آشکار بود.
معروفي بيش از چهل سال سابقه فعاليت در زمينه آهنگسازي دارد و معروفي و پدرش
نخستين کساني محسوب مي شوند که قطعاتي در دامنه موسيقي ايراني
براي پيانو ساخته و تنظيم کرده اند. اولين قطعه اي که
معروفي ساخت قطعاتي بر رباعيات خيام بود که در سال
هزار و سيصد و پانزده
اجرا شد. از جمله خدمات فرهنگي و آموزشي استاد مي توان به سال هاي تدريسش
در دانشگاه تهران اشاره كرد. در آن زمان روش ساخت آهنگ و فرم
هاي اصيل موسيقي را تدريس مي كرد. استاد در سال هاي
عمرش در دانشگاه تهران و هنرستان موسيقي شاگردان بسياري
تربيت كرد كه خودشان از هنرمندان به نام كشور هستند. اردشير روحاني، افيليا
پرتو، انوشيروان روحاني، پرويز اتابيگي (اتابكي)، مهين زرين
پنجه و ساسان محبي.
خودش مي گويد: سبک من را انوشيروان روحاني،
اردشير روحاني، افليا پرتو، مهين زرين
پنجه و ساسان محبي خوب مي نوازند. آنها شاگردان خوبم بوده اند. آنها هم موسيقي
ايراني را مي دانند و
هم موسيقي غربي را. موسيقي ايراني را وقتي به شاگرد درس مي
دهيم که دست
روان داشته باشد و موسيقي کلاسيک را زده باشد. چون موسيقي کلاسيک دست
را روان و نت
خواني را قوي مي کند. بعدا موسيقي ايراني به او درس مي دهيم، چون
موسيقي ايراني
تکنيک مفصلي دارد. از او آثار بي شماري به جا مانده است که از ميان
آنها مي توان
به قطعات معروفي چون راپسودي (در مايه اصفهان)، فانتزي ژيلا، خواب هاي
طلايي، عاشورا،
فراق، راز خلقت، رومينا و طبيعت، خزان، روزگارمن، چه شورها، خواب
هاي خوش، برباد
رفته و كار به يادماندني هفت دستگاه موسيقي ايراني
(براي
پيانو)
اشاره کرد. استاد جواد
معروفي در بامداد روز سه شنبه
شانزدهم
آذر ماه هزار و
سيصد و هفتاد و دو
در يکي از
بيمارستان هاي
تهران جان سپرد.
استاد جواد
معروفي، تکنواز، آهنگساز و رهبر ارکستر و
بي ترديد
تواناترين نوازنده پيانو در تاريخ موسيقي ايران بود.
آزاده شهمير
نوري
هفدهم آذر هشتاد
و سه |