Persian Art Music...Click to New Window...

موسيقي هنري ايران

Persian Art Music

Click to Persian Version...

English Site

موسيقي شهرستان ها و استان ها

ستون آزاد     عكس،نوتاسيون، موسيقي، جدول

::

مركز آموزش موسيقي

فروشگاه هاي موسيقي سايت

 

تازه ها

 

فولكلور

 

تاريخچه

 

گفت و گو

 

زندگينامه

  تماس با ما


 

تئوري موسيقي

 

Music Theory


 

موسيقي كلاسيك

 

Classical Music


 

سخن سردبير سايت

 

Web Site Manager's Page


  جدول و سرگرمي
  Puzzle
  آگهي ها
 

Advertisement

Articles Archives

بايگاني مقالات و نوشته ها


بايگاني هفت بايگاني شش بايگاني پنج بايگاني چهار بايگاني سه بايگاني دو بايگاني يك
چهارده سيزده بايگاني دوازده بايگاني يازده بايگاني ده بايگاني نه بايگاني هشت
      هجده هفده شانزده پانزده

Iranian Music Universities...

كارشناسي ارشد موسيقي و داستان اعلام نتايج آن

Iranian Music

موسيقي فعلي ايران ؟ !


كارشناسي ارشد موسيقي و داستان اعلام نتايج آن

در روزي از روزهاي سردي كه مي خواست كم كم به گرمي بگرايد، سر جلسه امتحاني حاضر شدم كه براي ثبت نام در آن مجبور شدم چندين بار به پست خانه بروم و دفترچه ثبت نام را بخرم كه نشده بود ولي بالاخره موفق شدم در اداره پست چهارراه لشگر آن را پيدا كنم و در آن سرماي دي ماه با هزار زحمت دفترچه گفته شده را بفرستم. ازهمه مي پرسيديم چه روزي امتحان داريم ولي كسي نمي دانست!!! و همه مي گفتند در پيك سنجش اعلام مي كنيم. آقا ما، هي پيك سنجش خريديم، هي خريديم و خلاصه آرشيوي هر چند كوچك از آن درست كرديم، ولي خبري نبود. تا بالاخره يكي از دوستان كه با ... دانشگاه ... !!! ارتباط داشتند با ما تماس گرفته و اعلام كرد كه فلان روز براي گرفتن كارت ورود به جلسه فلان جا...!!!. ما از آنجايي كه از سال قبل يك تجربه بي مزه از اين جريان داشتيم زياد دلمان را به آن خوش نكرديم، چون سال قبل ثبت نام كرديم و ... ولي وقتي براي گرفتن كارت ورود به جلسه مراجعه كرديم گفتند به دلايلي امسال امتحان اين رشته برگزار نمي شود و ثبت مطالب مربوط به اين امتحان در دفترچه اشتباه چاپي بوده!!!. القصه، بعد از چندي انتظار براي درك اين نكته كه آقا ما بايد چه روزي براي امتحان مرحله اول بياييم، دوباره همان دوست ما كه با ... دانشگاه ... !!! ارتباط داشت زنگ زد‌(تلفن!)، و گفت فلان روز براي امتحان حاضر شويم. دوباره همان جريان سال قبل در ذهنمان تداعي شد و پيش خودمان گفتيم كه با اين چيزها نبايد ... شد!!!. رفتيم براي امتحاني كه نمي دانستيم قرار است چه چيزهايي مورد پرسش قرار گيرد!!!. خلاصه در آن روز ما چيزهايي ديديم كه داشتيم قد يك گوزن ٢٠٠ساله جنگلهاي جنوب ماداگاسكار ... در مي آورديم!، از اول ورود به دانشگاه... تا آخرش كه در اتاق آكوستيك و در حضور اساتيد ديده شد و چه پرسشهاي درستي كه از ما پرسيدند و از بس بعضي از آنها درست بود ما مانديم كه چه جوابي بدهيم و... (اگر قبول نشدم حتما همه آنها را برايتان خواهم نوشت!!!). آقا ما رفتيم پي كار و زندگانيمان و پس از آن شاهكارهايي كه ديديم ديگر هيچ اميدي به قبولي نداشتيم كه دوباره همان دوستي كه با ... دانشگاه ... ارتباط داشت ... زد! و گفت: ((قبول شدي)). ما ديگر تحمل اين يكي را نداشتيم. بازهم امتحان؟ رفتيم و از موارد امتحان بي خبر اين بار به صورت كتبي، همه را نوشتيم و پرسيديم از كجا اين بار بفهميم!!! كه قبول شديم يا نه كه گفتند: (((پيك سنجش)))!!!. از آن روز حدود دو ماه ميگذرد و همه رشته هاي كارشناسي ارشد حتي ثبت نام كردند ولي ما همچنان منتظر همان دوستي هستيم كه با ... دانشگاه ... ارتباط دارد و بگويد بيا و امتحان مرحله سوم...!. گويا در زماني كه عده اي در صدد ضربه زدن به موسيقي ما هستند، خودمان (موسيقيدانان) هم اين كاره ايم!!!. مطالب گفته شده گوشه اي از ديده ها و شنيده هاي من در اين زمينه است كه در آينده به طور كامل آن را شرح مي دهم.

ناشناس! از تهران

 


 

موسيقي فعلي ايران ؟ !

 

عنوان اين مطلب به اين علت انتخاب شد كه مي بينم، تعدادي از دوستاني كه در دوران تحصيل در دانشكده موسيقي، و يا آنانكه در گذشته درباره موسيقي عقايدي خاص داشتند، هم اكنون مشغول كارهايي هستند كه به هيچ وجه شايسته آنان نيست. بوجود آمدن اين شرايط مي تواند آينده موسيقي را دچار بحراني فزون تر از آنچه شاهدش هستيم كند. وقتي تحصيل كردگان موسيقي اين چنين كنند، ديگر از آن هايي كه به صورت آماتور و يا غير آكادميك مشغول كارند انتظاري نمي رود.

وضعيتي كه هم اكنون بر موسيقي ايران حاكم است، موسيقي دانان ايران را به شكلي وادار به اين كرده كه دست به كارهايي زنند كه شايد در حالت عادي كمتر حاضر به انجام آن باشند. در ساليان نه چندان دور وقتي سري به مراكز فروش نوار مي زديد، نوعي يكدستي يا يك نوع تك جنسي بودن نوارها را مشاهده مي كرديم. (زماني كه هنوز سي دي بدين شكل وجود نداشت). موسيقي فقط موسيقي سنتي، و اگر غير اين بود كاست هاي موسيقي غير ايراني را مي ديديم. اين نوع تك بعدي فكر كردن و بسته نگه داشتن فضا، به نوعي باعث رونق اجباري موسيقي سنتي شده بود كه اتفاقا كارهاي بسيار خوبي هم در پي داشت، مثل: شورانگيز، دستان، راز و نياز، آستان جانان، صبحگاهي و.... پس از چندي و با گذر زمان اين آثار هم بي رقيب شدند و موسيقي ايران در ركودي ديگر فرو رفت. با آزاد شدن موسيقي مردمي (پاپ)، موسيقي دانان موسيقي سنتي ايران براي رقابت و يا هر چيزي كه مي شود به آن گفت دوباره وارد كار شدند ولي اين بار نه براي ساختن اثري هنري و بياد ماندني از موسيقي ايراني، بلكه براي اثبات برتري و يا نوعي رقابت با آنچه پانزده سال اجازه انتشار نيافته بود. شروع موسيقي پاپ در ايران (پس از انقلاب)، چيزي نبود جز تقليد و ياد آوري آنچه قبل داشتيم و اين خود كافي بود تا هر چيزي را از جلوي پاي خود بر دارد. و جالب اين جاست، كسي كه خود پس از سال ها اهتمام ورزي براي اين و آن، در راس سازمان صدا و سيما (و البته پشت سر يك شاعر كه اتفاقا مدير مركز موسيقي صدا و سيما هم بود و هست و اتفاقا از موسيقي هيچ نمي داند)، قرار گرفت، به همه دوستان دوستانش مجوز داد و ... يك ماه پيش در مصاحبه اي فرمودند:(( اكثر آثاري كه از راديو و تلويزيون پخش مي شوند، خوانندگانش خارج مي خوانند تقليد مي كنند و تلفيق شعر و موسيقي آنها ايراد دارد!!!)).

و بيشتر جالب كه همين جناب به خاطر لطف يكي از بازيگران تلويزيون كه اتفاقا! كاستي منتشر كردند و اجازه پخشش را از تلويزيون نتوانستند بگيرند، در يك تله گير افتادند و به خاطر درخواست حق امضا يا هر چيز ديگر از سازمان اخراج ... ببخشيد با عنوان بازنشست، بدرقه شدند و...

به هر حال، اين فقط يكي از مواردي بود كه شايد موضوع بحث ما هم نباشد. در ادامه گروهي شوراي موسيقي تلويزيون را تشكيل دادند كه باز هم اتفاقا خوب مي شناسيمشان و يكي از اين آقايان كه در ماه گذشته سريال روزانه اي در شبكه سه داشتند و زحمت ساخت موسيقي و خواندن آن را كشيدند و الحق كه خوب از موسيقي كوچه بازاري دهه سي و چهل با آن فواصل كمتر از دوم ديسونانس فرودي و ربع پرده هاي دلبر كه به خوبي تداعي كننده كارهاي وفايي و داوود مقامي و... بود، استفاده كردند، از درس رديف موسيقي ايراني در دانشگاهشان نتوانستند نمره ‌« ده » بگيرند و جالب اينجاست كه ساز تخصصي ايشان سنتور است...!!! و اين آقايان بايد تشخيص و باز مي گويم تشخيص دهند كه اين موسيقي خوب است و اين موسيقي بد!

باز هم از موضوع دور شديم...

آقايي كه روزي از روزهاي حدود چهار سال پيش براي اولين بار با ما سر ضبط كاري، رفتاري داشت كه حتي ما در هنگام ضبط مي ترسيديم در اتاق رژي بمانيم كه نكند آقا خراب كند، اكنون براي اجراي كنسرت (!) در شهر قزوين براي يك شب چهل ميليون تومان نقد ميگيرد، سه هفته پيش وقتي مرا ديد از كنارم طوري رد شد كه انگار مرا نمي شناسد و بيچاره نكرد معمولي رد شود!... هر كسي مي ديد حتما از من مي پرسيد كه فلاني را مي شناسيد كه اين شكلي رد شد؟! و وقتي به رويش آوردم در جوابم خودكار درآورد تا به من امضا دهد!

ديروز در روزنامه همشهري با يكي از موسيقي دانان ايران صحبت مي شد كه فرمودند از موسيقي سنتي به آن شكل استقبال نمي شود و موسيقي دانان به سليقه مردم، موسيقي كار مي كنند.!

ولي من اين را مي دانم كه موسيقي دان بايد به نوعي معلم باشد، يعني موسيقي دان بايد سليقه موسيقي در جامعه بوجود بياورد. 

شايد هم اكنون من نتوانم در اين مورد درست و حسابي بنويسم، مي بينيد كه به جايي ديگر مي رسيم. اميدوارم در مجالي ديگر مفصل توضيح دهم.

با سپاس.

پنجم دي ماه هشتاد.


 

Top

Click to Top Page...

Contact Us

Home English News Biography Folk Music History Interview

info@persianartmusic.com

with questions or comments about this web site.

Copyright © 2000-2008 Persian Art Music Org All Rights Reserved.

برداشت از مطالب، با ذكر نام كامل سايت، جايز است

POSTAL Address: Reza Kalantari 1484963613 Tehran - Iran