|
در پی سوالات متعددی که شما
عزيزان در مورد سالنامه موسيقي هشتاد و يك داشتيد، برآن شديم که چند سطری در
مورد اين سالنامه موسيقي بنويسيم.
در سالنامه هشتاد و يك چند
نکته حائز اهميت است که موجب سوالاتی برای بعضی از عزيزان شده است، و ما در
مورد سه سؤال شما توضيحاتي مي دهيم:
يك، چرا نام بعضی از هنرمندان
موسيقي در اين سالنامه وجود ندارد؛ از قبيل آقايان مسعود شعاری،
داود آزاد و...
؟
دو، اگر قرار است که نامی از
هنرمندان جوان برده شود چرا فقط اسم تعدادی انگشت شمار آمده است و معيارهاي
انتخاب يك هنرمند جوان چيست؟
سه، اين سالنامه ها بعنوان
کتاب چاپ مي شوند يا يك تقويم؟ اگر کتاب است پس چرا اشتباه در اطلاعات در آن
ديده مي شود و اگر بعنوان يك تقويم است، چرا حق چاپ و نشر آن محفوظ است؟! در
صورتی که اين مورد در سالنامه های ديگر ديده نمي شود.
و توضيحاتي كه به نظر ما رسيد:
سالنامه های موسيقي ايران از
سال هفتاد و سه به همت پژوهشگر محترم آقای ميرعلی نقی به دست دوستداران اين هنر
رسيد که البته تا به حال پنج جلد از اين سالنامه به
چاپ
رسيده است. سال هاي انتشار، هفتاد و سه، هفتاد و چهار، هفتاد و
نه، هشتاد و هشتاد و يك. انتشار سالنامه براي مشاغل، و خصوصا مشاغل هنري و
موسيقي، با وضعيتي كه موسيقي كشورمان دارد، كاري دشوار است و اصولا كاري است كه
بايد به صورت گروهي و يا توسط شركت ها يا ارگان هاي مربوطه انجام شود. ولي در
مورد اين سالنامه كه توسط شخص تهيه شده است و از سوي هيچ مرجعي حمايت نمي شود،
بايد گفت كه جناب مير علي نقي كاري انجام داده كه همانند كارهاي ديگري كه توسط
اشخاص و نه سازمان هاي زيربط در موسيقي انجام مي شود، كاري بزرگ و قابل تقدير
ولي با كمي و كاستي است. اين كار بايد توسط اداره يا ارگاني مثل خانه موسيقي
انجام شود که متاسفانه اين ارگان موسيقي تازه پا است و دچار مسائل و مشکلات
خودش است. در سال هاي هفتاد و سه و هفتاد و چهار اصلا هيچكس به اين مسائل توجهی
نمی کرد، ولی آقای مير علی نقی با همت بلند خود اين امر را پايه گذاری کردند.
درمورد نبودن اسم بعضی از هنر
مندان به نظر مي رسد که اشتباهی صورت گرفته، زيرا اسامی افرادی که شما در نامه
هايتان ذکر كرديد در سالنامه هفتاد و نه
آمده، ولي اسم خيلي از هنرمندان موسيقي ايران در
سالنامه امسال نيامده است. يكي از دلايلي كه بنظر ما مي رسد اين است كه به علت
گستردگی بيش از حد کار شايد بهتر باشد که يك سنديكا در اين موارد وارد عمل شود
به اين مسائل خاتمه دهد. انتخاب و معرفي هنرمندان از سوي يك ارگان شايد كمي از
اين اشتباهات بكاهد. زيرا در آن صورت اسامی موسيقي دانان از يك منبع موثق
دريافت مي شود و در آن اختلاف كمتري خواهد بود. در مورد هنرمندان جوان و نحوه
گزينش اين عزيزان مي توان از دو ديد به اين قضيه نگريست. نخست اينكه اين کار
موجب تشويق جوانان خواهد شد و ما نيز معتقد هستيم که اين کار محقق محترم آقای
مير علی نقی بسيار مهم و ارزنده است و نگاه دوم اين است که اگر به درستی عمل
نشود موجب سرخوردگی و دلسردی افرادی خواهد شد که فعاليت های هنری بسياري انجام
مي دهند؛ جوانان همچون آقايان حميد خبازی و عليرضا دلنوازی و تعداد بي شماری از
جوانان که حداقل از بعضی از اسامی که در سالنامه هشتاد و يك ذکر شده است، سابقه
کنسرت و ضبط آثار بيشتری دارند. البته باز ما با توجه به شناختی که از تهيه
كننده سالنامه داريم مطمئن هستيم که ايشان هيچگونه قصدی در اينگونه موارد
ندارند و با توجه به گستردگی کار و تنها بودن ايشان وعدم حمايت ارگانها و
مسئولان اين موارد دور از انتظار نيست.
در مورد سؤال ديگر شما بايد بگوييم که بنظر مي رسد اين سالنامه
به صورت يك کتاب تهيه شده، نه يك تقويم و روز شمار. چرا كه براي انتشار اثري از
سوي شخص معمولا قانون كپي رايت و حق انتشار و چاپ محفوظ، منظور
مي شود.
در پايان آرزوی
پيشرفت برای همه اهل هنر را خواستاريم و اميدواريم كه
كارهاي اينچنيني در موسيقي ايران، البته بدون كاستي از سوي دوستداران موسيقي
كشورمان انجام شود.
نويسنده:
امير طبخي
بيست و پنجم
فروردين ماه هشتاد و يك |