|
با خواندن مقاله موسيقي ايران و
اساتيدش و ديدگاههای که در آن وجود داشت برآن شدم که قدری برای شفاف سازی مسائل
مطروحه توضيحاتي را به مقاله آقای نوری اضافه کنم .
يك، موسيقي ايران دچار بی مهری و
هجوم واقع شده و موسيقي ايرانی غم انگيز است و تحرک و پويايي ندارد و دچار رکود
و بی برنامگی شده و مناسب حال جوانان پرشور و حال نيست. البته تمامی اين موارد
در موسيقي سنتی ايران وجود دارد ولی آيا پرسيده شده است که چرا اين مسائل وجود
دارد. مسائلی که ريشه در مسائل اجتماعی و تاريخي و مذهبی ما دارد آيا ما بايد
به دنبال مقصرين امروز بگرديم يا مسائل را در زير بناهای غلط جستجو كنيم.
دو، آقای نوری عزيز به مسائلی در
مورد اساتيد موسيقي ايران پرداختند و آنها را مقصر اصلی اين مشکلات جامعه
موسيقي دانسته اند. با نظری کوتاه متوجه سخنان احساساتی آقای نوری مي شويم. به
نظر بنده مشکل در اساتيد ما نيست، بلکه بايد مشکل را در جامعه خود جستجو كنيم.
جامعه ايران در کل حکايت آن موضوع انشا کلاسيك علم بهتر است يا ثروت را دارد.
ما در جامعه ای زندگی مي كنيم که همه محصولات خوب و درجه يك آن به بخش صادرات و
سود آوری تعلق دارد حتی انسانهای نخبه ما نيز از اين قاعده مستثنی نيستند. پس
چه جای تعجب است که افرادی که در زمينه موسيقي کار مي كنند اين روند کلی جامعه
را پی نگيرند. در کل ديدگاه ما به افرادی که کار موسيقي مي کنند غلط است موسيقي
مانند هزاران هزار شغل ديگر در جهان است و هر کسی که اين شغل را برای خود
انتخاب مي كند، راه و روش خود را برميگزيند وهيچ جای اشکالی هم نيست. ولی مشکل
از آنجا شروع مي شود که ما باديدگاه غلط خود فکر مي كنيم که اين افراد انسانهای
خاصی هستند و آنها را الگو های رفتاری وعقيدتي خود قرار مي دهيم. در صورتی که
ما بايد فقط به جنبه های كاري اين افراد توجه داشته باشيم. همانطور که به نوع
زندگی و رفتار يك متخصص جراحی توجهی نمی كنيم و فقط به خوب عمل کردن اين متخصص
فکر مي كنيم و اين متخصص نيز فقط به کار خوب کردن و دست مزد خوب گرفتن می
انديشد. پس اين ايرادات از اساتيد موسيقي نيست بلکه از ما هنر جويان و شنوندگان
است.
سه، آقای نوری در مقاله خود
فرموده اند که اساتيد بی مايه و بی ريشه در لوای نام استادی به گردش و تفريح و
تجارت می پردازند.اين سخنان آقای نوری قدری مبهم است به نظر من کسانی که در
خارج ايران کنسرت برگزار کرده اند، افرادی نيستند که از لحاظ فنی در موسيقي بی
مايه باشند و به نظر نمي رسد که کسی حاضر باشد کارهای با سطح فنی پايين را
بشنود. اما در مورد تفريح و گردش و تجارت در لوای نام استادی. تا آنجا که بنده
اطلاع دارم همگی اين سفر ها با هزينه های شخصی انجام می پذيرد و اين به دور از
انصاف است که ما در زندگی خصوصی افراد مداخله كنيم. در کل تا زمانی که فعاليت
های مفيد از طرف اهل موسيقي حمايت نشود و اهل موسيقي با بغض و كينه به همکاران
خود نگاه کنند به نظر نمي توان به آينده اين هنر اميد داشت.
در
پايان از دست اندر کاران اين سايت که با خلوص واقعی در راه بهتر شدن وضعيت
موسيقي ايران باوجود مشکلات فراوان فعاليت مي كنند تشکر مي كنم و از دوست عزيز
آقای شهرام نوری که با مقالات خود مسائل موسيقي را عنوان مي كنند بسيار
سپاسگذارم.
امير
طبخي
بيست
و نهم تيرماه هشتاد و يك |