Persian Art Music...Click to New Window...

موسيقي هنري ايران

Persian Art Music

Click to Persian Version...

English Site

موسيقي شهرستان ها و استان ها

ستون آزاد     عكس،نوتاسيون، موسيقي، جدول

::

مركز آموزش موسيقي

فروشگاه هاي موسيقي سايت

 

تازه ها

 

فولكلور

 

تاريخچه

 

گفت و گو

 

زندگينامه

  تماس با ما


 

تئوري موسيقي

 

Music Theory


 

موسيقي كلاسيك

 

Classical Music


 

سخن سردبير سايت

 

Web Site Manager's Page


  جدول و سرگرمي
  Puzzle
  آگهي ها
 

Advertisement

Articles Archives V

بايگاني مقالات و نوشته ها


بايگاني هفت بايگاني شش بايگاني پنج بايگاني چهار بايگاني سه بايگاني دو بايگاني يك
چهارده سيزده بايگاني دوازده بايگاني يازده بايگاني ده بايگاني نه بايگاني هشت
      هجده هفده شانزده پانزده

وضعيت كلي همه ما ١٢/٢

سالنامه موسيقي، بهانه اي براي حرفهاي شيدايي ١۰/٢

به ياد رضوي سروستاني ١۰/٢

گراميداشت يك محقق ٨/٢

سخن نخست درباره بخش موسيقي كلاسيك ۷/٢


وضعيت كلي همه ما

از دوست عزيز جناب شوريده بسيار سپاسگذارم. مسائلي كه در موسيقي ايران وجود دارد را مي توان از چند جهت مورد بررسي قرار داد. مشكلاتي كه گفته شدند همگي از مواردي هستند كه سالهاست بسياري از موسيقي دانان در آن اتفاق نظر داشته، ولي ناخواسته هيچ قدم مثبتي در راه رفع آن بر نداشتند. چرا ما نمي توانيم به صورت جمعي يك كار را به پايان برسانيم؟ بسياري از گروه هاي موسيقي در كشورمان، آغاز به كار مي كنند. در ميان راه افراد گروه، آنهايي نيستند كه كار را آغاز كردند! چرا؟ شايد نمي توانيم اهدافمان را به خوبي مشخص كنيم. شايد نمي توانيم اين هدف ها را به خوبي براي ديگري بازگو كنيم. شايد در انتخاب افراد اشتباه مي كنيم. خيلي خودماني مي گويم، ما نمي توانيم گروه باشيم؟ چرا؟ مگر ما انسان نيستيم؟  خيلي ساده مي گويم، مگر ما نمي توانيم تصميم بگيريم؟ به يك مسئله هم بايد توجه كرد. چرا ما نمي توانيم پشت چراغ قرمز! بايستيم؟ چرا وقتي به بانك مراجعه مي كنيم، جرات درخواست بيشتر از يك مورد را از كارمندان محترم نداريم؟ به بيراهه نرفتم. خيلي ساده مي گويم: تحمل ما كم شده است. نمي توانيم صبر كنيم. برنامه دراز مدت را قبول نداريم. به همين سادگي. آيا فكر كرده ايد كه چرا هر وقت به مسابقات مهم نزديك مي شويم، به دنبال مربي آنچناني براي تيم ملي فوتبالمان! مي گرديم؟ چون مي خواهيم با زحمت كم، بيشترين سود را هم برده باشيم. فلان تيم در فلان جام مهم در آسيا، در تهران مي بازد، مي گويد زمين مسابقه خيس بود!، مگر تيم مقابل روي زمين ديگري بازي مي كرد؟ فلان نوازنده با ساز ناكوك در استوديو! ساز مي زند، از صدابردار ايراد مي گيرد. مگر صدابردار مسئول كوك ساز نوازنده است. فلان آهنگساز، كاست با درجه ج! وارد بازار مي كند، از وضعيت بد موسيقي گلايه دارد. نوازنده محترم سازي، بعد از اجراي يكي از بهترين كارهاي موسيقي ايران در چندين سال گذشته، پس از سال ها كاستي شگفت انگيز وارد بازار مي كند، و در توجيه كار درخشانش مي گويد: هنرمند آنست كه براي مردمش كار كند، هر چه سليقه مردم باشد، بايد همان كار را انجام داد!. آخر هنرمندي كه خود را پيشرو در فرهنگ مي داند و مسئول بالاتر بردن سطح آگاهي مردم است، اينگونه سخن مي گويد؟ به نظر من اگر به بعضي از هنرمندان ماهي چند صد هزار تومان به عنوان حقوق بدهيم و قول عدم فعاليت از ايشان بگيريم، كاري بس بزرگ كرده ايم كه حاصلش را چند سال بعد خواهيم ديد. قبلا هم گفته بودم، چرا موسيقي دانان ما هنگام برگزاري جشنواره موسيقي فجر در خارج از ايران برنامه اجرا مي كنند؟ آيا فهم و شعور و درك يك ايراني كه در ايران زندگي مي كند، ظرفيت پذيرش آواز يا ساز فلان استاد را ندارد؟ چرا دانشجويان موسيقي ما، بايد فقط عكس فلان استاد را ببينند؟ چرا استاد بزرگ مان، بي سر و صدا به ايران مي آيد و زود بر مي گردد؟ و هزار حرف ديگر. بايد شرايط را مهيا كرد. اين فضا توسط خود هنرمندان بدين شكل درآمده. مگر جلوي اجراي كنسرت كسي را گرفته اند؟ مگر جلوي انتشار كاست كسي را گرفته اند؟ بزرگان آنقدر در انتشار كاست هاي بازاري تلاش كردند كه اميدواريم هر چه زودتر روي تمامي كارها بررسي دقيق انجام شود. بايد كار كرد. شرايط را مي توان درست كرد، ولي با كمك همديگر. انتظار داريم همه چيز مهيا باشد و ما فقط استفاده كنيم؟ نمي شود. ما بد عادت كرده ايم. پنجاه سال پيش گفتند ماشين ها بين لاين هاي خيابان عبور كنند. آيا ما فقط بايد يك ماه آنهم سه سال پيش اين كار را مي كرديم؟ نمي شود براي اين كار پليس گذاشت. لازم است قدري هم به خودمان نظري انداخته و در كارهايمان بازنگري كنيم. در يك اجتماع همه چيز به هم ربط دارد. از سينماي درخشان! و پر سر و صداي بي ريشه و ... تا رانندگي بي توجه به قانون و از فوتبال پر ادعاي بي فايده بي ارضه گرفته تا موسيقي راكد و ايستا و .... ولي بايد بپذيريم كه در اين وضع به سر مي بريم. بايد با كمك مسئولين، ارگان ها و سازمان ها و از آن طرف خود مردم و هنرمندان به يك توافق و وفاق ملي برسيم تا بتوانيم كشوري با مردمي پر تلاش و فعال داشته باشيم. سازمان هاي دولتي براي ارائه سرويس براي ما بوجود آمده اند، حال اگر خودمان نمي خواهيم از همين امكانات هم خوب استفاده كنيم كه ديگر... هميشه بياد داشته باشيم كه اگر پليس چراغ قرمز را سر چهار راه براي جلوگيري از تصادف قرار داده، هدفش حفظ سلامتي ماست. حال اگر ما بي توجه، از آن مي گذريم، ديگر نمي توانيم مدعي عواقب تخلف خود باشيم. اگر سالن كنسرت با تمام امكانات در كشور وجود دارد، و ما در خارج از ايران كنسرت مي دهيم! پس ديگر نمي توانيم عدم وجود امكانات را بهانه كنيم. شايد بگوييد ما فقط يك تالار وحدت را داريم. قبول، ولي چرا همان تالار هر ماه فقط پنج يا شش شب براي موسيقي آماده مي شود؟ امسال بنا به گفته آقاي مرادخاني، رياست محترم مركز موسيقي سال كار بر روي كيفيت كارهاي انجام شده در عرصه موسيقي ايران است. پس، از همين حالا بايد كار كرد. براي اجرا در جشنواره فجر نياييم و دي ماه گروه ببنديم و... حرف هاي ساده و خودماني من را خوانديد. اگر موردي بود حتما تذكر دهيد. در رفع اشتباهات، تعدد آرا و ارائه نظرات لازم است.

با سپاس

رضا كلانتري

دوازدهم ارديبهشت ماه هشتاد و يك


سالنامه موسيقي، بهانه اي براي حرفهاي شيدايي

يك، نه براي اداي وظيفه و نه از سر احترامي عادت شده، كه به دليل احساس نياز، كلامم را با تشكر از دوست گرامي، جناب كلانتري آغاز مي كنم. صحبت از نيازي دوجانبه است؛ نياز من به اداي دين نسبت به جامعه اي كه در آن نفس مي كشم و نياز جامعه به فضايي چنين كه اگر چه دوست هنرمندمان، مبتكر آن نبوده، اما  در اين بازار آشفته، جسارت ايجاد آنرا داشته: فضايي براي نقد كردن و به نقد كشيده شدن. پس ابتدا دست مريزادي براي او و اميدي بر تداوم آنچه آغاز شده است!

دو، هر چند به تداوم نقد و بحث معتقدم، اما ادامه بحث بر سر كار ارزنده سالنامه موسيقي، اثري ديگر از مير علي نقي را بر خود جايز ندانستم. نه از آن روي كه بحث به بيراهه رفت يا ادامه اي براي آن متصور و حتي پاياني نيز برايش در نظر نياورم. كه چه پاياني از اين آغاز خوش يمن، بهتر، كه توانستيم در فضايي صميمي، به نقد يكديگر بپردازيم، كاري كه حتي در سطح روشنفكران ما نيز انجامش محال مي نمايد. اما چند جمله اي در آخرين گفتار دوستم، مرا به حرفها و حديثهاي تكراري، اما هميشه گفتني خواند، حرفهاي شيدايي!

سه،  بحث بر سر سالنامه موسيقي مرا به ياد سوالاتي انداخت كه مدتي است نه تنها از خود كه از هر صاحب انديشه اي نيز پرسيده ام: چرا هيچ نهاد قدرتمندي براي پژوهشي كم نقص و وسيع در حوزه هاي مختلف موسيقي پيش قدم نشده؟ نهادي رسمي تا شبهه اعمال سليقه هم در آن نباشد. چرا هنرمندان ما به تلاش و كوشش يكي از خويش، كمتر وقعي مي گذارند و چرا بارها و بارها در اين حوزه به دوباره كاري و صد باره كاري مي پردازيم؟ چرا هنرمندان ما از عضويت در گروه ها و اصناف پرهيز مي كنند؟ جايگاه خانه موسيقي در اين ميان كجاست؟ چرا اين خانه نتوانسته مأمني براي اهل موسيقي باشد؟ چرا اغلب اعضاي اين خانه از كاركرد آن نااميدند؟ تا كي به جاي نقد كار و اثر يكديگر به حذف شخصيت هم مي پردازيم و تا چه زمان به جاي پذيرش اشتباهات و در ازاي پاسخ گويي هايي منطقي، به توهين و تحقير منتقد مي پردازيم و ....؟ و بيشمار سوال ديگر.

چهار، مي توان از جانبي ديگر نيز به اين موضوعات نگريست: چرا همواره از دولت و دولتيان انتظار داريم و براي آنچه به ما تعلق دارد، كمترين تلاشي نمي كنيم؟ چرا كمتر فردي از ما به حقوق پر بهاي هنرمندان ارجي مي گذارد و هر جا كه بتواند براي پايين آمدن هزينه خود به كپي برداري غير مجاز اثر او مي پردازد و هيچگاه به حقي كه زايل شده نمي انديشد؟ چرا كمتر كسي از بين ما به سلايق و تفكر ديگران احترام مي گذارد و تفاوت سليقه ها را امري طبيعي نمي شمارد كه اگر چنين نبود، هنر را اين همه گونه گوني پديد نمي آمد؟ چرا خود در نقد هايمان به توهين روي مي آوريم و نقد ديگري را بر نمي تابيم و باز از كم ظرفيتي ديگران مي ناليم و هزاران چراي ديگر كه قبل از آنكه پاي بزرگاني چون صدا و سيما و سياست گذاران را در ميان آورد، ما را گير خواهد انداخت؟

پنج، اما طرح اين همه را چه فايده؟ گمان كردم شايد بتوان مسير بحث را اندكي تغيير داد و با نگاهي ديگر ( به قول دوستمان: كلان تر)، مسايلي را به نقد نشست كه بحث بر سر آنها مي تواند ما را به نتيجه اي لااقل متفاوت با قبل برساند. اگر نقد پذير نيستيم، اگر نگاهمان به اطراف، سياه و سفيد است و خاكستري ها را نمي بينيم، اگر در وادي هنر، مريد و مرادي را پيشه كرده ايم، اگر حقوق يكديگر را پاس نمي داريم و اگرهاي بيشمار ديگر، مي توانيم با جدل بر سر آنها، لااقل خود، اينگونه نباشيم. در هر حال تمريني خواهد بود براي آينده. قطعا اين شروع بحث است، اگر رخصتي باشد و دوستي هنرمند و منصف، پيش قدم شود!

شوريده

دهم ارديبهشت ماه هشتاد و يك


به ياد رضوي سروستاني

واحد مركزي خبر، شيراز، ايرنا: هشتم ارديبهشت دومين ‎‎سالروزدرگذشت سيد نورالدين رضوي ‎سروستاني استاد موسيقي و آواز ايراني بود. به ‎گزارش واحد مركزي خبر، استاد سيد نورالدين رضوي سروستاني سال هزار و سيصد و چهارده هجري خورشيدي در سروستان ديده به جهان گشود. اين هنرمند متعهد موسيقي را درشيراز نزد استاد مشير معظم افشار آغاز كرد و در تهران نيز از محضراستادان بنام آن ‎زمان، مرتضي محجوبي، رضا ورزنده، تاج نيا، علي اكبرخان شهنازي،‎‎ عبادي، بهاري و نورعلي خان برومند استفاده كرد. صداي دلنشين استاد سروستاني براي نخستين بار سال سي و هفت از راديو شيراز پخش شد. استاد رضوي سروستاني در مدت بيش از چهل سال عمر هنري خود علاوه بر تربيت شاگردان‎ زياد، دهها تصنيف و سرود انقلابي از خود به جاي گذاشت. اين استاد موسيقي ايراني در هشتم ارديبهشت‎‎ سال هفتاد و نه به سراي باقي شتافت.

دهم ارديبهشت ماه هشتاد و يك


گراميداشت يك محقق

روز هشتم ارديبهشت، سالروز تولد محقق موسيقي، عليرضا ميرعلينقي است. هنرمندان و دوستداران موسيقي، مردي كه ياد و خاطره گذشتگان موسيقي و زحمتكشان حال را ثبت و زنده نگه مي دارد را فراموش نمي كنند. جامعه هنري منتظر چاپ اثر تحقيقي ديگري از اين عزيز در رابطه با ابوالحسن صبا است. به اميد موفقيت روز افزون اين محقق كوشا.

روزبه

هشتم ارديبهشت ماه هشتاد و يك


سخن نخست درباره بخش موسيقي كلاسيك

درود بر تمامي دوستان و دوستداران موسيقي ايران:

بي مقدمه، آغاز به كار بخش موسيقي كلاسيك سايت را با همكاري دوستاني عزيز، از روز جمعه ششم ارديبهشت ماه هشتاد و يك، شاهد بوديم. كاري كه از چند جهت همراه با مشكلاتي خواهد بود. بايد اعتراف كنم كه وقتي صفحات را در سرور قرار مي دادم، بسيار پشيمان بودم!، چرا كه با دست خودم مقدار بيشتري از وقتم را براي اين كار كنار گذاشتم و هم اكنون نمي دانم چگونه بايد از پس اين كار برآيم. كار سايت تا به حال با مشكلاتي همراه بود كه نمي خواهم در مورد آن صحبتي شود، ولي اضاقه شدن يك قسمت ديگر به سايت كه خود دريايي است بي انتها!... نمي دانم... ولي علاقه من به موسيقي كلاسيك كه البته در اين چند وقت گذشته به صورت يك خاطره درآمده بود (البته براي من)، باعث شد اين كار انجام شود. دوستان، اين قسمت همچون بخش فارسي كه كم كم شكل گرفت، با كمك شما عزيزان كامل خواهد شد. چرا كه اين موسيقي و اخبار و ساير موارد آن بسيار گسترده است و بايد توسط گروهي بزرگ اداره شود. خلاصه آن كه اگر خبر، كنسرت، مقاله، ترجمه، عكس و نوتاسيون و... در اختيار داريد و فكر مي كنيد مورد استفاده دوستاني ديگر قرار خواهد گرفت را براي ما بفرستيد تا در سايت قرار دهيم. بيوگرافي از موسيقي دانان، نوازندگان و آهنگسازان ايراني كه در زمينه موسيقي كلاسيك فعاليت دارند را نيز براي ما بفرستيد. اين بخش با همكاري دوست عزيزم آقاي شهرام محمدي اداره خواهد شد. آدرس پست الكترونيكي اين بخش را نيز در زير خواهيد ديد. در اين راه تنها نيستيم، همانگونه كه در سايت ايراني تنها نبوديم. هر روز تعداد زيادي نامه الكترونيكي براي ما فرستاده مي شود، تا جايي كه توانستيم به تمامي آنها همان روز پاسخ داديم. اگر موردي هم بود كه كمي دير شد، به خاطر تعداد زياد نامه ها بود. من اميدوارم كه با ياري و همكاري شما، اين بخش سايت نيز بسان بخش موسيقي ايراني مفيد باشد.

با سپاس فراوان

رضا كلانتري

هفتم ارديبهشت ماه هشتاد و يك


 

Top

Click to Top Page...

Contact Us

Home English News Biography Folk Music History Interview

info@persianartmusic.com

with questions or comments about this web site.

Copyright © 2000-2008 Persian Art Music Org All Rights Reserved.

برداشت از مطالب، با ذكر نام كامل سايت، جايز است

POSTAL Address: Reza Kalantari 1484963613 Tehran - Iran