|
شايد بد نباشد در اين آشفته بازار موسيقي، مشكلاتش را تك تك برشماريم و بر سر
هر يك به مجادله و بحث بپردازيم تا از آنچه مي نويسيم و مي خوانيم،
اندك حاصلي هم حادث شود كه مهمترين كار هر رسانه، ايجاد فضا براي تبادل نظر
است.
آنچه به نظر نگارنده مي رسد اين است كه اگر چه مشكلات موسيقي ما بي شمارند، اما
مي توان آنها را در طبقه بندي هاي مشخصي جاي داد و مهمترين و سرآمد آنها را به
بحث نشست.
با اين مقدمه، بيراه نرفته ايم، اگر نقد را مهمترين مشكل موسيقي ( كه حتي
مهمترين مسئله جامعه) بدانيم. اين مشكل را نيز مي توان از چندين جنبه مورد
بررسي قرار داد:
يك،
از يك سو نقد به صورت حرفه اي در جامعه ما جا نيافتاده است و به بيان ديگر در
نهاد جامعه، جايگاه مناسبي نيافته است. در اين مورد سخن بسيار است، اما نگاهي
به نقد هاي مختلف، به خصوص در حوزه موسيقي، گواه روشني بر اين مدعاست. اغلب نقد
ها از سليقه ها نشات گرفته، و عموما از جنبه هاي علمي و ارايه ادله مناسب تهي
اند. اگر به نويسنده عزيزي كه مقاله موسيقي ايران چيست را نگاشته بود، توهين
نباشد، نمونه اي از اين نقد را مي توان در گفتار اين دوست بزرگوار نيز يافت.
غرض از آوردن اين مثال اشاره به نزديك بود تا با نمونه اي مستدل سخن را پيش
ببرم و گمانم اين است كه نويسنده آن مطلب، اگر پاسخي داشته باشد، حتما ارايه
خواهد كرد و قطعا از حرف من برآشفته نخواهد گشت كه در اين سلسله مباحث سعي مي
كنيم تا ظرفيتهاي خود را نيز افزون تر نماييم. در هر حال عقيده من آن است كه در
يك نقد، بيش از هر چيز بايد به شواهد نظر دوخت و با عدله كافي به موضوع پرداخت.
نقد را بايد به اثر محدود كرد و از بررسي شخصيت صاحب اثر پرهيز نمود. مهمترين
نتيجه اي كه با اعمال اين دو روش پديدار خواهد شد، دوري جويي از اعمال سليقه در
بحثي منطقي است. در همين راستا نقبي هم بزنم به نوشتار دوست گراميم مزدك كه از
جناب طبخي در نقد
سالنامه موسيقي گله مند بود. هيچ اثر تازه اي به سرانجامي مطلوب نخواهد رسيد
مگر آنكه با نقد، خراطي شده و صيقل يافته باشد. هيچ اثري را به صرف تازه بودن
نمي توان از تيزي نقد مصون پنداشت كه همين مصونيت شكست او را در پي خواهد داشت.
اگر روز نخستي كه اتومبيل به عنوان اثري نوين به جهانيان عرضه شد، از نقد مصون
مانده بود، آنچه ما امروز به مددش فاصله ها را كوتاه مي كنيم، چنين كم نقص و
مايه آرامش نبود. راه دور نرويم، آنچه به عنوان خودروي ملي در ايران ما به
بازار مي آيد، اگر نقايصي دارد كه پنجاه و اندي سال پيش هم در اين اتومبيل
مشاهده نمي شد، قرار گرفتن در محيط امني است كه او را از نقد دور نگاه داشته
است. براي هر اثري منطق، بالاترين خط كشي است كه مي تواند درست و غلط آنرا
آشكار سازد.
اما نكته ديگر، نقد پذيري است. پاسخ گويي به نقد منتقد، منافاتي با نقد پذيري
ندارد، آنچه عيب صاحب اثر شمرده مي شود، برخورد غير منطقي با نقد صورت گرفته
است. بايد پذيرفت كه هيچكس از خطا مصون نخواهد بود، آنچه مهم است پذيرش خطا و
تلاش براي اصلاح آن است. اگر امروز ما به عنوان هنردوست، تمريني براي نقد
نداشته باشيم، از بزرگان و ديگر هنرمندان خود نيز نمي توانيم توقعي براي تحقق
اين مقوله اساسي، داشته باشيم. پس چه بهتر كه از فضاي به وجود آمده در همين
راستا بهره ببريم.
شوريده
هفدهم ارديبهشت ماه هشتاد و يك |