Persian Art Music...Click to New Window...

موسيقي هنري ايران

Persian Art Music

Click to Persian Version...

English Site

موسيقي شهرستان ها و استان ها

ستون آزاد     عكس،نوتاسيون، موسيقي، جدول

::

مركز آموزش موسيقي

فروشگاه هاي موسيقي سايت

 

تازه ها

 

فولكلور

 

تاريخچه

 

گفت و گو

 

زندگينامه

  تماس با ما


 

تئوري موسيقي

 

Music Theory


 

موسيقي كلاسيك

 

Classical Music


 

سخن سردبير سايت

 

Web Site Manager's Page


  جدول و سرگرمي
  Puzzle
  آگهي ها
 

Advertisement

Articles Archives VI

بايگاني مقالات و نوشته ها


بايگاني هفت بايگاني شش بايگاني پنج بايگاني چهار بايگاني سه بايگاني دو بايگاني يك
چهارده سيزده بايگاني دوازده بايگاني يازده بايگاني ده بايگاني نه بايگاني هشت
      هجده هفده شانزده پانزده

نقد آگاهانه، مشكل اساسي ما و هنرمان ١۷

سخني در مورد سالنامه ١٣/٢

موسيقي ايراني چيست ١٢/٢


نقد آگاهانه، مشكل اساسي ما و هنرمان

شايد بد نباشد در اين آشفته بازار موسيقي، مشكلاتش را تك تك برشماريم و بر سر هر يك به مجادله و بحث بپردازيم تا از آنچه مي نويسيم و مي خوانيم، اندك حاصلي هم حادث شود كه مهمترين كار هر رسانه، ايجاد فضا براي تبادل نظر است. آنچه به نظر نگارنده مي رسد اين است كه اگر چه مشكلات موسيقي ما بي شمارند، اما مي توان آنها را در طبقه بندي هاي مشخصي جاي داد و مهمترين و سرآمد آنها را به بحث نشست. با اين مقدمه، بيراه نرفته ايم، اگر نقد را مهمترين مشكل موسيقي ( كه حتي مهمترين مسئله جامعه) بدانيم. اين مشكل را نيز مي توان از چندين جنبه مورد بررسي قرار داد:

يك، از يك سو نقد به صورت حرفه اي در جامعه ما جا نيافتاده است و به بيان ديگر در نهاد جامعه، جايگاه مناسبي نيافته است. در اين مورد سخن بسيار است، اما نگاهي به نقد هاي مختلف، به خصوص در حوزه موسيقي، گواه روشني بر اين مدعاست. اغلب نقد ها از سليقه ها نشات گرفته، و عموما از جنبه هاي علمي و ارايه ادله مناسب تهي اند. اگر به نويسنده عزيزي كه مقاله موسيقي ايران چيست را نگاشته بود، توهين نباشد، نمونه اي از اين نقد را مي توان در گفتار اين دوست بزرگوار نيز يافت. غرض از آوردن اين مثال اشاره به نزديك بود تا با نمونه اي مستدل سخن را پيش ببرم و گمانم اين است كه نويسنده آن مطلب، اگر پاسخي داشته باشد، حتما ارايه خواهد كرد و قطعا از حرف من برآشفته نخواهد گشت كه در اين سلسله مباحث سعي مي كنيم تا ظرفيتهاي خود را نيز افزون تر نماييم. در هر حال عقيده من آن است كه در يك نقد، بيش از هر چيز بايد به شواهد نظر دوخت و با عدله كافي به موضوع پرداخت. نقد را بايد به اثر محدود كرد و از بررسي شخصيت صاحب اثر پرهيز نمود. مهمترين نتيجه اي كه با اعمال اين دو روش پديدار خواهد شد، دوري جويي از اعمال سليقه در بحثي منطقي است. در همين راستا نقبي هم بزنم به نوشتار دوست گراميم مزدك كه از جناب طبخي در نقد سالنامه موسيقي گله مند بود. هيچ اثر تازه اي به سرانجامي مطلوب نخواهد رسيد مگر آنكه با نقد، خراطي شده و صيقل يافته باشد. هيچ اثري را به صرف تازه بودن نمي توان از تيزي نقد مصون پنداشت كه همين مصونيت شكست او را در پي خواهد داشت. اگر روز نخستي كه اتومبيل به عنوان اثري نوين به جهانيان عرضه شد، از نقد مصون مانده بود، آنچه ما امروز به مددش فاصله ها را كوتاه مي كنيم، چنين كم نقص و مايه آرامش نبود. راه دور نرويم، آنچه به عنوان خودروي ملي در ايران ما به بازار مي آيد، اگر نقايصي دارد كه پنجاه و اندي سال پيش هم در اين اتومبيل مشاهده نمي شد، قرار گرفتن در محيط امني است كه او را از نقد دور نگاه داشته است. براي هر اثري منطق، بالاترين خط كشي است كه مي تواند درست و غلط آنرا آشكار سازد.

اما نكته ديگر، نقد پذيري است. پاسخ گويي به نقد منتقد، منافاتي با نقد پذيري ندارد، آنچه عيب صاحب اثر شمرده مي شود، برخورد غير منطقي با نقد صورت گرفته است. بايد پذيرفت كه هيچكس از خطا مصون نخواهد بود، آنچه مهم است پذيرش خطا و تلاش براي اصلاح آن است. اگر امروز ما به عنوان هنردوست، تمريني براي نقد نداشته باشيم، از بزرگان و ديگر هنرمندان خود نيز نمي توانيم توقعي براي تحقق اين مقوله اساسي، داشته باشيم. پس چه بهتر كه از فضاي به وجود آمده در همين راستا بهره ببريم.

شوريده

هفدهم ارديبهشت ماه هشتاد و يك


سخني در مورد سالنامه

با سلام به دست اندركاران سايت خوبي كه نظرات ما را در معرض ديد دوستداران موسيقي ايران قرار مي دهد. در نخستين مقاله اي كه براي سايت مي فرستم، صحبتي با جناب طبخي دارم. ايشان در مورد سالنامه موسيقي ايران طي چند مقاله، ايرادهايي را وارد كردند كه اگر با كمي دقت نظر به نوشته هاي ايشان بنگريم، متوجه مي شويم كه تمامي صحبت هاي گفته شده، در صورتي مي توانند صحيح باشند كه نمونه ديگري از مورد نقد شده وجود داشته باشد. سالنامه موسيقي ايران، فقط توسط آقاي ميرعلي نقي چاپ شده و نقد اثري كه نظيري ندارد به نظر من كاري عجيب است. مانند اينكه اين سايت را مورد نقد قرار دهيم. چون سايت ديگري شبيه به اين سايت وجود ندارد، پس گفته هاي ما نمي تواند از اساس و پايه قوي شكل گرفته باشد. اگر مثلا يك ماشين مورد بررسي قرار گيرد، مي توان آن را با تعداد زيادي از ماشين هاي ديگر مقايسه كرد. در مورد قانون كپي رايت بايد عرض شود كه در ايران كه به هيچ وجه به اين قانون عمل نمي شود، ديگر عنوان كردن اين موارد و مسائل بيهوده است. به نظر من سالنامه موسيقي ايران، به بهترين شكل ممكن جمع آوري شده و اين كار را بايد ارج نهاد. اميدوارم موفق باشيد.

مزدك از تهران

چهاردهم ارديبهشت ماه هشتاد و يك  


موسيقي ايراني چيست

با سلام به عاشقان راه موسيقي آسماني ايران. از گذشته هاي دور افرادي در موسيقي ما بودند كه باعث پسرفت و عقب ماندگي اين موسيقي شدند. افرادي كه هم اكنون نيز در كشورمان حضور دارند و با انجام كارهاي مختلفي كه در اين عرصه انجام مي دهند، اين موسيقي را هر چه بيشتر به موسيقي غربي نزديك مي كنند. غافل از اينكه گروهي از اساتيد موسيقي ما از ميراث كهن كشورمان حفاظت مي كنند و با اجراي آثار بي نظير سعي در حفظ ارزش هاي آن دارند. از گذشته تا به حال، گروهي سعي دارند نت نويسي را در موسيقي ما رواج دهند. آقايان، نت نويسي مربوط به موسيقي اروپايي و غربي است و با موسيقي ما سازگاري ندارد. آيا تا به حال به اين موضوع فكر كرده ايد كه چرا هنگام اجراي رديف بايد حتما استاد بر آن نظارت داشته باشد؟ براي اينكه اجراي زمان هاي آن با آنچه در نت نوشته شده، تفاوت دارد. و آيا مي دانيد كه چرا ميرزا عبداله، ميرزا حسينقلي، آقاعلي اكبر آهنگسازي نمي كردند؟ چون آهنگسازي در موسيقي ايران، همسان آهنگسازي در موسيقي غربي نيست. آيا مي توان آهنگ هاي غربي كه با سازهاي آنچناني و فضاهاي مبتذل موسيقي غربي اجرا مي شود را با رديف موسيقي ايراني مقايسه كرد؟ آهنگسازي در موسيقي ايران يعني حذف اساس و پايه هاي رديف، چون تغيير دادن رديف باعث از بين رفتن آن مي شود. حال به تعدادي از افرادي كه باعث اين مشكلات شدند، اشاره و كارهاي آنان را مي گويم. علينقي وزيري، آوردن نت به موسيقي ايران و در پي آن از دست رفتن ظرايف موسيقي ايران. ابوالحسن صبا، اجراي موسيقي ايراني با ساز غربي ويولن. درويش خان، ساخت قطعات موسيقي ايراني بر اساس موسيقي غربي مثل قطعه پولكا. علي اكبر شهنازي، اجراي يك سري ملودي شبيه رديف و ثبت آن به عنوان رديف شهنازي و نوازندگي تار برخلاف آنچه پدرش مي نواخت. بنان، اجراي آواز با اركستر موسيقي غربي و تلفيقي و بدون توجه به رديف و چندين نام ديگر. البته اسامي ذكر شده، كارهاي خوبي هم در موسيقي ايران انجام داده اند، ولي اين كارهاي گفته شده باعث از بين رفتن قسمت زيادي از موسيقي رديف ما شده است. در زمان حاضر نيز تعدادي هستند، البته از ذكر اسامي آنان خودداري مي كنم. نوازنده تاري كه همه كار انجام داده به جز اجراي موسيقي طبق موسيقي رديف. خواننده اي كه كاست هاي بسياري دارد و از او به عنوان بهترين خواننده موسيقي ايران ياد مي شود، ولي نمي تواند رديف طاهرزاده را بخواند و در تمام كارهايش پا را از حد رديف موسيقي فراتر مي گذارد. نوازنده سنتوري كه براي موجه جلوه دادن خود، دست به گريبان حبيب سماعي شده و هر چه مي خواهد اجرا مي كند. و تاسف بارتر از همه اينكه اين آقايان طرفداران زيادي هم دارند. چون موسيقي آنها تحريف شده است و اشاعه دهنده موسيقي غير ايراني هستند و زرق و برق موسيقي شان زياد است. اميدوارم آنچه نوشته شد، راه گشايي باشد براي درك عميق تر دوستداران و راهيان اهل هنر آسماني موسيقي ايران كه در ميان تمامي موسيقي هاي دنيا از هر نظر حرف اول را ميزند. از اين سايت هم ممنونم براي درج اين راهكارها. به اميد روزي كه موسيقي ايران از آلاينده هاي موسيقي دان نما پاك شود.

شهرام نوري

سيزدهم ارديبهشت ماه هشتاد و يك


 

Top

Click to Top Page...

Contact Us

Home English News Biography Folk Music History Interview

info@persianartmusic.com

with questions or comments about this web site.

Copyright © 2000-2008 Persian Art Music Org All Rights Reserved.

برداشت از مطالب، با ذكر نام كامل سايت، جايز است

POSTAL Address: Reza Kalantari 1484963613 Tehran - Iran