Persian Art Music...Click to New Window...

موسيقي هنري ايران

Persian Art Music

Click to Persian Version...

English Site

موسيقي شهرستان ها و استان ها

ستون آزاد     عكس،نوتاسيون، موسيقي، جدول

::

مركز آموزش موسيقي

فروشگاه هاي موسيقي سايت

 

تازه ها

 

فولكلور

 

تاريخچه

 

گفت و گو

 

زندگينامه

  تماس با ما


 

تئوري موسيقي

 

Music Theory


 

موسيقي كلاسيك

 

Classical Music


 

سخن سردبير سايت

 

Web Site Manager's Page


  جدول و سرگرمي
  Puzzle
  آگهي ها
 

Advertisement

Articles Archives VII

بايگاني مقالات و نوشته ها


بايگاني هفت بايگاني شش بايگاني پنج بايگاني چهار بايگاني سه بايگاني دو بايگاني يك
چهارده سيزده بايگاني دوازده بايگاني يازده بايگاني ده بايگاني نه بايگاني هشت
      هجده هفده شانزده پانزده

اساتيد موسيقي ايران ٢٥/٢

موسيقي ايراني چيست؛ پاسخ ٢٢/٢

پاسخ به يك نوشته ١٨/٢  


اساتيد موسيقي ايران

سلام به بينندگان اين سايت پربيننده و مفيد و فعال. در ادامه صحبتي كه در مورد موسيقي ايراني داشتم، به اساتيدي اشاره شد كه در موسيقي ايران تغييراتي را بوجود آوردند تا آن را هر چه بيشتر به موسيقي غرب نزديك كنند. آنچه ذكر شد و اسامي گفته شده، فقط گوشه اي از تعداد بسياري از اساتيد موسيقي ايراني بود. البته اين نكته را هم خاطر نشان مي كنم كه اين افراد، كارهاي مفيدي هم در موسيقي ايراني داشتند. حالا يك به يك به اين افراد مي پردازيم. علي نقي وزيري كسي است كه در موسيقي ما به كلنل وزيري شهرت دارد. شرايط اجتماعي آن زمان به گونه اي بود كه لازم بود يك نظامي بيايد و سكان نوگرايي را در موسيقي ايران به دست بگيرد. ولي در عمل فردي اين كار را انجام داد كه مي شود گفت، خصلت مستبد و انعطاف ناپذير و بي احساسش را مي توان در قطعاتش مشاهده كرد. قطعاتي كه از هيچ نظر با موسيقي ايراني و رديف موسيقي ايراني سازگاري ندارند. آيا اين فرد مي تواند اين وظيفه كه موسيقي ايران را به روز كند، بر آيد؟ مسلما نه. وزيري با نوشتن نت بر مبناي موسيقي غرب، آهنگسازي به شيوه موسيقي غرب، نوازندگي تار به سبكي كه همه مي دانيم چگونه بود و... نتوانست آنچه كه به عنوان موسيقي ايراني كار مي كند را رنگ و بوي ايراني بدان ببخشد. متد آموزشي وي در زمينه نوازندگي تار و سه تار هم از نكاتي است كه بسيار مهم است. آموزش ساز مثلا ايتاليايي اگر با متدي براي آموزش ساز ژاپني در نظر گرفته شود، هماني مي شود كه وزيري نوشته است. براي آموزش تار، اقدام به نوشتن قطعاتي با فرم هاي موسيقي اروپايي كرده كه اگر كمي روي آن ها فكر كنيم، درميابيم كه اگر نوازنده همان رديف و ساير مطالب موسيقي ايراني را كار مي كرد، هم پيشرفت بيشتري داشت و هم اينكه با فضاي موسيقي ايران بيشتر آشنا مي شد. در پايان به خدماتي كه علي نقي وزيري، به موسيقي ايران كرده اشاره مي كنم، و اميدوارم نكات منفي گفته شده را فقط به عنوان نقد حساب كنيد. وي با ايجاد مدرسه موسيقي وزيري خدمتي به موسيقي ايران كرد كه اگراين كار انجام نمي شد، شايد تا به حال هم ما مدرسه موسيقي در كشورمان نداشتيم. و كارهايي ديگر كه فكر مي كنم همگي مي دانيم. از دوستاني كه به مقاله قبلي من پاسخ دادند، ممنونم. اميدوارم اين بحث ها بتواند كمكي به موسيقي كشورمان كند.

شهرام نوري

بيست و پنجم ارديبهشت ماه هشتاد و يك


موسيقي ايرانی چيست

اين پرسشی است که با چند سطر و چند صفحه نمی توان به آن پاسخ گفت حتی اساتيد بزرگ موسيقی ايران نيز ساعتها بايد در اين مورد صحبت کنند تا به جواب معقولی برسند. اما دوست عزيز آقای شهرام نوری با مقاله خود باعث شدند که بنده اين چند سطر را بنويسم نه برای پاسخ گويی بلکه برای روشن شدن مطالب ذکرشده ايشان.

يك، نوشته اند که در گذشته افرادی بودند که باعث پسرفت و عقب ماندگی موسيقی ما شدند. به طور قطع حرف ايشان درست است، ولی موسيقی دانها نبودند که باعث عقب مانگی موسيقی شدند بلکه اين موضوع برمی گردد به شرايط اجتماعي، سياسي، اقتصادي و ...  تا اوايل قاجاريه، که هرکدام در اين امر شدت و ضعف داشته اند و به نظر مي رسد که هميشه عده ای از افراد اين مرز و بوم بوده اند که مخالف موسيقی بوده اند و هستند.

دو، نوشته اند که در حال حاضر افرادی هستند که سعی  دارند، موسيقی ايرانی را  به موسيقی غربی نزديک کنند. حال آنکه موسيقی در تمامی جهان هستی از يک منبع نشات ميگيرد و دوری و نزديکی در موسيقی مفهومی ندارد و اين ما انسانها هستيم که با سليقه هاي خود اين طبقه بندي ها را بوجود مي آوريم. در اين راستا مي توان به  کارهای راوی شانکار و يهودی منوهين در کار ديدار  شرق و غرب و کارهای کيهان کلهر و ... با ديگر نوازندگان از کشورهای مختلف و فرهنگهای مختلف اشاره کرد که در اين نوع کارها مي توان به حرکت موسيقی همه اقوام به سمت مبدا اصلی و پی برد.

سه، نوشته اند که گروهی از اساتيد از ميراث کهن کشورمان حفاظت مي کنند و با اجرای آثار بی نظير سعی در حفظ ارزشهای آن دارند. بسی جای خرسندی است که اين اساتيد که متاسفانه آقای نوری اسمی از اين هنرمندان نياورده است وجود دارند و به طور قطع شاگردانی نيز پرورش خواهند داد که در پيشبرد موسيقی سعی خواهند کرد. پس اگر ما به اين اساتيد اعتقاد داريم چه جای نگرانی است. زيرا موسيقی خوب طرفداران وشنوندگان خود را پيدا خواهد کرد.

چهار، نوشته اند که گروهی سعی دارند نت نويسی را در موسيقی ما رواج دهند و نت نويسی مخصوص موسيقی غربی و اروپايي است و با موسيقی ما سازگاری ندارد. در ادامه بنده بايد اضافه کنم که شيوه ثبت الحان موسيقی از دير باز در موسيقی ما رواج داشته است که البته موسيقي دانهای ما از زمان اسحاق موصلی يا بهتر بگوييم هارون الرشيد عباسی ثبت الحان را داشته اند و برای اطلاع بيشتر مي توان به کتاب برگزيده الاغانی جلد اول ترجمه آقای فريدنی و چاپ انتشارات علمی و فرهنگی مراجعه کنيد. البته اين شيوه در راستای انگشت گذاری طراحی شده است که بعدها عبدالقادر مراغی در چند قرن بعد شيوه ای حدودا کاملتر را در کتاب مقاصد الحان و جامع الحان  بکار برد و در پی آن در رساله بنايي نيز مي توان اينگونه نوتاسيون را مشاهده کرد ودر رسالاتی ديگر چون بهجت الروح و نزهته الارواح فی تطريب الاشباح نيز مشاهده مي شود پس نت و نوتاسيون مخصوص موسيقی خاصی نيست ولی نوتاسيونی که اروپايي ها اختراع کردند به نظر کاملتر از همه نوتاسيونهای جهان است. پس اين ايرادی نيست که ما از اين اختراع استفاده کنيم ولی در مورد عدم هم خوانی نوتاسيون با رديف موسيقي ايران، مي توان گفت که اين موضوع بيشتر در ريتم موسيقی ايرانی و کلا موسيقی شرقی مصداق دارد و اين موضوع نيز به اصل وجود نوتاسيون خدشه ای وارد نمی کند بلکه کسی که اين الحان را نت کرده از لحاظ ريتم دچار اشتباه شده است.

پنج، نوشته اند آيا مي دانيد که چرا ميرزا عبداله و ميرزا حسينقلی و آقا علی اکبر فراهاني آهنگسازی نمی کردند. متاسفانه منظور از آهنگسازی در جملات آقای نوری روشن نيست زيرا در موسيقی بسط يک ملودی خود آهنگسازی بشمار مي رود که در رديف موسيقی ايران از اين موارد بسيار است و ساخت قطعات ضربی نيز آهنگسازی محسوب مي شود. مثل بعضی از رنگ ها در رديف، در ضمن بايد خاطر نشان کنم که آهنگسازی از زمان بسيار قديم وجود داشته و در عهد خلفای عباسی و دوره های بعد نيز توسط موسيقي دان ها انجام مي شده. در رسالات قديمی ايران شواهد آن وجود دارد با اين حال اگر آهنگسازی وجود نداشت پس رديف چگونه از گذشتگان به خاندان فرهانی رسيده است.

شش، اين سوال را مطرح نموده اند که آيا مي توان آهنگهای غربی که با سازهای انچنانی و فضای مبتذل موسيقی غربی اجرا می شود را با رديف موسيقی ايران مقايسه کرد؟ در اينجا منظور آقای نوری روشن نيست که موسيقی مردم پسند ( پاپ ) غرب مورد نظر است يا موسيقی کلاسيک غرب. در هردو صورت مقايسه موسيقی هر منطقه با منطقه ديگر کاری اشتباه و نامعقول است و کلا موسيقی چه هنری و چه غير هنری مخاطبين خاص خود را دارد و ما نمي توانيم وجود نوعی موسيقی را انكار كنيم، فقط بخاطر اينکه ما اين نوع موسيقی را خوب نمي دانيم. در ضمن هر سازی برای موسيقی خاصی بوجود می آيد و اين نوع و خود  موسيقی است که تعيين کننده است که با چه سازهای مي توان آن ملودی و حال و هوا را ايجاد کرد.

هفت، نوشته اند که آهنگسازي در موسيقي ايران يعني حذف اساس و پايه هاي رديف، چون تغيير دادن رديف باعث از بين رفتن آن مي شود. متاسفانه اين برداشت ايشان قدری غير معقول وغير کارشناسی است. چون در موسيقی ايرانی اصلی وجود دارد بنام بداهه نوازی که همه اساتيد فن اين امر را قبول دارند و اين خصيصه کل موسيقی شرق است و اکثر موسيقي دان های ايران نيز از اين امر پيروی مي کنند و ساخته های آنان براساس بداهه نوازی هايشان است و اين امر دقيقا مطابق موسيقی سنتی ماست. ولی اينکه ايشان فرموده اند که تغيير رديف باعث از بين رفتن آن مي شود اين طور نيست بلکه فلسفه وجودی رديف يادگيری و سپس بداهه نوازی است نه تکرار مو به موي رديف زيرا آنگاه ما موسيقی اجرا نمي کنيم بلکه فقط يک سری ملودی را می نوازيم که به آن رديف نوازی مي گويند که اين امر در سطح هر هنرجوی متوسطی می تواند اتفاق افتد.

هشت، در مورد  آقايان علي نقی وزيري، ابوالحسن صبا، درويش خان و علی اکبر شهنازی، به گونه ای سخن گفته شد که جای هيچ بحثی باقي نمي ماند.

نه، در مقاله آورده اند که اين افراد با کارهای ذکر شده، باعث از بين رفتن قسمت زيادی از رديف ما شده اند. حال آنکه همه اساتيد به اين امر اذعان دارند که رديف های موجود با اندک تفاوتی همان رديف های دوره قاجاری هستند نه قسمت اندکی از آن رديف ها. پس اين گفتار که قسمت زيادی از رديف ما ازبين رفته متعلق به قبل از اواسط دوره قاجاری است يعني حدود قبل از تولد اين افراد يا سنين کودکی اين عزيزان. در ضمن در مورد ساز ويولون بايد نکته ای را تذکر بدهم، که ساز ويولون به دليل توانايي بالقوه زياد در هر منطقه از جهان که واقع شده رنگ و بوی همان موسيقی منطقه را به خود گرفته. در حقيقت اصالت اروپايي خود را از دست داده است و ما ديگر نمی توانيم اين ساز را يک ساز اروپايي قلمداد کنيم.

ده، آقاي نوري در مقاله خود انتقادهايي به سه هنرمند معاصر کرده اند که من به آن نمی پردازم و فقط به اين نکات اشاره مي کنم که آيا مي توان برای يک هنر انتزاعی حد و مرزی را مشخص کرد؟ آيا هنر موسيقی از مقدسات است که اگر کسی در آن تغييري ايجاد کند، بايد بگوييم كه آنرا تحريف کرده است؟  و در آخر اميد است که اين مطالب باعث تحقيق و تفحص بيشتری در امر موسيقی شود و مقاله هايي با ديد کاملا علمی و انتقادهای منطقی را در پی داشته باشد.

امير طبخي

بيست و دوم ارديبهشت ماه هشتاد و يك


پاسخ به يك نوشته

مقاله موسيقي ايراني چيست، واقعا كه مقاله اي راه گشا براي درك عميق موسيقي ايران بود!!! ولي افسوس كه دوست عزيزمان فقط افرادي را كه باعث پسرفت و عقب ماندگي موسيقي شده بودند را معرفي كرده و موسيقي داناني كه باعث پيشرفت موسيقي، مخصوصا موسيقي دستگاهي ايران، شده اند را معرفي نكرده تا ما هم آنها را بشناسيم! بعضي ها به علينقي وزيري به خاطر توجه به موسيقي غربي انتقادهايي وارد كرده اند ولي تا به حال نشنيده بوديم كه كسي به استاد صبا، علي اكبر شهنازي و درويش خان نقدي كرده باشد كه مثلا اينها باعث تخريب موسيقي ايران شده اند. آيا مگر جز اين است كه اين اساتيد، شاگرداني را پرورش دادند كه هر يك، ستونهاي موسيقي ايران هستند؟ موسيقي دانان زمان حاضر، كه شما اسمي از آنها نبرده ايد ولي به كارهاي آنها انتقاد كرده ايد مگر هر سه از شاگردان استاد نور علي خان برومند نبوده اند؟ نور علي خان كه جز رديف چيزي به شاگردانش نمي آموخت، مگر مي شود شاگردان چنين استادي كارهايي كنند كه در چهار چوب رديف نباشد؟ آن نوازنده سنتوري هم كه شما به وي انتقاد كرده ايد، را مي توان از متعصب ترين موسيقي دانان نسبت به رديف دانست، عده اي پايبندي بيش از حد وي به رديف را مورد انتقاد قرار مي دهند، ولي جالب است كه شما وي را اينگونه توصيف مي كنيد: هرچه مي خواهد اجرا مي كند.

گفتني كه بسيار است ولي...

مسيح آذرخش

هجدهم ارديبهشت ماه هشتاد و يك


 

Top

Click to Top Page...

Contact Us

Home English News Biography Folk Music History Interview

info@persianartmusic.com

with questions or comments about this web site.

Copyright © 2000-2008 Persian Art Music Org All Rights Reserved.

برداشت از مطالب، با ذكر نام كامل سايت، جايز است

POSTAL Address: Reza Kalantari 1484963613 Tehran - Iran