Persian Art Music...Click to New Window...

موسيقي هنري ايران

Persian Art Music

Click to Persian Version...

English Site

موسيقي شهرستان ها و استان ها

ستون آزاد     عكس،نوتاسيون، موسيقي، جدول

::

مركز آموزش موسيقي

فروشگاه هاي موسيقي سايت

 

تازه ها

 

فولكلور

 

تاريخچه

 

گفت و گو

 

زندگينامه

  تماس با ما


 

تئوري موسيقي

 

Music Theory


 

موسيقي كلاسيك

 

Classical Music


 

سخن سردبير سايت

 

Web Site Manager's Page


  جدول و سرگرمي
  Puzzle
  آگهي ها
 

Advertisement

Articles Archives X

بايگاني مقالات و نوشته ها


بايگاني هفت بايگاني شش بايگاني پنج بايگاني چهار بايگاني سه بايگاني دو بايگاني يك
چهارده سيزده بايگاني دوازده بايگاني يازده بايگاني ده بايگاني نه بايگاني هشت
      هجده هفده شانزده پانزده

نقد در موسيقي ايران ١٢⁄۵

موسيقي دانان ايران ١٢⁄۵

كنسرت اساتيد در خارج از كشور ٨⁄۵

اساتيد موسيقي و ما ٣٠⁄۴ 


نقد در موسيقي ايران

نقد مسئله اي است کهنه که همانند اکثر مسائل جامعه ما همچنان لاينحل باقي مانده است. آيا تا به حال از خودمان پرسيده ايم که چرا ما به جاي نقد، به ديگران توهين ميکنيم؟ چرا بنام نقد سعي در تخريب شخصيت ديگران داريم؟ چرا از جاهايي که به ما آزادي گفتار مي دهند سوء استفاده مي كنيم. وهرچه دل تنگمان مي خواهد مي گوييم؟ و هزاران چراي ديگر. واقعا از مسئله اي که براي اين سايت پيش آمد متاسف و متاثر شدم. اميدوارم که اين مطالب يک گلايه دوستانه تلقي شود. روي سخنم با دوستاني است که گهگاهي براي اين سايت مطالبي مي فرستند. دوستان عزيز آيا براي بهتر شدن اوضاع موسيقي اين کشور بايد به همديگر توهين کنيم، يا بعضي از اساتيد را مقصر بشناسيم؟ به نظر بنده اگر تا بحال موسيقي در کشور ما دچار مشکل است، همه از روابط با بغض و کينه اي است که ميان موسيقيدان ها وجود دارد و اين فضاي مسموم نيز در ميان هنر جويان و هواداران از شدت بيشتري برخوردار است و اين مسئله باعث شده است که جامعه موسيقي هيچگاه نتواند يک جبهه واحد براي حل مشکلات خود درست کند و مسائل و مشکلات موسيقي به طور کلي لاينحل مانده است. به نظر بنده کساني که از علوم روز دنيا استفاده مي کنند بايد از قدرت انديشه و منطق بيشتري نسبت به ديگران برخودار باشند، بخصوص که اکثر اين افراد را جوانان تشکيل مي دهند. حال اگر ما نيز به دنبال راهي که گذشتگانمان رفتند برويم، ما با گذشته چه فرقي کرده ايم و چه مشکلي را مي توانيم حل کنيم. به نظر من بايد با صبر و حوصله و ديدگاه مثبت به مسائل، موسيقي نگاه کنيم تا با سخن نسنجيده باعث هرچه خراب تر کردن اوضاع نشويم و سعي کنيم تا در نقد هايمان جانب عدالت را رعايت کنيم و به کسي توهين نكنيم و فقط کار را مورد بررسي قرار دهيم نه شخصيتهاي انجام دهنده کار را. به هر حال مي دانم که همگي ما دوست داريم تا کارهاي مثبتي براي موسيقي انجام دهيم و من اميدوارم که اين امر تحقق پيدا کند.

امير طبخي

دوازدهم مرداد ماه هشتاد و يك


موسيقي دانان ايران

زمستان سال هشتاد و يك در دانشگاه فردوسی مشهد سميناري توسط واحد موسيقي اين دانشگاه برگزار گرديد که در آن از يكي از بهترين تنبك نوازان كشورمان، دعوت به عمل آمده بود تا در مورد سبکهای مختلف تنبک نوازی به ايراد سخنرانی بپردازد. اما متاسفانه قسمت كمي از سخنرانی ايشان در مورد شيوه ها و سبکهای تنبک نوازی بود. شايد دوستان بپرسند پس ايشان راجع به چه چيزی صحبت می كردند؟ اين عزيز که به حق از تنبک نوازان بزرگ ايران است، قسمت عمده سخنرانی خود را به حرف و حديث و ... از اساتيد موسيقي از جمله زنده ياد ناصر فرهنگفر، استاد شهناز، محمد اسماعيلي، شجريان و ارشد تهماسبی اختصاص داد. ( لازم به ذکر است که نوار سخنرانی ايشان در واحد موسيقي دانشگاه فردوسی مشهد موجود است). .... دوستان گرامی به اين لحن صحبت چه می توان گفت جز اينكه "جای آن است که خون موج زند در دل لعل، زين تغابن که خزف می شکند بازارش". ولی آيا فقط اين فرد است که در مورد همکاران خود چنين صحبت می کند؟ يقينا جواب منفی است. هر از گاهی می بينيم که دو تن از موسيقي دانان به مشاجره می پردازند. که اين دعواها به نشريات هم كشيده می شود. ولی اجازه بدهيد از ذکر نام اين عزيزان خودداری کنم تا خود به چنين فضای مسمومی کمک نکرده باشم. اما تفاوت اين استاد تنبك با ديگران در اين است که بقيه آقايان با افراد زنده به مشاجره می پردازند، اما ايشان يك فرد فقيد را مورد خطاب قرار می دهد، کسی که ديگر دستش از اين دنيا کوتاه است. به راستی وقتی يكي از هنرمندان به بقيه توهين می کند و سعی در کوچک کردن همکاران خود دارد، آيا می پندارد با اين کار برای خود عزت و آبرو فراهم می کند؟ " بزرگش نخوانند اهل خرد، که نام بزرگان به خردی برد ". وقتی که همه اساتيد از بی مهري ها و کاستی های موسيقي سنتی می نالند و هر روز در نشريات از اين موضوع گلايه و شکايت می کنند، ما هم از اين اساتيد محترم می پرسيم، وقتی که متولی، حرمت امامزاده را نگه نمی دارد، چه کسی نگه دارد؟ آيا يكي از دلايل افزايش مقبوليت موسيقي پاپ نزد مردم نمی تواند همين باشد که تمام خوانندگان و نوازندگان پاپ با هر سليقه و گرايشي حرمت خود را نگه می دارند، و حتی داخل نشريات به لوس آنجلسي ها هم اهانت نمی کنند و همواره در مصاحبه های راديو و تلويزيوني و مطبوعاتی به تعريف و تمجيد از هم می پردازند. منتظر اظهار نظر دوستان در اين مورد هستم.

اياز رزمجويي ( پدرام)

دوازدهم مرداد ماه هشتاد و يك


كنسرت اساتيد در خارج از كشور

اين کنسرتها را با توجه به خواننده، به دو گروه کنسرت آقايان و کنسرت بانوان  تقسيم می كنيم

يك: کنسرت آقايان:

الف: دلايل کنسرتها در خارج: نبودن سالن مناسب موسيقي، عدم حمايت کافی از طرف مسئولان، عدم تناسب هزينه و فايده و فضای بسته فرهنگی، می تواند از جمله دلايل اين کنسرتها باشد  که البته اين جدا از کنسرتهای موردی است که مثلا بنا به دعوت مجامع موسيقي انجام می پذيرد يا بنا به اقامت خانواده اساتيد در خارج به وقوع می پيوندد.

ب: مزايای کنسرتهای خارج از کشور: شناساندن موسيقي ايرانی به جهانيان و گسترش فرهنگ ايرانی و ارزآوری از مهمترين مزايای اين کنسرتها می باشد .

ج: معايب اين کنسرتها: اساتيد محترم بايد توجه داشته باشند که در هر حال قسمت اعظم مخاطبين آنها را افراد داخل کشور تشكيل می دهند که در آرزوی برگزاری کنسرتی لحظه شماری می کنند. شلوغی کنسرت اين عزيزان که هر از چندی در ايران برگزار می شود مويد همين مطلب است. اين از انصاف بدور است که علايق و احساسات اين خيل عظيم ناديده گرفته شود، که مصداق بارز آب در کوزه و ما تشنه لبان می گرديم است. مثلا در سالهای دهه پنجاه شهر شيراز ميزبان برنامه های جشن هنر بود و چه برنامه های با شکوهی ( ما که سنمان  به اين برنامه ها نمی رسد ولی بنا به گواهی تاريخ و فيلم کنسرتها) در اين برنامه ها اساتيدي مانند شجريان، لطفی، عليزاده، مشکاتيان، پريسا، شکارچی، كياني نژاد، گنجه ای و... هنرنمايي می کردند. اما پس از انقلاب اکثر اين افراد چند بار در شيراز کنسرت داده اند؟ چند بار در خارج کنسرت داده اند؟

دو: کنسرت بانوان: ترديدی نيست که به دليل ممنوعيت صدای بانوان در داخل کشور اين افراد چاره ای ندارند مگر اين كه با خوانندگان مرد به همخوانی بپردازند که اين روزها بازار همخوانی رونق گرفته. ولی اين روش  مطلوب  خوانندگان بزرگی مانند سرکار خانم پريسا و يا سيما بينا و هنگامه اخوان نيست. بنابراين، اين اساتيد برای عرضه هنر خود راهی جز کنسرتهای خارج از کشور ندارند. اما نکته ای در اين کنسرتها هست که حسرت آن برای دوستداران از کنسرت آقايان بيشتر است و آن اين كه کنسرتهای آقايان بالاخره به صورت نوار در کشور عرضه می شود، اما افراد داخل کشور از شنيدن کارهای بانوان محروم محرومند. وقتی چندی پيش از آقای حميد متبسم تقاضا کردم برنامه کنسرتهای اخيرش با سيما بينا را با صدای خواننده مرد در داخل کشور منتشر کند، ايشان در جواب فرمودند که: هيچگاه چنين کاری نمی کنم و اميدوارم روزی شرايطي فراهم شود که بتوانم اين آثار را با صدای خود خانم بينا در داخل منتشر كنم. ما هم اميدواريم چنين روزی فرا برسد.

اياز رزمجويي ( پدرام )

هشتم مرداد ماه هشتاد و يك



اساتيد موسيقي و ما

حافظِ خام طمع شرمي از اين قصه بدار         عملت چيست كه مزدش دو جهان مي خواهي 

قبل از هر چيز خوشحالم از اينكه هنوز مي بينم هستند كساني كه به موسيقي سنتي و اصيل ايران اعتقاد دارند و آنرا مي شنوند و مشتاقانه اوضاع موسيقي ايران را دنبال مي كنند. در مورخه 27 تير اظهار نظرهاي دوست عزيزآقاي نوري را خواندم اما متاسفانه جز انتقادهاي تند و شديد و دور از انصاف چيز ديگري در آنها ديده نمي شد. ما اگر مي خواهيم كار كسي را نقد كنيم ( البته من خودم را هرگز در اين حد ندانسته و نمي دانم و فقط منظورم اظهار نظر شخصي است ) صرفا نبايد ضعفها و كاستي ها ي كار فرد يا افراد را آنهم به اين شدت و تندي بزرگ كنيم. اين امر بر هر فردي مسلم و آشكار است كه هيچ انساني كامل نيست و بالاخره ضعفهايي در كارش دارد. من يك سوال از اين دوست گرامي دارم و آن اينكه شما كه ادعا مي كنيد آقايان اساتيد جز به پول و مال و جاه و مقام فكر نمي كنند و همه مشكلات عدم برگزاري كنسرت در داخل كشور را از جانب آنان مي دانيد، آيا اصلا هيچ به اين موضوع فكر كرده ايد كه چرا آنها در داخل ايران كنسرت نمي دهند؟ آيا اين سوال را مطرح كرده ايد و آيا جواب آنها را شنيده ايد؟شما چطور مي توانيد فلان استاد را كه سالهاست به مردم و هنر اين كشور خدمت مي كنند و مايه افتخار ملت ايرانند بي ريشه بناميد. چطور كسي مي تواند ادعا كند كه يك فرد آنهم يك استاد!؟ بي مايه است در حالي فقط به اندازه سن من وشما در حال ياد گيري هنر موسيقي بوده است. اين كمال بي انصافي است. مگر مي شود يك ايراني مردم كشورش را به قول شما قابل نداند و آن وريها را قابل بداند و اين را بهانه اجراي كنسرت در خارج از كشور كند. من تعجب مي كنم كه دوست عزيز جناب آقاي نوري كه بر نقد آگاهانه تكيه دارند، چرا اين چنين اساتيد موسيقي ايران را به باد انتقاد گرفته اند؟ من خودم به شخصه شايد ماهها و بعضا يك سال بوده كه به دنبال يك كاست خاص بوده ام و بعد از مدتي با هزار زحمت آنرا از طريق دوستان و بعضا با كيفيت پايين تهيه كرده ام اما اين دليل نمي شود كه بگويم مقصر فلان استاد است. آيا اصلا هيچ از خودتان پرسيده ايد كه مسؤلين مملكتي درباره موسيقي ايران چه كرده اند؟ ما حتي دو سالن مناسب براي اجراي كنسرت نداريم تازه اگر هم با خواهش و التماس جايي پيدا شود فلان استاد بايد از هفت خوان ( كاغذ بازي، سنگ اندازي، كار شكني، بي اعتنايي و ... ) بگذرد و كلي مشكل را به جان بخرد و تازه اگر بعد از اين همه مشكل كششي براي اجراي برنامه داشته باشد از كجا معلوم كه برنامه در آرامش و امنيت برگزار شود؟ مگر يك فرد تا چه حد تحمل دارد و تا چه حد اختيارات دارد. به هر حال آنها هم مثل ساير مردم هستند. وقتي كه در خارج از كشوربا احترام با آنها بر خورد مي شود، بهترين مكانها در اختيار آنها قرار داده مي شود و در كمال آرامش و با فراغ خاطر برنامه خود را اجرا مي كنند، چرا بايد خود را درگير مشكلات نفس گير كنسرت در داخل كنند. اگر كمي واقع بين باشيم همه اين مشكلات و برنامه ها هست. اينقدر مشكلات بر سر راه اجراي كنسرت در داخل هست يا درست مي كنند تا دلتان بخواهد. من به هيچ وجه قصد توجيه اين كار اساتيد ايران را ندارم و از همين جا نيز از آنان مي خواهم كه بيايند و شفاف بيان كنند كه چرا آنها در داخل كشور كنسرت نمي دهند؟ آيا اين مشكلات واقعا مانع اجراي برنامه آنان در ايران است يا اينكه نه ميلي به اجراي برنامه در ايران ندارند؟ بيايند و به اين سوال پاسخ بدهند. آنوقت است كه ما مي توانيم بنشيم و قضاوت كنيم كه بله شما موعظه گر و بي مايه هستيد. به نظر من مسؤلين و متوليان موسيقي ايران  مقصر اصلي در اين اتفاق هستند و اميدوارم كه حداقل به موسيقي سنتي و اصيل ايران به اندازه آن موسيقي به اصطلاح پاپ هم اهميت بدهند  به اميد آنكه ما هم روزي شاهد اجراي كنسرت اساتيد ايران در كشور خود باشيم. با آرزوي توفيق براي همه آنان كه خالصانه خدمتگذار هنر اين خاكند.

موفق و پيروز و سربلند باشيد.

مهدي قاسمي

سي ام تيرماه هشتاد و يك


 

Top

Click to Top Page...

Contact Us

Home English News Biography Folk Music History Interview

info@persianartmusic.com

with questions or comments about this web site.

Copyright © 2000-2008 Persian Art Music Org All Rights Reserved.

برداشت از مطالب، با ذكر نام كامل سايت، جايز است

POSTAL Address: Reza Kalantari 1484963613 Tehran - Iran