Persian Art Music...Click to New Window...

موسيقي هنري ايران

Persian Art Music

Click to Persian Version...

English Site

موسيقي شهرستان ها و استان ها

ستون آزاد     عكس،نوتاسيون، موسيقي، جدول

::

مركز آموزش موسيقي

فروشگاه هاي موسيقي سايت

 

تازه ها

 

فولكلور

 

تاريخچه

 

گفت و گو

 

زندگينامه

  تماس با ما


 

تئوري موسيقي

 

Music Theory


 

موسيقي كلاسيك

 

Classical Music


 

سخن سردبير سايت

 

Web Site Manager's Page


  جدول و سرگرمي
  Puzzle
  آگهي ها
 

Advertisement

Articles Archives XII

بايگاني مقالات و نوشته ها


بايگاني هفت بايگاني شش بايگاني پنج بايگاني چهار بايگاني سه بايگاني دو بايگاني يك
چهارده سيزده بايگاني دوازده بايگاني يازده بايگاني ده بايگاني نه بايگاني هشت
      هجده هفده شانزده پانزده

پاسخ نقد و انتقاد ١١⁄٦

پاسخ به يك نقد ۵⁄٦

داريوش زرگري و بغضهاي در گلو ٣⁄٦

مركز پژوهش تار و سه تار ٣⁄٦


پاسخ نقد و انتقاد

ابتدا از دوست عزيزم تشکر مي کنم که به مقاله اينجانب پاسخي عرضه کردند. بايد بگويم بنده هم با نقد و انتقاد موافقم و گمان مي کنم اگر دور کسي هاله اي از تقدس بپيچانيم و از او بت بسازيم، به او خيانت کرده ايم. اما با توهين و هتک حرمت مخالفم. مقاله اينجانب هم اتفاقا انتقادي بود به يک هنرمند برجسته (که من عليرغم ميل خودشان، ايشان را استاد مي دانم) بنابراين من نمي توانم مخالف انتقاد کردن باشم. اما دوست عزيز شما مي دانيد که در آن برنامه چه سخناني گفته شده، ما هم مي دانيم، انصاف بدهيد که اين سخنان نقد بود يا ... . اصلا بياييد همه آن صحبتها را نقد به حساب آوريم و همه اين نقدها را هم وارد بدانيم. از آنجا که حضرت حافظ فرموده است: عيب مي جمله بگفتي هنرش نيز بگو. آيا اخلاق حکم نمي کرد که جملاتي را هم به محاسن هنرمندان ذکر شده اختصاص مي دادند، تا آدم کوته فکري مانند بنده در مورد اين تنبک نواز عزيز گمان بد نبرد. در پايان به ذکر اين نکته مي پردازم که هدف اصلي من از نگارش مقاله قبلي انتقاد به روشي بود که متاسفانه نزد تعداد زيادي از هنرمندان رواج دارد. هنرمنداني که اتفاقا بسيار بسيار بزرگ و عزيزند.

اياز رزمجويي (پدرام)

يازدهم شهريور ماه هشتاد و يك


پاسخ به يك نقد

درمقاله اي كه به نام موسيقيدانان ايران در اين سايت درج نموده بوديد، درباره ي معلم تنبكي گفته بوديد كه در سخنراني خود در دانشگاه قردوسي مشهد به حرف و حديث درباره ي دست اندركاران موسيقي كشور پرداخته بود، كه البته شخص مورد نظر شما كسي نيست جز ... . آقاي ... به گفته خود ايشان نه استاد!‌ است ‌نه يكي از بهترين تنبك نوازان كشورمان و او تنبك نوازي است كاملا معمولي كه به كار تدريس وتحقيق در اين رشته مشغول است. البته فرق است بين نقد و انتقاد فني و اجتماعي وضع موجود جامعه ي موسيقي و حرف و حديث. به نظر اينجانب يكي از مهمترين كارهايي كه مي توان در برهه كنوني انجام داد همانا تشريح و نقد اوضاع جامعه موسيقي، ‌چه در حيطه فني و چه در حيطه اجتماعي آن است. كاري كه در هنــرهايــي چــون سينما متداول است و آثار آن را مي بينيد. ولي متاسفانه در موسيقي،‌ما از دست اندركاران تابويي ساخته ايم كه هيچكس، هيچوقت حق زير سوال بردن رفتار آنهارا نداشته باشد. چه اشكالي دارد كه يك معلم، منتقد و سخنران و نوازنده تنبك، نظريات و ديدگاههاي خود را درباره كج رويها، ‌كژ طبعي هــــا و جامعه موسيقي ابراز كند؟ يكي از مهمترين نكاتي كه يك نويسنده، ‌هنگام نوشتن مقاله اش بايد رعايت كند، اطلاع كامل از چنـد و چون مطلبي است كه بايد درباره آن بنويسد. گفته بوديد از ايشان دعوت به عمل آمده بود كه درباره سبكهاي مختلف تنبك نوازي به ايراد سخنراني بپردازد. در صورتيكه اصلا چنين نبوده و اطلاعــات شما غلط مي باشد. ‌از طرف انجمن موسيقي دانشگاه فردوسي مشهد از ايشان دعوت شده بود تا درمراسمي كه به عنوان يادمان خود ايشان ترتيب داده شده بود به سخنراني بپردازند. (اين سخن مستند به ديـــــدن نوار ويديويي مراسم توسط اينجانب ميباشد). درباره آن قسمت از مقاله تان كه گفته بوديد ايشان فرد فقيد را مورد خطاب قرار ميدهد، در بسياري از مواردي كه ما درباره مسائل مختلف دست به نقد و انتقاد و بررسي ميزنيم (مثلا تاريخ را در نظر بگيريم) به ناچار بايد رفتار و آثار و گذشتگان را مورد بررسي قرار دهيم و هيچگاه اين گريزگاه جالب توجهي نخواهد بود كه چون فلاني از اين دنيا رفته اعمال او را بررسي نكنيم. همانطور  كــه كارها و آثار خوب يك شخص فقيد را مي شود بررسي كرد، ‌اشتباهات وي را نيز مي توان و بايد بررسي كرد. سخن آخر اينكه،‌ اول ايشان را بشناسيد، ‌بعد از آن مسلما حق مخالفت با وي براي شما محفوظ است. چشمها را بايد شست، ‌جور ديگر بايد ديد.

ارشاد واعظ تهراني

پنجم شهريور ماه هشتاد و يك

سردبير: اين مقاله در پاسخ به مقاله موسيقي دانان ايران نوشته اياز رزمجويي در تاريخ دوازدهم مرداد هشتاد و يك نوشته شده است. يادآوري مي شود كه در متن نوشته شده هيچ گونه توهين به شخصي نشده و حتي از ذكر نام نيز خودداري شده است. لازم است در اين مقاله نيز نام حذف شود. اين نوشته را با كليك بر روي عنوان مقاله بخوانيد. از دوست عزيز ارشاد نيز به خاطر ارسال پاسخ و نظراتش سپاس گذاريم.

رضا كلانتري


داريوش زرگري و بغضهاي در گلو

از وقتي خبر تاسف بار حادثه ناگواري را که براي داريوش زرگري اتفاق افتاد شنيدم، بغضي گلوگير دامنگيرم شده است که قسمتي از آن مربوط به آقاي زرگري بود و قسمتي ديگر مربوط به حکايت موسيقي دانان مظلوم اين مرز و بوم مانند قمرالملوک وزيری، عارف قزويني، منصور صارمي، حسين همدانيان، ناصر فرهنگفر و... ولی من اين بغض را نتراکانده ام تا همچنان به زنده ماندن داريوش زرگري اميدوار باشم. خبر منتقل شدن ايشان به تهران، در حالي که هنوز در کما به سر مي برد و در حالی که امکانات اروپا بيشتر از اينجاست، براي مني که چشمهايي نگران و سينه اي پر درد دارم، نمي تواند خبر چندان خوشايندي باشد. اما او الان در تهران و در کنار دوستدارانش هنوز نفس مي كشد و هنوز قلبش مي تپد. به خود مي گويم که اينقدر بد دل نباش. شايد او را به تهران آورده اند تا قلبهاي ما به او نزديكتر باشد و دعاي ما در حق او موثرتر. شايد صداهاي ما را بشنود و اشکهاي حلقه زده در چشم ما را ببيند که همه يکصدا او را مي خواهيِم. او را از خدا مي خواهيم و اجازه ندهد اشک ما سرازير شود. اما چند نکته را مي خواستم ذکر کنم: بر هيچ کس پوشيده نيست که امثال زرگري هيچ گاه در قيد وبند پول نبوده اند. نکند هزينه بيمارستان بر دوش خانواده او سنگيني مي کند؟ از آقاي کلانتري مسئول محترم اين سايت تقاضامندم شماره حسابي از طرف خانواده ايشان اعلام کنند، تا دوستداران آقاي زرگري در حد امکان مساعدت کنند. راه حل ديگر که مي تواند در کنار راه حل فوق موثر واقع شود، اجراي کنسرت براي ايشان است. از موسيقيدانان گرامي از جمله دوستان نزديک ايشان مانند آقايان ارشد تهماسبي (که در  اين چند روز کاملا در کنار آقاي زرگري بوده و زحمات فراواني كشيده اند) و آقاي محسن کرامتي، خواهشمندم برنامه اي جهت بزرگداشت خدمات داريوش زرگري برگزار کنند و عايدات آن را براي سلامتي آقاي زرگري هزينه کنند.

مي سوزم از فراقت روي از جفا بگردان، هجران بلاي ما شد يارب بلا بگردان، اي نور چشم مستان در عين انتظارم، چنگي حزين و جامي بنواز يا بگردان، دوران همي نويسد بر عارضش خطي خوش، يارب نوشته بد از يار ما بگردان 

اياز رزمجويي (پدرام)

سوم شهريور ماه هشتاد و يك


مركز پژوهش تار و سه تار

در هفته گذشته، گزارشي از مركز پژوهش تار و سه تار در يكي از روزنامه ها چاپ شده بود كه با يكي از مسئولين اين مركز گفت و گو شده بود. قبل از هر سخني بايد به اين عزيزان كه در راه سيستماتيك كردن امور موسيقي كشور تلاش مي كنند تبريك گفت. آن هم به اين شكل كه از هر نوع حمايتي از سوي ارگان و يا مركز دولتي بي بهره است. آنچه مسلم است، اينست كه بايد كار را دست كننده كار داد. ساز سازها خود بهتر از هر كسي مي دانند كه براي صنف خود چه تصميماتي بايد بگيرند. و حالا سخني از ديد و دريچه اي ديگر. ساز ساخته مي شود و توسط سازنده اش قيمت گذاري مي گردد. هر كدام يك قيمتي و با اشكال مختلف كه از الگوهاي مختلفي تبعيت مي كنند. حال با اين تفكر كه صنفي و تشكلي ايجاد شود و در مورد ساز و سازسازي تصميم بگيرد، ولي در مورد قيمت سازها كاري صورت نگيرد، شايد براي يك نوازنده هيچ فايده اي (به ظاهر) نداشته باشد. سازهاي با كيفيت خوب با قيمت هاي عجيب به فروش مي رسند. عده اي از سازندگان به ساخت و فروش سازهاي خوب در خارج از كشور روي آورده اند. آيا نمي دانند كه با اين كار چه لطمه اي به موسيقي كشور وارد مي سازند؟ آيا يك دانشجوي موسيقي حق ندارد يك ساز خوب داشته باشد؟ همه مي دانيم كه نمي توانند كه داشته باشند. يك ميليون تومان كم نيست. اگر يك دانشجوي موسيقي كه از شهرستان آمده، بتواند خرج تحصيل و اجاره خانه و ... را در بياورد، ديگر چيزي برايش باقي نمي ماند تا بتواند يك ساز دويست و يا سيصد هزار توماني بخرد. آنوقت بهترين سازهاي ما در خارج از كشور براي يك سري از كساني كه فقط به جمع آوري ساز مشغولند ساخته مي شود (البته به غير از معدود كساني كه به شكل واقعي نوازنده هستند). و آيا نبايد از نوازندگان هم در اين جمع حضور داشته باشند تا به اين مسائل هم واقف باشد؟ اين مركز بايد بتواند به وضعيت ساخت سازهاي با كيفيت و قيمت پايين رسيدگي كند. قيمت پايين سازها نبايد دليلي بر بد بودن آن ها باشد. چرا كه تعداد بسياري از دوستداران موسيقي در كشورمان توان خريد سازهاي با قيمت حتي متوسط را هم ندارند. با وضعيت اقتصادي كه وجود دارد، اگر روند صعودي قيمت ساز ادامه داشته باشد، به موسيقي كشورمان لطمه وارد مي شود. اميدواريم مسئولين اين مركز در مورد اهداف، اقدامات و ساير مواردي كه هنوز عنوان نشده است توضيحات لازم را ارائه كنند كه حداقل دلمان به اقدامات اين ارگان گرم باشد. و با آرزوي اين كه موارد گفته شده را مدنظر قرار دهند. كوشش اين عزيزان را ارج مي نهيم و برايشان آرزوي موفقت داريم.

جمعي از دانشجويان موسيقي

سوم شهريور ماه هشتاد و يك


 

Top

Click to Top Page...

Contact Us

Home English News Biography Folk Music History Interview

info@persianartmusic.com

with questions or comments about this web site.

Copyright © 2000-2008 Persian Art Music Org All Rights Reserved.

برداشت از مطالب، با ذكر نام كامل سايت، جايز است

POSTAL Address: Reza Kalantari 1484963613 Tehran - Iran