|
درمقاله اي كه به نام موسيقيدانان ايران در اين سايت درج نموده بوديد، درباره ي
معلم تنبكي
گفته
بوديد كه در سخنراني خود در دانشگاه قردوسي مشهد به حرف و حديث درباره ي دست
اندركاران موسيقي كشور پرداخته بود، كه البته شخص مورد نظر شما كسي نيست جز
... . آقاي ... به گفته خود
ايشان نه استاد! است نه
يكي از بهترين تنبك نوازان كشورمان و
…
او تنبك نوازي است كاملا معمولي كه به كار تدريس وتحقيق در اين رشته مشغول است.
البته فرق است بين نقد و انتقاد فني
و اجتماعي وضع موجود جامعه ي موسيقي و حرف و حديث. به
نظر اينجانب يكي از مهمترين كارهايي كه مي توان در برهه
كنوني انجام داد همانا تشريح و نقد اوضاع
جامعه موسيقي، چه در حيطه فني و چه در
حيطه اجتماعي آن است. كاري كه در هنــرهايــي چــون
سينما متداول است و آثار
آن را مي بينيد.
ولي متاسفانه در موسيقي،ما از دست
اندركاران تابويي ساخته ايم
كه هيچكس، هيچوقت حق زير سوال بردن
رفتار آنهارا نداشته باشد.
چه
اشكالي دارد كه يك معلم، منتقد و
سخنران و نوازنده تنبك، نظريات و ديدگاههاي خود را درباره كج رويها،
كژ طبعي هــــا و
…
جامعه موسيقي ابراز كند؟ يكي از
مهمترين نكاتي كه يك نويسنده، هنگام نوشتن مقاله اش
بايد رعايت كند، اطلاع كامل از چنـد و چون مطلبي است كه
بايد درباره آن بنويسد. گفته بوديد از ايشان دعوت به
عمل آمده بود كه درباره سبكهاي
مختلف تنبك نوازي به ايراد سخنراني بپردازد. در صورتيكه اصلا چنين نبوده و
اطلاعــات شما غلط مي
باشد.
از طرف انجمن موسيقي دانشگاه فردوسي مشهد از ايشان دعوت شده بود تا درمراسمي
كه به عنوان يادمان خود ايشان ترتيب داده شده بود به سخنراني بپردازند. (اين
سخن مستند
به ديـــــدن
نوار ويديويي مراسم توسط اينجانب ميباشد). درباره آن قسمت از مقاله تان كه گفته
بوديد ايشان فرد فقيد را مورد خطاب قرار ميدهد، در بسياري از مواردي كه ما
درباره مسائل مختلف دست به نقد و انتقاد و بررسي ميزنيم (مثلا تاريخ را در نظر
بگيريم) به ناچار بايد رفتار و آثار و
…
گذشتگان
را مورد بررسي قرار دهيم و هيچگاه اين گريزگاه جالب توجهي نخواهد بود كه چون
فلاني از اين دنيا رفته اعمال او را بررسي نكنيم. همانطور
كــه
كارها و آثار خوب يك شخص فقيد را مي شود بررسي كرد، اشتباهات وي را نيز مي
توان و بايد
بررسي
كرد. سخن آخر اينكه، اول ايشان را بشناسيد، بعد از آن مسلما حق مخالفت با وي
براي شما محفوظ است. چشمها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد.
ارشاد واعظ تهراني
پنجم شهريور ماه هشتاد و يك
سردبير: اين مقاله در پاسخ به مقاله
موسيقي دانان ايران نوشته اياز رزمجويي در
تاريخ دوازدهم مرداد هشتاد و يك نوشته شده است. يادآوري مي شود كه در متن نوشته
شده هيچ گونه توهين به شخصي نشده و حتي از ذكر نام نيز خودداري شده است. لازم
است در اين مقاله نيز نام حذف شود. اين نوشته را با كليك بر روي عنوان مقاله
بخوانيد. از دوست عزيز ارشاد نيز به خاطر ارسال پاسخ و نظراتش سپاس گذاريم.
رضا كلانتري |