Persian Art Music...Click to New Window...

موسيقي هنري ايران

Persian Art Music

Click to Persian Version...

English Site

موسيقي شهرستان ها و استان ها

ستون آزاد     عكس،نوتاسيون، موسيقي، جدول

::

مركز آموزش موسيقي

فروشگاه هاي موسيقي سايت

 

تازه ها

 

فولكلور

 

تاريخچه

 

گفت و گو

 

زندگينامه

  تماس با ما


 

تئوري موسيقي

 

Music Theory


 

موسيقي كلاسيك

 

Classical Music


 

سخن سردبير سايت

 

Web Site Manager's Page


  جدول و سرگرمي
  Puzzle
  آگهي ها
 

Advertisement

Articles Archives XVIII

بايگاني مقالات و نوشته ها


بايگاني هفت بايگاني شش بايگاني پنج بايگاني چهار بايگاني سه بايگاني دو بايگاني يك
چهارده سيزده بايگاني دوازده بايگاني يازده بايگاني ده بايگاني نه بايگاني هشت
  بيست نوزده هجده هفده شانزده پانزده

نگاهي به تازه ترين آثار محمدرضا شجريان ٨/۱۱

نگاه تزييني به موسيقي ۷/١١

موسيقي!، چه نوع؟ به چه اسمي؟ ۵/١١


نگاهي به تازه ترين آثار محمدرضا شجريان

«زمستان است» و «بي تو به سر نمي شود» تازه ترين آثار حسين عليزاده است که مورد اخير يکي از پرفروش ترين آثار روز به شمار مي آيد. گروه چهار نفري حسين عليزاده با اجراي آثاري از اين آهنگساز در شهرهاي مختلف امريکا و اروپا، سهم موثري در شناساندن موسيقي روز ايران داشته است. چه اين که اعضاي اين گروه از سرآمدان موسيقي ايران به شمار مي آيند؛ استاد محمدرضا شجريان، استاد حسن عليزاده، کيهان کلهر و همايون شجريان ارکستر چهار نفره پديد آورنده «زمستان است» و «بي تو به سر نمي شود» را تشکيل مي دهند. پيش از هر چيز، به معرفي اجمالي اين آثار مي پردازيم: يك. زمستان است/ کنسرت زمستان/ ۱۳۷٩شعر زمستان از زنده ياد مهدي اخوان ثالث/ بداهه خواني و بداهه نوازي در مقام داد و بيداد. اين اثر، اجرايي است از سري کنسرت هاي امريکاي شمالي که به طور زنده ضبط شده است. دو. بي تو به سر نمي شود/ بداهه در دستگاه نوا و آواز بيات کرد/ براساس ساخته هاي حسين عليزاده/ آثار حسين عليزاده از همان نخست داراي ويژگي هاي شگرفي است که در آثار کمتر آهنگسازي وجود دارد. عليزاده مي کوشد قطعه اي را بنويسد که از فيلترهاي ذهني بسياري گذشته است يعني اجازه ورود به ملودي ها و آهنگهايي را به صفحه پارتيتور خود مي دهد که از لايه هاي گوناگوني گذشته اند و سر آخر به وسيله تجربه و پختگي آهنگساز به تکامل مي رسند. در اين آثار، بداعت و تازگي از عناصر جدايي ناپذير به شمار مي آيد و شايد بتوان نام موسيقي نوين ايراني را بر آن نهاد. نوين از اين نظر که در بردارنده فضاهاي نو و بديع است و ايراني، از اين لحاظ که تمام ويژگي هاي موسيقي ايراني را در خود دارد. مهمترين اثر عليزاده در سالهاي نخست شکوفايي قطعات ني نوا و «سواران دشت اميد» است که دربردارنده نوآوري و حس و حال ايراني بودن خاص خود است. در آثار اخير عليزاده که «نو بانگ کهن»، «دلشدگان» و «آواي مهر» را از آن جمله مي توان نام برد، همين دو عنصر بداعت و ايراني بودن بوضوح ديده مي شود. ضمن آن که رويکرد تازه اي در آثار تازه تر او ديده مي شود، در موسيقي، اجراي آوازهاي گروهي ابزار پاسخ دادن به نياز اساسي بشر يعني زندگي اجتماعي است که در فرهنگهاي گوناگون بنابر شرايط تاريخي، اقليمي و مذهبي به صورت هاي مختلف شکل مي گيرد. در ايران آوازهاي گروهي به دو گونه رواج دارد: يك. آوازهاي گروهي که از درون فرهنگ کهن سنتها و آيين هاي اين سرزمين شکل گرفته اند مانند سرودهاي مذهبي زرتشتي، نوحه خواني، آوازهاي جمعي تعزيه و يا آهنگهاي کار، جشن و سرور و سوگواري و... دو. نوع چهار صدايي که از فرهنگ کليسايي غرب تاثير گرفته است ... (راز نو/ تابستان ۱۳۷۷) علاقه عليزاده به موسيقي چند صدايي و درک و دريافت او از اين موسيقي، در کارهاي تازه او جلوه بسياري يافته است. در دو اثر اخير نيز نياز به ارائه موسيقي چند صدايي او را وادار کرده است تا از دو صداي مشابه و با فاصله گذاري هاي موسيقايي مشابه، استفاده کند. در نوار بي توبه سر نمي شود، همايون شجريان با حنجره جوان خود پدر را در اداي شعرها ياري و همراهي مي کند، گاه اين همصدايي به طور مستقل صورت مي گيرد؛ يعني يک بيت يا مصراع را شجريان پدر و يک بيت يا مصراع را شجريان پسر مي خواند. گاه به صورت پيوسته يعني همخواني يک بيت يا مصرع در فاصله يک يا دو ضربي . که اين شيوه نيز از ابداعات حسين عليزاده به شمار مي آيد. البته در «زمستان است» صداي همايون به صورت محو و گاه آوايي تنها در يک جاي نوار و براي تشديد القاي آوايي به کار گرفته شده است. «زمستان است»، بداهه خواني و بداهه نوازي هايي است در مقام داد و بيداد. اين مقام، مقامي ابداعي است که از دو گوشه داد از دستگاه ماهور و گوشه بيداد از دستگاه همايون به عنوان يک مقام مستقل طراحي شده است و نتي است که شاهد در هر دو مشترک است. اين هماهنگي که ميان دو گوشه ياد شده پديد آمده است، تلفيقي جذاب و به يادماندني به شمار مي آيد که ابداع عليزاده است. اين مقام يک بار ديگر نيز در آلبوم «راز نو» آزمايش شده بود. «زمستان است» از جمله آثار معدودي است که شعر آواز آن در قالب نيمايي سروده شده و شايد يکي از نخستين آوازهاي شعر نو به شمار آيد. البته شجريان در سالهاي پيش از انقلاب نيز شعر «پر کن پياله را» (از فريدون مشيري ) به صورت آوازي اجرا کرده است، اما حال و هواي آن اثر و اين اثر کاملا متفاوت است و اصالت آواز در اين اثر، بيشتر به چشم مي خورد. در «بي تو به سر نمي شود» نيز ضمن ارائه بداهه خواني و بداهه نوازي، عليزاده به ظرافت ها و نوآوري هايي توجه دارد که باعث ايجاد فضايي تازه و پر طراوت شده است. او خود در توضيح اين نوار مي گويد: با مهر و مهرباني شروع شد. روز ديدار، روز نغمه ساز، روز همنوايي بي اختيار نوا سر داديم. نوايي عطرآگين، عطر دوستي ها، عطر خاطرات. صداها، درهم آميخته مي شد. «با من صنما دل يکدله کن» نغمه ها هر روز ما را به هم نزديکتر مي کرد. در هر ديدار همنوايي بهانه اي بود تا دلتنگ نباشيم. شور جواني «همايون» احساس لبريز شده «کيهان» و پختگي و درايت شجريان، لذت کار را بي انتها مي کرد. لحظه ها سپري مي شد؛ اما گويي به زمان و مکاني محدود نبود. نغمه ها، دل مي سرود. دل به دل نسلي به نسل. چهار نسل پيوند مي خورد و يکصدا و يک نفس مي گفت، بي همگان به سر شود/ بي تو به سر نمي شود. اجراي قطعات آوازي اگر برروي اصول و پر از ظرافت هاي هنري باشد، مسلما از ويژگي هاي مهم و جذب کننده يک اثر به شمار مي آيد. بويژه اگر اين قطعات را کسي اجرا کند که تمام تجربه آوازي و آواز ايراني را در خود گرد آورده باشد. محمدرضا شجريان، از معدود خوانندگان ايراني است که آواز را منطبق با اصول رديف آوازي و بدون ذره اي انحراف ارائه مي کند. ضمن اين که سخن خود را تصحيح مي کنم که البته استادان زيادي در اين عرصه بوده اند، از جمله تاج اصفهاني، سيدحسين طاهر زاده، اقبال آذر، ميرزا ظلي و...مقصود خوانندگاني بود که امروز هم به آواز اشتغال دارند و در قيد حيات هستند. شجريان در اين دو اثر «زمستان است» و «بي تو به سر نمي شود» ضمن پيروي از سبک آهنگساز به سبک آوازي خود نيز پايبند است و به طوري آواز را طبق تجربيات پنجاه ساله خود در اين عرصه انجام مي دهد؛ چه اين که گفتن اين مطلب ضروري است که خواننده خوب و آهنگساز خوب مسلما مکمل يکديگرند و اگر يکي نباشد صداي ديگري ممکن است رسا باشد؛ اما از شيوايي لازم برخوردار نيست. در کنار آواز شجريان در اين دو اثر، کمانچه کيهان کلهر و چوبدستي او در نواختن اين ساز بسيار زيبا و ممتاز است. کيهان کلهر نام خود را با آهنگسازي نوار «شب، سکوت، کوير» در فهرست موسيقيدانان ايراني ثبت کرد. ذهن و بداعت او در ميکس برخي قطعات و آوازها در «شب، سکوت، کوير» مثال زدني است. ضمن آن که در اين دو نوار مورد بحث نيز بخوبي از پس اجراي قطعات برآمده و با آن که پيشتر قطعات، تمرين شده است؛ اما، بداهه نوازي کاري است که نياز به دقت و ظرافت فراوان دارد. همايون شجريان در «بي تو به سر نمي شود» در دو نقش ظاهر شده است؛ يکي در نقش نوازنده تنبک و ديگري در نقش اجرا کننده آواز، که در هر دو موفق بوده است. صداي دلنشين او نيز همراه صداي پدر، فضايي پررنگ و حال را به نوار «بي توبه سرنمي شود» داده است. پيشتر او در کاست «آهنگ وفا» تصنيف هايي را با پدر همخواني کرده بود و در اينجا آواز را. اجراي هماهنگ آواز او با پدر شايد مژده معرفي يک خواننده جوان و خوش آتيه براي ما باشد. ضمن آن که اين همراهي مسلما مبين مهر تاييد پدر بر آواز پسر نيز هست. از ديگر ظرافت هاي نوار «بي تو به سر نمي شود» اجراي تصنيف غم با طبيبان است که در نوع خود بديع است و علاوه بر آن معرفي فرمي از موسيقي ايراني به نام کار عمل است که پيشتر کاربرد داشته و اکنون با «بي تو به سر نمي شود» احيا شده است. «کار عمل به قطعه ضربي با کلامي گفته مي شود که به صورت بداهه اجرا شود. تفاوت کار عمل با تصنيف در اين است که تصنيف قبلا ساخته شده و عينا اجرا مي شود؛ اما کار عمل براساس احساس آن لحظه مرتبط با محتواي شعر در زمان اجرا شکل گرفته و مي تواند هر بار به شکل و با حال و هوايي متفاوت اجرا شود...» (بي تو به سر نمي شود) «مطرب دل» با شعر «با من صنما دل يکدله کن» از مولانا ساخته شده و ساخته استاد شجريان است که در اين نوار شنونده آن هستيم.

عزت اله الوندي

برگرفته از: روزنامه جام جم

هشتم بهمن ماه هشتاد و يك


نگاه تزييني به موسيقي

Click to Full Picture...

در روزهايي كه جنجال برگزاري جشنواره موسيقي محلي ايران بر پا بود و مسئولين امر كمر همت بسته بودند تا شكواييه درويشي، دبير سه دوره از اين جشنواره را پاسخي هر چند غير منطقي بدهند، هر خبري از اين موسيقي مي توانست براي جانهاي مشتاق، اميد بخش يا نااميد كننده باشد. در اين بين درگذشت راوي بي مانند موسيقي كرمانجي شمال خراسان (نياز علي صحرا روشن) همانقدر غم انگيز و ماتم زا بود كه

سمندري نوازنده دوتار

شب شعر و موسيقي خراسان مي توانست جذاب و پر مايه باشد. اما گفتم "مي توانست"، چراكه به نظر نگارنده چنين نبود. اگر چه از اين برنامه براي اهل شعر و شاعران، شبي به ياد ماندني و خاطره انگيز در ذهن ماند؛ براي مشتاقان موسيقي، به خصوص موسيقي نواحي، باز هم يادآور غربتي بود كه بر موسيقي روا داشته شده. غربتي كه با مهجوري روايتگران سالخورده و حكايتگران فرتوت اين هنر، عجين شده و چيزي نمانده از اين نغمه ها يادي و از آن نغمه سازان ماندگاري نماند كه واي بر آن روز و واي بر ما كه با ميراثمان چنين مي كنيم. در سومين شب از شبهاي سرد بهمن ماه در فرهنگسراي هنر(ارسباران)، شب شعر و موسيقي خراسان بر پا شد. در اين برنامه، گروهي از اهالي شعر قديم و معاصر، از چندين نسل مختلف، به شعرخواني پرداختند. در دو بخش از برنامه، موسيقي زينت بخشي ارزنده اي براي شب نشينان بود. زينت بخشي كه از سوي برگزار كنندگان تنها زينت و زيوري ديده شد كه مي توانست كم يا زياد شود و البته به هر بهانه اي.

كمتر كسي است كه با موسيقي نواحي ايران آشنا باشد و نام پورعطايي و سمندري را نشنيده باشد. اساتيدي يگانه كه بر تارك تاريك موسيقي نواحي ايران مي درخشند و يادشان با نامشان و نامشان با آوايشان عجين و دمساز شده. سمندري همان است كه يكي از نوازندگان مشهور ويولن در اروپا، سر پنجه هاي او را در ازاي تمام شهرتش خواستار شده بود! و پورعطايي كسي است كه لااقل سيصد مقام سازي و آوازي از موسيقي غني و پيچيده تربت جام را از بر دارد. سينه اين دو انباشته از نغمه هاي مهر و كارشان مملو از هنر است.

اينكه شعر و موسيقي با هم همسو و به هم تنيده اند، نكته اي است كه هر پژوهشگري در هر حوزه اي از ادبيات شفاهي ايران زمين بر آن صحه مي گذارد. همراهي اين دو عنصر مهم از هنر ايراني در آن شب نيز نشان از انديشه مند بودن برنامه برنامه ريزان اين "شب شعر و موسيقي" داشت و جاي بسي تقدير. اما آنچه گله اهل موسيقي را بر انگيخت، استفاده از نواي شورانگيز دوتار، براي تزيين صحنه و به جهت ايجاد فاصله اي در اجراي اشعار شاعران پير و جوان بود. اختصاص وقت محدود به هنرمندان اين خطه و جلوگيري از تداوم شورافكني اين دو پير راه آشنا، تنها حسرتي بر دل هنر شناسان افكند و باز چاره اي جز سكوت نبود كه هميشه كار موسيقي را زينت بخشيدن به برنامه ها و پر كردن وقتهاي خالي اينگونه شب نشيني ها دانسته و شناخته اند. آنهم اين نوع از موسيقي كه هميشه در عمق و بطن جامعه حاضر بوده و غم و شادي مردم را رنگي ديگر بخشيده.

باري آنشب هم چون ديگر شبها به تاسف گذشت كه نه تنها مسئولين، بلكه برخي هنرمندان و برنامه ريزان برنامه هاي هنري هم نگاهشان به همه انواع هنر، نگاهي كامل و روشن نيست و تفكيكهاي امروزين در هنر را بر جان اصالتهاي زندگي نواحي ايران هم روا داشته و استفاده هاي ابزاري شهرنشينان از هنر را با زيبايي هاي نواحي ايران در هم آميخته اند و از اين معجون گاه لذت هم مي برند.

دور باد از ما و از هنرمان چنين ناروايي ها!

شوريده

هفتم بهمن ماه هشتاد و يك


موسيقي!، چه نوع؟ به چه اسمي؟

موسيقي ايران، موسيقي جهان، موسيقي ايراني، موسيقي جهاني، كلاسيك، سنتي، اصيل، محلي، فولكلور، نواحي، مناطق و ده ها اسم ديگر. براي همه ما كه درگير موسيقي و اين اسم ها هستيم، نام ها و اسم هايي آشنا هستند. ولي باور كنيم كه ما به اين اسم ها عادت كرده ايم. حال از شما مي پرسم، چه فرقي بين اين اسم ها مي شود يافت؟ آيا براي شما (پس از تفكر و مرور بر روي اسم ها) فرقي مي كند؟ براي چه؟ و حال بازگويي يك واقعيت. چند شب پيش، در برنامه اي كه از شبكه يك سيما (اواخر شب) پخش شد، استاد حسين دهلوي مهمان برنامه بودند. آنچه بين اين عزيز و جناب داريوش ارجمند رد و بدل شد، خلاصه اش اين بود كه موسيقي در اين كشور به وضعيتي دچار شده كه واقعا بايد كاري اساسي صورت گيرد تا جايگاهي در خور براي آن در نظر بگيريم. آيا مي شود قبول كرد كه از تلويزيون يك كشور فقط و فقط هر چند ماه يك بار گفت و گويي جدي راجع به جدي ترين نياز انسان انجام شود؟ آري موسيقي يكي از مهم ترين نيازهاي ماست. ناخودآگاه درگير آنيم و اگر نباشد، خلا آن به شدت احساس مي شود. حسين دهلوي در قسمتي از سخنانش به اين نكته اشاره كرد: موسيقي در ايران هنوز جايگاه واقعي خود را پيدا نكرده است. ما و همه مي دانيم. به همه ما ثابت شده. با يك نگاه به برنامه هاي تلويزيون مي توان اين قضيه را اثبات كرد. ميزان اخبار، برنامه ها، گزارش ها و ساير موارد پخش شده راجع به ورزش، رقم و درصدي عجيب را به نسبت موسيقي به دست مي دهد. چقدر راجع به سينماي ورشكسته و مبتذل بحث مي شود؟ چند برنامه در مورد سينما و نقد و بررسي فيلم ها سراغ داريد؟ چند برنامه از بررسي فيلم هاي غيرايراني سراغ داريد و به نسبت آن چند برنامه در مورد موسيقي؟!موسيقي؟... چه كلمه جالبي...! گاهي اوقات به ياد دوران دانشجويي مي افتم كه ساز به دست در خيابان به راه مي افتاديم. همه جور ديگري نظاره گرمان بودند. بعضي خوششان نمي آمد و بعضي برعكس. چقدر راجع به موسيقي و مسائل آن بحث مي كرديم. چقدر به دنبال هنر و هنري بودن و از اين قضايا بوديم، غافل از اينكه درست پس از پايان تحصيلات، به يك بيكار خانه نشين اضافه (از ديد جامعه و خودمان) بدل خواهيم شد. آري ... براي فارغ التحصيل موسيقي هيچ جايگاهي در اين جامعه يافت نمي شود و خيلي راحت بگوييم، آينده اي روشن (به معني عام و خاصش) در انتظار نيست. مقايسه برنامه ها و بحث هاي تلويزيوني با موسيقي نتيجه ديگري نيز پيش روي ما مي گذارد. كه موسيقي به نوعي عاملي شده براي عدي اي، كه از آن فقط و فقط در راه كسب درآمد استفاده مي كنند. و اين رسانه به عنوان رسانه اي فراگير نقشي در بالا بردن فرهنگ، شعور و آگاهي مردم ندارد. آيا باز هم بايد گفت؟ حال دوباره مي پرسم... موسيقي سنتي با موسيقي ملي، پاپ، كلاسيك، محلي، فولك و... چه فرقي مي كند؟ و جواب: هيچ فرقي را نمي شود در آن ها يافت. چرا كه همه به بدترين شكل ممكن پخش و نشان داده مي شوند. نخست بايد موسيقي درست تعريف شود، سپس به دنبال انواع آن باشيم. همه ما در گير اين هستيم كه قبل از سبز شدن چراغ چهار راه، از روي چراغ سمت ديگر حدس بزنيم كه چراغ ما نيز سبز خواهد شد و آنقدر ساده لوحانه به اين قضيه رسيديم كه اگر بتوانيم زودتر از بقيه از چهارراهي كه هنوز چند صدم ثانيه به سبز شدن چراغش مانده عبور كنيم، به فتحي بزرگ دست يافته ايم كه اين را مي شود در تك تك چهارراه هاي شهر مشاهده كرد. و چه مثال خوبي بود. آري ما به اين حد از شعور رسيده ايم. وقتي چنين باشيم، ديگر انتظاري از كسي مي شود داشت؟ حال با اين طرز فكر، نوع زندگي و شيوه رفتار اجتماعي، فكر كردن به اينكه اگر در گوشه درآمد ماهور فلان مضراب راست را چپ بزنيم، موسيقي مان به هم مي ريزد فقط براي يك دانشجوي موسيقي مي تواند جالب باشد.

رضا كلانتري

پنجم بهمن ماه هشتاد و يك


 

Top

Click to Top Page...

Contact Us

Home English News Biography Folk Music History Interview

info@persianartmusic.com

with questions or comments about this web site.

Copyright © 2000-2008 Persian Art Music Org All Rights Reserved.

برداشت از مطالب، با ذكر نام كامل سايت، جايز است

POSTAL Address: Reza Kalantari 1484963613 Tehran - Iran