Persian Art Music...Click to New Window...

موسيقي هنري ايران

Persian Art Music

Click to Persian Version...

English Site

موسيقي شهرستان ها و استان ها

ستون آزاد     عكس،نوتاسيون، موسيقي، جدول

::

مركز آموزش موسيقي

فروشگاه هاي موسيقي سايت

 

تازه ها

 

فولكلور

 

تاريخچه

 

گفت و گو

 

زندگينامه

  تماس با ما


 

تئوري موسيقي

 

Music Theory


 

موسيقي كلاسيك

 

Classical Music


 

سخن سردبير سايت

 

Web Site Manager's Page


  جدول و سرگرمي
  Puzzle
  آگهي ها
 

Advertisement

Articles Archives XVI

بايگاني مقالات و نوشته ها


بايگاني هفت بايگاني شش بايگاني پنج بايگاني چهار بايگاني سه بايگاني دو بايگاني يك
چهارده سيزده بايگاني دوازده بايگاني يازده بايگاني ده بايگاني نه بايگاني هشت
      هجده هفده شانزده پانزده

نقدي بر نسيه بهنود ۲۴/٩


نقدي بر نسيه بهنود

مقاله زير را محسن بنايي براي سايت فرستادند، با توجه به اهميت موضوع، آن را براي شما درج مي كنيم.

متن نامه ارسالي:

دوستان عزيز

خسته نباشيد

نوشته زير" نقدى بر نسيه بهنود" را اگر چه كمى دير هنگام، برايتان جهت درج ميفرستم

با سپاس

محسن بنائى

حميد عزيز، سلام ، خسته نباشى !

امروز داشتم توى كوچه باغهاى اينترنت پرسه مى زدم كه سينه به سينه جناب مسعود خان بهنود شدم. نقدش را برايت ميفرستم تا نوبت به نسيه خودم برسد!

راستش را بخواهى بعد از اين همه سال كه با اين جماعت سياستچى سرو كله زده ام (وتو مى دانى كه اين ادعا فقط براى رنگ و لعاب دادن به اين نوشته نيست و من و امثال من اگر هم كه مويى در سياست سفيد نكرده باشيم ، دست كم چند تا پيراهن و اووركت سربازى به خصوص از نوع آمريكائى اش در اين راه پاره كرده ايم!)هنوز هم كه هنوز است گاهى برخى حركات و سكنات اين دوستان برايم شگفت آور است. مسئله هم اين نيست كه آيا بهنود نامى حق اين را دارد كه نقد موسيقى بنويسد يا نه- كه ما نه محتسبيم و نه اگر هم كه بوديم در اين وانفساى همه فن حريفى رجال مملكت كسى براى حرف من و تو تره خرد ميكرد-، مسئله بيشتر به همان ديد و نگرش غالب ما ايرانى ها برميگردد ، كه فكر ميكنيم به صرف داشتن تخصص در يك زمينه خاص ، بايد در تمام زمينه هاى ديگر هم صاحب نظر باشيم، اگر مهندسيم، بايد در باره فلسفه هم نظر بدهيم، اگر پزشكيم، خودمان را داخل بحثهاى زبانشناسى مى كنيم و اگر روزنامه نگاريم، برايمان ننگ است كه نقد موسيقى ننويسيم و الى آخر. و تازه اگر قضيه به همين جا هم ختم ميشد ما  شاكر بى منت حضرت اول الاولين هم بوديم و همانطور كه در تمامى اين سالهاى غربت بر سر جوى نشسته ايم و گذر عمر ميبينيم، اينبار هم ميشد كه اظهار لطف جناب بهنود را –كه من برايش به عنوان يك روزنامه نگار ارزش بسيارى قائلم و نوشته هايش را هم با ميل ميخوانم- از زير سبيل نداشته عبور داد و نديده گرفت. قضيه ولى با كمال تأسف به اينجا ختم نمى شود: مسعود خان عزيز ما پا را از دايره انصاف و مروت بيرون ميگزارد و "انگار مى كند" كه اين گروه آماتور بوده اند و ساعتى را هم به تمرين نگذرانده اند و بالبداهه (منظورش فى البداهه است) مى نواخته اند.

از اين نكته كه آيا ميشود يك آهنگ از پيش ساخته شده را فى البداهه نواخت يا نه ميگذريم، ولى آنجا كه سخن با ساعتى تمرين مشترك بر ميگردد، آيا چيزى ميتوان گفت، جز اينكه:

كجا دانند حال ما، سبكباران ساحلها........؟.

راستى تو به عنوان سرپرست گروه مى توانى بگوئى كه پژمان حدادى چرا با " آن تنبك"(تكيه از بهنود است) در ميانه غزل عرفانی و موسيقی عارفانه اين همه خودنمائی می کرد؟  يا چرا حساب اتصال قطعات از دست همه تان در رفته بود؟!

مسعود خان ميگويد:" موسيقی از جمله آن هنرها نيست که بتوان در پستو به تعاليش رساند، جمع می خواهد و اجرای عمومی و در گذر روزگار صافی می شود و راه بهتر خود پيدا می کند ورنه گلی که به سال ها در گلدان خود نباشد و از نفس مردم آب نگيرد همين می شود".

ما هم به سياق اهل حق آرزوى گرمى دمش را داريم!البته باورش شايد كه براى مسعود خان كمى سخت باشد، ولى تك تك اين نكات را ما هم ميدانيم، سالهاست كه ميدانيم! ميخواهم بگويم كه در براه انداختن كلاسهاى تار و سه تار، جلسات ساز و سخن و برگزارى سمينارهاى سالانه تار و سه تار و دعوت از موسيقيدانان مطرح داخل كشور، و بالاخره اجراى كنسرتهاى عمومى در سرتاسر اروپا و آمريكا شايد كه ما گوشه چشمى هم به اين نكته داشته ايم، فقط شايد!

نميگويم كه براى نقد موسيقى بايد موسيقيدان بود، ولى موسيقى را بايد شناخت. تصورش را بكن كه من و تو هم فردا از سر بى غمى به صرافت نقد كردن كارهاى ژورناليستى مسعود خان بيفتيم! فكر ميكنى حاصل كار چه از آب در بيايد؟ چيزى بهتر از نقد بهنود؟!

براى نقد نوشتن در مورد يك اثر هنرى بايد آن هنر را  شناخت، به آن دل داد و از همه مهمتر آن رشته هنرى را به عنوان يك "تخصص" به رسميت شناخت، نقد اگر كه اين ويژگى ها را نداشته باشد، همين مي شود 

اين قصه البته سرى درازتر از اينها دارد و از آن جا كه در ممالك محروسه ايران خيلى از درها هنوز هم كه هنوز است بر پاشنه دوران قجر مى گردد، خيلى هم نميتوان از حريفان انتظار داشت  كه موسيقى را به عنوان يك رشته علمى- تخصصى به رسميت بشناسند، سهل است كه نوازنده و آهنگساز در چشم بسيارى از اينان همان "عمله طرب" دوران "شاه شهيد" است.تا آنجا كه مربوط به سليقه فردى است، آدم ميتواند از چيزى خوشش، يا بدش بيايد، ولى قلمفرسائى در باره نكات فنى مانند تكنيك نوازندگى و اتصال قطعات و مانند آنها ديگر بحث سليقه و خوش آمدن و بد آمدن نيست، تو تا بحال شنيده اى كه روزنامه نگارى بنشيند و تكنيك جراحى فلان متخصص قلب و عروق را نقد كند؟

(و من به عنوان يك جراح و آدمى كه ده دوازده سال است ساز ميزند بهتر از هر كس ديگرى ميدانم كه اين مقايسه، قياس مع الفارق نيست!) 

ولى بگذاريم و بگذريم....... براى خاطر گل جمال مسعود خان هم كه شده در كنسرت بعدى ات پرده بگردان و بنواز:

غمناك نبايد بود، از طعن حسود اى دل             شايد كه چو وا بينى، خير تو دراين باشد

هر كو نكند فهمى،زين كلك خيال انگيز             نقشش به حرام ار خود، صورتگر چين باشد

سبز باشى.....                                  

آذر هشتاد و يك، محسن بنائى

بيست و چهارم آذرماه هشتاد و يك


 

Top

Click to Top Page...

Contact Us

Home English News Biography Folk Music History Interview

info@persianartmusic.com

with questions or comments about this web site.

Copyright © 2000-2008 Persian Art Music Org All Rights Reserved.

برداشت از مطالب، با ذكر نام كامل سايت، جايز است

POSTAL Address: Reza Kalantari 1484963613 Tehran - Iran