Persian Art Music...Click to New Window...

موسيقي هنري ايران

Persian Art Music

Click to Persian Version...

English Site

موسيقي شهرستان ها و استان ها

ستون آزاد     عكس،نوتاسيون، موسيقي، جدول

::

مركز آموزش موسيقي

فروشگاه هاي موسيقي سايت

 

تازه ها

 

فولكلور

 

تاريخچه

 

گفت و گو

 

زندگينامه

  تماس با ما


 

تئوري موسيقي

 

Music Theory


 

موسيقي كلاسيك

 

Classical Music


 

سخن سردبير سايت

 

Web Site Manager's Page


  جدول و سرگرمي
  Puzzle
  آگهي ها
 

Advertisement

Articles Archives XX

بايگاني مقالات و نوشته ها


بايگاني هفت بايگاني شش بايگاني پنج بايگاني چهار بايگاني سه بايگاني دو بايگاني يك
چهارده سيزده بايگاني دوازده بايگاني يازده بايگاني ده بايگاني نه بايگاني هشت
  بيست نوزده هجده هفده شانزده پانزده

موسيقي پس از انقلاب ايران ٢٠/۱۱

نگاهي به جشنواره موسيقي امسال ١٨/۱۱

حسين عليزاده درمراسم بزرگداشت خود ٩/۱۱


موسيقي پس از انقلاب ايران

موسيقي، آن هم موسيقي حماسي چقدر بر خيزش عظيم مردمي تاثير گذاشته است؟ آيا اين حس با روحيه ملي نيز تناسب دارد؟ مهمترين و شايد باشکوه ترين آثاري که در زمينه موسيقي ايراني پس از انقلاب و کمي پيشتر از آن پديد آمده اند، حاصل اتحاد موسيقيداناني است که در گروه شيدا و عارف گرد هم آمده اند و آثار ماندگاري را چون سواران دشت اميد، سپيده، سراي اميد و... به وجود آورده اند. اين آثار تلاش پاينده و ماندگار موسيقيداناني چون محمدرضا لطفي، حسين عليزاده، پرويز مشکاتيان، محمدرضا شجريان، شهرام ناظري و... است. يادداشتي که مي خوانيد بررسي تحليلي آثار ياد شده است که سهم بزرگي در هنر و انديشه مردم ايران داشته است. اين کاست که همچون کاست پيشين گروه چاووش، گروه شيدا نام دارد، سومين نوار از سلسله کاستهاي ده گانه چاووش است. نوار اول، با نام به ياد عارف با موسيقي محمدرضا لطفي، صداي محمدرضا شجريان و شعر هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سايه) که محتواي موسيقايي اش درباره عارف قزويني موسيقيدان و تصنيف ساز مشهور دوره قاجار است، در تابستان پنجاه و هفت منتشر شد. چاووش شماره دو، بي درنگ پس از پيروزي انقلاب اسلامي و چاووش شماره سه، يعني کاستي که در اين نوشته به آن مي پردازيم، کمي پس از دومين چاووش روانه بازار شد. چاووش هاي شماره دو و سه، حاوي سرودهاي انقلابي است که تمامي تنشهاي اجتماعي ناشي از انقلاب و روحيه سياسي مردم در آن دوره را بخوبي بازتاب مي دهد؛ اما چاووش شماره يک نيز به طور غيرمستقيم و البته بسيار ريشه اي تر، باز هم متناسب با افکار انقلابي مردم است. از آنجا که انديشه غرب گرايي، بويژه در سالهاي پنجاه تا پنجاه و هفت خورشيدي در ايران به اوج خود رسيده بود، مردم رفته رفته به وحشت افتادند و کوشيدند آنچه را که خود دارند از بيگانه طلب نکنند. عطف به همين روحيه غرب گريزي که در آن دوره اختصاصا به غرب ستيزي هم انجاميد، موجب شد که مردم به اصول هاي بنيادين بازگشت کنند. يکي از تبعات اين رويکرد، توجه به سنتهاي ايراني بود. چنان که در زمينه موسيقي، حکومت بلامنازع فرهنگ موسيقي غرب، ناگهان رو به افول گذاشت و ستارگان موسيقي پاپ که تا آن زمان در قلبهاي مردم مي درخشيدند، چنان طرد شدند که حتي پيش از وقوع حتمي انقلاب بيست و دو بهمن، ترجيح دادند کشور را به مقصد غرب ترک کنند و هسته اصلي چيزي را که امروز موسيقي لس آنجلسي مي ناميم در امريکا تشکيل دهند. هنگامي که ميدان موسيقي اين چنين خالي شد، موسيقي سنتي ايران که از مدتي پيش به طور خزنده پيشروي مي کرد، ناگهان يکه تاز شد و چون مردم کاملا مهياي بازگشت به بنيادگرايي فرهنگي بودند، همه توجه ها را به سوي خود جلب کرد. چاووش شماره يک، يعني به ياد عارف، محصول چنين پديده اي است. مردم بشدت از آن استقبال کردند و زمينه اي را فراهم آوردند که کاستهاي بعدي چاووش هم يکي پس از ديگري به بازار آمدند. چاووش شماره دو و سه حاوي تعدادي سرود است که به دليل فضاي خاص سالهاي پنجاه و هفت تا شصت و سه بخشي از تاريخ موسيقي سنتي ايران يا به عبارتي موسيقي رديفي و دستگاهي را به خود اختصاص دادند. از جمله هنرمندان موسيقي رديفي و دستگاهي ايران، اندکي پيش از وقوع انقلاب در بيست و دو بهمن، تحت نظارت هوشنگ ابتهاج و محمدرضا لطفي دسته جمعي از راديو و تلويزيون ملي ايران استعفا کردند و کانون موسيقايي چاووش را بنا نهادند. در بحبوحه جنگ و گريزهاي خياباني ميان مردم و نيروهاي نظامي در سالهاي انقلاب، موسيقيدانان ايران به زيرزمين ها رفتند و شروع به ساختن سرود کردند. اين سرودها به دليل مخفي بودن با دستگاه هاي ضبط صوت خانگي در منزل خود موسيقيدانان ضبط شد و دست به دست به ميان مردم نفوذ کرد. همين سرودها، بعد از انقلاب، تا چند سال از صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش مي شود و تعدادي از آنها در چند کاست از مجموعه کاستهاي چاووش به دوستداران موسيقي ايراني تقديم شد. شش سرودي که در قسمت دوم اين کاست آمده، تعدادي از سرودهاي مزبور هستند. در موسيقي رديفي و دستگاهي ايران، سابقه ساخت سرود وجود دارد. از جمله سرود اي ايران، ساخته روح اله خالقي که تم اصلي آن را از يک نوحه گرفته بود. يا سرود اي وطن، ساخته کلنل علينقي وزيري که در آن ابوالحسن صبا قطعه مشهور زرد مليجه را با ويلن نواخته است؛ اما اين گونه سرودها با ارکسترهاي مرکب از سازهاي غربي و ايراني نواخته و اجرا شده است. در حالي که سرودهاي انقلاب اسلامي، از نظر ساختار ارکستري، در شمار آثار سنتي هستند؛ زيرا سازهاي تشکيل دهنده ارکستر، تماما سازهاي موسيقي رديفي و دستگاهي ايران به شمار مي روند. البته براي اين که ارکستر بتواند در زنده کردن حالات رزمي و دلاورانه سرود، که قطعا بايد ابعاد نظامي هم داشته باشد، شرايط کاملي را احراز کند در نواختن اين سرودها، برخي سازهاي ديگر نيز به ارکستر افزوده شد که از آن جمله مي توان سازهاي دف، ضرب زورخانه و سايدرام را نام برد. اين سرودها در زمان خود بسيار بديع و نوظهور به نظر مي آمدند؛ زيرا در کنار نرمش و ملاطفت شناخته شده موسيقي رديفي و دستگاهي، ناگهان بخش تهورآميز و بسيار متحرکي از موسيقي اصيل را به نمايش گذاشتند که با توجه به خلق و خوي کاملا سياسي آن دوره، همه را واله، محو و مرعوب کرده بود. بويژه که اين آثار، در همان زمان به صورت کنسرت هم عرضه شد و گروه شيدا کنسرت را به شهداي انقلاب تقديم کرده بود. از شش سرودي که در اين کاست آمده، سه سرود ساخته محمدرضا لطفي است (اي ايران، تيغ بايد خون فشاند و آزادي) و سه سرود هم ساخته حسين عليزاده (ژاله خون شد، اتحاد و شهيد)؛ اما قسمت اول کاست، شامل دو قطعه بي کلام است که هر دو قطعه ساخته حسين عليزاده هستند. اين دو قطعه عبارتند از: سواران دشت اميد و حصار؛ البته در قطعه حصار، گروه کر به اتفاق تکخوان (بيژن کامکار) چند بيتي از يک غزل هوشنگ ابتهاج را مي خوانند؛ اما به دليل اين که بخش ارکسترال آن بسيار طولاني است و فرم اجرايي آن مانند فرم قطعات بدون کلام است، نمي توان قطعه مزبور را يک اثر آوازي محسوب کرد. سواران دشت اميد در دستگاه ماهور و حصار در دستگاه چهارگاه ساخته شده اند. اين دو قطعه که سينماروها بخشهاي کوتاهي از آنها را در موسيقي متن فيلم «حاجي واشنگتن» (به کارگرداني علي حاتمي و موسيقي محمدرضا لطفي) شنيده اند، محصول فکر شده سالهاي پيش از انقلاب هستند که بعد از وقوع انقلاب به ثمر رسيدند. بدعت اين آثار، محصول استعداد ذاتي و نبوغ موسيقايي عليزاده است که در آن سالها موسيقيداني جوان به شمار مي رفت. او ذهني دارد که از هر سو با افکار تازه و ايده هايي بشدت غافلگير کننده انباشته است. حتي امروزه هم پس از گذشت بيست سال، همچنان لبريز از ترفندهاي بديع و تمهيدات نبوغ آميز است؛ چنان که مي توان او را با محسن مخملباف در زمينه سينما مقايسه کرد. سواران دشت اميد را مي توان با شور اميرف هم مقايسه کرد؛ اما بر اين اثر نيز برتري دارد. زيرا در اصل، عليزاده از نبوغ فراگيري بهره مند است که حکمت اميرف در مقايسه با آن کاملا رنگ باخته به نظر مي رسد. بعلاوه سواران دشت اميد، اصالت دارد؛ اما شور اميرف قطعه اي به تقليد آثار غربي است که فقط از تمهاي شرقي بهره برده است. حصار، قطعه اي است که براساس گوشه اي به همين نام از رديف دستگاه چهارگاه ساخته شده و چند قسمت دارد. قسمت کوتاه آوازي آن که از سوي گروه کر و تکخوان خوانده مي شود بر غزل زيبايي از سايه استوار است با مطلع:

اي عاشقان، اي عاشقان، پيمانه ها پر خون کنيد، از خون دل چون لاله ها، رخساره ها گلگون کنيد

زيبايي اين غزل سببي شد که باز هم در موسيقي رديفي و دستگاهي مورد استفاده واقع شود. از جمله محمدرضا لطفي يک تصنيف پنج ضربي در دستگاه شور روي آن ساخته است. در کاست شب ... سکوت، کوير نيز محمدرضا شجريان آوازي براساس اين غزل اجرا کرد. سواران دشت اميد و حصار، قطعاتي انيون هستند که هارموني غربي و آکومپانيمان رايج در قطعات دنباله رو غرب را مبنا و اساس قرار نداده است . اين يکي از ويژگي هاي قابل بحث اين دو قطعه است. اگر حسين عليزاده نسبت به سنت، غضب روا نمي داشت و آن را حقير و بي ارزش نمي انگاشت با ادامه موسيقي رديفي و دستگاهي، قطعا مي توانست در سطح جهاني صاحب منزلت و اعتبار باشد. هر چند که به گمان ما هنوز هم اسباب بزرگي را آماده دارد و مي تواند بر اين معني بيفزايد.

تورج زاهدي

بيستم بهمن ماه هشتاد و يك


نگاهي به جشنواره موسيقي امسال

با نگاهي به جدول برنامه هجدهمين جشنواره موسيقي فجر، اين سئوال در ذهنمان شكل مي گيرد كه آيا باز هم همانند سال هاي گذشته، بايد شاهد اجراهاي تكراري (از نظر گروه ها) و ضعيف باشيم؟ گروه هاي ايراني شركت كننده در جشنواره به جز چند گروه، همگي در جشنواره هاي سال هاي گذشته حضور داشتند. و سابقه ذهني اي كه از برنامه هايشان داريم، اينست كه شايد حتي حضور در سالن نيز براي ما به نوعي عادت بدل شده است. چرا جشنواره موسيقي از يك سري گروه هاي خاص دعوت مي كند؟ چرا باز هم نمي توانيم شاهد اجراي گروه هاي حرفه اي داخلي (البته اگر داشته باشيم!) باشيم؟ چرا گروه هاي خوب خارجي، نمي توانند در جشنواره شركت كنند؟ و...اين ها همه سئوال هايي هستند كه براي رسيدن به پاسخ، بايد ديد و شنيد و بعد قضاوت كرد. ولي از كوزه همان تراود كه دراوست!. اگر در طول سال اجراهاي خوب داشته باشيم، در جشنواره مي توانيم گلچيني از اجراها را ببينيم. ولي وقتي نداريم... تابعد..

هجدهم بهمن ماه هشتاد و يك


حسين عليزاده درمراسم بزرگداشت خود

افكار عقب افتاده و بحث‌هاي فرسايشي را درموسيقي تعطيل كنيم

دانشجويان دانشگاه تهران با برگزاري نخستين جشنواره تار نوازان شخصيت هنري حسين عليزاده - آهنگساز و نوازنده تار و سه تار- راگرامي داشتند. به گزارش خبرنگار ايسنا روز چهارشنبه يازدهم دي ماه مراسم افتتاحيه اين جشنواره درتالار فردوسي دانشكده ادبيات دانشگاه تهران برگزار شد و برگزيدگان اين جشنواره كه در مسابقه‌اي قطعات حسين عليزاده را با تار اجرا كرده بودند، معرفي شدند. محمدرضا فياض منتقد موسيقي به ارائه مقاله‌اي درباره فعاليت‌هاي هنري حسين عليزاده پرداخت و او را از تاثيرگذارترين، جسورترين و پيگيرترين افراد تاريخ موسيق ايران ناميد و موسيقي او را هنري دانست كه نه از همه اكنون بلكه از سال ها پيش جايگاه بي‌بديل خود را در تاريخ موسيقي پيدا كرده است. سپس گروه‌هاي دانشجويي ”نرامير” و ”مهر” به اجراي قطعاتي از اين آهنگساز پرداختند.
حسين عليزاده در مراسم بزرگداشت خود از استادانش حسين دهلوي، فرهاد فخرالديني، هوشنگ ظريف. حبيب‌اله صالحي، علي اكبر شهنازي، عبداله دوامي و نورعلي برومند ياد كرد و گفت: من شاگرد استاداني بودم كه نه تنها موسيقي بلكه شاگردي را از آنها ياد گرفتم. آنان كساني بودند كه هيچ كدام افكار متعصبانه در موسيقي نداشتند و مي‌خواستند فكر ما را خلاق بار بياورند. وي همچنين از جليل شهناز كه در بيمارستان بستري است ياد كرد و يادداشتي را در فقدان داريوش زرگري خطاب به همسر و فرزندان اين هنرمند فقيد كه چندي پيش بر اثر بيماري دار فاني را وداع گفت، قرائت كرد. اين خالق آثاري چون ني‌نوا، پايكوبي و راز نو در ادامه بر لزوم تفسير شيوه آموزش موسيقي تاكيد كرد و گفت: بايد با نگرشي ديگر وضعيت موسيقي را بررسي كنيم. در حال حاضر بيشترين شنوندگان موسيقي ايران را كساني تشكيل مي‌دهند كه مي‌خواهند از طريق موسيقي خاطرات خود را پيدا كنند، درحالي كه اين هنر در زمان حال حيات دارد. وي افزود: چيزي كه در حال حاضر اهميت دارد پاسخ به اين سوال است كه چرا ملت ما هميشه از نظر تاريخي به گذشته خود تكيه دارد و مي‌خواهد با آن زندگي كند؟ ما با گذشته پيوند بسيار داريم و اين وابستگي نه به دليل استفاده از تجربه‌هاي قبلي بلكه براي اين است كه ما ناخودآگاه با گذشته درگير هستيم. همه ما تا مقطعي جلو مي‌آييم وبعد زمان را متوقف مي‌كنيم و مي‌خواهيم با گذشته زندگي كنيم. اين باعث مي‌شود از زمان حال و آينده غافل شويم. اين تفكر در مراكز آموزشي ماهم رسوخ كرده است. استادان فقط به اندوخته‌هاي موسيقي در زمان گذشته تكيه مي‌كنند و جايي براي خلاقيت هنرجويان باقي نمي‌گذارند. حسين عليزاده عنوان كرد: در تمام مراكز اموزشي مدرسان مي‌خواهند ثابت كنند كه موسيقي داراي تاريخ ديرينه است و بايد طبق اين تاريخ پيش برود. در حالي كه در هنر بي‌معني است اگر صرفا به گذشته اكتفا كنيم و آن را فقط براي رسيدن به يكسري تكنيك‌ها به كار بگيريم. ما قطعا بايد موسيقي قديم را بشناسيم اما در عين حال بايد ازخود سوال كنيم كه با اين موسيقي چه مي‌خواهيم بگوييم؟ اين همان موضوعي است كه در شرايط فعلي خدشه‌دار شده است. به گفته اين نوازنده، در كنار تدريس ساز در دانشگاه‌ها بايد خلاقيت و استفاده از تكنيك ها به دانشجو آموزش داده شود. نبايد به او چيزي را ديكته كرد. عليزاده به نحوه آموزش موسيقي در دانشگاه‌ها در زمان بعد از انقلاب انتقاد كرد و گفت: بايد اين قضيه را بررسي كرد كه چرا در سال‌هاي بعد از انقلاب از دانشگاه ها و هنرستان‌ها چهره‌هاي موسيقي كمتر بيرون آمدند؟ متاسفانه به دليل شرايط دشوار موسيقي در سالهاي بسيار در ايران، آموزش اين هنر تحت شرايطي قرار گرفته كه فقط حفظ ملودي‌ها اهميت داشته است. اما حالا كه وضعيت بهتر شده در مراكز دانشگاهي بايد نگرش ديگري بر آموزش حاكم باشد. واقعا چه ارزشي دارد كه من اندوخته‌هاي گذشته را از بر كنم و مثلا تبديل به ميرزا حسين قلي شوم؟ من در فراز و نشيب‌هاي بسيار و درمقطع خاص زماني و در اجتماعي ديگر زندگي كرده‌ام و تمام اين‌ها بايد در هنرم عيان باشد. به گزارش ايسنا، اين آهنگساز تاكيد كرد: بايد درحوزه آموزش موسيقي تفكيك صورت گيرد ما هم به متخصص و حافظ موسيقي احتياج داريم هم به كاوشگران و محققان موسيقي هم به كساني كه در اين هنر به خلاقيت دست مي‌زنند. اين نكته بايد درموسيقي پاپ هم رعايت شود اين هنر را به دليل اينكه مي‌خواهد به طور روزمره بامردم ارتباط برقرار كند نبايد دست كم و آسان گرفت و هر هجوي را موسيقي پاپ ناميد. اين نوع از موسيقي هم براي خود هويت مستقلي دارد و بايد به آن بها داده شود. به اين دليل كه اوقات مختلف زندگي انسان موسيقي‌هاي مختلف مي‌خواهد و زماني فرد به موسيقي احتياج دارد كه در لحظه او را ارضا كند. پس بايد در اين زمينه افراد متخصص و خلاقي فعاليت كنند موسيقي پاپ را به هويت ملي ايران پيوند بزنند و آن را به ريشه‌هاي فرهنگي ما نزديك تر كنند. وي بر كنار گذاشتن افكار عقب افتاده و بحث‌هاي فرسايشي در موسيقي تاكيد كرد و گفت: موسيقي و افكار ما مقداري منجمد شده است و بايد از اين انجماد درآييم تا بتوانيم ذهن آزاد داشته باشيم. عليزاده به جشنواره تارنوازان اشاره كرد و افزود: مسابقه‌اي در كار نبوده و ما مي‌خواستيم به اين بهانه از هنرمندان جوان عرصه موسيقي قدرداني كنيم. در اين مراسم بهروز همتي نماينده هيات داوران بيانيه اين جشنواره را خواند و برگزيدگان را معرفي كرد كه با حضور حسين عليزاده به آنها جوايزي اهدا شد. پيام امير باهنر، حسين پيشكار، نيما قهرماني، ايمان شمس‌اسكندري، ليلا باجقي، حميد خوانساري، ميثم قهرماني، علي صحفي، حسن سنائي، آرش عزيزي، مشير صميمي، ساناز ستارزاده، كوهزاد رعنايي، رادمان توكلي، ارژنگ سيفي‌زاده، محمدمهدي وحدتي، مريم سجده، سعيد ميرزاده و پيام جهان ماني برگزيدگان نخستين جشنواره تار نوازان را كه به همت كانون موسيقي دانشگاه تهران برگزار شد، تشكيل مي‌دادند. در پايان اين مراسم برخي از برگزيدگان به اجراي قطعاتي پرداختند و حسين عليزاده با تار خود بداهه‌نوازي كرد.

به نقل از: خبرگزاري دانشجويان ايران - ايسنا

بداهه نوازي حسين عليزاده را فردا بشنويد

نهم بهمن ماه هشتاد و يك


 

Top

Click to Top Page...

Contact Us

Home English News Biography Folk Music History Interview

info@persianartmusic.com

with questions or comments about this web site.

Copyright © 2000-2008 Persian Art Music Org All Rights Reserved.

برداشت از مطالب، با ذكر نام كامل سايت، جايز است

POSTAL Address: Reza Kalantari 1484963613 Tehran - Iran