Persian Art Music...Click to New Window...

موسيقي هنري ايران

Persian Art Music

Click to Persian Version...

English Site

موسيقي شهرستان ها و استان ها

ستون آزاد     عكس،نوتاسيون، موسيقي، جدول

::

مركز آموزش موسيقي

فروشگاه هاي موسيقي سايت

 

تازه ها

 

فولكلور

 

تاريخچه

 

گفت و گو

 

زندگينامه

  تماس با ما


 

تئوري موسيقي

 

Music Theory


 

موسيقي كلاسيك

 

Classical Music


 

سخن سردبير سايت

 

Web Site Manager's Page


  جدول و سرگرمي
  Puzzle
  آگهي ها
 

Advertisement

Articles Archives XXIII

بايگاني مقالات و نوشته ها



سلانه، سازي جديد ٢٦

صبا، سرگشته دانايي (بخش سوم و پاياني) ٢١


سلانه، سازي جديد

Click to view Full Picture...

واحد مركزي خبر، همشهري: سلانه، سازي است ابداعي، داراي دوازده سيم كه ساخت آن از روي نمونه هاي قديمي بربط فعلي صورت يافته و در دستان حسين عليزاده به اثر شنيداري سلانه منجر شده است. صنعتگر هنرمند، آقاي سيامك افشاري با الهام از تصاوير يك نمونه ساز زهي مضرابي و دسته بلند كه در اصل داراي سه سيم و سه گوشي بوده، موفق به ساخت اين ساز گرديده است.

سلانه

سلانه داراي شش سيم اصلي با قابليت انگشت گذاري و شش سيم طنيني است كه بسيار شبيه به رباب امروزي است. با اين تفاوت كه بر روي كاسه رباب پوست مي كشند، ولي سلانه از صفحه اي چوبي همانند سه تار بهره مي برد. وجود شش سيم اصلي، خود گوياي افزايش گستره صوتي ساز نسبت به هم خانواده هاي خود يعني تار و سه تار است و بويژه صداهاي بم كه در حال حاضر فقط از كاسه هاي بربط و تارباس بيرون مي آيد. گفتني است شكل و شمايل سلانه چندان هم جديد نيست و شباهت ظاهري و باطني آن به ساز موجود در غرب ايران يعني ديوان غيرقابل انكار است. ديوان سيم هاي فرعي يا طنيني ندارد، اما گستره صدايي آن و همين طور اندازه كاسه و دسته اش بسيار نزديك به سلانه است. تمام كوشش مبتكر اين ساز در راستاي نيل به اهداف زير بوده است: يك. استفاده از واخوان ها جهت تقويت هارمونيك ها و حجم و تنوع بخشيدن به رنگ آميزي صداي ساز. دو. امكان دستيابي به صداهاي بم تر (از طريق اضافه كردن سيم هاي اصلي) به صورتي كه جنس و رنگ و حالت صدا ايراني بماند. سازنده همچنين متذكر شده كه كوشش در جهت نيل به اين اهداف و جست وجوي صداهاي گمشده سلانه را به بار آورده است. تا اينجاي كار وظيفه يك صنعتگر هنرمند به پايان مي رسد و حال نوبت موسيقيدان است تا نقشي براي خود و همين طور نقشي براي سلانه تعريف كند و براي نخستين بار اين مسئوليت بر دوش هنرمند نام آشنا، حسين عليزاده نشسته است. تكنوازي وي در دستگاه سه گاه و آوازهاي بيات اصفهان، بيات كرد و افشاري، نغمه هايي هم آشنا و هم غريب به گوش مي رساند. آشنا از اين جهت كه فواصل نواخته شده چيزي متفاوت از موسيقي دستگاهي نيست و غريب از جهت صدادهي ساز چنان كه سازنده ساز و همين طور نوازنده آن بر اين ويژگي اشاره داشته اند. شكي نيست سونوريته سلانه در شكل گيري شخصيت آن نقش اصلي را بازي مي كند، اما بخشي از هويت اين ساز نوپا در نحوه استفاده از آن پنهان است. عليزاده در توضيحات نوار با اشاره به كمي وسعت صدايي سازهاي ايراني بويژه در نمونه ضبط هاي اواخر قاجاريه، قابليت سلانه را در توليد صداهاي بم مورد اشاره قرار مي دهد. وي همچنين مي گويد: استفاده از سازهاي سنتي در موسيقي دستگاهي، در سالهاي متمادي چه در تكنوازي و چه در همنوازي، رنگ و صداهاي يكنواختي ايجاد كرده كه حتي اگر آثاري جديد به وسيله اين سازها اجرا شود، به علت رنگ صداها و وسعت محدود آنها تكراري جلوه مي كند. موسيقي ايران طي سده اخير همواره پذيراي سازهاي جديد از نقاط مختلف جهان بوده است. آن دسته از سازهاي ميهمان كه با جنس موسيقي ايراني و شيوه بيانش، سنخيت بيشتري داشتند، جايگاهي ثابت و قابل اعتنايي در پهنه موسيقي ايران براي خود كسب كرده اند، اما برخي ديگر به دليل ناسازگاري يا كم سازگاري پس از مدتي به حاشيه رفتند. علاوه بر اين خاستگاه سازهاي مذكور نيز نقشي مهم در ميزان پذيرش آنها داشته است. براي مثال پيانو و بربت(عود)، كمتر از يكصد سال است كه وارد اركسترهاي ايراني شده اند، اما ملاحظه مي كنيم بربت به خاطر ريشه دار بودنش در ايران باستان، هم اكنون حضوري به مراتب قوي تر از پيانو دارد. اين كه سازهاي تازه وارد در حال حاضر چه جايگاهي پيدا كرده اند، مسأله اي چندان قابل توجه نيست، در واقع پرسش اصلي اينجاست كه حضور ميهمانان دور و نزديك چه تأثيري بر پيشرفت موسيقي ايراني داشته و يا خواهند داشت؟ به عبارتي، موسيقي ما از بابت اين ميزباني، چه خيري ديده است تا بتواند متقابلا جايگاهي شايسته براي ميهمانانش تدارك ببيند؟ نيم نگاهي گذرا به يكصد سال فعاليت اركستري با شركت سازهاي ايراني، نيمه ايراني و غير ايراني به روشني گوياي حركت لاك پشتي موسيقي ايران به سوي تعالي است. نگاه توده وار موسيقيدان ايراني به سازهاي جديد، امكان رشد و باروري آنها را سلب كرده و متقابلا آنها نيز نتوانسته اند تحولي عميق در موسيقي ايراني ايجاد كنند. اغلب موسيقيدانان سده اخير، توجهشان بيشتر معطوف به سونوريته يا رنگ صدايي سازهاي مذكور بوده و از ديگر امكانات فني آنها غفلت كرده اند. به همين دليل، ملاحظه مي كنيم هر ساز تازه واردي، پس از اندك زماني تبديل به يك فضاپركن مي شود. همان ملودي هايي را كه ني مي نوازد، بربت (عود) و تارباس نيز نعل به نعل تقليد مي كنند و اين قصه در مورد خانواده ويلن، پيانو، قره ني، فلوت، رباب، ديوان، قانون، سنتور، كمانچه و تار هم تكرار مي شود. حاصل اين نوع نگاه، گروه نوازي است. همه با هم مي نوازند، كوچك و بزرگ ندارد، زيرا نوع مشاركت، توده وار است. سازها سهمي كم و بيش برابر دارند و فقط صداي گروه اهميت مي يابد. با اين اوصاف، ظهور سلانه، خود به خود نمي تواند تغييري ولو اندك در مسير پيشرفت موسيقي ايراني ايجاد كند. با همان نگاه سنتي، تازه مي شود يكي از اعضاي گروه همنواز كه صدايش به اجبار در صداي كل گروه خلاصه مي گردد. بنابراين سلانه، هيچگاه شخصيت نمي يابد و به همين سياق نمي تواند در ارتقاي شخصيت موسيقي ايراني نقشي بپذيرد. اگر اتفاقي كه براي ني در نينوا افتاد، براي سلانه هم بيفتد، مي توان اميدوار بود كه موسيقي ما زاينده و پرورنده است و شايسته است در چنين فضايي، حضور سلانه و سلانه ها را جشن گرفت.

بيست و ششم فروردين ماه هشتاد و دو


صبا، سرگشته دانايي (بخش سوم و پاياني)

همانطور كه قبلا نيز اشارتي رفت، ساز صبا را همگان (= هم خواص و هم عوام) با تفاوت هايي مي پسنديدند و بدان علاقمند بودند كه در اينجا لازم مي آيد به عنوان مثال كلام شعراي بزرگي مانند: سعدي و حافظ را در نظر آوريم كه با آنكه كاملا استادانه و فني است اما مورد توجه همگان؛ مثلا از استاد دانشگاه گرفته تا بنايي كه بر سر ديوار كار بنايي مي كند و ابياتي از آن بزرگان را درك مي كند و با آواز مي خواند قرارداد و به هر جهت دريايي است كه هر كس به قدر توان و ظرفيتش مي تواند ظرفي پركند و بردارد و در هرحال بي نصيب نرود. كساني از همگان و هم دوره هاي استاد- از جمله نور علي خان برومند- گفته اند: وقتي در كلاس درويش خان در اطاق انتظار مي نشستيم گاهي و در مواقعي از اطاق درس صداي سه تار استاد (= درويش خان) و شاگرد تفاوتي با يكديگر نداشتند يعني ما نمي فهميديم كداميك ساز استاد و كدام از آن شاگرد است تا اينكه مشاهده مي كرديم صبا از اطاق درس بيرون آمد. مي دانيم كه سه تار نوازي استاد در سطح عالي و منحصر به فرد بود اما هيچگاه از راديو شنيده نمي شد. گروهي برآنند كه صبا ملاحظه  استاد عبادي را كرده و به اصطلاح ميدان را براي او خالي و آماده گذاشته بود. و بي مناسبت نيست كه در اين باره مطلبي از شادروان پرويز خطيبي نقل شود كه مي نويسد: [استاد عبادي] گفت: تا به حال اين ساز را از نزديك گوش كرده بودي؟ گفتم: يك بار در خانه دوستي شنيده ام، البته او كجا و شما كجا؟ گفت: صبا از من هم بهتر مي زند، همه خيال مي كنند او ويولونيست خوبي است در حالي كه بايد به سه تارش گوش بدهند. سال ها بعد وقتي اين موضوع را با صبا در ميان گذاشتم خنديد و گفت: احمد شكسته نفسي كرده است، در نواختن سه تار همتا ندارد. استاد علي تجويدي و استاد ابراهيم قنبري مهر كساني از شاگردان استاد صبا مي باشند كه بارها اظهار داشته اند: بدون پرداخت شهريه تعليم ديده اند و استاد قنبري كه هم اكنون سازهاي گوناگون ساخت دستش به ويژه ويولن، هم اكنون با بهترين ويولن هاي سازندگان دنيا پهلو مي زند؛ علاوه بر آموزش نوازندگي، ساختن آن را نيز مديون راهنمايي ها و تشويق هاي استاد صباست، گفته اند: يك روز كه به علت مشكل مالي اداره نمودن كارگاه ساز سازيم مقدور نبود و به همين جهت بسيار كسل و مغموم بودم، استاد اين گرفتگي و نگراني مرا دريافت و چون بعد از پرسش هايي علت را فهميد مرا همراه با خود به يكي از شعب بانكي در نزديكي منزلش برد و چكي كشيد و مبلغي پول گرفت و به من داد... گفته اند: هر اثر هنري، به ويژه موسيقي نماينده روحيه و خصوصيات دروني و بالاخره شخصيت هنرمند است و صداي ساز استاد نيز كاملا نشان از انسانيت، پاكي و درستي، اطلاعات علمي و ادبي و وطن دوستي و غيره دارد كه به حد اعلي در وجودش بود و نيز ساخته ها يش مثلا: قطعه بزندان كه از خواندن يكي از كساني كه به زندان برده مي شده اند گرفته و ساخته و پرداخته اش نموده و يا قطعه در قفس و... مي توانند نمونه هايي از ذوق سليم و توجه و همدردي وي با نامراديها و دردها باشند و به قول شادروان حسين ناصحي: ... ساز صبا واقعا پاك و بي غل و غش بود. در ساز صبا ابدا اثري از آنچه كه به سبك مطربي معرفي شده است وجود نداشت و اين خود يكي از بزرگترين خصايص ساز صبا بود. ساز صحيح و اصيل به شيرين كاري و پيرايه هاي مبتذل نيازي ندارد.

پايان بخش سوم و پاياني

بخش هاي نخست و دوم

عباس خسروي

از روزنامه همشهري

بيست و يكم فروردين ماه هشتاد و دو


 

Top

Click to Top Page...

Contact Us

Home English News Biography Folk Music History Interview

info@persianartmusic.com

with questions or comments about this web site.

Copyright 2000-2008 Persian Art Music Org All Rights Reserved.

برداشت از مطالب، با ذكر نام كامل سايت، جايز است

POSTAL Address: Reza Kalantari 1484963613 Tehran - Iran