Persian Art Music...Click to New Window...

موسيقي هنري ايران

Persian Art Music

Click to Persian Version...

English Site

موسيقي شهرستان ها و استان ها

ستون آزاد     عكس،نوتاسيون، موسيقي، جدول

::

مركز آموزش موسيقي

فروشگاه هاي موسيقي سايت

 

تازه ها

 

فولكلور

 

تاريخچه

 

گفت و گو

 

زندگينامه

  تماس با ما


 

تئوري موسيقي

 

Music Theory


 

موسيقي كلاسيك

 

Classical Music


 

سخن سردبير سايت

 

Web Site Manager's Page


  جدول و سرگرمي
  Puzzle
  آگهي ها
 

Advertisement

Articles Archives XXIV

بايگاني مقالات و نوشته ها



موسيقي دانان ايراني و مشكلات نويسنده اش ١١/٢

سالروز تولد عليرضا ميرعلي نقي ٨/٢

گروه نهفت و جشنواره هاي موسيقي ١/٢

گروه نهفت، پاي ثابت جشنواره ها ٢٩


موسيقي دانان ايراني و مشكلات نويسنده اش

در دهه هاى اخير نوشته هاى متعددى درباره فعاليت هاى موسيقىدانان معاصر ايران انتشار يافته است كه بي شك در اين ميان، سرگذشت موسيقى ايران، از زنده ياد روح اله خالقى) آهنگساز، نظريه پرداز و بنيانگذار هنرستان موسيقى ملى، و چشم انداز موسيقى ايران اثر دكتر ساسان سپنتا زبانشناس و پژوهشگر موسيقى ايران جايگاه خاصى دارند. لازم به ذكر نيست كه ثبت احوال هنرمندان موسيقى تنها به ذكر فعاليت ها و آثار آنان منحصر نمي شود بلكه جاى جاى اين نوشتارها تاريخچه موسيقى معاصر ايرانى و رخدادهاى آن را نيز شامل مى شود. نگارش و ثبت زندگينامه هنرى موسيقي دانان خود شيوه اى دارد كه شايد بتوان آن را به چندين بخش اصلى تقسيم كرد. از آن جمله: مراحل تحصيلى، فعاليت هاى اجرايى- آموزشى، آثار بر جاى مانده و... تدوين هر يك از اين بخش ها دقت و تيزبينى خاص خود را مى طلبد تا در نهايت از مقاله و كتاب پديد آمده اثرى قابل استفاده براى جويندگان به وجود آيد. اما طى سال هاى اخير به نظر مى رسد ثبت چنين موضوعاتى كه ضرورتى است تاريخى، به صنعتى پررونق بدل گشته است و مجموعه هايى آشفته و بى نظم كه هيچ نشانى از يك كار پژوهشى در آنها ديده نمى شود و مطالبى از هر گروه فعال در عرصه موسيقى (از استادان دانشگاه، هنرستان و هنرمندان معتبر موسيقى ايران در عرصه جهانى گرفته تا خوانندگان و نوازندگان سابق لاله زار)، يكى پس از ديگرى به بازار كتاب عرضه مى شوند. ظاهرا هيچ نهادى هم نظارتى بر آنچه در اين مجموعه ها درج و چاپ مي شود ندارد و همين آثار موجود نيز پس از مدتى به عنوان كتاب هاى مرجع در اين رشته مورد ارجاع نسل هاى آينده قرار خواهند گرفت. ظاهرا افراد و گروههايى هم دست به دست هم داده اند كه همين آثار كم مايه را در گوشه و كنار اين مملكت و حتى در برون مرز به عنوان آثارى معتبر در اختيار هنرجويان و هنرپژوهان قرار دهند. اين كوشش ها هرچند تبعات منفى فراوانى در جهت گمراهي علاقه مندان دارد ولى در نهايت راه به جايى نخواهد برد و آنان كه با پژوهش و مطالعه و ديد علمى به مسايل مى نگرند، بزودى سره را از ناسره باز خواهند شناخت. در اين آشفته بازار، مجموعه اى در سال هزار و سيصد و هفتاد و نه به وسيله انتشارات نويد شيراز تحت عنوان، موسيقى دانان ايرانى به چاپ رسيد. اثرى در صد و سي و شش صفحه همراه با تصاوير و اطلاعات متعدد) و در بسيارى موارد دست اول (درباره فعاليت هاى هنرى، ساخته ها و ديدگاههاى تعدادى از رهبران اركستر و آهنگسازان معاصر ايران كه در داخل و خارج از كشور اقامت داشته يا دارند؛ نوشته پژمان اكبرزاده، يك پژوهشگر هجده ساله شيرازى. از اين اثر تا مدت ها نامى در مطبوعات برده نشد. در تهران، مراكزى كه تعداد آنها شايد از تعداد انگشتان يك دست فراتر نرود، به ارايي آن پرداختند. نگارنده خود نيز از پايگاه اينترنتى پارس تايمز كه كتابخانه اى است الكترونيكى درباره ايران و به كوشش كيومرث حجتى) از هموطنان مقيم كاليفرنيا) به وجود آمده، خبر مربوط به چاپ كتاب را دريافت كرد. شايد مهمترين نكته اى كه با خواندن اثر توجه مخاطب را جلب مى كند اين است كه بالاخره پس از چندين سال اثرى به چاپ رسيده كه در آن صحبت از فعاليت هاى هنرى، آثار و ايده هاى موسيقى دانان در جهت حفظ و پيشبرد موسيقى هنرى ايران است و نه از مسايل حاشيه اى و عامه پسند رايج. گرچه گروه كثيرى از رهبران و آهنگسازان مطرح شده در كتاب در خارج از كشور اقامت دارند، پژمان اكبرزاده تا حد امكان با بسيارى از آنها تماس برقرار كرده و برخى از اطلاعاتى را كه هيچ گاه در ايران انتشار نيافته بود، به علاقه مندان عرضه كرده است. البته شايد تقسيم موسيقى دانان تحت عناوين رهبر و آهنگساز چندان صحيح نباشد زيرا برخى از افراد مطرح شده هم در رشته رهبرى اركستر و هم در رشته آهنگسازى فعال بوده اند. دكتر محسن حجاريان (م.ح. آريان) در نقدى كه چند ماه پيش در فصلنامه موسيقىشناسى ايرانى (در مريلند آمريكا) و سپس در فصلنامه موسيقى ماهور (در تهران) به چاپ رسيد مى نويسد: ... كتاب موسيقى دانان ايرانى جاى خالى بخشى از كمبودها را در تاريخ احوال نگارى رهبران اركستر و آهنگسازان در نيم قرن اخير جبران كرده است. شرح حال ها كوتاه اما در عين حال مستند و بدون هيچ گونه اظهارنظر شخصى ثبت شده اند... اين كتاب گذشته از ثبت زندگى اين هنرمندان، از جنبه هاى گوناگون حاوى نكات تاريخى و آموزنده اى است. به طور نمونه، نكته اندوهناكى كه بر سرنوشت موسيقى ايران پس از انقلاب سايه افكند و نشان آن در جاهاى پراكنده اين كتاب در خور تامل است، مهاجرت تعداد چشمگيرى از رهبران اركستر و آهنگسازان ايرانى به خارج از ايران است... مولف، اين كتاب را در سن هجده- نوزده سالگى نوشته كه اين خود موجب سرفرازى و اميدوارى جامعه موسيقى شناسى ايرانى است. گذشته از جايگاه فرهنگى كتاب در ميان نوشته هاى موسيقايى كه خود مكان معتبرى دارد، شيوه نگارش، سادگى و روانى متن، ايجاز در مباحث و اختصار و پختگى، همگى نشان از صبر و دقت مولف جوان اين اثر دارد. اميد است چنين جوانانى مورد تشويق و حمايت جامعه موسيقى شناسى نوپاى ايران قرار گيرند. بخش دوم از اين مجموعه هم كه اخيرا به چاپ رسيده به نوازندگان سنتور، قانون، تمبك و دف اختصاص دارد و پيشگفتارى كوتاه از ارفع اطرايى (نوازنده سنتور، پژوهشگر موسيقى ايرانى و از استادان سابق هنرستان موسيقى ملى) را به همراه دارد. جلد دوم به دليل عدم حمايت نهادهاى فرهنگى ايران، پس از سه سال تاخير به چاپ مى رسد. كوشش هاى مولف اثر كه تازه قدم در اين راه نهاده در جلب حمايت مراكز مربوطه چندان موثر نبوده است. خود او ناچار به سرمايه گذارى براى چاپ و نشر گرديده و از اين رهگذر مشكلات بي شمار ديگرى را نيز براى خود پديد آورده است. اينگونه فعاليت ها با توجه به گستردگى و دشوارى هاى خاص خود، در ديگر كشورها معمولا به وسيله يك گروه پژوهشى و با حمايت مالى وزارت فرهنگ و ديگر مراكز بزرگ فرهنگى-هنرى انجام مى شود. در شرايطى كه شايد هيچ گاه تا اين اندازه سخن از جوانان ايران امروز نبوده، شايد تلخ ترين نكته اى كه جدا مايه تاسف و سرافكندگى مى باشد اين است كه كتابخانه ملى ايران به مولف جوان اين اثر به دليل نداشتن مدرك ليسانس اجازه استفاده از منابع موجود در اين كتابخانه را نداده است! ... اميد است جلدهاى بعدى اين مجموعه نيز بزودى چاپ شده و در اختيار علاقه مندان قرار گيرد؛ مساله اى كه با توجه به مشكلات موجود، انجام آن بسيار دشوار به نظر مى رسد.

نويسنده: شهريار پيروانى

مدير سايت: براي اين كتاب صفحه اي اختصاص داده ايم.

يازدهم ارديبهشت ماه هشتاد و دو


سالروز تولد عليرضا ميرعلي نقي

امروز سالروز تولد عليرضا ميرعلي نقي، پژوهشگر موسيقي است. ميرعلي نقي، يكي از انسان هايي است كه مي شود گفت، در اين دوره و زمانه كم پيدا مي شود. اطلاعات بسيار قوي از تاريخ و حاشيه موسيقي ايران و شناخت خوب از فرهنگ و جامعه شناسي مثال زدني، باعث شده از وي به عنوان كسي كه مي تواند در شرايط دشوار هم حرفش را بزند ياد مي شود. عليرضا در كارهايي كه داشته، همواره از شناختش از افراد و جامعه استفاده كرده است. من مطالب اين روزهايش را بيشتر محصول شناختش از جامعه شناسي موسيقي مي دانم تا فن موسيقي، كه البته در اين شرايط واجب است تا چنين عمل شود. گاهي اوقات نوشتن در مورد موسيقي سخت است و هميشه بايد مراقب بود تا كسي را مورد عتاب قرار ندهي! داشتن رابطه خوب با اكثر اهالي موسيقي، باعث شده تا از وي ديگر نقدي نبينيم، كه البته اگر با وي نشستي داشته باشي، درميابي كه مي خواهد ولي نمي تواند يا بهتر است بگوييم نمي شود نوشت. صريح سخن گفتن در رسانه ها، در كشورمان خيلي مشكل است. خصوصا اگر شناخته شده باشي. نه به عنوان منتقد، كه منتقد در موسيقي ما نقشي ندارد. منظور جايگاه است كه اگر داشت، لازم بود تا در مورد آن بحثي هم مي شد. صرف اشكال گرفتن از اين و آن نمي تواند نكته سنجي، تيز بيني و دقت باشد. كاري كه ميرعلي نقي تاكنون نداشته و از اين بابت مثال زدني است. تحقيقاتش همه جزو اسناد موسيقي هستند و مي شود به عنوان منبع از آن ها ياد كرد. گاهي اوقات فكر مي كنم كه اگر آن ها را نمي نوشت، آيا كسي ديگر پيدا مي شد تا چنين كند؟ به هر حال او به كارش ادامه مي دهد، با تمام مشكلاتي كه مي دانم با آن ها درگير است. يك سالنامه موسيقي از او، و نوشتن اسم كساني كه خودشان عكس و بيوگرافي و... را برايش فرستادند، همانا و حرف اين و آن كه چرا اسم ما نبود و... همان. در صورتيكه قبلا چندين بار از طرف وي اطلاعيه هاي زيادي در روزنامه ها و... داده شده بود. همين يك كار را اگر مورد بررسي قرار دهيم، حرف و حديثي كه پس از آن برايش به وجود آمد، مي توانست هر كسي را دلزده كند. مير علي نقي را آدمي پركار ديدم و اگر به همين عادتش! هم بنازد، بايد گفت كه خيلي از ما، چنين نيستيم. اميدوارم ميرعلي نقي از نويسندگي تاريخ تولد و بيشتر از آن تاريخ وفات موسيقي دانان در اين روزنامه و آن مجله به كار و تخصص اصلي اش كه همان تحقيق در موسيقي است، هم نظري داشته باشد. سالروز تولدش را تبريك مي گوييم و با آرزوي موفقيت براي اين عزيز تلاشگر. آرزوي سلامتي براي ايشان.

رضا كلانتري

هشتم ارديبهشت ماه هشتاد و دو


گروه نهفت و جشنواره هاي موسيقي

با سلام. مقاله اي در مورد گروه نهفت در اين سايت درج شد كه لازم دانستم در مورد آن مطالبي را نوشته و براي اين سايت بفرستم. اولين موردي كه در اين مقاله مورد توجه قرار گرفت، چگونگي شركت اين گروه در جشنواره هاي مختلف است كه از آن به عنوان شركت كننده ثابت جشنواره ها ياد شد. بايستي به اين دوست عزيز عرض كنم كه شركت گروه هاي مختلف در جشنواره هاي مختلف نشان از كار و فعاليت گروه دارد و به نظر اين جانب هيچ اشكالي را نمي توان بر آن وارد دانست. مورد ديگر، سازبندي نامتجانس نام گذاري شد كه شايد از نظر ايشان اشكال داشت. در اين مورد بايد ديد سرپرست گروه و يا كسي كه گروه را سازبندي مي كند چه صدايي از گروه مي خواهد. اين يك مورد كاملا سليقه ايست هر چند از لحاظ علمي مي توان براي آن محدوديت هايي قايل شد، ولي جايي كه صدا مطلوب به نظر برسد، پس از آن سليقه مطرح مي شود كه نمي توان ايرادي بر آن گرفت. مورد ديگر تكراري بودن قطعات بود كه به نظر من اجراي قطعات با ارزش و به ياد ماندني موسيقي ايران، توسط گروه هاي مختلف جاي تقدير نيز دارد. چرا كه هر كدام با روايت خويش و با تفكر و دريافت شخصي خود، آن ها را اجرا مي كنند و اين خود باعث درك بيشتر و ترويج موسيقي خواهد شد. بحث تك صدايي و چند صدايي نيز بحثي قديمي و كهنه شده و لازم نيست در مورد آن چيزي گفته شود. و اما مواردي كه من هم با آن ها موافقم. چرا آقاي صارمي در بخشي كه مربوط به جشنواره جوان است به عنوان نوازنده شركت مي كند؟ و قطعات اجرايي كه مطابق آيين نامه اجرايي جشنواره نبود. در پايان لازم است خدمت دوست عزيز جناب آقاي لباف عرض كنم كه من هم در اين جشنواره در همين بخش شركت كرده بودم، من هم از داوري انجام شده دلگير شدم. ولي براي گروه نهفت آرزوي موفقيت هر چه بيشتر دارم.

امضا محفوظ

سردبير: دوست عزيزي كه اين مطلب را فرستادند، درخواست كردند نام و آدرسي از ايشان درج نشود.

يكم ارديبهشت ماه هشتاد و دو  


گروه نهفت، پاي ثابت جشنواره ها

Nahoft Ensemble... Click to view Full Picture

باز هم حضور مجدد بسياري از گروه هاي شناخته شده در هجدهمين جشنواره موسيقي فجر بر ادعاي عدم پويايي و تحول در عرصه موسيقي كشورمان مهر تاييدي فرود آورد. ايستا بودني كه در زمينه موسيقي ايران كمابيش بر تمام حوزه ها سيطره يافته است. اما جالب اينجاست كه متوليان امر با دگرگوني ظاهري جشنواره امسال يعني غير رقابتي كردن آن باز هم بر بنيان هاي سال هاي گذشته كه گويي به رويه اي اجتناب ناپذير مبدل گشته پاي فشردند كه نمونه بارز آن شركت گروه برگزيده چهارمين جشنواره موسيقي جوان، گروه نهفت به سرپرستي جهانشاه صارمي، بود. گروهي كه ديدن و شنيدن آن در جشنواره فجر عادتي شده است براي تماشاچيان، داوران و نهفتيان و عادت را نتوان كنار گذارد كه ترك آن . اما آنچه شگفتي

من را به عنوان يكي از شركت كنندگان در بخش گروه نوازي موسيقي جوان، راجع به گروه نهفت، برانگيخت نكاتي بود كه ذيلا به مواردي اشاره خواهد شد:

يك. نخستين نكته اي كه به محض جايگيري اعضاي گروه نهفت بيننده را متحير مي ساخت ساز بندي نا متجانس گروه بود. وجود يك سه تار در ميان گروهي از سازهاي با حجم صدايي بالا نه تنها قابل توجيه با اصول سازبندي نمي باشد بلكه به نظر ميرسد حضور يك سه تار در چنين گروهي صرفا جنبه نمايشي داشت نه بهره وري صدايي. اين موضوع كه به ندرت در تركيب ديگر گروه هاي شركت كننده به چشم مي خورد محال است كه از نظر داوران محترم آن جشنواره مكتوم مانده باشد.

دو. نام و آوازه گروه نهفت به منزله گروهي با سابقه درخشان، بازديد كنندگان جشنواره امسال را آماده شنيدن اثري كرده بود كه عظمت آن گروه را به تماشا بگذارد. اما اجراي قطعاتي در دستگاه ماهور كه به  قول استاد ... در همان جشنواره: سالهاي سال است كه مي شنويم، نتوانست شنوندگان را آنگونه كه بايد و شايد اقناع سازد و شايد داوران را هم!

سه. تنظيم تك صدايي آثار اجرا شده با وجود در اختيار داشتن سازهاي متنوع ،نيزاز نقاط ضعف گروه نهفت بود. نواختن قطعات صرفا ضربي به دنبال هم كه با اجراي همزمان تمام سازها با يكديگر صورت مي گرفت عطش شنيدن كاري چند صدايي را نمي توانست در شنونده فرو نشاند و لابد در داوران هم !

چهار. اما دو نكته اساسي ديگر مربوط مي شود به شرايط مطروحه در فراخوان چهارمين جشنواره موسيقي جوان. نخستين شرط، شرط سني شركت كنندگان در جشنواره بود كه فكر نمي كنم سرپرست گروه از اين شرط مستثني باشد. سرپرستي جناب آقاي صارمي با سني اندكي بالاتر از بيست و سه سال!( متولد سال هزار و سيصد و سي و پنج) شايد ديگر گروه هاي شركت كننده را در سالهاي آتي به جدي گرفتن شرايط شركت در جشنواره بي اعتنا سازد. جالب آنجاست كه آقاي صارمي در اختتاميه جشنواره فجر خود هم به نوازندگان جوان مي پيوندد. البته بنده در پي انكار جوان بودن ايشان نيستم و نكته دوم آن كه از شرايط شركت در جشنواره جوان مقيد كردن آثار گروهي در قالب گوشه هاي رديف و يا موسيقي مقامي بود. كه اين مورد توسط اغلب گروه ها از جمله گروه نهفت مورد اغماض قرار گرفت اما از چشم داوران هم؟!

در كنار كاستي هاي فوق الذكر كوك بودن سازها با هم بدون كوچكترين اختلاف؛ لباس فرم شكيل و جميل اعضاي گروه و اداي احترام هماهنگ به تماشاچيان از نكات قوت گروه بود. ولي معيار قضاوت داوران محترم كدام است؟ اله اعلم!

انتقاد هاي وارد بر گروه نهفت دال بر تحقير اين گروه نيست. بالاخره گروه نهفت  گروهي است كه شهرت خود را مديون اجراهاي قوي و دلنواز در محافل هنري متعدد است نه چيز ديگر. اما شكوه بنده حقير آن است كه در آن هنگام كه آثار چند گروه با ارزيابي يكسان از جانب ارزيابان مواجه مي شود بهتر آن نيست كه به مطرح كردن گروهي پرداخته شود كه كمتر مجالي براي ابراز وجود يافته است؟ چه ايرادي دارد كه گروههاي غير تهراني هم باور كنند كه در عرصه هاي رقابتي حرفي براي گفتن دارند كه دارند. اگر سرپرستان جوان نيز بدانند كه براي تراوش هاي هنري خود كه در قالب تنظيم هاي زيبا متجلي مي شود ارزش گذاري شايسته از سوي صاحبنظران اعمال مي گردد مسلما در آينده، موسيقي سنتي كشورمان به جايگاه والايي خواهد رسيد كه سزاوار است. با اين وجود اگر به راستي اجبار و اصراري براي شركت گروه محترم نهفت براي شركت در جشنواره فجر هر سال وجود دارد بهتر است كه نه به عنوان منتخب گروه هاي جوان بلكه به منزله بخش ثابت، تحت عنواني ديگر به اجراي برنامه بپردازد.

ميثم لباف خانيكي

سردبير: مطلب بالا انعكاس دهنده نظرات يكي از بينندگان و شنوندگاني است كه در مورد اين گروه ارايه شده است. از پاسخ و يا توضيح سرپرست گروه، نوازندگان، اهل فن و يا دوستداران گروه موسيقي نهفت استقبال مي كنيم. لازم به توضيح است كه نقد اثر، گروه و... مي تواند در اعتلاي آن موثر باشد، پس بدون هر غرضي همديگر را نقد كنيم.

بيست و نهم فروردين هشتاد و دو


 

Top

Click to Top Page...

Contact Us

Home English News Biography Folk Music History Interview

info@persianartmusic.com

with questions or comments about this web site.

Copyright © 2000-2008 Persian Art Music Org All Rights Reserved.

برداشت از مطالب، با ذكر نام كامل سايت، جايز است

POSTAL Address: Reza Kalantari 1484963613 Tehran - Iran