|
بيست و چهارم ارديبهشت ماه، سالروز تولد هنرمند گرامي جناب پرويز مشکاتيان است،
انساني که در زنده ماندن جسم رنجور و
بي رمق موسيقي، نقش ارزنده اي داشته و
دارد.اگر نبود خلاقيت و
همت تني چند از عزيزاني مانند او، معلوم نبود که امروز از موسيقي ايران چه باقي
مانده بود. هر چه باشد نقش کانون چاووش و گروه هاي عارف و شيدا در ايجاد چشم
اندازهاي نوين در موسيقي اصيل ايراني غير قابل انکار است و پرويز مشکاتيان يکي
از اعضاي موثر اين حرکت بالنده بود. پرويز مشکاتيان را مي توان از چند منظر
مورد توجه قرار داد: نويسنده اي توانا، نوازنده اي چيره دست، آهنگسازي خلاق و
انساني صميمي. مشکاتيان نويسنده اي است توانا، نثر اديبانه ي او در شماره هاي
متعدد ماهنامه ي دنياي سخن و همچنين نوشتار شعر گونه ي او درباره ي زنده ياد
فريدون مشيري و... گواه اين مدعاست. معلومات فوق العاده ي ايشان در زمينه ي شعر
و ادبيات و همنشيني با شاعران بزرگواري مانند اخوان ثالث، سايه، فريدون مشيري و
شفيعي کدکني و همچنين زبان پر از کنايه و طنز تلخ، نوشته هاي او را آراسته است.
ضمن اينکه مشکاتيان شعر هم مي سرايد. مشکاتيان نوازنده اي چيره دست است، چه
سنتورش و چه سه تارش. در حالي که در اين روزها بسياري از افراد به علت ضعف
نوازندگي، سعي مي کنند قسمت اعظم آثار خود را با رنگها و تصانيف سطحي پرکنند و
با اين وجود گاهي اوقات مجبورند تمام برنامه را در چهل دقيقه ضبط کنند، گمان
نمي کنم که فردي علاقمند به موسيقي يافت شود که از نوازندگي طولاني مشکاتيان در
آستان جانان و قاصدک سرخوش نشود. مشکاتيان آهنگسازي خلاق است. اگر چه اين يک
قانون کلي است که کميت با کيفيت در تضاد است، بدين معني که افرادي که مي خواهند
تعداد کارهاي ارايه شده را افزايش دهند، مجبورند به سطحي نگري و ابتذال روي
آورند، اما مشکاتيان از اين قانون استثناست. انتشار پانزده اثر در عرض پانزده
سال (بيداد، آستان جانان، ماهور، دستان، نوا، دود عود، گنبد مينا، جان عشاق،
لاله ي بهار، صبح مشتاقان، مژده ي بهار، افق مهر، وطن من، کنسرت افشاري مرکب،
قاصدک) که قطعا از آثار ماندگار موسيقي ايرانند، نشان از ذهن خلاق مشکاتيان
دارد. البته در ميان اين آثار در حق دو اثر جفا شده است، يکي صبح مشتاقان که
اميد بخش حضور خواننده ي تواناي ديگري شد، اما متاسفانه علي جهاندار آثار ديگري
ارائه نکرد (يك)، ضمن اينکه اين اثر بر خلاف ديگر آثار مشکاتيان، تجديد انتشار
نشد و سالهاست که ناياب است. به همين دليل صبح مشتاقان تا حدودي ناشناخته باقي
مانده است. اثر ديگر قاصدک است که با همه عظمتي که دارد، هنوز به طور رسمي
منتشر نشده است هر چند گمان مي کنم همه اين اثر را شنيده باشند (دو). ارايه شعر
نو با موسيقي ايراني يکي از ضروريات مورد نياز جامعه است که مشکاتيان با ساخت
تصانيف رزم مشترک، هست شب، قاصدک، لحظه ديدار و سرو آزاد، ضمن اينکه به
نيازهاي جامعه پاسخ گفت، مهارت خود را در تلفيق شعر نو با موسيقي ايراني نشان
داد. مشکاتيان انساني است صميمي و مهربان. البته تاکنون افتخار زيارت ايشان
نصيبم نشده است اما از نوشته ها و مصاحبه هاي او دريافته ام. مطلب خود را با
نقد آثار متاخر مشکاتيان به پايان مي برم. اگر چه برخي بر اين اعتقادند که قطع
همکاري مشکاتيان و شجريان به هر دو نفر لطمه زد، اما واقعيت اين است که اين دو
استاد بزرگوار، جداگانه هم توانستند آثار زيبايي بيافرينند از جمله همکاري
مشکاتيان با خوانندگاني چون ايرج بسطامي، علي جهاندار و شهرام ناظري، بيانگر
استمرار تواناييهاي مشکاتيان است. اما در سالهاي اخير کارهاي ايشان مانند سابق
نيست. در کاست کنسرت گروه عارف (با صداي حميد رضا نوربخش) علاوه بر اينکه
تصانيف ارايه شده به هيچ وجه در اندازه مشکاتيان نيست، نحوه سازبندي نيز
گوشنواز نيست و صداي سازهاي کششي حالت ناخوشايندي ايجاد کرده است. در کاست لحظه
ديدار به غير از تصنيف لحظه ديدار تمام قطعات قديمي و تکراري هستند. همچنين
کاست سرو آزاد هم به غير از خود تصنيف، قطعه قابل توجه ديگري ندارد. ضمن اينکه
روي آوردن مشکاتيان به خوانندگي، چندان مناسب به نظر نمي رسد. کاست کنج صبوري
با وجود قطعات زيبايي که دارد و شايد بهترين کار مشکاتيان در پنج، شش سال گذشته
باشد، دچار مشکل ديگري است. علي رستميان خواننده با دانشي است و همکاري استادان
بزرگي مانند شهناز و پايور با ايشان، بيانگر همين مطلب است. اما قريب به اتفاق
شنوندگان، جنس صداي رستميان را نمي پسندند. به همين علت کاست کنج صبوري هم
آنچنان که بايد مورد توجه قرار نگرفت. اميدوارم با دقت نظر مشکاتيان و حضور
فعال او در عرصه موسيقي کشور و همکاري با خوانندگان توانا، شاهد خلق آثار
ماندگار ديگري باشيم.
ساقي بيا که شاهد رعناي صوفيان
ديگر به جلوه آمد و آغاز ناز کرد
اين مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت
و آهنگ بازگشت ز راه حجاز کرد
پانوشتها
يك. شجريان در کتاب راز مانا گفته اند: هر کس که يک ابوعطاي خوب بخواند،
پرچمدار نيست، که به نظر نگارنده، خطاب شجريان به صبح مشتاقان و علي جهاندار
است. البته اثر ديگري به نام نقش پندار با صداي ايشان و به آهنگسازي سعيد
فرجپوري موجود است که قابل قياس با صبح مشتاقان نيست.
دو. در مهرماه سال هزار و سيصد و هفتاد و هفت، شبي را در ياسوج گذراندم، مسئول
هتل از شب تا صبح قاصدک گوش مي داد.
اياز رزمجويي (پدرام )
بيست و چهارم ارديبهشت ماه هشتاد و دو |