|
اساس طبيعت، ريتم است. با نگاهي به اطراف خود به آساني مي
توان به وجود آن پي
برد. گردش سيارات و ستارگان به دور خورشيد، شب
و روز، فصل
ها
و غيره وجود ريتم را ثابت مي
كند. اساس ريتم، الگويي تكرار شونده از حس
تنش و آسودگي يا حس انتظار و ارضا است.
(يك)
كم
انصافي است اگر ريتم را فقط مختص موسيقي بدانيم؛ و با شنيدن اين كلمه فقط به
ياد ضرب و طبل و دهل بيفتيم. ريتم در همه جا و همه چيز هست. حركت است؛ خواه
تند، خواه كند؛ خواه در زمان، خواه در مكان. از طرفي ريتم عنصر اوليه تمام
هنرهاست و زيبايي خطوط، اشكال، رنگ
ها، حركات و ... را بوجود مي
آورد.
ونسان دندي
(يك)، موسيقي
دان فرانسوي مي
گويد:
ريتم عبارت است از نظم و تناسب در زمان و مكان.
افلاطون نيز ريتم را انتظام جنبش و حركت مي
داند.
از آن
جا
كه آدمي را طبيعت ورق مي
زند، ريتم را در نهادش قرار داده و هر آن
وقت كه انسان با جريان ريتميك مواجه مي
شود، بي
اختيار تسليم، و ناخواسته با آن هماهنگ مي
شود. اصولا ما از كارهايي كه با ريتم همراه است بيشتر لذت مي
بريم و كار و فعاليت در قالب يك عمل ريتميك آسان
تر
است و انرژي كمتري طلب مي
كند. براي مثال دويدن سربازها كه با ريتم
خاصي همراه است (چهار تايي به
صورت
يك، دو، سه، چهار) به مراتب راحت
تر
و دلپذيرتر است از دويدن همان سربازها بدون نظم. يا اينكه انسان شعر را به خاطر
وزنش بهتر و راحت
تر از نثر به خاطر مي
سپارد. حفظ جدول ضرب نيز با ريتم آسان
تر
صورت مي
گيرد.
دو
دوتا، چهارتا. سه سه تا، نه تا و ...
ريتم در موسيقي نيز به عنوان يك ركن بنيادي
محسوب مي
شود و خيلي از محققان آن را بر ملودي مقدم دانسته
اند. در همه رسالات موسيقي قديم، ريتم يكي از بخش
هاي مهم رساله است كه راجع به آن بحث
هاي فراواني نيز كرده
اند. هرچند در تعريف و تبيين ريتم، در بين
رسالات اختلاف
هايي هم ديده مي
شود، ولي با بررسي دقيق تا حدودي مي
توان به نتيجه ثابتي رسيد.
در قديم ريتم را ايقاع مي
گفتند و موسيقي
دانان تعريف
هاي نسبتا يكدستي از آن ارايه كرده
اند كه در جاي خود به آن مي
پردازيم. ايقاعات را با دور مي
سنجيدند.
منظور از دور، يك سيكل زماني است كه در آن آرايش مشخصي از ضربات قرار مي
گيرد. به
طور كل شاخص ريتم در موسيقي ايران همان سيستم دوري است، كه مطابق با
عروض در شعر است. ولي
متاسفانه
امروزه به اين مهم توجهي نمي
شود و نت
نويسان، آثار ايراني را در قالب ميزانبندي، كه شاخص ريتم در موسيقي اروپايي
است، مي
نويسند. براي مثال به گوشه كرشمه كه در رديف موسيقي ايراني، از گوشه
هاي داراي وزن است مي
پردازيم:
آرايش ريتميك اين دور به شكل زير است:
تَنَنْ تَنَنْ تَنَنَنْ تَنْ تَنَنْ تَنَنْ تَنَنَنْ تَنْ
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن
اين دور را مي توان با نت هاي موسيقي اروپايي نوشت: |