Persian Art Music...Click to New Window...

موسيقي هنري ايران

Persian Art Music

Click to Persian Version...

English Site

موسيقي شهرستان ها و استان ها

ستون آزاد     عكس،نوتاسيون، موسيقي، جدول

::

مركز آموزش موسيقي

فروشگاه هاي موسيقي سايت

 

تازه ها

 

فولكلور

 

تاريخچه

 

گفت و گو

 

زندگينامه

  تماس با ما


 

تئوري موسيقي

 

Music Theory


 

موسيقي كلاسيك

 

Classical Music


 

سخن سردبير سايت

 

Web Site Manager's Page


  جدول و سرگرمي
  Puzzle
  آگهي ها
 

Advertisement

Articles Archives XXXI

بايگاني مقالات و نوشته ها



اركستر سمفونيك تهران و انتخاب رهبر اركستر ١٠/۵

خانه موسيقي ايران بي پشتوانه است ٧/۵


اركستر سمفونيك تهران و انتخاب رهبر اركستر

اركستر سمفونيك تهران از سالهاي پاياني دهه شصت و به همت مركز موسيقي، فريدون ناصري و جمعي از دغدغه مندان موسيقي سمفونيك و كلاسيك غرب شكل گرفت. نوازندگان اين اركستر را اعضاي كنسرواتوارها و هنرستانهاي موسيقي و در نهايت دانشكده موسيقي تشكيل مي دادند، كه تحت رهبري دائمي فريدون ناصري آثار كلاسيك موسيقي غرب را اجرا مي كردند. هدف اوليه از اين اجراها، آشنا ساختن نسل هاي تازه تر با موسيقي سمفونيك و نيز آثار آهنگسازان نامي اي چون باخ، موتزارت، بتهوون، برامس، شوبرت، چايكوفسكي و... بود. تا حدود سالهاي مياني دهه هفتاد اين اركستر روند مناسبي را طي مي كرد و حتي در اين دوره، چهره هايي چون منوچهر صهبايي، ايرج صهبايي، نادر مشايخي، لوريس چكناوريان و... به تناوب رهبري اين اركستر را برعهده گرفتند. در اين مدت به اركستر سمفونيك كمتر نيرو و نوازنده جواني تزريق شد، ضمن آنكه به دليل نبود نوازندگان جدي در كشور، بسياري از اعضاي اركستر سمفونيك عملا در اركسترهاي صدا و سيما و نيز فرهنگسراي بهمن تمرين مي كردند، و بار آنها را نيز به دوش مي كشيدند. اين چند كارگي به دليل مشكلات معيشتي فراواني بود كه سر راه نوازندگان قرار داشت و سبب مي شد تا آنها عملا از كار جدي و منظم دربمانند، در حالي كه در عرف كار اركستر سمفونيك، نوازندگان تنها بايد با يك اركستر كار و روزانه پنج تا هفت ساعت روي قطعات تمرين كنند، تا بتوانند كار موثر را هنگام اجراي عمومي عرضه نمايند . مشكل ديگر اركستر سمفونيك كهنه و از رده خارج شدن سازها بود كه به دليل گراني قيمت آنها و نياز به ساختشان در خارج از كشور، همچنان از مشكلات پابرجا و ديرپاي اين اركستر است. اركستر سمفونيك از اواخر دهه هفتاد و با بيماري فريدون ناصري دچار بحران انتخاب رهبر جانشين شد. در همين زمان چهره هايي چون، نادر مشايخي و ايرج صهبايي، حتي تاپاي امضاي قرارداد رهبري دائمي اركستر سمفونيك رفتند، اما در آخرين لحظات مشخص نشد، كه چرا طلسم انتخاب رهبري جانشين اركستر سمفونيك شكسته نشد و اين معضل اركستر همچنان لاينحل باقي مانده است، اگرچه شايد خيريت اين وضعيت برزخ گونه در حضور چهره هايي چون روحاني، صهبايي، مشايخي، چكناوريان و... باشد كه هركدام از آنها، به خصوص (روحاني و چكناوريان) سهمي جدي در آشتي دوباره شهروندان با موسيقي سمفونيك داشته اند كه از آن به موسيقي فرهنگي، فرهنگ ساز و قابل تعمق ياد مي شود.

سيد عبدالحسين مختاباد

از: همشهري

دهم مرداد ماه هشتاد و دو


خانه موسيقي ايران بي پشتوانه است

گردونه مي گردد و روز، شب و شب، روز مي شود و ملال بر ملال مي افزايد. سالهاي پيش شايد اين ملال و فسردگي را مي شد به نواي ساز و آواز خوشي، لااقل گذراند؛ كه دل نپژمرد و گردونه بي صفا نگردد. اما امروزه روز، گويي اين امكان هم هر روز ناممكن تر مي شود. هنرمندان هر يك به گوشه اي خزيده و آنان كه در صحنه اند، زخمه بر ساز شكسته مي زنند و آنچنان بد صدا كه گويي صداي دلخراش آهن و آجر است. در اين آشفتگي ها و كم كاري ها هم البته صداي همه به آسمان است. گويي عادتمان شده كه براي هر مشكلي به دنبال عوامل خارجي اش بگرديم و آنرا به گردن كلفت ديگران بياويزيم و صد البته كه گردن كلفتان هم آنرا حواله به ديگري مي دهند و آنچه مي ماند دستان خالي مردمان است كه ناچار دست به انتخابي در بازار تك محصولي خواهند زد و البته هم كه در آخر محكومين اصلي همان هايند. محافل هنرمندي سرد و كم فروغ، راه خود را از مردم و مسئولين جدا كرده و آنها هم كه مسئوليتي را پذيرفته اند چونان مديران دولتي، راه خود به وعده و حرفهاي تكراري مي پويند. چند سال پيش بود كه با تشكيل خانه موسيقي، چشم ملت به آغاز حركتي دسته جمعي روشن شد. گمان اين بود كه نهادي صنفي و غير وابسته به تشكيلات دولتي، خواهد توانست آنچه نياز و درخواست همه هنرمندان است، تامين كند. اما آنچه هنر و هنرمند ما به آن نياز داشت، چيزي فراتر از خانه اي كوچك و بي پشتوانه بود. اهالي اين خانه، پيش از هر چيز بايد مي پذيرفتند كه با هم خويشند و البته هر يك به كار خويش مشغول. آنها بايد مي پذيرفتند كه اختلافات سليقه اي و حتي اخلاقي آنها، به فضاي اين خانه ربطي ندارد و آنچه مهم است، اهدافي است كه همه آنها را با هم زير اين سقف پيش ساخته، اما نيمه ويران، گرد آورده. با اين همه نهاد خانه موسيقي كه به استقلال خود مي نازيد، به تمام مرض هاي دولتمردان دچار شد. از  برقراري ارتباط با مديران اين مجموعه تا شيوه اداره آن، مسايلي پيش آمد كه خواسته يا ناخواسته خانه موسيقي را به نهادي منفعل و غير كارآمد تبديل كرد. گرچه پذيرفتني و قابل فهم است كه اين نهاد هم بخشي از وقت و انرژي خود را براي آشنا سازي هنرمندان و مخاطبين خود با وظايف و كارايي هايش صرف كند و در اين مدت سه رييس بر راس آن بنشيند و بعد از مدتها تنها به ايجاد ساختار خود دست يابد، اما شيوه برخورد مديران اين نهاد با آنچه در پيرامون موسيقي مي گذرد، مشكلي ديگر را آشكار مي كند: گويي پيش از پي ريزي ساختاري براي اداره اين مجموعه بايد ساختار انديشه حاكم بر آنرا دستخوش تغيير كرد. در حاليكه چهار سال كمي بيش يا كم از تشكيل اين نهاد مدني مي گذرد، سخنگويان آن باز به بيان كلياتي تكراري از مجموعه عملكرد و اهداف خود اكتفا مي كنند و تمام يا بخش عمده اي از سوالات پيرامون هنر موسيقي را بي پاسخ مي گذارند. مديريت فعلي خانه موسيقي با توجيه زيباي اين خانه نهاد صنفي است نه اجرايي، از زير بار مسئوليت بسياري از مشكلاتي كه دامنگير هنرمند و موسيقي كشور است، شانه خالي مي كند. هنوز هنرمندان ما با كليات مرتبط با فرهنگ، هويت و انديشه حاكم بر موسيقي كنار نيامده اند و هر يك سازمخالف ديگري كوك كرده اند. هر بار هم كه هم انديشي ظاهري ديده مي شود، جز به كلياتي تكراري بسنده نمي شود، كه از آن نه به فرهنگ مي توان رسيد و نه به هويت. چندي پيش داريوش پيرنياكان سخنگوي قابل احترام خانه موسيقي سخناني كوتاه از كار و عمل خود و نهاد صنفي خانه ارايه كرد. پيرنياكان كه رديف خوب مي داند و تار خوب مي نوازد، گويا با شيوه مديريت دولتي هم آشنا شده و دانسته كه جز با وعده و وعيد نمي توان كاري از پيش برد. او در حالي از بيمه هنرمندان صحبت مي كند كه در شكلي نمايشي و به طرزي رقت بار روزنامه ها از بيمه دو خواهر هنرمند سخن به ميان آوردند. مشخص نشد اين خواهران صغر سن دارند يا كبر سن، بيمارند يا سلامتي كامل دارند، نوازندگان برتري اند يا نبوغي به خرج داده اند و يا همچون دو خواهر درگذشته - لاله و لادن – كه سوژه اي براي خبرنويسان شدند، اين دو نيز طعمه تفكردولتي شدند تا نشان دهند با كمك و ياري دولتمردان، آنچه دغدغه هنرمندان بود به انجام رسيد. دولتيان چنان وظايف خود را در بوغ و كرنا مي كنند كه گويي منتي بزرگ بر سر همگان نهاده اند. ترس داشتيم كه نهاد هاي مدني ما هم به همين شيوه گرفتار آيند كه خانه موسيقي نشان داد مردمي ترين آنها هم مي تواند همين گونه رفتار كند. گويي مديران اين مجموعه هنوز از كاركردهاي مطبوعات با خبر نيستند و معناي حضور مطبوعاتي را نمي فهمند و به هر قيمتي حاضر به مطرح كردن خويشند. آنان هنوز در حوزه كاري خود و ميان همكاران هم پيالگان خويش هم خويشي و پيوند را برقرار نكرده اند، انتظار برقراري ارتباط با مردم را دارند. هنوز مديران يا پدرسالاران خانه موسيقي، عزم به ديوار كشي در خانه دارند و همچنان از دعواهاي خانوادگي رنج مي برند، انتظار دارند كسي مهرورزي آنها به خارج از خانه خود را باور كند. آنان هنوز حرفهاي مشتركشان را با هم نمي زنند و هنوز به تهديد و تشر يا به وعده مديري كارساز جا مي زنند، انتظار دارند تا دولتيان وعده اي از وعده هاي خود را درمورد هنر و هنرمند عملي كنند و هيزم اين آتش گر گرفته را نيفزايند. تا زمانيكه هنرمندان ما گونه اي فرهيختگي در درون خود نيافرينند، ناسازگاري هاي خود را به درون محافل علمي تر نكشانند و دردهاي مشتركشان را با اتحاد و همدلي مطرح نكرده و جواب آنرا دريافت نكنند، خانه موسيقي چهار سال كه سهل است، چهل سال ديگر هم كاري از پيش نخواهد برد. كم بودن تعداد كاست توليدي آنقدر مهم نيست كه كاهش گروههاي موسيقايي. و كاهش اين گروهها آنقدر اهميت ندارد كه نبود يكدلي هنرمندان در فضايي صميمي اما جدي. تركه هاي جدا از هم به سادگي در برابر وزش بادي كمر خم خواهند كرد. همچانكه تا كنون بسياري از هنرمندان برخلاف آنچه خود قبول داشتند، كار در صدا و سيما را پذيرفتند؛ گروهي از هنرمندان اثري از هنرمندي زنده يا فقيد را برداشته و براي توليد اثري كم هزينه استفاده كردند و هنرمنداني پركار و با تجربه، خانه نشين شدند و ديگراني هم كه به كاري تن دادند، چندان اثر ناقصي ارايه كردند كه نام موسيقي بر آن نهادن، اجحاف به همان هنرمند خواهد بود. هنرمندان بيش از هرچيز يك دلي مي خواهند. دوري گزيني از كارهاي اجرايي اگر به معناي كناره گيري از فسادهاي اداري و دغلكاري هاي ناشي از آن باشد، بهترين گزينه براي آنها محسوب مي شود. اما آنچه امروز هست، تنها، شانه از بار خالي كردن و بي مسئوليتي گزيدن و عرصه را بر نااهلان هنرفروش زرناشناس باز گذاردن است.

شوريده

هفتم مرداد ماه هشتاد و دو


 

Top

Click to Top Page...

Contact Us

Home English News Biography Folk Music History Interview

info@persianartmusic.com

with questions or comments about this web site.

Copyright © 2000-2008 Persian Art Music Org All Rights Reserved.

برداشت از مطالب، با ذكر نام كامل سايت، جايز است

POSTAL Address: Reza Kalantari 1484963613 Tehran - Iran