|
اگر بگويم كه ايشان پس از پدر
تنبك نوازي نوين ايران، يعني زنده ياد استاد حسين تهراني محبوب ترين سبك تنبك نوازي ايران را
به وجود آورد سخني به گزاف نگفته امִ
او
كه خود شاگردي استادان بزرگي همچون حسين تهراني و
عبداله دوامي و
نورعلي برومند را كرده بود، آنچنان استاد تنبك شد كه جامعه هنري ايران او را
صاحب سبك دانست و بعدها سبكش،
سبك فرهنگ فر نام گرفتִ
پدرش تارنواز
و
عمويش تنبك نواز بودندִ در
اوايل نه سالگي آغاز به آموختن تنبك كردִ در
نوجواني به زورخانه مي رفت و همين امر روي نحوه نواختنش تاثير بسيار نمودִ
او
رسما از سال
هزار و سيصد و پنچاه و يك،
فعاليت هنري اش را آغاز كرد و آنرا تا
هزار و سيصد و شصت و سه،
ادامه دادִ در فاصله همين
دوازده
سال بود كه سبكش را ترويج داد و دوستداران زيادي پيدا كردִ اما همان گونه كه
اشاره شد كم كم خانه نشين شد و كمي بعد نيز حتي تدريس تنبك را كنار گذاشتִ
در
اواخر زندگي اش كه به ديدنش مي
رفتم و با
هم صحبت مي
كرديم، از فاني بودن دنيا سخن مي گفتִ يك روز به ايشان عرض كردم كه
استاد شما خيلي جوان هستيد و زود است كه اين چنين نااميدانه صحبت بفرماييد كه
در جواب فرمودند: من كارم را كرده امִ حالا نوبت شما جوانان استִ و بعد اين شعر
را
ازحافظ برايم خواند:
خلوت گزيده را به تما شا چه حاجت است...
.
شايد هم راست مي گفت!
سه
روز پيش از مرگش ساعت
دو بعد از نيمه شب به ما زنگ زد و با پدرم كه به هرحال از دوستان قديمي
اش بود درد دل كرد و چند بيت از شعرها يش را براى پدرم خواندִ گويي وصيت مي
كرد!
يادش گرامي بادִ
شاگرد
كوچكش،
پيمان ناصح پور
http://nasehpour.tripod.com/peyman
بيست و چهارم مرداد ماه هشتاد و دو |