Persian Art Music...Click to New Window...

موسيقي هنري ايران

Persian Art Music

Click to Persian Version...

English Site

موسيقي شهرستان ها و استان ها

ستون آزاد     عكس،نوتاسيون، موسيقي، جدول

::

مركز آموزش موسيقي

فروشگاه هاي موسيقي سايت

 

تازه ها

 

فولكلور

 

تاريخچه

 

گفت و گو

 

زندگينامه

  تماس با ما


 

تئوري موسيقي

 

Music Theory


 

موسيقي كلاسيك

 

Classical Music


 

سخن سردبير سايت

 

Web Site Manager's Page


  جدول و سرگرمي
  Puzzle
  آگهي ها
 

Advertisement

Articles Archives XXXVII

بايگاني مقالات و نوشته ها



اين سوار سوخته مغرور ٢۵/٨

صدا و سيما و موسيقي ٢٣/٨


اين سوار سوخته مغرور

پرويز مشكاتيان، خوش درخشيد ولي دولت مستعجل نبود. اولين فيلم هايي كه از او داريم، جواني بلند بالا و با صلابت را نشان مي دهد كه جوان سال ترين هنرمند گروه هايي است كه در آن زمان، پرچمدار بازگشت به اصالت هاي موسيقي ايراني بودند. او در اولين كنسرت هاي رسمي خود شايد بيست سال هم نداشت ولي مثل هنرمندي پخته و مجرب جلوه مي كرد. خانواده او موسيقيدان و موسيقي شناس بودند و حس موسيقي به طور غريزي و موروثي در مشكاتيان موج مي زند، او خيلي زود باليد و در جواني شناخته شد. در نوار كاستي كه به يادبود استاد اسماعيل اديب خوانساري در سال هزار و سيصد و شصت و يك در منزل استاد پرشده، صداي اساتيدي چون كسايي و عبادي را مي شنيديم كه از او با احترام ياد مي كنند. مشكاتيان در بهار شصت و يك، بيست و شش سال داشت. كدام بيست و شش ساله امروزي از تأييد و تصديق اساتيدي چهل تا شصت سال بزرگتر از خود بهره مند است؟

شايد بي هيچ فاصله بعيدي، مشكاتيان در كنار محمدرضا لطفي و حسين عليزاده، از تك سواران طلايه دار «موسيقي عصر بازگشت» محسوب شود. در كنار اينان، داريوش طلايي و مجيد كياني هم بودند كه راه و رسم مدرس تري را برگزيدند و در رديف، زيستند و بحق، استادي كردند و راه و رسم قدما را زنده نگه داشتند. مشكاتيان اما، چنين نبود. همانطور كه لطفي و عليزاده هم، هر سه اينان، توانايي ويژه در ساز تخصصي خود، مهارت در نواختن ساز يا سازهاي ديگر، جست وجوي عطر و طعم و رنگ تازه براي آثارشان و مهم تر از همه، ساختن و ساختن را فراموش نكردند و همه اينان، پيش از سي و چهل سالگي آثار ماندگاري ساختند كه در حافظه مردم نقش بسته است.

پرويز مشكاتيان، «جوان اول سنتور» در آزمون باربد، آخرين نوآور جدي در سنتورنوازي نيز بود. برخي در سال هاي اخير به «نوآوري» هايي از سنخ جديدتر و «مدروز» مايل شدند و اين تب تند هم فرو نشست. حتي با اين كه در ابتدا، بنا به رواياتي، از حسن نيت پدرانه شخص مشكاتيان هم بي نصيب نمانده بود. اما زمان اثبات مي كند كه هر چه از چارچوب موسيقي ايراني خارج شود، شانس كمتري براي ماندگار شدن مي يابد و خيلي زود «ته مي كشد»، نوآوري مشكاتيان از اين دست نبود، لحن نوازندگي، سونورتيه خاص، حس ضربي اصيل و شيرين كاري هاي هنرمندانه او، اگر چه هيچ وقت تبديل به يك مكتب نشد و مثل بزرگاني از قبيل محجوبي و ورزنده و شهناز، در حد يك سبك فردي و منحصر به شخص هنرمند باقي ماند، ليكن تأثير و نفوذ آن انكارناپذير بود.

كسي تصور نمي كرد بعد از پروازهاي هنرمندانه رضا ورزنده در ميدان تك نوازي و بداهه پردازي و بعد از آن آرايش دقيق و معمارانه فرامرز پايور در گروه نوازي و تنظيم براي اركستر، كسي بتواند در سنتورنوازي حرف تازه اي بياورد. ولي مشكاتيان صاحب آخرين «حرف تازه» در ساز خويش شد و متأسفانه يا خوشبختانه، تعداد زيادي «تالي» هم پيدا كرد كه هيچكدام از آنها به گرد پاي بيست و شش سالگي او هم نرسيدند، شايد كار را خيلي ساده گرفته بودند و شايد هم چند نكته كه هيچ، همان حسن ازلي را هم نداشتند، فقط به نام مشكاتيان تأسي كردند و زحمت خود داشتند.

مجموعه اي از دانش ادبي و مهارت هاي موسيقايي (به ويژه در اجراي جمعي) و حس لطيف و اصيل «ايراني» اي كه مخصوص اوست، شعله هوش رباي موسيقي او را فروزان كرده است. «موسيقي» او جوان پسندترين نوع از رده موسيقي هاي سنتي در عصر ما بوده است و هواداران و مقلدان بسياري دارد. مشكاتيان، تعليمات اصلي موسيقي را از محضر دكتر داريوش صفوت گرفته و نسبت به او احترام بسيار دارد. همچنين به فرامرز پايور و محمدرضا لطفي و ناصر فرهنگ فر، كه نخستين اين اساتيد را شخصا از او شاهد بوده ام، گذشته از اين، مي گفت كه مدت ها به نوارهاي رضا ورزنده گوش مي كرده تا دريابد كه صداي ساز چگونه شيرين و دلنشين مي شود. طرفه اين كه از زير تأثير قوي و نفوذ ورزنده بزرگ، به سلامت بيرون آمده و زيرسايه خود نشسته و نهال خود را پرورانده است.

در نواپردازي و كار با اركستر، مشكاتيان يكي از الگوهاست، يكي از الگوهاي اصلي در موسيقي بيست و پنج سال گذشته ما. محمدرضا درويشي، او را ادامه دهنده سنتي مي داند كه علي اكبر شيدا، ني داوود و محجوبي را پرورانده است. سنتي كه موسيقيدان را در نواپردازي، متوجه و متمركز بر دقايق و لطايف ادبيات فارسي مي داند و بر لطف تلفيق و حسن تأليف در كلام و نغمه، تأكيد مي كند، بدين معنا اين سخن درست است. اگرچه مشكاتيان قطعات بسيار زيبايي هم اجرا كرده و ساخته كه چندان در بند تلفيق با كلام نيستند و آثاري مستقل به حساب مي آيند.

مثل «بيداد» و آن قطعه طولاني و بسيار باارزش در ابتداي نوار «دستان» كه از مدولاسيون بديع و منحصري برخوردار است.عنصر ديگر، در آثار مشكاتيان، حس ضربي اوست. توجه به ريتم هاي دلكش و تغيير وزن هاي بديع و غافلگيركننده از مختصات آثار اوست. دوستي و معاشرت يك عمر با گوهري چون ناصر فرهنگ فر را در پرورش اين حس نبايد از ياد برد و نيز بايد اعتراف كرد كه بداعت هاي مشكاتيان در اين عرصه هم با كپي كاري ها و تقليدهاي بي رويه مقلدانش، زير غبار ماند و... بگذريم كه اين يادداشت براي سپاس و تكريم است نه براي نقد و بررسي، كه نه مجال آن اين ستون است و نه نويسنده اين يادداشت، قصد و انگيزه چنين كاري را داشته است.

پرويز مشكاتيان، چهل و هشت ساله است، با كوله باري شايد هشتاد ساله كه اگر از اين به بعد هم به فرض كاري نكند، كار خود را كرده و بناي خود را برپا كرده است. اكنون گرد و خاك ميدان هاي شلوغ سي و پنج سال پيش فرو نشسته و تك سواران آن روزها، پيران پند آموز امروزند كه موسيقي شان هنوز در نوستالژي آن شور و هيجان است.

سيد علي رضا مير علي نقي

از: روزنامه شرق

بيست و پنجم آبان ماه هشتاد و دو


صدا و سيما و موسيقي

در يكي دو دهه اخير بحث موسيقي و مواجهه صداوسيما با آن ازجمله مسايلي بود كه هميشه محل مناقشه اهل فكر و نظر بوده، هست و خواهد بود. از يك سو، گروهي از نخبگان فكر و فرهنگ، هم رسانه تلويزيون و البته كمتر راديو را به عنوان رسانه اي جدي نمي نگريستند و از سوي ديگر انتظار داشتند كه اين رسانه بيشتر حوزه نخبگان را پوشش دهد. گذري بر موسيقي دهه شصت و اوايل دهه هفتاد نشان مي دهد كه رويكرد تلويزيون در حوزه موسيقي، بيشتر نخبه گرا بوده است. يك علت اين رويكرد، باز مي گشت به سياست هايي كه از سوي مركز موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و نيز حوزه هنري در موسيقي، بنا گذاشته مي شد و بخش ديگر و مهم تر، فراهم نبودن بسترهاي اجتماعي اين پديده بود كه ازجمله مهم ترين آنها، همانا جنگ هشت ساله تحميلي بود. جنگ با خود انواعي از موسيقي، به خصوص موسيقي سرود و رزمي را پديد آورد و فرصتي چندين ساله پس از جنگ لازم بود تا اندك اندك بسترهاي اجتماعي توجه به موسيقي پاپ فراهم شود. و اين البته صورت طبيعي ماجرا بود كه هر كشوري پس از جنگ، نيازمند تنفسي است تا بتواند در عرصه هاي ديگر زندگي، گام هاي جدي تري بردارد. از سوي ديگر، موسيقي سنتي هم به جهت نبود رقيبي جدي و تاثيرگذار، چه در حوزه اقتصاد موسيقي (مثل توليد و عرضه نوار و اجراي كنسرت) و چه در ماهيت موسيقي، يكه تاز ميدان بود. همين يكه تازي سبب شد تا هنرمندان اين نحله موسيقايي، بيش از آنكه به دنبال ارتقاي كيفي كار خود باشند، به تكرار كارهاي گذشتگان روي آورند و درنهايت فصلي از موسيقي ايران به بازخواني و تكرار آثار چهره هاي شاخص گذشته اختصاص يافت. در اين وضعيت، ابتكارات و ابداعات كمتر مجال بروز پيدا كرد و جز اندك هنرمنداني كه پيش از اين نيز بي توجه به حركت هاي ديگران، كار خودشان را مي كردند، بقيه اهل موسيقي سنتي در گردابي از تكرار و تقليد فروافتادند و به تعبيري فروخسبيدند. بازار غيرمجاز موسيقي، كه عمدتا محل عرضه آثار توليدي خوانندگان پاپ مقيم اروپا و آمريكا بود، نيز اندك اندك راه خود را به بازار داخل كشور باز مي كرد و مي رفت كه فضايي متفاوت براي خود ايجاد كند كه البته به اعتقاد برخي از كارشناسان موسيقي اين فضا را ايجاد كرد. در چنين فضايي كه بازار تقاضاي موسيقي كشور، به خصوص موسيقي جوان پسند و پاپ، به دنبال كالاي مناسب خويش بود، بخشي از دست اندركاران موسيقي كه فريدون شهبازيان نيز ازجمله آنها بود،  به صرافت جريان سازي موسيقي پاپ داخل كشور افتادند. اين جريان، البته پيش از اين هم با كارهاي حسام الدين سراج، عليرضا افتخاري و عبدالحسين مختاباد، در سال هاي ابتدايي دهه هفتاد آغاز شده بود. اين سه تن به خصوص مختاباد و سراج با استفاده از تم ها و ملودي هاي آشناي موسيقي محلي و سنتي (به خصوص فضاهاي ريتميك و شادي آفرين ترش) نمايندگان دوران گذار موسيقي سنتي به پاپ شناخته مي شوند. اما از سال هفتاد و چهار و با برخي آهنگ هايي كه فريدون شهبازيان، بابك بيات و ناصر چشم آذر ساختند و نيز ظهور خوانندگاني چون خشايار اعتمادي، محمد اصفهاني، قاسم افشار، عليرضا عصار و برخي آهنگسازان، چون فؤاد حجازي، موسيقي پاپ وارد فاز تازه اي شد. از همين زمان بود كه صداوسيما همزمان گسترش شبكه هاي تلويزيوني و راديويي را جزو سياست هاي اصلي و درازمدت خود قرار داد. راديو پيام راه اندازي شد و اندك اندك به رسانه اي براي پخش موسيقي تبديل شد، مدتي بعد، راديو فرهنگ بخش عمده اي از برنامه هاي خود را به تجزيه و تحليل موسيقي، به خصوص موسيقي سنتي اختصاص داد و همزمان در برخي شبكه هاي تلويزيوني برنامه هاي مستقل موسيقي ساخته و از شبكه ها پخش شد. امروزه موسيقي پاپ توليد داخل بخشي اعظم از فضاي موسيقايي رسانه هاي صوتي تصويري را به خود اختصاص داده است.

از همشهري

بيست و سوم آبان ماه هشتاد و دو


 

Top

Click to Top Page...

Contact Us

Home English News Biography Folk Music History Interview

info@persianartmusic.com

with questions or comments about this web site.

Copyright © 2000-2008 Persian Art Music Org All Rights Reserved.

برداشت از مطالب، با ذكر نام كامل سايت، جايز است

POSTAL Address: Reza Kalantari 1484963613 Tehran - Iran