|
واحد مركزي خبر،
شرق:
در
شرايطى كه خيلى ها در سال هاى اخير صحبت از ركود موسيقى ايرانى مى كنند، محسن
كرامتى همچنان به تلاش بى وقفه خود در اين عرصه ادامه مى دهد. او در كنار پرورش
هنرجو، ضبط شور و دشتى
از مجموعه رديف آوازى ايران را به پايان برده است. از اين سرى كه براساس
رديف سازى ميرزاعبداله اجرا شده پيش تر دو دستگاه نوا و
راست پنج گاه انتشار يافته است. كرامتى به تازگى پروژه بزرگ و نفس گير اجراى
صد و هشتاد و شش تصنيف مكتوب به روايت استاد عبداله دوامى را نيز به پايان رسانده است.
بى ترديد هر يك از اين آثار غنيمتى براى دوستداران و هنرجويان موسيقى ايران به
شمار مى روند. كرامتى متولد
هزار و سيصد و بيست و شش تهران و شاگرد برجسته استاد محمدرضا شجريان
است. گفت وگوى ما با او را مى خوانيد:
مهم ترين مشكلى كه در حال حاضر موسيقى ايران با آن دست و پنجه نرم مى كند،
چيست؟
من در موسيقى ايرانى مشكلى نمى بينم! هر چه هست در موسيقيدانان و اهالى موسيقى
است؛ همين و بس. به قول معروف آوازخوان، نه آواز!
با توجه به
تاكيد بعضى از مدرسان آواز بر گذراندن مرحله صداسازى توسط هنرجو، آيا اين مسئله
را در يكنواخت شدن صداهاى موجود كنونى موثر نمى دانيد؟
صداسازى به خودى خود فاقد اشكال است، چون دوره تقليد تكنيك به شمار مى رود.
مشكل از جايى آغاز مى شود كه شعرخوانى، بافت تحريرها و در كل شيوه آوازى همه
تقليدى و به يك سبك باشند. گذراندن دوره صداسازى با هدف يادگيرى تكنيك بسيار
مفيد است، اما همين كار به شكل ادا درآوردن، اصلا پسنديده نيست.
درباره تقليد در مرحله فراگيرى رديف- كه به ظاهر هيچ جايگزينى ندارد- چه نظرى
داريد؟
تقليد در مرحله رديف نيز اشكالى ندارد، به شرطى كه هنرجو موقع اجراى آواز در
قيد و بند آن باقى نماند. البته از تمامى هنرجويان نبايد انتظار فراتر رفتن از
مرحله تقليد را داشت؛ چون همه جوهره چنين كارى را ندارند. اما با برنامه و
سرفرصت مى توان خلاقيت هنرجو را ارتقا داد؛ مشروط بر آنكه خود او وقت بگذارد و
به اين كار تن بدهد. مثلا پس از آموزش گوشه درآمد مى توان از شاگرد خواست تا
پنج درآمد غيررديفى هم خود او بسازد و سركلاس اجرا كند. بدين ترتيب اگر هنرجو
سر يادگيرى هرگوشه قوه خلاقه خود را به كار اندازد، به آوازخوان خوبى بدل خواهد
شد آن وقت همه هنرجويان به جوهره رديف پى خواهند برد و فقط طوطى وار آن را حفظ
نمى كنند. در نهايت مى توان به رشد و پيشرفت كسانى كه در شيوه و به خصوص
شعرخوانى اهل تقليد نيستند، اميدوار بود.
تا چه حد به تنوع الگوها در بهبود اوضاع آواز ايرانى اعتقاد داريد؟
متاسفانه بيشتر علاقه مندان آواز در اين دو سه دهه فقط از الگويى واحد بهره
برده اند. در واقع آنها از بين دو الگوى زنده و فعال به سمت يك نفر گرايش
داشته اند. در حالى كه كمابيش آثار قدما نيز در آرشيوهاى خصوصى وجود داشته است.
چاره كار اين است كه در وهله اول انواع صداها و آوازهاى قديمى و جديد از راديو
و تلويزيون پخش شود، آن هم به كرات و در ساعت هاى مناسب تا مردم به خوبى
بشنوند. ديگر اينكه هر آوازخوانى سعى كند تا خودش باشد!
هنرجو نبايد اين گونه فكر كند كه مثل فلان خواننده بزرگ خواندن به معناى خوب
خواندن است! به هر حال تغيير چنين وضعيتى اگر نه غيرممكن اما بسيار سخت است.
از ميان الگوهاى قديمى چه شخصى را پيشنهاد مى كنيد؟
استان بنان را. مثلا ما اجراى ملودى را تا حد نبوغ در آواز بنان مى بينيم و
مى شنويم. فرم خوانندگى و بافت تحريرهاى شيوه آوازى غالب خوانندگان امروزى
متاثر از بنان است. اينها همه ابداع خود استاد بوده و پيش از او هيچ كس
اين چنين آواز نمى خوانده است. بنان آواز ايرانى را مدرنيزه كرد و شجريان به
نوعى راه او را ادامه داد. شما شور، چهارگاه، همايون و ابوعطاى بنان را بشنويد
تا ببينيد كه سرچشمه اين شيوه در كجا است. به علاوه هيچ كس در يك صد سال اخير
شعر را به خوبى بنان نخوانده است.
يكى از مشكلات اساسى در آموزش آواز نبود يك روايت جامع و منتشر شده از رديف
آوازى است. استاد دوامى در اواخر عمر و با صداى پيرى روايت خود را ضبط كرده و
روايت استاد كريمى نيز با وجود تمامى محاسن، فاقد خيلى از گوشه هاى مهم است.
مكتب آوازى شجريان نيز به صورت شيوه و نه رديف در دسترس است. تلاش هاى جسته و
گريخته ديگر هم تاكنون جوابگو نبوده است. با وجود اين تكليف هنرجويى كه
مى خواهد امتحان رديف بدهد چيست؟
برخلاف رديف سازى، ما به طور جدى در زمينه دستيابى به روايت جامع و كامل از
رديف آوازى با فقر روبه رو هستيم. رديف آوازى را شايد بتوان از مجموع آوازهاى
قدما جمع و جور كرد. اهل فن معدود روايت هاى موجود رديف آوازى را نيز زاييده
رديف سازى مى دانند. كارى را هم كه من براساس رديف سازى ميرزاعبداله شروع كردم
در واقع با هدف يك سره شدن تكليف هنرجويان بود. يعنى دو رديف سازى و آوازى
روايتى يگانه داشته باشند. حالا اگر در كسى خلاقيتى موجود باشد خودش كار
تازه اى براساس اين روايت ارائه مى كند و اگر هم خلاقيتى موجود نباشد اتفاقى
نخواهد افتاد. چون جوهره هر دو رديف سازى و آوازى يكى است. در واقع مى خواستم
روايت رديف آوازى را از روى معتبرترين منبع موجود يعنى رديف سازى ارائه كنم.
روايت هاى موجود از رديف آوازى مثل روايت استاد كريمى هم ملهم از رديف سازى و
براساس آن است. مى خواستم روايت من هم مو به مو مانند رديف سازى باشد. البته به
دليل تفاوت هاى ساز با حنجره در موارد نادرى امكان رسيدن به چنين چيزى وجود
نداشت و ندارد.
كار ديگر شما اجراى
صد و هشتاد و شش تصنيف به روايت استاد دوامى در چه مرحله اى است؟
ضبط اين تصنيف ها به همراه كمانچه خانم پريسا كاشفى انجام شده و قرار است به
زودى منتشر شود. استاد
دوامى اين تصنيف ها را از قديمى ترها و معاصران خود ياد
گرفته و حفظ كرده است. اين تصنيف ها سپس به همت آقاى فرامرز پايور در مجموعه اى
به نت درآمده و توسط موسسه ماهور منتشر شده است. نام كتاب مرجع رديف آوازى و
تصنيف هاى قديمى
به روايت استاد عبداله دوامى بوده كه هنوز براى آثار ضبط شده
نامى انتخاب نكرده ايم. اما اثر را مى توان اجراى تصنيف هاى قديمى از روى كتاب
استاد دوامى ناميد. البته همچنان كه در مقدمه كتاب از قول خود دوامى آمده اين
مجموعه را ابتدا قرار بوده استاد صبا به نت دربياورد كه به دليل درگذشت صبا اين
كار را آقاى فرامرز پايور انجام داده است.
چرا كمانچه را براى همراهى انتخاب كرديد؟
چون كتاب از ابتدا براى سازهاى كششى نظير ويولن و كمانچه نوشته شده است. با
آنكه بسيارى از اين تصنيف ها در گذشته به صورت جسته و گريخته اجرا شده اما فكر
مى كنم در هيچ اجرايى اين دقت و ظرافت از نظر امانت دارى به كار برده نشده است.
من به پيشنهاد آقاى محمد موسوى مدير موسسه ماهور اين كار را برعهده گرفتم. اين
مجموعه داراى اين قابليت است كه هر كسى مى تواند براى فرا گرفتن تصنيف خوانى
ايرانى از آن استفاده كند.
پنجم اسفند هشتاد و چهار
|