Persian Art Music...Click to New Window...

موسيقي هنري ايران

Persian Art Music

Click to Persian Version...

English Site

موسيقي شهرستان ها و استان ها

ستون آزاد     عكس،نوتاسيون، موسيقي، جدول

::

مركز آموزش موسيقي

موسيقي كودك

 

تازه ها

 

فولكلور

 

تاريخچه

 

گفت و گو

 

زندگينامه

  تماس با ما


 

تئوري موسيقي

 

Music Theory


 

موسيقي كلاسيك

 

Classical Music


 

سخن سردبير سايت

 

Web Site Manager's Page


  جدول و سرگرمي
  Puzzle
 

Advertisement

10th Tar and Setar Seminar

Update: Thursday February 16, 2006

دهمين سمينار تار و سه تار


سمينار تار و سه تار

10th Tar and Setar Seminar

 
دهمين سمينار تار و سه تار

يك. آغاز سخن و گزارش از دهمين سمينار (محسن بنايي)

براي کساني که رويدادهاي هنري خارج از ايران را دنبال مي کنند، سمينار سالانه تار و سه تار پديده ناشناخته اي نيست. در شرايطي که حدود چهار تا پنج ميليون ايراني در خارج از مرزهاي ايران زندگي ميکنند و نسل دوم آنها به سنين جواني پاي گذاشته و نسل سوم کم کم از راه ميرسد، برگزاري برنامه هائي از اين دست بهترين ضامن پيوستگي اين بخش بزرگ از مردم کشورمان با سرزمين پدرومادري است، يا همانگونه که در آغاز برنامه گفته شد؛ سمينار تار و سه تار مجالي است براي آبياري گلدان کوچکي که از خانه پدري به يادگار با خود به غربت آورده ايم، تا هويت مان پابرجا بماند و ايراني بمانيم. اين سمينار امسال براي دهمين بار از چهارم تا ششم ماه نوامبر دوهزار و پنج در شهر نورد وِيکِر هوت هلند برگزار شد. ميهمانان ويژه سمينار دهم گروه دستان و پريسا بودند و از آنجائي که اين گروه يکي از کامل ترين شکلهاي همنوازي را در ميان گروه هاي موسيقي درون و بيرون ايران ارائه مي کند، بديهي بود که بخش بزرگي از برنامه هاي سمينار به همنوازي اختصاص يابد.

 

تاريخچه: نخستين سمينار تار و سه تار در سال هزار و نهصد و نود و چهار در شهر ماين آلمان برگزار شد. اين گردهمائي به ابتکار حميد متبسم، آهنگساز، نوازنده و استاد تار و سه تار و با شرکت هشتاد تن از هنرآموزان کلاسهاي او، که در چندين شهر بزرگ داير بود، پا گرفت و پس از برگزاري آن کمتر کسي گمان ميبرد که کار حتي به برگزاري سمينار دوم و سوم برسد. از سوئي برگزاري و سازماندهي اين گردهمائي با توجه به امکانات بسيار محدود هنرآموزان کاري شاق و طاقت فرسا بود، از سوي ديگر شرکت کنندگان از شهرها (برلين، مونيخ، فرانکفورت و ...) و کشورهاي (هلند، بلژيک و...) دور و نزديک مي آمدند و معلوم نبود که سال بعد باز هم چنين فرصتي براي همگان فراهم شود. سال ها گذشت و تجربه نشان داد که برگزارکنندگان سمينار نه تنها چنين ناممکني را ممکن کردند، که فراتر از آن توانستند سال به سال به کيفيت و کميت کار خود نيز بيفزايند. در سالهاي اخير روند کار به شکلي درآمده است که شرکت در سمينار با ثبت نام قبلي و تنها براي صد و بيست نفر ممکن مي باشد. در سال دوهزار محل برگزاري سمينار از آلمان به هلند تغيير يافت و به برکت تلاش هاي شبانه روزي بهروز نقي پور و انجمن هنرمندان ايراني هلند و همچنين پشتيباني مالي بنياد فرهنگي اوديسه از امکانات بيشتري برخوردار شد.

در کنار کلاس هاي آموزشي و آزمون هنرجويان، همه ساله سخنراناني نيز از ايران و ديگر کشورهاي جهان دعوت مي شوند تا در باره موضوعاتي که به گونه اي به موسيقي ايراني مربوط ميشوند، سخن بگويند. از آن جمله اند:

شهاب الدين موسوي زاده (نقاش)، خسرو جعفرزاده (پژوهشگر)، رامين جزايري (سازنده تار و سه تار)، غلامرضا ميرهاشمي (سازنده تار و سه تار)، کيهان کلهر (آهنگساز و استاد کمانچه)، هوشنگ ظريف (استاد تار)، ارشد تهماسبي (پژوهشگر و استاد تار)، نادر مشايخي (آهنگساز و رهبر ارکستر)، رحمت اله بديعي (آهنگساز و استاد ويلن)، شمس انوري (زبانشناس)، آتر ترابي (موسيقي دان و نوازنده کمانچه)، رضا متبسم (شاعر)، ژوزف الفن باين (استاد کرسي ايرانشناسي و آمار رياضي)، علي آشوري (زبانشناس)، فريد اميني (منتقد موسيقي سنتي حسين بهروزي نيا (آهنگساز و استاد بربت)، سعيدفرج پوري (آهنگساز و استاد کمانچه)، بهنام ساماني (استاد سازهاي کوبه اي)، پژمان حدادي (استاد سازهاي کوبه اي)، حميد متبسم (آهنگساز و استاد تار و سه تار)، پريسا (خواننده و استاد آواز).

سمينار دهم: برنامه سر ساعت نوزده و سي روز جمعه با خوشامدگوئي به زبان هاي فارسي و انگليسي توسط بهروز نقي پور و آوا سرجوئي آغاز شد. پس از آن نگارنده اين سطور (محسن بنايي) پشت تريبون قرار گرفت و با نگاهي گذرا به تاريخچه سمينار، به ميهمانان خوشآمد گفت و در ادامه با استقبال از داستان سمک عيار داستان هنرآموختن حميد متبسّم و تشکيل گروه دستان و همکاري با پريسا را در قالب داستاني بنام مَلِک حميد تارگير(بخوانيد) براي حاضرين خواند. برنامه با تکنوازي هنرمندان خردسال، سارا (سه تار)، گيو (سه تار) و الميرا (سنتور) ادامه يافت. تسلط اين هنرآموزان خردسال وزيبائي اجرايشان تحسين و تشويق شرکت کنندگان را برانگيخت.

برنامه فشرده سمينار دهم، آميخته اي بود از اجراهاي گروهي و سخنرانيهاي تخصصي. حميد متبسم در باره گروه نوازي در موسيقي ايراني (بخوانيد) سخن گفت. متبسم در اين گفتار با اشاره به ويژگيهاي موسيقي رديفي و دشواريهاي همنوازي در نغمه هاي بدون وزنِ ريتميکِ مشخص و همچنين پرداختن به تاريخچه همنوازي در يکصدسال اخير و مهجوري سازهايي مانند سه تار و ني و کمانچه و تنبک در اجراهاي گروهي دهه هاي چهل و پنجاه، جايگاه گروه نوازي را در موسيقي ايراني بيان کرد.

پريسا خواننده نامي موسيقي سنتي، ديگر سخنران اين سمينار بود که گفتار خود را به زيبائي و کمال در موسيقي(بخوانيد) اختصاص داد. پريسا با سيري در نوشته ها و اشعار شاعران و عارفان نامي ايران، بويژه مغني نامه و ساقي نامه به شرح و تفسير معيارهاي زيبائي و کمال در موسيقي پرداخت. از ديگر سخنرانان سمينار آتِر ترابي درباره موسيقي ايران در کشاکش سنت و نوگرائي سخن گفت و با نگاه به آثار عبدالقادر مراغي و تجزيه نموداري برخي از گوشه هاي رديف موسيقي سنتي پيچيدگي وزن را در آنها نشان داد. همچنين فريد اميني در سخنان خود به  شعردرموسيقي، موسيقي در شعر پرداخت و در سومين روز سمينار نيز شعرهاي خود را براي حاضرين خواند.

ديگر اعضاي گروه دستان نيز در باره سازهاي تخصصي خود سخن راندند و اطلاعات تازه و جالبي را در اختيار شنوندگان گذاشتند. سعيد فرج پوري پس از اجراي ساخته هاي زيباي خود در موسيقي سنتي و موسيقي کُردي در گفتاري با عنوان سِحر کمان (بخوانيد) نخست تاريخچه پيدايش ساز کمانچه را باز گفت و سپس به نقش اين ساز در دهه هاي گذشته پرداخت، و بويژه از اين که چگونه اين ساز خوش آوا در سال هاي پيش از انقلاب مي رفت که جاي خود را به ويلون بدهد و به فراموشي سپرده شود. حسين بهروزي نيا در سخنراني خود با عنوان بربط سغدي پس از اجراي قطعه هايي از ساخته هاي خود با بربط تاريخچه پيدايش و تحول اين ساز و تأثير  آن بر سازهاي عربي و اروپائي، و همچنين نقش آن در تکامل موسيقي عربي را بيان کرد و آنگاه با نشان دادن بربط خود و اندازه هاي آن، به تشريح ويژگيهاي ساختاري و تکنيکهاي نوازندگي بربط ايراني و تفاوتهاي آن با عود ترکي و عربي پرداخت. پيش از ارائه سخنراني با عنوان نقش آفريني کوبه اي ها دو نوازي بسيار زيبائي با سازهاي کوبه اي تنبک، دف، دمام و کوزه (اودو) توسط پژمان حدادي و بهنام ساماني اجرا شد و در پي آن حدادي تاريخچه ساز تنبک و نقش آن در گروه نوازي و همچنين سبکهاي نوازندگي اين ساز را تشريح کرد. آخرين سخنران گروه دستان بهنام ساماني بود که نخست ساز ابداعي خود (اودو) را معرفي کرد که کوزه اي است با سوراخهايي که بر روي آنها پوست تعبيه شده است. سپس به معرفي ديگر ساز تخصصي خود دمام پرداخت و از انواع مختلف آن و شيوه هاي نوازندگي آنها سخن گفت.

در فاصله اين سخنراني ها قطعات زيبائي در موسيقي سنتي توسط گروه دستان اجرا مي شد و گاه نيز اعضاي گروه سخاوتمندانه ديگر نوازندگان و خوانندگان را در اجراهايشان همراهي مي کردند. از آن جمله اجراي تصنيف آب زلال ساخته حميد متبسم بود که خانم ها (مرسده هاشمي، سهيلا فلاحي و پري سيما خوبخت) آنرا با پريسا به زيبائي همخواني کردند. در ميان کساني که کارهائي را براي اجرا در سمينار آماده کرده بودند، مي شد سه نسل پياپي ايرانيان را ديد که به يک اندازه مجذوب و محسور اين هنر زيباي سرزمين آبا و اجدادي خويشند و آنرا با پشتکاري بي مانند مي آموزند و پاس ميدارند.

نسل سوم ايرانيان: شرکت در اين سمينار ديگر به ايرانيان ساکن کشورهاي پيرامون هلند محدود نمي شود و آوازه سمينار تار و سه تار چندين سال است که مرزهاي اروپاي مرکزي را درنورديده و ايرانيان علاقه مند به موسيقي ايراني نه تنها از همه کشورهاي اروپائي و ايران، که از امريکا و کانادا نيز خود را با صرف هزينه هاي کلان به هلند مي رسانند تا در اين سمينار سه روزه شرکت کنند. از آن مهم تر و افتخارآميزتر، شرکت فعال نسل دوم و سوم ايرانيان در برنامه هاي سمينار است. به جرأت ميتوان گفت هنگامي که ساراي ده ساله نيمه ايراني نيمه بلژيکي، سه تار دربغل گرفته بود و تصنيف مرغ سحر را با صداي زيباي کودکانه خود مي خواند و با انگشتان کوچکش بروي پرده هاي سه تار مي نواخت، يا هنگامي که الميرا پشت سنتورش بروي صندلي نشسته بود و نغمه هاي موسيقي سنتي و کردي را مي نواخت و از کوچکي پايش به زمين نمي رسيد، هيچ چشمي بي اشک نمانده بود.

اين ولي همه ماجرا نبود، داريوش نيمه ايراني نيمه امريکائي، به همراه پدر و برادرش از نيويورک آمده بود و بجز سلام و خداحافظ چيز ديگري از زبان پدري اش نمي دانست، ولي هنگامي که قطعه دخترک ژوليده اثر علينقي وزيري را با تار و به همراه تنبک استادش حسين بهروزي نيا با قدرت و صلابت تمام اجرا کرد، ديگر هيچکس شکي نداشت که داريوش در درک روح ايراني از ايرانيان ساکن ميهن هيچ کم ندارد. نمونه ديگر ساسان نيمه ايراني نيمه آلماني بود که او نيز تنها به زبان آلماني حرف مي زد، ولي ساخته هاي حسين بهروزي نيا را بروي بربط ايرانيش چنان استادانه اجرا کرد که لبخند شادي و رضايت بر لبان سازنده اثر نشست.

موسيقي محلي: بنا بر يک سنت ديرين روز دوم و پس از پايان برنامه رسمي سمينار تريبون آزادي بنام ساز و سخن اجرا مي شود که در آن شرکت کنندگاني که برنامه کوتاهي را (تکنوازي، همنوازي، شعرخواني، فيلم، قصه خواني و ...) آماده کرده اند، امکان هنرنمائي مي يابند. چه در لابلاي کارهاي ارائه شده در بخش رسمي سمينار و چه در برنامه ساز و سخن، همه ساله شرکت کنندگان به اجراي نغمه هاي زيباي موسيقي محلي از کردستان مغرور و آذربايجان زيبا و گيلان و مازندران سرسبز گرفته تا خراسان و لرستان و کهکيلويه و... مي پردازند. در اين بخش هم هنرمندان خردسال و نوجوان ايراني با شرکت فعال خود نشان دادند که سمينار تار و سه تار نه تنها حفظ و اشاعه موسيقي سنتي را، که پرداختن به موسيقي پربار چهارگوشه ايران با گوناگوني ملوديک و ريتميک آن را نيز هدف و وظيفه خود ميداند. گيو ده ساله در کنار اجراي قطعات موسيقي اصيل، ترانه هاي محلي را نيز به زيبائي اجرا کرد و کوهسار سيزده ساله نه تنها پيش درآمد اصفهان را، که ترانه آذري قارابالا را نيز مانند يک عاشيق بهمراه تار پدرش بر روي ويلن اجرا کرد.

گروه دستان: با اين که همه ميهمانان سمينار نزد برگزارکنندگان از جايگاه يکساني برخوردارند، گروه دستان توجه ويژه اي مي طلبد و شايسته معرفي بيشتري است. دستان را به جرات مي توان شناخته شده ترين گروه موسيقي ايراني در خارج از ايران ناميد. مهمترين ويژگي گروه دستان ارزش برابر تک تک سازها است، به گونه اي که از آن سلسله مراتب سنتي که خواننده را در بالاترين و نوازنده تنبک را در پائين ترين جايگاه قرار مي داد، خبري نيست و بخصوص خواننده از جايگاهي همسنگ ديگر اعضاي گروه برخوردار است و شايد از همين روست که گروه دستان خود را پايبند يک خواننده بخصوص نکرده است و گاه نيز مانند کنسرت تابستان هشتاد و سه در مجموعه فرهنگي نياوران به اجراي موسيقي سازي و بدون خواننده مي پردازد. کار آهنگسازي نيز کاري گروهي است که تک تک اعضا در آن شرکت مي جويند. ويژگي ديگر دستان جايگاه سازهاي کوبه اي (دو ساز کوبه اي در کنار سه ساز زهي) در آن است. تنبک اگر در جايگاه سنتي خود کار مترونوم يا ضرب نگاهدار را مي کرد و فضاي خالي ملودي ها را پر مي کرد و دف اگر براي افزودن به حجم به کار گرفته مي شد، نوازندگان اين دو ساز در گروه دستان وظيفه اي دشوار به عهده دارند. بهره گيري از ديگر سازهاي کوبه اي مانند دمّام و کوزه و پنداريک، در کنار تنبک و دف به اجراهاي گروه دستان شخصيت ويژه اي بخشيده است، بخصوص که در هر اجرائي سازهاي زهي دقايقي را خاموش مي شوند تا بخشي از حرف ناگفته نيز از زبان سازهاي کوبه اي و در دونوازيهاي استادانه بهنام ساماني و پژمان حدادي گفته شوند، کاري که گروه دستان بي شک مبتکر آن بوده است.

اگرچه تواضع و افتادگي را از خصال نيکوي ايراني شمرده اند، گزافه نخواهد بود اگر که برگزارکنندگان سمينارهاي ده گانه تار و سه تار از به انجام رساندن چنين مهمي بر خود ببالند و از اين که توانسته اند فضائي پديد بياورند که در آن بتوان رايحه دل انگيز بخشي از فرهنگ پر شکوه ايران را به مشام کشيد مغرور باشند. راه پيموده شده در اين يازده سال، نشان از عاشقي و دلسوختگي يک يک دست اندرکاران دارد، که اگر جز اين بود ناقه اين قافله همان سال اول در گل نشسته بود.

آلمان، دي هزار و سيصد و هشتاد و چهار

محسن بنايي

بيست و هفتم بهمن ماه هشتاد و چهار


برگشت به صفحه اصلي دهمين سمينار تار و سه تار

Top

Click to Top Page...

Contact to

Home English News Biography Folk Music History Interview

info@persianartmusic.com

with questions or comments about this web site.

Copyright © 2000-2007 Persian Art Music Org All Rights Reserved.

برداشت از مطالب، با ذكر نام كامل سايت، جايز است

POSTAL Address: Reza Kalantari 1484963613 Tehran - Iran