Persian Art Music...Click to New Window...

موسيقي هنري ايران

Persian Art Music

Click to Persian Version...

English Site

موسيقي شهرستان ها و استان ها

ستون آزاد     عكس،نوتاسيون، موسيقي، جدول

::

مركز آموزش موسيقي

موسيقي كودك

 

تازه ها

 

فولكلور

 

تاريخچه

 

گفت و گو

 

زندگينامه

  تماس با ما


 

تئوري موسيقي

 

Music Theory


 

موسيقي كلاسيك

 

Classical Music


 

سخن سردبير سايت

 

Web Site Manager's Page


  جدول و سرگرمي
  Puzzle
 

Advertisement

10th Tar and Setar Seminar

Update: Friday February 17, 2006

دهمين سمينار تار و سه تار


سمينار تار و سه تار

10th Tar and Setar Seminar

 
دهمين سمينار تار و سه تار

سه. گروهنوازي در موسيقي ايراني (حميد متبسم)

موسيقي سازي ايران به جز مواردي نادر در زمينه تکنوازي، پا به پاي موسيقي آوازي رشد نکرده و به همين دليل از استقبال شنونده موسيقي برخوردار نيست، از اين رو غالب آثار موسيقي ايران در بند فرم پيش درآمد، آواز، چهار مضراب، آواز، تصنيف و رنگ است، و آنچه انواع توليدات موسيقي ايراني را به گوش شنوندگان غير متخصص تکراري مينمايد عدم تنوع فرم دراين آثار است. پيشينه پانزده ساله دستان سرشار از آثاري است که خود از بينش و تفکر حاکم بر اين گروه حکايت دارد، پرداختن به موسيقي سازي همدوش موسيقي آوازي و دستيابي به گويش تازه اي از زبان ساز ايراني يکي از دست يافته هاي ياران دستان است. سخن از گروه و گروه نوازي است پس بي جا نيست که با نام گروه دستان که يکي از معدود گروه هاي شاخص موسيقي ايران است، آغاز کرديم. حال کوتاه مي پردازيم به تحولات گروه نوازي در موسيقي ايران تا شايد به انچه علت اين ويژگي است نيز پرداخته باشيم.

براي پرداختن به اين مسئله اشاره کوتاهي به انواع وزن ناگزير است. بطور کلي دو نوع وزن در موسيقي وجود دارد، وزن آزاد و وزن مشخص.

وزن آزاد به گونه اي از اوزان گفته مي شود که تاکيد هاي آن غير منتظره، نامنظم و کشش نتها متاثر از سليقه نوازنده ويا خواننده است. به بياني ديگر، حتي خود هنرمند دو اجرا به يک وزن را نيز نمي تواند ارائه دهد.

وزن مشخص، وزني است که تاکيد هاي منظم دارد و شنونده مي تواند با آن وزن دست بزند، پابکوبد و تقسيمات ميزاني آن را دنبال کند.

دستمايه کار گروهي نغماتي است که داراي وزن مشخص اند، چرا که نوازنده و خواننده به قالب هاي منظم و پيش بيني شده ريتميک نياز دارند تا بتوانند نغمه مورد اجرا را با يکديگر به نظم اجرا کنند.

موسيقي رديفي ايران که اساس و تکيه گاه موسيقي شهري ايران است به دليل نامشخص بودن وزن غالب گوشه هاي آن پيش از اينها تنها خصلت تکنوازي داشته و همنوازي در آن پديده اي جوان است.

نمونه هاي شاخص و موجود نخستين گروه نوازي ها در موسيقي ايران به اواخر دوران قاجار و پس از مشروطه باز مي گردد. و ابدع فرم پيش درآمد بعنوان قطعه اي که قبل از درآمد دستگاه اجرا مي شود نيز به همان دوره باز مي گردد.

به بياني ديگر همنوازان براي ارائه کار جمعي نياز به قطعه اي با وزن مشخص براي شروع جمعي داشتند و فرم پيش درآمد را به معناي قطعه اي قبل از در آمد به وجود آوردند.

گر چه بسياري از آهنگسازان امروز به شکل سنتي اين فرم وفادار نيستند، ليکن غالب کارهاي جمعي موسيقي با قطعه اي به عنوان مقدمه آغاز مي شود و پس از آن خواننده و تکنواز نغمه اي را که وزن مشخص ندارد بعنوان در آمد اجرا مي کنند.

باري، کنسرت هاي انجمن اخوت، همنوازي درويش خان (تار) باقرخان (کمانچه) آواز طاهر زاده و تصنيف خواني هاي دوامي در زمان خويش گامي نو بشمار مي آ مد و بازگشت علينقي وزيري به ايران پس از تحصيلات موسيقي در اروپا، با دستمايه پيشرفت ها ونمونه هاي اروپائي موسيقي ارکسترال، موسيقي ما را بيش از پيش به سوي کار جمعي و ايجاد ارکستر ياري کرد.

ليکن دريچه باز شده بسوي غرب و آشنائي موسيقي دانان ايران با امکانات ساز هاي غربي که از دير باز در زمينه همنوازي بکار گرفته شده اند، شيفتگان نوآوري را بسوي بکار بستن اين سازها بجاي کار روي سازهاي خودمان کشاند و با بکار بستن تکنيک هاي ارکستراسيون و شيوه هاي تجربه شده و سيقل خورده غرب، آثاري خلق شد، که تنها ملودي هايش ايراني اند نه شيوه بيان آنها.

به جز تار و سنتور و در مواردي تنبک ساز هاي ديگر ما فاقد توانائي کافي براي کار همنوازي تشخيص داده شدند و در هنرستان و مدارس موسيقي نيز بعنوان ساز اصلي تدريس نشدند.

در ارکستر ها فلوت جاي ني و ويلن جاي کمانجه را پر کرد.

هم دوره اي هاي من بخاطر دارند که در هنرستان موسيقي ساز سه تار، کمانچه، بربط و تنبک بعنوان ساز دوم قابل يادگيري بود و موفقيت در آن تاثير چنداني در نمرات سالانه نداشت، نوازندگان سازهاي ايراني و علاقه مندان به آن نيز، بي شرمانه، عقب مانده قلمداد شدند.

سخن از همنوازي بعنوان پديده اي نو در موسيقي ايران است و براي دستيابي به آن چاره کار رفع نواقص سازها و پرورش نوازندگان تواناست. در زماني که ده ها سال تنها نوازنده قابل کمانچه استاد بهاري و تنها نوازنده قابل ني استاد کسائي بود، بسي انتظار بي جا که ساز ايراني در کار همنوازي بکار گرفته شود.

تشکيل گروه ساز هاي ملي به سرپرستي استاد فرامرز پايور در دهه چهل نقطه عطفي است در بکار گيري سازهاي ايراني در همنوازي، ولي حتي آن زمان نيز به دليل تسلط بيشتر نوازنده کمانچه گروه، به ويلن قطعاتي که در کنسرت ها با کمانچه اجرا مي شد در ضبط با ويلن نواخته مي شد که بدون نقص باشد.

بکارگيري سازهاي غربي اگر چه باعث دستيابي به امکانات و روش هاي غربي شد، ليکن سبب فراموشي تکنيک ها و ظرائف خاص موسيقي ايران نيز گشت. بطوري که با پيدايش مرکز حفظ و اشاعه موسيقي در اواخر دهه سي و سازمان هايي از اين دست که با هدف باز پردازي موسيقي ايران تاسيس شدند، موسيقي قديم ايران به گوش شنوندگان آن زمان کاملا نو و تازه بود.

اجرا دوباره پيش درآمد هاي درويش و تصانيف عارف با شيوه خود صاحبان اثر، پس از گذشت پنجاه سال از خلق اثر، موسيقي نوين ايران قلمداد شد.

باز نگري به موسيقي قديم کوشش مواثري شد در پالايش و باز سازي موسيقي ما.

حالا توجه داشته باشيد که در دهه پنجاه تازه چرخي زديم و رسيديم به آنجا که درويش و وزيري در ابتداي اين قرن بودند. از آن زمان تا امروز سي سال مي گذرد و اين زمان براي تحول در موسيقي، زماني طولاني محسوب نمي شود.

با اين حال پس از گذشت زماني نه چندان طولاني و البته با محدوديت هائي که مي شناسيد، نوازندگي سازهاي محجور رشد بسزائي داشته و هنر همنوازي وارد مرحله تازه اي از تحول خود شده است.

نوازندگان کمانچه و سه تار که زماني خيل شان به زحمت به عدد انگشتان يک دست مي رسيد جمعيت بزرگي از دست اندرکاران موسيقي را تشکيل مي دهند و بربط با ساختاري تازه در کار همنوازي و تکنوازي نقش ويژه اي ايفا مي کند و سازهاي کوبه اي نيز با دستمايه تازه و رنگارنگ از ساز هاي محلي فصل نويني رادراجراي ضرب آهنگ آثار گشوده اند.

موسيقي ما مانند بناي عظيم و زيبائي است که در طول تاريخ مورد بمباران تعصب و فساد قرار گرفته و من همان خانه خرابم که به جرم مطربي، اين عنوان مايه افتخار، مورد اهانت، ضرب و حبس قرار گرفتم و من همانم که ساز اين پديده مستحق پرستش را در آستين پنهان کردم و همانم که شنيدن صدايم ممنوع است و همانم که براي گذران زندگي در اداره اي نيز مشغول کارم.

ولي چه باک از هجوم، بار ديگر خانه ام را مي سازم.

حميد متبسم پائيز هشتاد و چهار      

بيست و هشتم بهمن ماه هشتاد و چهار


برگشت به صفحه اصلي دهمين سمينار تار و سه تار

Top

Click to Top Page...

Contact to

Home English News Biography Folk Music History Interview

info@persianartmusic.com

with questions or comments about this web site.

Copyright © 2000-2007 Persian Art Music Org All Rights Reserved.

برداشت از مطالب، با ذكر نام كامل سايت، جايز است

POSTAL Address: Reza Kalantari 1484963613 Tehran - Iran