Persian Art Music...Click to New Window...

موسيقي هنري ايران

Persian Art Music

Click to Persian Version...

English Site

موسيقي شهرستان ها و استان ها

ستون آزاد     عكس،نوتاسيون، موسيقي، جدول

::

مركز آموزش موسيقي

موسيقي كودك

 

تازه ها

 

فولكلور

 

تاريخچه

 

گفت و گو

 

زندگينامه

  تماس با ما


 

تئوري موسيقي

 

Music Theory


 

موسيقي كلاسيك

 

Classical Music


 

سخن سردبير سايت

 

Web Site Manager's Page


  جدول و سرگرمي
  Puzzle
 

Advertisement

Jalal Zolfonoun

Update: Tuesday February 28, 2006

دفترچه جلال ذوالفنون


صفحه پنج صفحه چهار صفحه سه صفحه دو صفحه يك
Page Five Page Four Page Three Page Two Page One
 

جمله‌اي مي‌خواهم بگويم كه ظاهرا خودستايي است ولي در باطن حقيقت‌گويي است  و آن اينكه:

در سراسر ايران اگر كسي را سراغ داريد كه اين 5 امتياز مثبت را داشته باشد به ما هم معرفي كنيد، خوشحال خواهيم شد. (1)

هنرمند وقتي كه به مرحلۀ رسالت هنري و فرهنگي مي‌رسد و احساس مي‌كند كه مسئوليتي بر دوش او قرار گرفته براي تحقق بخشيدن به آرمانها و وظايف فرهنگي بايد هر دري را كه مي‌شناسد بزند تا بالاخره به لطف خدا دري باز شود.

من در حال حاضر در چنين وضعيتي قرار گرفته‌ام و احساس مي‌كنم اگر مسئوليتي را كه بر دوش دارم به انجام نرسانده از دنيا بروم، ناقص از دنيا رفته‌ام، بنابراين اگر چيزهايي مي‌گويم و پيشنهاداتي مي‌دهم كه قدري نامأنوس است، مرا ببخشيد چاره‌اي جز اين ندارم.

بسيار پيش آمده كه از دانشجويي كه عاشق موسيقي است، مي‌پرسم كنسرتي را كه مثلاً در دانشگاه تهران داشتيم، آمدي يا نه؟ مي‌گويد شنيدم كه كنسرتي داشتيد، ولي متأسفانه نتوانستم به كنسرت بيايم.

من با ذوق و اشتياقي كه در او سراغ دارم مي‌فهمم كه مشكل او خريد يك بليط بوده است. اين دردآور است و بسيار هم دردآور، يك فاجعه است، باعث شرمندگي و تأسف و افسوس است.

و يا گاهي شاگرد علاقمندي را مي‌بينم كه مي‌خواهد به كلاس موسيقي بيايد ولي امكانات مالي ندارد. البته من به عنوان زكات هنر سهميه‌اي را براي اين موارد درنظر گرفته‌ام ولي همه اين طور فكر نمي‌كنند و موارد هم كم نيست، به هرحال اين‌ها چيزهايي‌ است كه مرا رنج مي‌دهد، دلم مي‌خواهد كاري بكنم ولي نمي‌توانم، امتياز ششم را متأسفانه ندارم. پس چه بايد كرد؟

گفتيم كه همگامي مخاطب موسيقي با فضاي موسيقي از دو طريق ميسّر است:

يك. از راه شناخت بيشتر و آگاهي هنري و ارزش‌گذاري و نقادي

دو. همراهي مستقيم كه بعداً به آن مي‌پردازيم.

در مورد ارزش‌گذاري و نقد نيز مطلبي دارم:

انتقاد، روش خود را دارد و اگر بي‌رويه عمل شود، نتيجۀ مطلوب حاصل نخواهد شد، براي نقد درست موسيقي، ابتدا بايد توجه داشته باشيم كه يك اثر موسيقي از چندين عامل گوناگون تشكيل شده:

يك. آهنگسازي

دو. تنظيم آهنگ

سه. شعر

چهار. نوازندگي

پنج. خوانندگي

شش. كيفيت ضبط يا صداي سالن

اگر بخواهيم از نقد نتيجۀ حقيقي بدست آوريم بايد بتوانيم يك اثر موسيقي را به عوامل شش‌گانۀ فوق تجزيه نموده و سپس هريك را جداگانه ارزش‌گذاري كنيم.

مثلاً اگر آهنگي سست و بي‌مايه است به حساب شاعر نگذاريم. اگر خواننده‌اي كج سليقه و بي‌احساس مي‌خواند به حساب آهنگساز نگذاريم، اگر آهنگي زيباست و در ما ايجاد اشتياق مي‌كند به حساب تنها يكي از اعضاي گروه نگذاريم و همه را در خلق آن اثر دخيل بدانيم و الي آخر، تا انشاءاله با نقد خوب در آينده‌اي نه چندان دور به معيارهاي حقيقي برسيم و بجاي اينكه بگوييم «چه كسي مي‌نوازد» بگوييم «چگونه مي‌نوازد» و بجاي «چه كسي مي‌خواند» بگوييم «چگونه مي‌خواند».

از ابتداي مطلب تا اينجا چندين بار صحبت از همكاري‌هاي مستقيم كرديم و هر بار هم توضيح آنرا به تأخير انداختيم، علت اين است كه اين موضوع قدري نامأنوس است و بيان آن جرأت و جسارت مي‌خواهد و به همين دليل آنرا براي آخر كار گذاشته بودم كه زود بگويم و خداحافظي كنم ولي چاره‌اي نيست و دير يا زود بايد مطلب را بگويم.

حقيقت اينكه بخش اوّل همكاري مخاطب مشخص شد و بخش دوّم در حقيقت همان عامل ششم يعني موضوع حمايت‌هاي مالي است!!!

عرض نكردم قدري نامأنوس است؟ اگر سنگيني مي‌كند آنرا خط بزنيم.

موضوع حمايت‌هاي مالي به منظور پيشبرد امور فرهنگي و هنري در كشورهاي پيشرفته موضوعي است كه كاملاً جا افتاده و مردم با آن مأنوس هستند ولي در كشور ما هنوز اين موضوع نامأنوس است ولي به هر حال روزي بايد مأنوس شود. علت اجتناب مردم ما از اين نوع برنامه‌ها سوءاستفاده‌هايي است كه شده و مردم ما را متأسفانه بدبين و بي‌اعتماد كرده و البته حق هم دارند. شايد هم همه‌اش بي‌اعتمادي نباشد، عادت‌هاي ذهني هم بخشي از موضوع است. ما را عادت داده‌اند كه در مقابل پرداخت وجه يك چيز معمولي و آنهم بلافاصله دريافت كنيم و پرداخت امروز و دريافت فردا در فرهنگ ايران جايگاه مناسب و خوبي ندارد و اگر هم قبول كنند معمولاً با خود مي‌گويند: بخشيدم گرچه مصلحت نديدم.

ولي در مكتب ذوالفنون با درايتي كه در مردم هنردوست ما هست و همين‌طور با شناختي كه از عملكرد  اين مكتب دارند من فكر مي‌كنم و تقريباً مطمئنم كه قضاوت مردم طور ديگري خواهد بود و مردم هنردوست ما مي‌توانند اطمينان كامل داشته باشند كه ريالي از اين پول خرج نخواهد شد مگر در راه اهداف مورد نظر.

يك. ارائه كنسرت رايگان (كه كنسرت براي مناطق محروم در اولويت است)

كشف و پرورش استعدادهاي جوان (1) به طور به‌طور رايگان كه بطور مثال شامل تهيه‌ساز رايگان و با كيفيت براي استعدادهاي جوان، ده‌ها مورد ديگركه به در گرو داشتن امكانات مالي است.

دو. حمايت از توانمنديهاي پراكنده.

بطور مثال: توليد و پخش محصولات فرهنگي استعدادهاي جوان به صورت رايگان يا قرض‌الحسنه و موارد ديگر از اين قبيل.

پيش از اين به موضوع دغدغه‌هاي فرهنگي و دغدغه‌هاي شخصي اشاره كردم و گفتم افرادي را كه در فضاي موسيقي در حركتند به دو گروه كاملاً متمايز مي‌توان تقسيم كرد ولي نگفتم كه مرز اين تقسيم‌بندي در كجا است. به نظر من بهترين شاخص براي شناخت اين مرز همين حركتي است كه ما با هم شروع كرده‌ايم. كساني كه از اين طرح استقبال مي‌كنند و با جان و دل مي‌پذيرند از گروه اوّل، و افرادي كه آيه يأس مي‌خوانند و شرنگ نا اميدي بر دل‌ها مي‌پاشند مسلماً از گروه دوّم مي‌باشند.

البته در زندگي براي هرچيز نمي‌توان سند و دليل قطعي و قانع‌كننده ارائه داد، در بعضي موارد بايد از طريق تخمين و استنباط و صغري كبري به نتيجه رسيد، نكته‌اي را عرض كنم: در زندگي انساني، هركاري معمولاً به دنبال انگيزه‌اي صورت مي‌گيرد و سوء استفاده مالي هم از اين قانون مستثني نيست، انگيزه‌هاي سوء استفادۀ مالي به قرار زير است:

البته در زندگي براي هرچيز نمي‌توان سند و دليل قطعي و قانع‌كننده ارائه داد، در بعضي موارد بايد از طريق تخمين و استنباط و صغري كبري به نتيجه رسيد، نكته‌اي را عرض كنم: در زندگي انساني، هركاري معمولاً به دنبال انگيزه‌اي صورت مي‌گيرد و سوء استفاده مالي هم از اين قانون مستثني نيست، انگيزه‌هاي سوء استفادۀ مالي به قرار زير است:

يك.       نياز مالي

دو.       زياده‌طلبي

سه.       خصومت

چهار.        ديوانگي و بلاهت

در مورد اوّل بايد بگويم كه من و خانواده‌ام به لطف خدا هيچ‌گونه نياز مالي نداريم. (2)

در مورد دوّم بايد بگويم كه من و خانواده‌ام سالهاست، كه در كنار بزرگترين گنج جهان يعني گنج قناعت نشسته‌ايم و اين گنج كراماتي دارد كه خيلي از مردم از آن بي‌خبرند. يكي از كرامات آن ممانعت از سوءاستفاده مالي است، چون آنطور كه قناعت مي‌تواند سوءاستفاده مالي را كنترل كند هيچ حسابرسي و هيچ بازرسي و هيچ حسابداري قادر نيست، چراكه آنها با اعداد و ارقام سروكار دارند و اين با امواج ،كه امواج سريعتر از اعداد و ارقام حركت مي‌كنند.

در مورد سوم هم كه ارتباط من با مردم هميشه دوستانه و صميمي بوده و هست، در مورد چهارم، البته گاهي در مورد كارهاي هنري ديوانگي‌هاي لطيف و رقيقي بروز مي‌كند، همانطور كه براي هركسي ممكن است پيش بيايد ولي خوشبختانه شدت آن در حدي نيست كه فرق بين حُسنِ استفاده و سوءاستفاده را ندانيم.


يك.  در مورد استعداد مطلبي دارم، داشتن استعداد هنري به تنهايي به معناي تأثيرگذاري مطلوب در فضاي هنري نيست، چه بسا استعدادهايي را شاهد بوده‌ايم كه نه تنها براي فضاي موسيقي مفيد نبوده‌اند بلكه آسيب هم رسانده‌اند، چون در كنار استعدادهاي فني، استعدادهاي اخلاقي، شخصيتي و تربيت خانوادگي لازم است. خلاصه اگر مي‌خواهيم تأثيرگذار باشيم بايد به سلاح انسانيت مجهز شويم. البته بعضي از خصوصيات انساني به مرور رشد و بروز مي‌كند و ارزيابي آن در دوران جواني مشكل است ولي به هرحال از طريق استنباط بر مبناي وضعيت خانوادگي و ژني و همچنين به كمك‌ بعضي تمهيدات روانشناسي مي‌توان معيارهايي بدست آورد.

دو. اين ستايش از خويشتن نيست، البته تعريف هست ولي تعريف از خويشتن بخودي خود مشكلي ندارد، همانطور كه وقتي وارد محفلي مي‌شويم، خود را معرفي مي‌كنيم يا پرسشنامه‌اي را پر مي‌كنيم و اسم و مشخصات خود را ذكر مي‌كنيم. اين‌ها همه تعريف از خويشتن است و هيچ ايرادي هم ندارد. آنچه منفور و ناشايست است، تكبير خويشتن است و نه تعريف از خويش.

ادامه...


Top

Click to Top Page...

Contact to

Home English News Biography Folk Music History Interview

info@persianartmusic.com

with questions or comments about this web site.

Copyright © 2000-2007 Persian Art Music Org All Rights Reserved.

برداشت از مطالب، با ذكر نام كامل سايت، جايز است

POSTAL Address: Reza Kalantari 1484963613 Tehran - Iran