|
اين كمك را ميتوانيد به حساب انفاق بگذاريد، انفاق از نظر لغوي
يعني هزينه كردن و در اصطلاح ديگر به معناي هزينه كردن در راهي به غير از مسائل
شخصي و خانوادگي است، در مزاياي انفاق، بزرگان سخن بسيار گفتهاند ولي كمتر كسي
متوجه ميشود كه زيبايي و شكوه اين امر در كجاست.
تصور رايج اينست كه انفاقي ميشود و شخصي يا
موسسه انفاق شونده
خوشحال ميشود.
البته اين بخشي از موضوع است، ولي موضوع دوم كه از موضوع اول
هم كمتر نيست، در مورد انفاق كننده است، در اين مورد بايد گفت:
پديدههاي طبيعت همه در حال بخشش هستند، دريا در حال بخشش،
آسمان در حال بخشش، درختان و گياهان و حيوانات همه به سهم خود در حال انفاق و
بخششند. تنها موجودي كه در طبيعت زندگي ميكند و بخشش نميكند، انسان است، پس
بياييد انفاق كنيم تا با طبيعت هماهنگ شويم و در انزوا و كوردلي باقي نمانيم.
در حقيقت براي ارائه يك موسيقي خوب و سالم و رايگان همه چيز
مهياست، فقط منتظر اعتماد هنردوستان هستيم. چنانچه اين اعتماد بوجود آيد، نحوۀ
همكاري و جزئيات آن در انتهاي جزوه منعكس شده است. براي كار خير بكوشيد كه
پيشقدم باشيد، برداشت از اين حساب دقيقا و مطمئناً و صد در صد تحت كنترل است
و درها و پنجرهها و روزنههاي سوءاستفاده همه بسته شده است. پس با خاطري آسوده
و به اميد خداي بزرگ با ياري يكديگر بسوي سلامت و تعالي و حقيقت حركت كنيم.
در اينجا نكتهاي به نظرم رسيد كه يادآوري آن خالي از لطف نيست؛ آقاي دكتر
داريوش صفوت طراح مركز حفظ و اشاعه در 45 سال پيش تحت تأثير نابسامانيهاي فضاي
موسيقي آنروز (1)
طرح خود را ارائه دادند و خوشبختانه يك ايراني ايراندوست و
فرهنگدوست، به نام رضا قطبي كه مديريت مركز راديو و تلويزيون را هم داشتند به
آقاي صفوت، مژده دادند كه طرح شما تحقق پيدا ميكند و آقاي صفوت تقريبا به
آرزوي فرهنگي خود رسيدند، اميدوارم ما هم اول به لطف خدا و بعد با لطف و محبت
شما هنردوستان به آرزوي فرهنگي و ميهني خود برسيم كه البته اين آرزوي شخصي
نيست، بلكه يك آرزوي ملي است، اگر خداي نخواسته نشود، چند نفري متأسف ميشوند،
ولي اگر بشود ملتي خوشحال و دلگرم خواهد شد.
برميگرديم به صحبت اصلي و همكاري شما عزيزان كه قصد داريد از طريق كمك مادي
در اين امر خير با ما همراه شويد. امّا قبل از آنكه شمارۀ حساب و مشخصات بانكي
خود را خدمت شما اعلام كنم لازم به يادآوري نكات زير است؛
يادآوري لازم:
- در مشخصات حساب و شمارۀ آن دقت لازم مبذول شود.
يادآوري مهم:
- كنترل حساب كار حساسي است و براي اينكه اين كار با دقت لازم
انجام بگيرد، نكات زير را حتماً رعايت كنيد:
يك. نام شناسنامهاي و طبعا نام بانكي من (جلال ذوفنون) يعني (بدون الف
و لام) نوشته ميشود.
دو. در فيش بانكي در كنار نام پرداختكننده جمله (اشاعه موسيقي) را ذكر
كنيد.
براي پيشگيري از هر نوع سو استفاده احتمالي، نام و نام خانوادگي، شمارۀ تلفن و
آدرس و
احيانا E-Mail
خودتان را بطور دقيق و خوانا در پشت فتوكپي فيش بانكي بنويسيد و به آدرس صندوق
پستي بنده (كه در مشخصات آن در پايين آمده) ارسال فرماييد. اين كار هم كنترل
حسابرسي را آسان مي كند و هم ما را با شما مرتبط مي سازد تا در مواقع لازم، مثل
برگزاري جشن ها و كنسرت ها و مراسم خاص، بتوانيم براي شما كارت دعوت بفرستيم.
يك. تنها مرجع دريافت وجه همين حساب سيبا با شماره داده شده و بنام
جلال ذوفنون است و بجز حساب فوق هيچ شخصيت حقيقي و يا حقوقي تحت هيچ
عنوان نميتواند در اين مورد نقشي داشته باشد.
دو. هرگونه تغيير و تحول احتمالي در حساب بانكي هم بصورت كتبي و هم شفاهي
به دوستان ابلاغ خواهد شد كه تغييرات احتمالي در مورد شماره و احيانا نوع
حساب خواهد بود و نام جلال ذوفنون همچنان ثابت خواهد ماند.
با اينكه هيچگاه روي نام خود تكيه نداشتهام ولي در اين جا بايد بگويم فقط به
اين نام اعتماد كنيد (جلال ذوفنون)
شماره
حساب و مشخصات بانكي:
حساب سيبا : 0300227065006
به نام
(جلال ذوفنون)
بانك ملي ايران، كرج، رجائيشهر، خيابان رستاخيز، كد 2643
آدرس صندوق پستي:
كرج: صندوق پستي شماره
1148- 31535
جلال ذوفنون
جهت اطلاع بايستي به عرض برسانم كه فاكتورهاي هزينه و درآمد، تماما در
حسابداري انجمن محفوظ است و علاقمندان، هر زمان كه اراده كنند، ميتوانند از آن
مطلع شوند، علت اينكه در اين مورد شماره تلفن يا آدرس داده نشده اينست
كه تلفن و آدرس متغير است ولي جلال ذوالفنون خود آدرس است و هر
زمان كه اراده كنيد در عرض چهل و هشت
ساعت مرا خواهيد يافت و در خدمت شما خواهم بود.
هموطنان عزيز خارج از كشور كه قصد همكاري دارند، ميتوانند با
همين حساب در ارتباط باشند، چون يكي از مزاياي حساب سيبا در بانك ملي ايران
اينست كه ارز را تبديل نموده و به حساب واريزمي نمايند و نيازي به حساب مخصوص
ارزي نيست.
يك.
گروهي از مردم ما
با مطالبي كه از قبل از انقلاب بگوششان رسيده و اغلب هم افسانهوار است، ممكن
است از خود بپرسند، مگر در آن روزگار هم نابساماني وجود داشته؟ بخصوص جوانان
بايد بدانند كه ساماندهي و نابساماني هميشه وجود دارد. ولي زمينه و مورد آن فرق
ميكند. در مورد موسيقي ميتوانم بگويم كه نابساماني بسيار وجود داشت، بخصوص
قبل از ايجاد مراكز آكادميك، مثل دانشگاه و مركز حفظ و اشاعه و كانونهاي مشابه
مانند كانون چاووش و غيره. البته گستردگي وجود داشت و در كوي دانشگاه تهران و
يا در ميادين شهر بساط هنر، براي مردم راه
ميانداختند. ولي از محتوا و فرهنگ خبري نبود، مگر در مواردي كه عرض شد.
ادامه... |