|
و اما در اينجا يك يادآوري لازم است:
افرادي كه با شيطان پيمان بستهاند هميشه براي ايجاد اغتشاش در
كمينند بايد مراقب آنها باشيم، يكي از شگردهاي شيطان اينست كه در لباس دوستي،
دشمني آغاز ميكند.
خوشبختانه اهل هنر نظر بسوي خدا و حقيقت دارند و فريب شيطان را
نميخورند ولي با اينحال به نظرم رسيد كه اين يادآوري بيفايده نباشد.
اكنون شما با قبول مفاد اين دفتر در حقيقت با طرح كنسرت رايگان
همگام شدهايد. بر شما مباركباد، انشاءاله در آينده نزديك از مزاياي معنوي و
فرحبخش آن بهرهمند خواهيد شد.
البته اين كار بايد با ريتم منظم و در دراز مدت و به ميزان خيلي
سبك به نحوي كه چيزي بر كسي تحميل نشود، بصورت يك عهد و پيمان با خويشتن انجام
گيرد.
من خودم به اتفاق گروهي از دوستان و اطرافيان سالهاست كه اين
برنامه را داريم و چون با ريتم منظم انجام گرفته بصورت يك امر عادي و روزمره
درآمده (كه انتظار داريم شما هم نه فقط يكبار بلكه با ريتمي مشخص به اين طرح
ياري رسانيد)
مثلاً اوّل هر ماه را قرار گذاشتهايم و در مورد نحوۀ پرداخت هم
به منظور راحتي كار و صرفهجويي در وقت و انرژي بنا به پيشنهاد يكي از اعضاء
همۀ هدايا را در يك جا جمع ميكنيم، تا توسط يكنفر پرداخت شود.
كار خير چهرۀ خود را بالاخره نشان خواهد داد، اسم و رسم مهم
نيست و يك گام سازنده مفيدتر از ساعتها شِكوه كردن است.
قرار است كه در نهايت اين دفترچه به رؤيت همه برسد، بنابراين
احتمال اينكه افرادي از روي كوتهبيني و سادهانديشي قضاوتهاي سطحي و غيرحقيقي
از خود ابراز كنند وجود دارد.
البته اين نوع قضاوتهاي احتمالي بيشتر در مورد مسائل مالي است،
مثلاً چون تكيه روي نام جلال ذوفنون شده شايد آنرا حساب شخصي تلقي كنند.
براي اطلاع بيشتر بايد خدمت هموطنان عزيز عرض كنم كه اين حساب
علي رغم ظاهرش به هيچ وجه جنبه شخصي و خصوصي ندارد بلكه يكي از عوامل تشكيل
دهنده
موسسهاي است فرهنگي هنري چندمنظوره شامل : آموزشي،
توليد و كنسرت كه به ثبت رسيده و بنده و دو نفر ديگر اعضاء هيئت مديره آن هستيم
و همه امور با نظر هيئت مديره انجام ميشود كه البته نظارت دقيق و مستقيم امور
مالي با بنده است و به كمك دوستان با تجربه و هوشيار كليه امور، اعم از اداري،
حسابداري - حقوقي و پيش آمدهاي طبيعي و سوانح غير مترقبه همه پيش بيني شده و
حتي مسائلي زيرذره بين رفته كه فكر نميكنم به مخيله كوته نظران خطور كرده
باشد.
تهيه مقدمات اين طرح هم خود ماجرايي جالب است.
چون كارهاي بانكي و كارهاي پستي و تماس با نمايندگان شهرستان
ها و توزيع دفترچه اطلاع رساني به مراكز استان ها خيلي سريعتر از آنچه فكر مي
شد انجام گرفت، مرا بياد اين جمله معروف پائولوكوئيلو انداخت كه: "وقتي مي
خواهيد كاري عاشقانه و مثبت انجام بدهيد، تمام عوامل اطراف با شما هماهنگ مي
شوند. البته در اين ميان حضور دستياري توانمند و مهربان به نام سروش قهرمانلو
نيز موثر بوده است. سروش علاوه بر دانش و بينش گسترده كه لازمۀ كار هنري است،
روي صحنه هم به بهترين وجه با من همنوازي مي كند، مثل سهيل ذوالفنون و چندين
سال است كه براي من پشتيباني اميد بخش و باوفا است.
وقتي بر مي گردم و نگاهي به گذشته زندگي هنري خود مي اندازم مي
بينم طبيعت، زندگي هنريِ مرا چه زيبا و موزون رقم زده كه در هر بيست سال يك بار
اتفاقي مثبت و سازنده در آن رخ مي دهد.
1384ـ تلاش براي ساماندهي فضاي موسيقي ايران
1364ـ تولد گل صد برگ ـ اثري ماندني در موسيقي ايران
1344ـ تجديد عهد با سه تار
من به موفقيت اين طرح و تحقق آرمان هاي آن، ايمان كامل دارم،
چرا كه با خصلت ارزنده قدر شناسي كه در مردم هست، بعيد مي بينم كه درخواست يك
فرهنگ دوست دلسوخته، كه پنجاه سال خدمت صادقانه را پشت سر گذاشته بي جواب
بماند.
"هنر درآگاهي پرورش مي يابد و شبه هنر درناآگاهي"
با آرزوي موفقيت و سربلندي و آگاهي روز افزون.
دست همه شما را مي بوسم ، به اميد ديدار در اولين كنسرت رايگان
كه مطمئنا زيباترين و صميمي ترين و حقيقي ترين كنسرت در تاريخ موسيقي ايران
خواهد بود، به اميد تحول موسيقي ايراني توسط جوانان.
بيا تاگل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم
فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو دراندازيم
اگر غم لشگرانگيزد كه خون عاشقان ريزد
من و ساقي به هم سازيم و بنيادش براندازيم
جلال ذوالفنون
پاييز هزار و سيصد و هشتاد و چهار
يك.
گروهي از مردم ما
با مطالبي كه از قبل از انقلاب بگوششان رسيده و اغلب هم افسانهوار است، ممكن
است از خود بپرسند، مگر در آن روزگار هم نابساماني وجود داشته؟ بخصوص جوانان
بايد بدانند كه ساماندهي و نابساماني هميشه وجود دارد. ولي زمينه و مورد آن فرق
ميكند. در مورد موسيقي ميتوانم بگويم كه نابساماني بسيار وجود داشت، بخصوص
قبل از ايجاد مراكز آكادميك، مثل دانشگاه و مركز حفظ و اشاعه و كانونهاي مشابه
مانند كانون چاووش و غيره. البته گستردگي وجود داشت و در كوي دانشگاه تهران و
يا در ميادين شهر بساط هنر، براي مردم راه
ميانداختند. ولي از محتوا و فرهنگ خبري نبود، مگر در مواردي كه عرض شد.
|