|
جلال ذوالفنون را همگي به
عنوان نوازنده سه تار مي شناسيم. ايشان در دوران فعاليت هنري خود، كارهاي
بسياري نيز انجام داده، هم به صورت كنسرت و هم نوار كاست و سي دي و هم در زمينه
آموزش موسيقي. ساعت شش عصر روز دوشنبه بيست و دوم بهمن ماه، جلال ذوالفنون پس
از صحبت در مورد وضعيت موسيقي ايران در حال حاضر، به اين نكته اشاره كرد: در
حدود چهل و سه سال پيش، به همراه مرحوم ملك كه چند روز قبل از دنيا رفتند، من
به عنوان اولين صفحه، به همراه ايشان تار زدم و امشب به ياد ايشان و به ياد آن
روزها تار خواهم نواخت. ذوالفنون در آواز دشتي به همراه تمبك مجيد ميررحيمي و
آواز مسعود نوريان به اجراي برنامه پرداخت. تار نوازي وي بيشتر تداعي كننده
شيوه سه تار نوازي اش است، بطوريكه در زمان هايي به خاطر نوع تفكري كه شيوه اش
دارد، تار را به صورت تك سيم مي نواخت كه بيشتر به سه تارش شبيه بود. در زمينه
تكنيكي هم بسان سه تارش با تار رفتار مي كرد. در مورد سونوريته و صدادهي بايد
گفت، تار نوازي ذوالفنون و يا بهتر بگوييم، موسيقي ذوالفنون چنان برايش جا
افتاده كه اگر سازهايي غير از آنچه داشت به وي مي داديم باز هم صداي سه تارش را
مي شنيديم. صدادهي سازش خوب نبود، چرا كه وي اصلا نوازنده تار نيست. ولي براي
اينكه هدفي قابل احترام در پس اين اجرا وجود داشت از هر گونه نقدي پرهيز مي
كنيم.
در بخش دوم برنامه، شاهد سه
تار نوازي ذوالفنون بوديم. ماهور نواخت و آنطور كه از ساعت اجرا و زمان
باقيمانده بر مي آمد، قرار بر اين بود كه يك ساعت بداهه نوازي كند، ولي موسيقي
ايران و خصوصا بداهه نوازي در موسيقي ايران، ساعت و زمان نمي شناسد، پس از نيم
ساعت اجرا و اشاره به گوشه هاي اصلي ماهور مثل: درآمد، خسرواني، دلكش، راك ها،
عراق، و پس از اجراي رنگ ماهور درويش خان به برنامه خود پايان داد.
بيست و دوم
بهمن ماه هشتاد. |