|
محسن نفر از بداهه نوازي گفت |
|
|
|
واحد مركزي خبر، مهر: محسن نفر نوازنده تار و سه تار، گفت: قبل از هر چيز بايد به املای کلمه بداهه توجه کرد، چرا که ارتباط مستقيم بين زبان و تفکر دارد و امری اثبات شده است. زمانی که بداهه با "ح" نوشته شده به معنای نوعی ماهی، آشکار، فراخ، وسيع و شکفتن است. اما زمانی که کلمه بداهه با واژه "ه" نوشته می شود به معنای نا آگاه آمدن، بدون آمادگی قبلی وارد شدن، حاضر جوابی و بی انديشه سخن گفتن است. بنابراين املای اين کله با واژه "ه" صحيح است، چرا که ما در بداهه در فضايی روبرو هستيم که بدون اين که نتی را ديده باشيم بايد در لحظه نت را بسازيم و اجرا کنيم. در اين زمينه بايد از قوه خلاقيت بهره برد که از سوی پروردگار در او به وديعه گذاشته شده است. وی با اشاره به اين که تاريخچه بداهه نوازی در ايران در پيچيدگی زمانی قرار دارد و به دوره متاخر می رسد، گفت: طبق نقل مورخان در دوره قاجار مرحوم علی اکبر خان فراهانی فرهنگ شفاهی را به موسيقی ايران ارائه کرد و اين فرهنگ ابداع او بوده است. اما سند ديگری وجود ندارد که اين هنر به علی اکبر خان فراهانی به ارث رسيده يا اينکه ابداع خودش بوده است. بنابراين، اين موضوع در تاريخ موسيقی ما مسکوت است. همچنين اين مساله روشن نيست که در دوره قاجار رديف های موسيقی توسط فراهانی ساماندهی شده يا نه؟ |
|
جشنواره موسيقي فجر |
|
|
علاوه بر آن اين مساله مطرح می شود که ميراثی که ازعلی اکبر خان فراهانی به براردزاده، فرزندان و شاگردان او رسيده، آيا بداهه نوازی هم در آن وجود داشت؟ اگر پاسخ اين سوال مشخص باشد، تاريخ بداهه نوازی در موسيقی ايران مشخص می شود. نفر در ادامه افزود: ابن خلدون اشاره کرده هر فردی زمانی به سوی هنر جلب می شود که از امنيت سياسی، اقتصادی و اجتماعی برخوردار باشد و اگر خيال او آسوده نباشد به هنر رو نمی آورد و ديگر از ظرافت های کاری و ذوق هنری خبری نيست. وی خاطر نشان کرد:در اين بحث اين سوال مطرح می شود که چه قدر از آثار ميرزا حسين قلی خلاقيت و ساخته و پرداخته ذهنش بوده و چند درصد از کارهايش ميراث بوده است؟ متاسفانه غفلت ما در موسيقی منجر به ناشناس ماندن تاريخ اين هنر شده است. اما از دوره علی اکبر خان شهنازی بداهه نوازی در دستور کار قرار گرفت و توجه بيشتری به موسيقی شد. نسل استاد شهنازی ستاره هايی بودند که در کنار هم آسمان موسيقی را نورانی کردند. همچنين بداهه نوازی از دوره استاد شهنازی و استاد وزيری پر رنگ تر شد. البته اين مساله هم مطرح می شود که چرا بداهه نوازی بيشتر مورد علاقه قرار گرفت؟ يکی از دلايل اين امر به ارتباط جهانی برمی گردد. در دوره قاجار دريچه های جديدی از هر نظر گشوده شد و ورود ساز ويلون و پيانو به ايران به عنوان نمايندگان پر قدرت موسيقی غير ايرانی گسترده تر شد. بداهه گفتن خلاقيت در کار است و فقط تکرار مکررات نيست و مخاطب هم منتظر شنيدن يک اثر تازه است. حال اين سوال مطرح می شود که چرا ما قصد داريم که بداهه را ممتاز معرفی کنيم؟ در واقع اين ژن در ما وجود دارد که به دليل عصر ارتباطات ذهن خود به خود تحت تاثير اين موضوع قرار می گيرد. از سوی ديگر جبر و شرايط سياسی، تاريخی وجهانی باعث شد که ما به سوی بداهه و تازه گويی حرکت کنيم. اما حد و مرز اين تازه گويی تا کجاست؟ و دايره اين خلاقيت تا کجاست؟ اگر اين پرسش ها پاسخ داده شود، تاريخ بداهه نوازی در موسيقی ايران مشخص می شود. بيست و هشتم دي ماه هشتاد و چهار
|
|