Persian Art Music...Click to New Window...

موسيقي هنري ايران

Persian Art Music

Click to Persian Version...

English Site

موسيقي شهرستان ها و استان ها

ستون آزاد     عكس،نوتاسيون، موسيقي، جدول

::

مركز آموزش موسيقي

موسيقي كودك

 

تازه ها

 

فولكلور

 

تاريخچه

 

گفت و گو

 

زندگينامه

  تماس با ما


 

تئوري موسيقي

 

Music Theory


 

موسيقي كلاسيك

 

Classical Music


 

سخن سردبير سايت

 

Web Site Manager's Page


  جدول و سرگرمي
  Puzzle
 

Advertisement

Interview with Dariush Talai

Update: Tuesday March 21, 2006

گفت و گو با داريوش طلايي


داريوش طلايي

آقاي طلايي، در سال پنجاه و پنج، آقاي برومند از دنيا رفت. شما از همان سال به جاي ايشان مشغول تدريس در دانشگاه شديد؟

البته نمي شود گفت که من جانشين آقاي برومند شدم. ولي در واقع جاي خالي که در دانشگاه، به دليل فقدان ايشان بوجود آمده بود، من مشغول به تدريس شدم.

دوره هاي آموزشي که در آن زمان براي مثلا سازهاي تار و سه تار وجود داشت همان هايي بود که امروزه هم هست؟

بله. آقاي ظريف کتاب هنرستان درس مي دادند. کتاب اول تار و سه تار و كتاب دوم. کتاب سوم هم که وجود نداشت، من و آقاي عليزاده مي رفتيم در کتابخانه، آقاي فرهاد فخرالديني مسئول کتابخانه بودند. در کتابخانه را باز مي کردند ولي دست نوشته موسي معروفي را به ما نمي دادند. مي نشستيم و چون دستگاه فتوکپي وجود نداشت با دست مي نوشتيم.

 

هم زمان کلاس هاي خصوصي هم داشتيد يا نه؟

اين مسائل چند چيز جدا بود. سيستم هنرستاني که پايه گذارش استاد وزيري بودند، متدي داشت وخطي جدا دارد که سر منشا آن علي نقي وزيري، بعد خالقي و پس از آن دهلوي بودند که رييس هنرستان شدند، در کنارش که موضوعي استثنايي بود، وجود آقاي شهنازي بود که البته ما آن موقع زياد متوجه اين موضوع نبوديم. حتي به حدي بود که من به دليل کار با سيستم هنرستان قصد ترک موسيقي را داشتم. خيلي بدم آمده بود. سرخورده شده بودم که کتاب اول و دوم هنرستان بزنم. پا بزنم و براي من اين ها تبديل به اعمال شاقه شده بود. در سال سوم وقتي به کلاس آقاي شهنازي رفتم، به کلي تمام چيزها عوض شد. يادم هست که نشستم، بيات ترک دوره عالي را به من درس دادند، روشي که داشتند، براي ما روشي ناشناخته بود و خيلي جذاب بود، خيلي مهربان بودند، برخوردش، سازش و تمام چيزهايي که داشت. بالاخره، مجموعه‌اي بود کاملا عجيب، اين نکته را هم بگويم، ساز ايراني که در مکتب وزيري قابل قبول بود، فقط تار و سنتور بود. کمانچه و ني ساز کامل حساب نمي شدند. ساز سه تار که اصلا ساز قابل قبول نبود، و بعدها کمانچه و ني را بعضي ها به صورت ساز دوم انتخاب مي کردند. ولي ساز ايراني فقط تار و سنتور بود، در سنتور استاد پايور بودند، که متدي بينابين داشتند، هم متد جديد و هم متد قديم آقاي حيدري، خانم ارفع اطرايي و... در ساز ني، آقاي حسن ناهيد بودند که از متد ويولن خالقي تدريس مي کردند.

 

جناب طلايي، تحصيلات شما در فرانسه تا به کجا پيش رفت؟

در فرانسه سه جور دکترا بود. دکتراي دتا دولتي که از همه مهمتر بود و معتبرتر. و تنها دکتراي واقعي در آن زمان بود. براي کساني که قصد تدريس در دانشگاه را داشتند بهترين انتخاب بود. و محدوديت زماني هم نداشت. در دکتراي دتا پيش رفتم ولي تز خود را هنوز ارائه ندادم، البته هنوز هم اسمم هست و مي‌توانم بروم وارائه دهم. اگر وقتي حوصله اش را داشتم و فرصتي پيدا شود، اين کار را خواهم کرد.

 

ماجراي کتاب رديف ميرزا عبداله نوشته ژان دورينگ را هم كمي توضيح دهيد.

آقاي دورينگ در واقع دانشجوي موسيقي ايراني بودند. همزماني که با افراد مختلف کار مي کردند، يکسري دست نوشته از رديف داشتند. بعد از طرف خانم شهرزاد افشار که رييس موسيقي تلويزيون بودند، آنرا براي چاپ به انتشارات سروش ارائه دادند، چون ايشان مي دانست که اين کار کامل نيست، از من خواست که کمکش کنم. دورينگ با من دوست بود، حتي مدتي هم پيش من آمد و مطالبي را به او ياد دادم. من در آن زمان در مرکز حفظ و اشاعه بودم، به دکتر صفوت گفتم که اين کار را به صورت رسمي کند. از طرف ايشان، حکمي گرفتم، که اين کار را انجام داديم. فکر کنم در سالهاي هزار و سيصد و پنجاه و شش بود، يادم هست که در آن زمان آقاي خضرلوزاده آن را خوشنويسي کردند (نت نويسي)، خلاصه اينکه مراحلش بدين شکل پيش رفت تا به انقلاب خورد در آن زمان ديگر من نبودم و در فرانسه بودم. دورينگ آمد فرانسه و به من گفت که به انتشارات سروش گفته كه اشكالاتي دارد و نسخه را پس گرفتم. او دوست داشت آن ها را در فرانسه چاپ کند. من هم کپي داشتم. فرستادم به چاووش، آن را تکثير کردند و آن داستان هاي رديف درآمد، در صورتي که همه از روي همان کپي که من فرستاده بودم، ياد گرفته بودند. بعد آنکه دورينگ نتوانست آن را در خارج از ايران به چاپ برساند، به ايران برگشت. دوينگ در اين زمان دکتراي دتا  گرفته بود، تحقيقاتي کرده بود، و به هر حال، از هر لحاظ فرق کرده بود و دورينگ چند سال قبل نبود. مقدمه و اضافاتي بر آن نوشت که، پيروز سيار به عنوان مترجم آن را ترجمه کرد و بعد از حدودهفت هشت سال با سروش به توافق رسيد و آن را چاپ کرد.

 

آيا صحيح است که اين رديف را آقاي برومند سه بار اجرا کردند؟

نه، يک اجرا بود که يکي دو تا از دستگاه ها، مثل همايون، شور  و... را چند بار اجرا کردند. اين کارها را آقاي کماليان در منزلش ضبط مي کرد.

 

به نظر شما، رديف ميرزاعبداله رديف مخصوص سه تار است؟

نه اينکه براي سه تار تدوين شده باشد. ما ميرزا عبداله را به عنوان نوازنده سه تار مي شناسيم. اگرچه در زمان قاجار رسم بود که ساز تار ساز اصلي باشد. همه وقتي مي خواستند صفحه ضبط کنند تار مي زدند. ولي ايشان را به عنوان نوازنده بزرگ سه تار مي‌شناختند، فرزندانش هم همه سه تار مي نواختند، ما نمي دانيم که ميرزا عبداله آن را چگونه اجرا مي کرد، ولي آن چيزي که از برومند رسيده و آن شناختي که من از سيستم مضراب بندي و غيره دارم، احساس مي‌کنم که بيشتر با سه تار مناسبت دارد، البته اين نبايد سو برداشت شود که فقط مال سه تار است.

 

با اينکه رديفهاي مختلف از يک منشا گرفته شده‌اند، پس چرا تفاوت دارند؟

تفاوتش زياد نيست ولي شيوه هاي مختلف اجرايي بوده که تفاوت داشته، رديف اصلش ‌معلوم است که چيست. فرقي نمي کند. ولي شيوه ها فرق داشته. ني داوود شاگرد درويش خان و درويش خان شاگرد آقا حسينقلي بوده، مثل آقا حسينقلي که ساز نمي‌ زدند. رديفي هم که از ني داوود مانده، مانند رديف آقا حسينقلي نيست. فخام الدوله بهزادي هم كه حتي مي گويند بهترين شاگرد آقا حسينقلي بوده، رديفي که از او مانده خيلي فرق دارد. ولي اصلا قرار نيست رديف بدين شکل باشد. رديف رسالتش اين نيست که صددرصد همه يک جور باشند.

 

صفحه بعد...

صفحه چهارم

صفحه سوم

صفحه دوم

صفحه نخست

بنا به درخواست سايت موسيقي هنري ايران و شخص داريوش طلايي، انتشار اين گفت و گو با ذكر منبع بلا مانع است.

با سپاس.


Top

Click to Top Page...

Contact to

Home English News Biography Folk Music History Interview

info@persianartmusic.com

with questions or comments about this web site.

Copyright © 2000-2004 Persian Art Music Org All Rights Reserved.

You can't use any picture and information from this web site
POSTAL Address: Reza Kalantari 1418837635 Tehran - Iran