|
يعني
بخواهد که موسيقي در زمان خودش يک موسيقي زنده باشد. يعني به زبان ديگر مي شود
گفت که يک انتقال دهنده باشد، راوي نباشد. چون ضبط صوت داريم و مي توان همان
مطالب قديم را تکرار كرد. نبايد راوي باشد. بايد موسيقي را در زمان خودش زنده
نگهدارد. و براي زنده نگهداشتن بايد در زمان خودش بتواند اين کار را بکند.
بنابراين نبايد غافل از گذشته، حال و آينده موسيقي باشد. هر سه زمان برايش
اهميت داشته باشد و دغدغه اش باشد و بايد آدمي باشد که اين موسيقي را خرج مسائل
پيش پا افتاده و شخصي خودش نکند، بايد آدمي باشد که خودش را در جلو قرار ندهد و
موسيقي را پشت سرش
بلكه موسيقي را در جلو و خودش را در پشت آن قرار دهد.
مثالي از يک موسيقي دان کامل
درويش خان، وزيري، شهنازي.
لطفا در مورد وزيري و نقش و نوع نگرش او در فرهنگ و موسيقي ايران، كمي بيشتر
توضيح دهيد.
در
مورد وزيري بايد بگويم که وزيري را درست نمي شناسند و خوب او را معرفي نمي
کنند. وزيري يک آدم منحصر به فردي بود. هر کس مي آيد، چه موافق و چه مخالف، فقط
يک بعد از او را در نظر مي گيرد. وزيري اگر آن دغدغه را نداشت نمي رفت تار
بزند. آن همه زحمت براي موسيقي ايراني بکشد. مي رفت و موسيقي کلاسيک و ويولن و
كلارينت مي زد. تمام کارها را براي موسيقي ايراني انجام داده. ولي اگر به
بيراهه رفته و بهتر بگويم پيروانش به بيراهه رفتند، بحثي است ديگر. وزيري آدمي
بوده که عاشق مملکتش بوده، عاشق فرهنگش بوده، متعهد به جامعه اش بوده، آينده
جامعه اش برايش مهم بوده، آدمي نبوده که به دنبال منافع خودش باشد. آدم بزرگي
بوده، شايد بلند پروازي کرد. يک جاهايي بلند پروازي هايش با جامعه ايراني
نتوانسته تطابق پيدا کند، ولي آن ها بحث هايي ديگر است، ولي بعنوان يک شخصيت
آدم زحمت كشي بوده و به دنبال علم و هنر بوده و براي علم و هنر ارزش واقعي قائل
بوده، به دنبال آن بود که موزيسين تشخص داشته باشد، سالم باشد، از لحاظ روحي،
جسمي و... متأسفانه آلان همه چيز را به دکان تبديل مي کنند، فرقي نمي کند. هم
وزيري را يک عده تبديل به دکان مي کنند، و هم آقاحسينقلي را و هم... اين بحث ها
را بايد از هم جدا کرد. وقتي راجع به وزيري صحبت مي کنيد بايد راجع به خود
وزيري صحبت کنيد. نه راجع به پيروان وزيري.
آقاي طلايي، لطفا يك كتاب مفيد موسيقي ايراني كه به نظرتان مي رسد را معرفي
كنيد.
کتاب
مفيد موسيقي ايراني، همان کتابي که خودم نوشتم. کتاب رديف و نگرشي نو که البته
هر دو يک کتاب است. در آمريکا اين دو به صورت يک جا چاپ شده است.
در آينده چه كارهايي را در نظر
داريد تا انجام دهيد؟
دوست
دارم اگر فراغتي داشتم و آمادگي روحي پيدا شود، ضبط هايي که خودم مي خواهم
انجام دهم، تار و سه تار. بيشتر به صورت تکنوازي، چون دلم مي خواهد به بهترين
نحو انجام شود و در شرايط ايده آل باشد.
طبيعتا، زمان و مكانش مهم است. مثلا نمي توانم بگويم فلان روز بروم استوديو و
ضبط کنم. کاري است که بايد در شرايطي يکسري ضبط داشته باشم، بيشتر ضبط شخصي
باشد، و موسيقي خودم را کار کنم. ديگر اين که، کارهاي ناتمامم را، مثلا رديف هاي
خودم و رديف هايي ديگر را با تار بزنم. کتابم را با بازنگري جديد تجديد چاپ
کنم. يک مرکز موسيقي، در ذهن دارم که بصورت مستقل باشد. به جايي وابسته نباشد،
که بتوانم هم تدريس کنم و هم کارهايم را تکثير کنم. يک مرکز کامل موسيقي و
همانطور که گفتم چند زمينهاي که در کارهايم دارم پيش مي رود، تحقيقات، اجرايي،
ضبط و... ولي مشكل من و آدم هايي مثل من در ايران اينست که هم من خيلي آدم ايده
آليست و سختگيري هستم و وقتي که مي خواهم کاري در هر کدام از اين زمينه ها
انجام شود، دلم مي خواهد به بهترين نحو انجام شود. هم اين که دست تنها هستم.
يعني هيچ سيستم کمکي نيست.
در مورد سايت اينترنتي خود نيز كمي توضيح دهيد.
يکي
از شاگردانم براي
معرفي من درست کرده که به روز هم نشده ولي بايد کمي به آن
برسم.
www.dariush-talai.com

با سپاس از اين كه وقت خود را در اختيار ما گذاشتيد و در اين گفت و گو شركت
كرديد.
يكم فروردين ماه هشتاد و پنج
|
بنا به درخواست سايت موسيقي هنري
ايران و شخص داريوش طلايي، انتشار اين گفت و گو
با ذكر منبع بلا مانع است.
با سپاس. |
|