Persian Art Music...Click to New Window...

موسيقي هنري ايران

Persian Art Music

Click to Persian Version...

English Site

موسيقي شهرستان ها و استان ها

ستون آزاد     عكس،نوتاسيون، موسيقي، جدول

::

مركز آموزش موسيقي

فروشگاه هاي موسيقي سايت

 

تازه ها

 

فولكلور

 

تاريخچه

 

گفت و گو

 

زندگينامه

  تماس با ما


 

تئوري موسيقي

 

Music Theory


 

موسيقي كلاسيك

 

Classical Music


 

سخن سردبير سايت

 

Web Site Manager's Page


  جدول و سرگرمي
  Puzzle
  آگهي ها
 

Advertisement

Fereydoun Shahbazian

Update: Friday November 14, 2003

فريدون شهبازيان


گفت و گو با فريدون شهبازيان ٢٣/٨


فريدون شهبازيان كسي است كه پيش از اين ها در اركستر روح اله خالقي بوده و سابقه موسيقي اركسترال خوبي هم دارد. علي معلم هم شاعر شعر كلاسيك است، پس مي توان انتظار داشت كه موسيقي اركستري خوبي ارائه كنند. موسيقي اي كه هم جوان ها دوست داشته باشند و هم ارزش داشته باشد. شايد بيشتر از اينكه همه انتظار داشته باشند شما موسيقي پاپ ارائه دهيد منتظر بودند موسيقي اركسترال ارائه دهيد. چرا اين اتفاق نيفتاد؟

امكاناتش نبود. من خودم هم چنين چيزي را بيشتر مي پسنديدم.

فريدون شهبازيان

چطور امكانات نبود. صدا و سيما كه لابد توان تشكيل يك اركستر مناسب را دارد؟

تنها مشكل مالي نبود كه مانع اين كار شد. مگر كساني كه بتوانند آثاري مثل «كاروان»، «گريه را به مستي بهانه كردم» را بخوانند چند نفرند؟ شما فكر كنيد اگر ما چنين كاري را مي كرديم، چند جوان رغبت نشان مي دادند؟ اما زماني كه به پاپ مجوز داديم، موج جوشاني بين جوان ها افتاد و موسيقي رونق گرفت. جوان ها خواستند خودشان را نشان بدهند، خواندند، نواختند و آهنگسازي كردند. شما نمي توانيد كتمان كنيد كه در اين چند ساله تعداد گروههايي كه فعاليت مي كنند، چندين برابر شده است. البته شما نمي شنويد، چون جايي نيست كه همه كارشان را ارائه كنند.

تلويزيون امكانات دارد، اتفاقا امكانات نامحدود هم دارد. پس چرا اين كار را انجام نمي دهد و همه را پذيرا نمي شود؟

اينكه تلويزيون امكانات دارد، ولي استفاده نمي كند به سياستگذاري آن بازمي گردد، به من ربطي ندارد. ما مي توانيم توليد كنيم و مجوز پخش بدهيم، اما اينكه پخش مي شد يا نه، از دست ما خارج است. حتي بسياري از موسيقي هايي كه براي سريال ها و جشن ها استفاده مي شود، از شوراي موسيقي مجوز نمي گيرند. شما توليد و پخش را با هم مي بينيد. در ضمن آنجا چارچوبهايي دارد كه كارهاي ارائه شده به ما با آن سنجيده مي شود. بعضي از ترانه هايي كه از شبكه ها پخش مي شد، به هيچ وجه مورد قبول ما نبود، اما پخش شدن يا نشدن آن به ما ارتباطي ندارد.

جسارتي كه شما براي آغاز دوباره پاپ در صدا و سيما به خرج داديد، ستودني است. تا آن زمان هيچ كس گمان نمي كرد كه اگر روزي اين اتفاق بيفتد، از صدا و سيما آغاز شود. گمان همه بر اين بود كه سازمان موضع خواهد گرفت؛ اما برعكس بود. چرا سازمان بعداز مدتي دوباره به سمت سياست هاي قبلي اش حركت كرد؟

همان طور كه گفتم تا زماني كه آنجا بودم، همه تصميم ها را خودم گرفتم. كسي توان مخالفت كردن نداشت! چون حساب همه چيز را كرده بوديم و اينكه بعدها صدا و سيما به سمت ديگري رفت و عملكرد ديگري داشت، به شوراي موسيقي مربوط نمي شود ما فقط توليد مي كرديم، تصميم پخش با كس ديگري بود.

باز گرديم به همان بحث اول اگر شما اختيار اين را نداشتيد كه در پخش دخالت كنيد چطور مي توانستيد يك جريان راه بيندازيد و كسي هم مخالفت نكند؟!

من باور داشتم كه جوان ها مي توانند موسيقي خوبي توليد كنند و به آن احتياج دارند. نمي دانم چرا، ولي كسي با من مخالفتي نكرد.

با توجه به سابقه كاري شما در راديو و موسيقي اركسترال همه انتظار داشتند، شما موسيقي اي همپاي موسيقي گلها ارائه دهيد. اگر بابك بيات مسئول شوراي موسيقي صدا و سيما مي شد، همه منتظر شنيدن موسيقي پاپ بودند، اما شايد از شما انتظار شنيدن موسيقي هايي ملي و اركستري داشتيم.

بيشتر از پانزده سال است كه به فكر تشكيل اركستري هستم كه بتواند كارهايي با كيفيت بالا ارائه كند و در اين مورد با خيلي ها صحبت كردم. مركز موسيقي ارشاد، حوزه هنري، فرهنگسراها، سازمان شهرداري، صدا و سيما و هر جا كه شما فكرش را بكنيد، اما هيچ كدام علاقه اي نشان ندادند. چون آنچه در نظر من بود، هزينه بالايي داشت و به همين خاطر نه تنها چيزي ته آن باقي نمي ماند، بلكه هزينه زيادتري هم نسبت به اين اركسترها بايد برايش مي شد. بيشتر اين اركسترها تنها براي اين تشكيل شده اند كه باشند و هيچ توجيه هنري ندارند. تا به حال هم كار قابل تأمل و ماندگاري از آنها نديده ايم. ما حتي با يكي از اين سازمانها به توافق رسيديم و نزديك به يك ماه هم تمرين كرديم. اركستري كه تشكيل داده بوديم اين قابليت را داشت كه براي همه خواننده ها موسيقي اجرا كند و همه مي توانستند با آن بخوانند. بعداز يك ماه اركستر تعطيل شد و دستمزد هيچ كدام از نوازندگان پرداخت نشد. من امكانات اركستر پرهزينه اي كه بتواند كارهايي در حد برنامه گلها اجرا كند، نداشتم. اگر بتوانم، همين حالا هم اين كار را شروع مي كنم.

بعد از باز شدن فضاي موسيقي پاپ جريان شكل ديگري پيدا كرد شما احتمالا مي دانستيد نتيجه چه خواهد بود، مي دانستيد اگر سد شكسته شود نمي توان جريان را كنترل كرد. و هزار نفر به طرف اين جريان سرازير مي شوند. آيا فكري به حال اين موضوع كرده بوديد؟

اگر درست عمل مي شد سد شكسته نمي شد. اگر درست مميزي مي شد كسي نمي توانست سد را بشكند. اين كه چند نفر مي آيند و ترانه هاي «بي هويت» مي خوانند نشان مي دهد سدي وجود ندارد و مميزي اي كه انجام مي شود، كيفي نيست. بعضي خوانندگان و آهنگسازان كپي كار كه نگاهشان به موسيقي هاي وارداتي است مجوز مي گيرند آن وقت ده ها نفر با استعداد پشت در مي مانند.

فكر نمي كنم مميزي بتواند چاره كار باشد. ارشاد اين مشكل را داشت. شما در صدا و سيما چه تدابيري داشتيد؟ به جز چند خواننده همان يكي دو سال اول ديگر كسي نتوانست به عنوان چهره مطرح شود.

چون خوب نبودند. همه انتظار داشتند خواننده شوند. ولي ما نبايد اين اجازه را بدهيم. بعضي ها هم كه استعداد دارند گرفتار پول مي شوند و برايشان مهم نيست كه چه خوانده اند.

شما براي اين خواننده هاي با استعداد كه امكانات ندارند، چه كار كرديد كه به طرف اين تهيه كننده ها نروند؟

اگر هر كدام از اين افراد زماني كه من در صدا و سيما بودم وارد آنجا مي شدند كمك شان مي كردم، همان طور كه به بقيه كمك كردم. روز اولي كه عليرضا عصار و فواد حجازي به صدا و سيما آمدند، همه با كارشان مخالفت كردند، اما من امضا كردم، اين كه چرا عصار يا محمد اصفهاني ديگري نيامدند و پيدا نشدند، دليلش اين است كه قابليت آن را ندارند و راه را خودشان اشتباه مي روند. الان «حامي» خوب است. اگر من بودم از «حامي» يك ستاره ديگر مي ساختم.

پشتيباني هم مهم است، فكر نمي كنيد يكي از دلايل اين است كه كسي حمايت نمي كند.

چرا هستند، من هم هر كسي كمك خواسته، كرده ام. روز اولي كه شادمهر عقيلي به صدا و سيما آمد، با كارش موافقت نكردم؛ با اين كه او پافشاري زيادي داشت. و آخر هم قرار شد با صداي گرفته نخواند و ترانه را طوري اجرا كند كه من مي گويم. نتيجه اش هم «گل ياس» بود. مگر بد بود؟! اما كارهاي ديگرش را مجوز ندادم، چون فكر مي كنم او نوازنده خوبي است تا خواننده. در بيشتر كارهاي خودم هم نوازندگي كرده است. اما خوانندگي اش خوب نيست. عصار را وقتي شاگرد پورتراب بود و يازده سال بيشتر نداشت در حال پيانو زدن ديدم. خوب معلوم است كه او را كمك مي كنم. محمد اصفهاني را زماني ديدم كه بر آواز احاطه كامل داشت. حالا مي بينيد كه از صداي خوبي برخوردار است، چون از ابتدا به دنبال موسيقي خوب بود. درست است كه اكثرشان نمك خوردند و نمكدان شكستند و حتي قدرداني هم نمي كنند اما من هر كاري بتوانم مي كنم.

بعد اين قضيه «به اهتمام» شروع شد كه در بسياري از آلبوم ها نام شما را با عنوان «به اهتمام فريدون شهبازيان» مي ديديم. كه حالا ديگر به صورت يك عادت درآمده و بر روي هر آلبومي يك نام با عنوان به اهتمام  آورده شده. شما براي اين كارها چه كرديد؟

آن چه من انجام مي دهم با ديگران فرق دارد. من كار را زيرورو مي كنم. جواد معروفي هم براي ترانه هاي گلها همين كار را مي كرد. ملودي ها و نت ها را اصلاح مي كرد، ساز بندي را تغيير مي داد و مثلا مي گفت اين آكورد غلط است يا اين ملودي را براي كلارينت ننويس براي فلوت بنويس. من هم همين كار را مي كنم كه مي توانيد نتيجه را در كارهاي من ببينيد. البته «اهتمام» هم اين روزها شكل  ديگري گرفته و نام كساني را در اين جايگاه مي بينيم كه حتي نمي توانند ملودي بنويسند.

شما هم با هوشنگ ابتهاج و هم با علي معلم كار كرده ايد. تفاوت شان در چيست؟

ابتهاج شاعر برتر دوران خودش بود و هنوز هم هست و در ضمن موسيقي شناس هم بود موسيقي كلاسيك و ايراني را به خوبي مي شناخت. اما معلم در واحد موسيقي هيچ نظري درباره موسيقي نمي داد. او بيشتر به موسيقي مقامي علاقه داشت و فقط شنونده آن بود.

بگذاريد سؤال ديگري بپرسم كه شايد سؤال خيلي هاست چطور شد كه وزارت ارشاد هم بعد از صدا و سيما شروع كرد به مجوز دادن به آثار پاپ؟

اين سؤالي است كه براي خود من هم مطرح است. در تمام اين مدت همين پرسش را از خودم داشتم كه چرا ارشاد هم به دنبال ما مجوز داده است. وقتي پاي مجوز دادن هاي ارشاد آمد وسط همه چيز به هم ريخت.

شما خيلي از مسئوليت ها را به عهده گرفتيد آيا اين كه در سيستم موسيقي تلويزيون سيستم بسته وجود دارد را هم به عهده مي گيريد؟

ما هرگز سيستم بسته نداشته ايم. مسائل سياسي را كه كنار بگذاريد ما در بقيه موارد منطقي عمل كرديم. نمي توانستيم در را باز بگذاريم و بگوييم كه هر كسي خواست بيايد تو! بايد بر اساس يك قوانين خاص كارها ارزيابي مي شد. من در اينجا مسئوليت همه كارهايم را بر گردن مي گيرم و اعلام مي كنم هر كدام از كارهايي كه به ما ارائه شد و با ارزش بود براي پخش مجوز گرفت، البته در چارچوب قوانين.

پس منكر سيستم بسته در مركز موسيقي هستيد. شورا چقدر وقت براي آلبوم ها مي گذاشت آيا نوبت به همه مي رسيد؟

تا زماني كه من آنجا بودم همه كارها را بررسي مي كرديم و با استدلال رد و يا قبول خودم را مي گفتم. شوراي كارشناسي كارها را بررسي مي كرد بعد شوراي موسيقي اجازه ضبط مي داد و بعد شوراي عالي اجازه پخش را صادر مي كرد.

بعضي ها كه به شورا مراجعه كرده بودند مي گفتند شورا بعضي از سازها را رد مي كند و مثلا مي گويد فلان ساز نباشد. مثلا گروه آويژه مي گفت شوراي موسيقي گيتار الكتريك را از ساز بندي گروه حذف كرد.

ما هرگز چنين كاري نكرديم. و اگر هم زماني سازي را حذف كرديم به دليل نوع سازبندي و نوع موسيقي بوده است. «آويژه» مدعي است كه موسيقي پاپ و سنتي را با هم تلفيق كرده است. گيتار برقي در اين تركيب نمي توانست قرار بگيرد و گرنه ما با خود گيتار الكتريك مخالفتي نداشتيم.

حالا كه صدا و سيما را رها كرده ايد چه مي كنيد؟

براي بعضي از خوانندگان موسيقي مي سازم، چند آلبوم هم هست كه نظارت مي كنم. مسئوليت اجرايي در هر صورت سخت است به خصوص اگر در صدا و سيما باشد و همه چيز از چشم تو ديده شود. حالا خيلي خوشحال ترم كه مسئوليتي ندارم.

در مورد «كاشفان فروتن شوكران(دو)» بگوييد.

اين آثار را مرحوم شاملو، وقتي كه كاشفان(يك) را خواند، حدود سي، چهل شعر خواند. سال شصت، ده پانزده شعر را تبديل به كاست يك كرديم. كار توليد شد و شاملو اين كار را به من هديه كرد. بعد از هفت هشت سال كاشفان دو را ميكس كردم ولي شعرها به اندازه يك طرف نوار بود. با ايشان صحبت كردم، قرار شد كه بروم و كارها را ضبط كنيم ولي دلم نيامد براي اين كه مريض بود و حال خوبي نداشت. آنقدر طول كشيد تا ايشان فوت كردند. به پسرشان سياوش گفتم كه شعرهاي ضبط شده پدر را به من بدهد. با آيدا خانم صحبت كردم و ايشان هم نوار را به من داد كه در استوديو ضبط شده بود، ما اين را درست كرديم، پالايش كرديم. نواري كه گرفته بوديم كيفيت خوبي نداشت و ما با پالايش اشعار را به صورتي درآورديم كه شما مي توانيد در سايد B بشنويد. البته دلم مي خواست كه چند سالي از كار اول بگذرد. شركت ابتكار هم كه اين كار را درآورده بود حق الزحمه ما را نداده بود. بعد هم ديگر تصميم گرفتم كاست (دو) را منتشر كنم و تقاضا كردم (يك) را هم بتوانم منتشر كنم كه اين كاست هم يك ماه ديگر با طرحي ديگر منتشر مي شود با كيفيتي به مراتب بهتر از دفعه اول كه منتشر شد.

چرا اسم كاست را باز هم « كاشفان فروتن شوكران» گذاشتيد؟

ايشان چون اين اسم را خودشان انتخاب كرده بودند من هم نخواستم تغييرش بدهم اين كار هم كار اركسترال است و ايشان هم زماني كه زنده بود آن را شنيده و ديده بود. البته بخشي از آن را كه در سايد اول نوار آمده است بقيه كار را هم بر اساس همان تم نوشتم.

گفت و گو: آرش نصيري و آزاده شهمير نوري

بيست و سوم آبان ماه هشتاد ودو


صفحه دوم صفحه نخست

 

Top

Click to Top Page...

Contact Us

Home English News Biography Folk Music History Interview

info@persianartmusic.com

with questions or comments about this web site.

Copyright © 2000-2008 Persian Art Music Org All Rights Reserved.

برداشت از مطالب، با ذكر نام كامل سايت، جايز است

POSTAL Address: Reza Kalantari 1484963613 Tehran - Iran