|
در
آن شرايط بود كه خيلي از اختلاف ها به وجود آمد. ديگر مسئله كالا بود كه بايد
توليد مي شد و گروه هايي از هم مي پاشيد و تاثيرش را در خارج از ايران هم
ديديم. مثلا اختلافي كه بين آقايان...... (دو استاد بزرگ موسيقي ايران)، پيش
آمد، نه تنها در داخل ايران، كه يك سري مسائلي را به وجود آورد كه خيلي تاسف
بار بود، متاسفانه در خارج از ايران هم دسته بندي ايجاد كرد كه شديد تر از
ايران بود. اختلاف ها منعكس شد و هنوز هم كه هست. البته لزومي نيست كه همه با
هم كار كنند، ولي اينقدر هم نبايد دسته بندي وجود داشته باشد. براي اينكه
مركزيتي به وجود بيايد، بايد كساني وجود داشته باشند كه همه قبولشان داشته
باشند. آن ها بايد بيايند آستين بالا بزنند.
فكر مي كنيد امكان پذير هست؟
در
اين شرايط كمي از لحاظ اقتصادي. اجتماعي و... سخت شده، مشكل است. بچه ها آنقدر
در گيرند، به خصوص در دوره اي پول داشتند ولي در اين دوره از لحاظ مالي كمي
امكاناتشان را از دست داده اند. شرايط آنقدر سخت شده همه مي دوند تا زندگيشان
را بگذرانند، كمي سخت است. ولي فكر مي كنم آدم هايي دوباره پيدا مي شوند. مثل
آقاي لطفي و عليزاده كه دوباره آستين بالا بزنند و حتما كسان زيادي دورشان جمع
مي شوند. و يا كسان ديگري كه هستند، به هر حال آدم هايي را مي خواهد كه يك حالت
مركزيت داشته باشند. مثلا در گروه شيدا كه آقاي لطفي رفت، چند بار بچه ها جمع
شدند تا با هم كار كنند، ولي لازم بود تا يكي كمي بالاتر از بقيه مي بود. تا
قبولش كنند و بپذيرند. در گروه هاي ديگر هم بود و هست. كه يكي مي خواست سرپرست
شود و يكي ديگر هم همينطور و... يكي مي گفت من گوشم بهتر است. يكي مي گفت من
تجربه ام بيشتر است و... بايد يكي باشد كه همه قبولش داشته باشند. ما هم كه
متخصص در ايجاد اختلاف هستيم (با خنده...)
در دوره اي فرمي به نام پيش درآمد به وجود آمد، ضربي، چهار مضراب، و... راجع به
ضربي كمي صحبت كنيد، و اينكه چه فرقي با چهار مضراب دارد؟
ضربي
فرمي آزاد بود كه خواننده ها هم مي خواندند، ضربي خواني مي خوانند. گاهي في
البداهه خوانده مي شد. يك سري ضربي هاي ساخته شده هم هست مثل ضربي چهارگاه و...
براي اين فرم ها مثل پيش درآمد و چهارمضراب كه ريتم هاي معين و فرم هاي معين
دارند، ضربي به نظر مي رسد كه كمي آزادتر است و مي تواند هر ريتمي داشته باشد.
كمي كه جلوتر مي آييم، فرم هاي ديگري مثل تصنيف هاي اركستر گلها و... وپس از آن
فرم سرود سازي چاووش، و ... مي خواستم نقش اقتصاد در يك جامعه را در به وجود
آمدن فرم هاي مختلف در موسيقي خصوصا جامعه ايران بفرماييد.
متاسفانه تاثير گذاشته و خودتان هم دقيقا مي دانيد.
و
مي خواهيم بدانيم كه چقدر با آنچه در خارج از ايران و خصوصا در اروپا و موسيقي
اروپا مي گذرد تفاوت دارد؟
آن
جا دو نوع موسيقي وجود دارد. در موسيقي سنگين نه. ولي همينطور كه شما اشاره
كرديد، اقتصاد واقعا نقش بسيار مهمي در موسيقي دارد و در فرم. من چند سال پيش
كه آمدم ايران، كاري براي ضبط داشتم كه كسي آمد و گفت كاري براي شركتم مي خواهم
كه حتما در كار دف داشته باشد!، اولش حتما با تصنيف شروع شود، يعني با پيش
درآمد و يا قطعه بي كلام شروع نشود، چهار مضراب زياد داشته باشد. و حداقل بر دو
روي كاست شش تصنيف داشته باشد. از نظر قراردادي پيشنهاد خيلي خوبي بود، ولي من
ديدم كه اصلا ديگر هيچ فرمي ندارد و براي ما تعيين مي كند. كاري از آقاي
مشكاتيان شنيدم كه با تصنيف شروع شده بود. يك كار هم خودم دارم كه با تصنيف
شروع مي شود. البته مجبور بودم چون همه كاست تصنيف است. و يك مجموعه تصنيف، دو
تا پشت سر هم دارد. ولي اين يك كار به صورت مستقل است، ولي اين فرم هايي كه شما
گفتيد، مسائل اقتصادي حتما در آن ها نقش دارند. ديگر نمي شود كاري را با يك پيش
درآمد آرام شروع كنيم. من دلم مي خواهد موسيقي ما هم مثل كاري كه هندي ها انجام
مي دهند، ساز مي زنند، مثلا در سيتار نوازي، بيست دقيقه ساز مي زنند، قضا سازي
مي كنند تا آدم را ببرند به انجايي كه مي خواهد. ما مي خواهيم همه چيز را اول
كار بگوييم. اين براي شنونده هم ديگر لطفي ندارد. نوازنده همان اول شروع به
شلوغ كردن كند. در آهنگسازي هم اين جور شده است. هر چه دارد همان اول مي ريزد.
براي اينكه همان اول شنونده را بگيرد.
پايان بخش نخست گفت و گو
ادامه دارد . . . |