واحد مرکزی خبر، ایسنا: محمدرضا شجريان شامگاه سهشنبه -15 ديماه - رودرروي اعضاي انجمن بازيگران خانه سينما نشست تا به سوالات آنها پاسخ بدهد.
به گزارش خبرنگار موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، شانزدهمين نشست تخصصي انجمن بازيگران سينماي ايران با حضور محمدرضا شجريان استاد آواز ايران برگزار شد.
داود رشيدي رييس انجمن بازيگران سينماي ايران با اظهار خرسندي از حضور محمدرضا شجريان در جمع بازيگران گفت: نميدانيد كه امروز چه حالي دارم و چه بغضي از حضور ايشان گلويم را ميفشارد؟ همه ما عاشق ايشان و هنرشان هستيم و خوشحالم كه بعد از مدت زيادي از اولين درخواستم براي حضور ايشان در جمع بازيگران، بالاخره اين درخواست به نتيجه رسيد.
او سپس به جايگاه ويژه محمدرضا شجريان در هنر ايران زمين اشاره كرد و افزود: پيگيري و كار مستمر و اهميتدادن به هنر در وجود اين استاد برجسته ديده ميشود.
اين بازيگر با يادآوري خاطرهاي ادامه داد:پشتكار شجريان براي يادگيري قابل توجه بود و نشان ميداد كه او تا چه اندازه به حرفهاش اهميت ميدهد و از اينروست كه امروز او به چنين جايگاه شايستهاي دست يافته است.
رشيدي سپس با تشريح چگونگي دعوت انجمن بازيگران براي اين نشست،گفت: از آنجا كه ايشان يكي از برجستهترين اساتيد ما هستند و خيليها علاقه به حضور ايشان دارند،اگر ما اين برنامه را به صورت رسمي اعلام ميكرديم امروز اينجا جاي سوزن انداختن هم نبود به همين دليل عذر ما را بپذيريد كه اين نشست را به صورت تلفني به هنرمندان اطلاع داديم.
در ادامه محمدرضا شجريان نيز از حضور در جمع هنرمندان اظهار خرسندي كرد وگفت: قطعا امروز يكي از روزهاي خوب زندگيام است كه در كنار تمام گرفتاريهايمان در كنار هم جمع شدهايم و قطعا اين روزها در زندگي همه ما خواهد ماند و نقش ارزندهاي دارد.
او ادامه داد: من سخنران نيستم و فقط آواز ميخوانم. پس نميتوانم از قبل سخناني را آماده كنم. اما اگر شما سوالي داريد من اينجا حاضر هستم تا به اين سوالها پاسخ بدهم.
شجريان سپس در پاسخ به پرسش داود رشيدي درباره معرفي اساتيد تأثيرگذار او در عرصه آواز، گفت: قطعا اساتيد من يكي دو نفر نبودند بلكه من از هر كسي چيزي ياد گرفتم و زندگيام چيزي جز تقليد نبوده است.
او با اشاره به شروع فعاليتش در مشهد ادامه داد: نتوانستم در حوزه موسيقي كسي را پيدا كنم و تنها از برنامههاي راديو استفاده كردم. اما با ورود به تهران و راديو نزد «احمد عبادي» رسيدم و از او بسيار آموختم. هفتهاي يكي دو روز هم نزد «اسماعيل مهرتاش» در جامعه «باربد» و يا در منزلاش رديفها و تصانيف را آموختم. «فرامرز پايور» هم ديگر استادي بود كه سنتور و رديفهاي صبا را از او فرا گرفتم و در تالار رودكي و راديو در كنار او و گروهش كار كردم.
شجريان،استاد دوامي و برومند را از ديگر اساتيد خود دانست و گفت: اساتيد بسياري بودند كه من از هركدامشان چيزي ياد گرفتم. اما «جليل شهناز» هنرمندي بود كه آنقدر كه ساز او را گوش كرده بودم به ساز ديگري گوش نداده بودم و قطعا بيشترين موفقيت من آشنايي با توانايي و خلاقيت او بود. در اين ميان نوازندههاي ديگري هم وجود دارند كه مجموع آموختههايم از آنها، شجريان امروز است.
استاد آواز ايران در ادامه و در پاسخ به سوالي درباره نقش «اسماعيل مهرتاش» و «جامعه باربد» در عرصه موسيقي و تئاتر و لزوم شناخت خوانندگان از اصول فن بيان و تئاتر، تصريح كرد: نوع خوانندگي كه پيگيري ميكردم، بازيگري همراه خود نداشت اما هر خوانندهاي بايد به گونهاي شعر را بيان كند كه انگار بازيگري در صحنه درحال بيان است.
او اضافه كرد: در كارگاههايي كه در فرهنگستان هنر با شاگردانم برپا ميكنم تأكيد دارم كه شعر را روايت نكنند بلكه آن را بازي كنند. هنرمند تئاتر وقتي روي صحنه ميآيد با بيان خود بازي را آغاز ميكند و همهچيز را از دل آن نشان ميدهد، اين بيان بيننده را تحتتأثير خود قرار ميدهد پس خواننده هم بايد شعر را به گونهاي بيان كند كه با كلمات و فرم بيان آنها شنونده تحتتأثير قرار بگيرد.
خواننده «مرغ سحر» تاكيد كرد: يك خواننده نبايد رديف را صرفا ارايه و شعر را روخواني كند، بلكه بايد به گونهاي آن را بيان كند كه مثل يك هنرپيشه بر بينندهي خود تأثير بگذارد. از اين رو بود كه اسماعيل مهرتاش در «جامعه باربد» به شدت روي فن بيان تأكيد داشت. خواننده به اعتقاد او بايد از تحريرهاي نابهجا و نادرست پرهيز كند تا شعر به درستي به شنونده منتقل شود.
او همچنين درباره اهميت لطافت و زيبايي گفتار در اداي كلمات به ذكر خاطرهاي بسنده كرد و گفت: در سالهاي 47 و 48 در راديو، زندهياد «بنان» كه دوران بازنشستگي خود را سپري ميكرد هرچندگاهي با حضور در استوديو خوانندههاي جوان را چك ميكرد. در يكي از همين روزها به من گفت كه شجريان وقتي شعر ميخواني همانطور عمل كن كه حرف ميزني، يعني از تأكيد نادرست و بيخود روي كلمات پرهيز كن،زيرا كششهاي بيجا باعث ميشود كه شعر از فرم درست خود خارج شود.
شجريان در بخش ديگري از اين نشست در پاسخ به اهميت شخصيت يك هنرمند در مقابله با مخاطبان خود، گفت: در هر شرايطي بايد ديد كه پشت هنر چه كسي قرار دارد؟ پشت اين صدا چه كسي زندگي ميكند؟ زيرا مردم ناخواسته آن شخصيت را دنبال ميكنند و هنرمند در اين مسير بايد به گونهاي خود را نشان دهد كه در برابر مخاطب خود ارزش هنرمندي داشته باشد. هنرمند بايد سعي كند در راه انسانيت قدم بردارد و با عاطفه و وجدان خود حركت، فكر و عمل كند.
استاد آواز ايران خطاب به حاضران گفت: هنرمان را دستكم نگيريم و در هرجا كه سزاوار هنر است آن را عرضه كنيم. ارزش هنر والاست و بايد جايگاه آن را پيدا كرد، زيرا هنر بدون هنرمند وجود ندارد و به همين دليل رفتار هنرمند بايد هنرمندانه باشد.
او همچنين درباره نقش اعتماد در هنر تصريح كرد: قطعا خواننده بايد به گونهاي اجرا برود كه مردم در شروع به او اعتماد كنند. يادم است يكي از اساتيدي كه از محضر او علوم انساني را فرا گرفتم، استاد «دادبه» بود كه تأكيد داشت هيچ هنرپيشهاي نميتواند پشت دفتر نگاه خود پنهان شود.
شجريان ادامه داد: هرچهقدر شما بهعنوان بازيگر نقش يك شخصيت مثبت و يا منفي را بازي كنيد، باز اين نگاه شماست كه شخصيت واقعيتان را براي تماشاگران آشكار ميكند. «نگاه» و «صدا» دو عاملي است كه بازگوكننده حقيقت هنرمند است و من كه سالها با صدا زندگي كردهام به راحتي با گوشدادن به صداي هر فردي ميتوانم شخصيت او را تشخيص دهم و نوع ارتباطم با او را مشخص كنم. نگاه هم به همين شكل است. موجي كه از نگاه انسانها بيرون ميآيد به صورت مستقيم بر شنونده و بيننده تأثير ميگذارد به همين دليل هم همواره سعي كردهام ارتباطم با افراد به گونهاي باشد كه در نگاه و صدايم، فردي متظاهر و رياكار ديده نشوم.
به گزارش ايسنا،اين استاد آواز كه سالهاست به كار ساخت ساز هم مشغول است در بخش ديگري از اين نشست درباره دغدغههايش در اين حوزه توضيح داد: هنرمندان هرچهقدر ابزار و وسايل بيشتري داشته باشند با تنوع بيشتري هم ميتوانند كار كنند. در ايران بيش از 120 نوع ساز وجود دارد، اما آنچه در اركسترهاي ما استفاده ميشود گاه خلأ «رنگ» و «وسعت» صدا را نشان ميدهند. به خصوص در حوزه سازهاي بم، توان ما كافي نيست و من كه در اين سالها بسيار به صحنه رفتهام و در استوديو با ساز و آواز سروكار داشتهام اين خلأ را همواره احساس كردم و از آنجا كه كسي در اين حوزه به فكر ما نبود و دستي بالا نميبرد ترجيح دادم تا خودم اين كار را شروع كنم.
او اضافه كرد: از سالها قبل مطالعه درباره سازها را شروع كرده بودم و حتي تجربههايي در اين زمينه داشتم و با اين اتفاق تصميم گرفتم تا دست به كار شوم و سازهاي جديدي ارايه كنم. اميدوارم هنرمندان به اين عرصه ارزش دهند تا اين سازها ماندگار شوند. من اين سازها را براساس صداهايي كه نياز داريم طراحي ميكنم.
تاامروز 9 ساز طراحي و ساختهام و چند ساز ديگر را در مرحله تست دارم. خوشحالم كه اين 9 ساز هيچكدام رد نشده است و در اجراهاي ما جواب داده است. زيرا در هنگام ساخت آنها توجه داشتم كه هر هنرمندي بتواند به راحتي با آن كار كند و اذيت نشود. البته هنرمندان بعد از كار با اين سازها نظرات خودشان را به من منتقل ميكنند و من هم بر اساس ايدهها و مشكلات طراحي خود را كامل ميكنم اما سازندگان ديگر هم بايد بدانند كه در كنار سازهاي سنتي بايد سازهاي جديدي هم درست كرد تا براي سليقهها و رنگهاي مختلف صدا قابل استفاده باشد.
او همچنين در پاسخ به اهميت «ريتم» و ارزش «سكوت» در موسيقي، گفت: ريتم در زندگي همه ما حضور دارد و وقتي اين ريتم در چرخش كائنات به هم بخورد همهچيز به هم ميخورد. پس آواز و موسيقي هم براي اين ريتم در بستر زمان حركت ميكنند. از سوي ديگر سكوت هم بايد ريتم داشته باشد. سكوت خودش بخشي از موسيقي است و تمام شرايطي كه در نتها وجود دارد در مورد سكوت هم بايد رعايت شود.
محمدرضا شجريان در بخش ديگري از سخنانش درباره ارتباط ادبيات، موسيقي و شعر مطرح كرد: شعر و موسيقي مكمل هم هستند، اما موسيقي همواره فراتر از شعر و هر هنر ديگري حركت ميكند و به اين هنرها جان ميبخشد. مثلا اگر شما در سينما موسيقي را از كار خود برداريد ديگر آن كار روح ندارد. موسيقي روان شعر، زبان و ادبيات است. در سخن ما نيز موسيقي وجود داشته باشد و اگر نبود بيان درست به وجود نميآمد.
اين هنرمند با بيان اينكه موسيقي فراگيرترين هنر است، ادامه داد: ميتواند در همهحال و همهجا شنيده شود و تأثير خوب و يا بد بگذارد. اما وقتي هنرمند دست به كار ميشود، بايد موسيقي كلمات و مفاهيم را پيدا كند. شاعر و نويسنده اين موسيقي را درون كلام خود گذاشتهاند و هنرمند بايد موسيقي كلام را كشف كند همانطور كه سازنده موسيقي فيلم بايد براساس محتواي آن فيلم دست به كار شود.
او در بخش ديگري از اين نشست درباره ارتباط جوانان با موسيقي و دلايل گريز آنها از موسيقي سنتي گفت: موسيقي به هر شكلي خوب است و به شخصه تعصبي روي گوشدادن به موسيقي سنتي و يا غربي ندارم. زيرا ما نميتوانيم براي كسي نسخه بپيچيم و او را وادار به گوشدادن به سبك خاصي كنيم. اما در عينحال وظيفه داريم تا موسيقي خود را به شكلي درستي ارايه دهيم تا جوانان نسبت به آن تمايل پيدا كنند.
استاد آواز ايران سپس به اهميت دوران جنيني كودكان در نوع انتخاب آنها اشاره كرد و افزود: موسيقي كه كودك در دوران جنيني ميشنود زمينهساز علاقه او در دوران جواني ميشود. يعني اگر ما در دوران جنيني موسيقي سنتي گوش دهيم، قطعا گرايش فرزندمان در نوجواني به اين سبك بيشتر است. اما فراموش نكنيد كه موسيقي سنتي براي بچهها كمي سنگين است، مگر اينكه در دوران جنيني آن را شنيده باشند و كمي بعدتر بتوانند شجريان گوش دهند. اما نبايد روي بچهها فشار آورد زيرا موسيقي، موسيقي است. حال چه تار باشد و چه گيتار.
او در پاسخ به سوال ديگري درباره غمانگيزبودن موسيقي سنتي ايران گفت: موسيقي هر ملتي در گذر زمان همراه با آن ملت حركت كرده است و در دل خود مجموعهاي از شكستها، پيروزيها، عروسيها، عزاداريها و غيره را دارد ،پس براي بررسي موسيقي هر ملتي بايد نگاه كرد كه در گذر تاريخ چه چيزي بر مردم آن كشور گذشته است، زيرا موسيقي تمام اين حالات را در دل خود دارد.
شجريان سپس به تفاوت دو واژه سنتي و اصيل اشاره كرد و افزود: اصالت همواره وجود دارد اما سنت ما را در يك چهارديواري قرار ميدهد كه از هر طرف محصور آن هستيم. سنتها در گذر زمان و در طول تاريخ ساخته ميشوند و از يك نسل به نسل بعدي اين سنتها تغيير پيدا ميكنند و اين خاصيت بشر است. اما اصالت چيزي است كه ما به هر طريقي ميتوانيم از آن استفاده كنيم. كودكان ما موسيقي سنتي را دوست ندارند اما خود را در چهارچوب اصالتها نگه ميدارند پس نبايد آنها را وادار كرد تا در سنت باقي بمانند. بلكه بايد به سنت احترام گذاشت و آن را نگه داشت ولي در كنارش حركت كرد.
او عنوان كرد: موسيقي ما غمانگيز نيست بلكه موسيقي ما موسيقي تفكر است. اين غم نيست بلكه چيزي است كه ما را به عنوان شنونده به فكر ميبرد. فراموش نكنيد كه كشور ما يكي از غنيترين موسيقيها را به لحاظ دروني و بيروني دارد و اگر در موسيقي جهان دو گام وجود دارد در موسيقي ايران پنج گام ديده ميشود. اما بايد ديد كه در طول تاريخ چه بر موسيقي ما گذشته است كه به اين شكل ارايه ميشود. موسيقي ايران در ذات خود پتانسيل و استعداد بالايي دارد، اما بايد براي اعتبار آن هنرمنداني تقويت كرد.
شجريان درباره استفاده از شعر نو در موسيقي امروز نيز، گفت: آنچه براي هنرمند مهم است مفاهيم دروني اشعار است كه يا به اوزان عروضي برميگردد و يا به شكل كلمات است. اما امروز هم شعر نو و هم شعر كلاسيك جايگاه خود را در جامعه باز كرده است و به خصوص شعر نو در اين سالها جايگاه ويژهاي در ميان هنرمندان دارد.
استاد آواز ايران درباره اهميت بداههخواني در موسيقي و ساير هنرها نيز توضيح داد: هرچهقدر هنرمند از هنرش آگاهي بيشتري داشته باشد نكات بيشتري را ميتواند از آن دريافت كند. در كار خوانندگي در كشور ما نيز ارزش كار هنرمند بر بداههخواني اوست. درحاليكه در ساير كشورها اينگونه نيست و همهچيز از قبل آماده ميشود. اما در كشور ما هر اجرا با اجراي ديگر تفاوت دارد و كار هنرمند وابسته به بداههگويي اوست.
شجريان در بخش ديگري از نشست درباره اهميت اذان «موذنزاده اردبيلي» و پيوند آن با قلب و جان مردم ايران گفت: اين اذان دو ويژگي قابل توجه دارد، يكي اينكه زندهياد موذنزاده آن را در «بيات ترك» خوانده است. زيرا بيات ترك همواره پيام ميدهد و نويددهنده و آگاهكننده است و اين انتخاب به درستي از سوي ايشان انجام شده است تا در هر زماني به شما نويد دهد.از سوي ديگر او با خلوص نيت اين اذان را خوانده است و من كه سالهاست در عرصه موسيقي كار ميكنم بيش از 60 سال است كه اين اذان را شنيدهام و با آن زندگي كردم.
او در بخش پاياني اين نشست و با ياد از «علي حاتمي» و فيلم «دلشدگان» خاطرات خود را از حضورش در اين فيلم بازگو كرد.
شجريان گفت: علي حاتمي براي من مرد بزرگي در سينماي ايران بود و وقتي درباره ساخت موسيقي اين فيلم پيشنهادهايش را مطرح كرد آن را به فال نيك گرفتم و بعد از برگزاري كنسرتهايم در آمريكا به ايران آمدم تا درباره اين كار بيشتر صحبت كنيم. حتي يادم است آن زمان حسين عليزاده كه موسيقي فيلم را ساخته بود عنوان كرد كه اگر شما در اين فيلم حاضر نشويد من هم آهنگهايم را برميدارم.
او يادآور شد: سناريو را خواندم و عكسهاي فيلم را ديدم .نظرات حاتمي و عليزاده را شنيدم ،اما از آنجا كه هيچوقت موسيقي سينما شرايط خوبي نداشت از خواندن در سينما پرهيز داشتم و معتقد بودم كه مردم صداي مرا ميشناسند و نميتوان اين صدا را روي چهره ديگري لبخواني كرد. خلاصه به سختي خودم را راضي كردم تا در سينما بخوانم. اما همان زمان هم اين شرط را گذاشتم كه در فيلم اعلام شود كه شجريان افتخاري اين كار را انجام داده تا به دنبال آن حرف و حديث در نيايد كه شجريان قرار است از اين پس در سينما بخواند و پول درآورد. حتي بعد از اتمام فيلم حق آن را از آقاي حاتمي خريدم تا از طريق نشر دلآواز منتشر كنم.
شجريان تصريح كرد: بعد از خواندن سناريو، شعرهايي انتخاب كردم اما احساس كردم كه در تمام صحنهها نميتوانم در استوديو بخوانم. به همين دليل با ضبط صوتي كه داشتم به كوههاي پونك رفتم و آنجا برخي از قطعات را خواندم تا حال و هواي فيلم را داشته باشد. بخشي از كار را هم حسين عليزاده مجددا با ساز خود كار كرد. در اين ميان نبايد نقش و توجه زندهياد «فريدون مشيري» را براي اين كار فراموش كرد. به خوبي يادم است كه براي هر بيتي كه ميساخت به من زنگ ميزد و با تركيب شعر و موسيقي آن را تست ميكرديم.
او در پايان گفت: فيلم «دلشدگان» مثله شد و آنچه شما ديديد آنچيزي نبود كه حاتمي ساخته بود. وقتي من فيلم را ديدم هيچي از آن باقي نمانده بود. تمام ارتباطات فيلم از بين رفته بود و چيز بيسروتهي شده بود اما زندهياد حاتمي به خوبي آن را درست كرد.
در پايان اين مراسم لوح تقدير و هداياي خانه سينما به شجريان اهدا شد.
به گزارش ايسنا، محمد سرير، مهتاب نصيرپور،ستاره اسكندري، مريم بوباني،فرخ نعمتي،بيتا فرهي، سهيلا رضوي، فريده سپاهمنصور، اكبر زنجانپور، بيژن امكانيان، هما روستا، افشين هاشمي، مهدي ميامي، آتش تقيپور و.... از هنرمندان حاضر در اين برنامه بودند.
هفدهم دی ماه هشتاد و هشت