برای استفاده از تمام امکانات سایت و باز شدن همه منوها، حتما ثبت نام کنید
مجید درخشانی: در موسیقی آوازی احتیاط نكنيم؛ شنوندگان را ازدست میدهیم
ارزیابی كاربر: / 2
یکشنبه, 26 ژوئن 2011
مجید درخشانی: در موسیقی آوازی احتیاط نكنيم؛ شنوندگان را ازدست میدهیم
موسیقی هنری ایران: درخشاني كه پس از عزيمت به ايران؛ گروه
خورشيد را تاسيس كرده و خود عضو گروه موسيقي شهناز به خوانندگي محمدرضا
شجريان است، مي گويد به موسيقي آوازي اعتقادي ندارد.
ایلنا: کلاسهای آواز چیز تازهای برای گفتن ندارند. در
اين كلاسها؛ خوانندگان جدید فقط ردیف را حفظ میکنند ؛این درحالی است که
میتوان با گوش دادن به چند سی دی ردیف را نيز یاد گرفت. مجيددرخشاني(آهنگساز و
نوازنده تار) در گفت وگو با خبرنگار ايلنا، گفت: شخصا موسیقی بیکلام و
تصنیف را خیلی دوست دارم، اما برای موسیقی آوازی خوب باید با احتیاط پیش
برویم؛ چراکه اگر این ویژگی را رعایت نکنیم، کمکم شنوندگان آواز را از دست
میدهیم. وي افزود: من به موسیقی
آوازی اعتقاد ندارم و به نظرم کسی که میخواهد آواز بخواند؛ در ابتدا باید
ریتم بداند، تمیز بخواند، تلفیق شعر موسیقی بداند. خالق اثر "درخيال"
خاطرنشان كرد: درحال حاضر شاهدیم که کلاسهای آواز و فارغالتحصیلان آن،
چیز تازهای برای گفتن ندارند. در اين كلاسها خوانندگان جدید فقط ردیف را
حفظ میکنند و بس؛ این درحالی است که میتوان با گوش دادن چند سی دی نیز
ردیف را یاد گرفت! اين نوازنده تار با
اشاره به اينكه نوع آوازي كه در برههي كنوني مطرح ميشود، خسته كننده است،
تصريح كرد: اگر قرار است خوانندگان، آواز را با آن کیفیت ارائه بدهند، همان
بهتر که نخوانند. اين هنرمند با تاكيد بر
اين موضوع كه ضدیتی با آواز ندارد، افزود: در سالهای اخیر شاهدیم که
جایگاه موسیقی آوازی ما تنزل پیدا کرده است؛ چراکه آواز با روضهخوانی فرق
میکند. عضو گروه موسيقي شهناز
ادامه داد: در قدیم آواز بهصورت باشکوه ارائه میشد و همچنین لحن خواندن
بسیاری از خوانندگان حماسی و ریتمیک بود. اما آوازهای اخیر بیحرکت و تخت و
همسان اجرا میشود که مناسب جامعه امروز نیست. درخشاني در توضيح
صحبتهاي خود به موسيقي آذري اشاره كرده و يادآور شد: بغل گوشمان موسیقی
آذری است که از تحرک برخوردار است؛ مثلا یک قطعه آذری حدود یک تا دو دقیقه
آواز دارد و جواب آن با یک ملودی ضربی داده میشود و این تضادها از همسانی
و بیحرکتی در آواز و نيز از خستگی مخاطبان جلوگیری میکند. یعنی همان کاری
که من در آلبوم درخیال با صدای شجریان انجام دادهام. درخشاني در توضيح اين
موضوع كه موسيقي ما با روضهخواني فرق دارد، گفت: روضه برای بیان وقایع و
رویدادهایی است که گریهآور است. اما کجای شعر فارسی ما گریهآور است؟ از
زمانی که ساز و آواز ما به محافل خصوصی و طرب و دود کشیده شد، حالتش عوض شد
و این موسیقی نابود شد. وي به بعضی از
برنامههای گلها كه با یک ساز و آواز اجرا شده و تا یک ساعت ادامه دارد؛
اشاره كرد و افزود: اغلب اين قطعات از غم و اندوه، ناامیدی و بیانگیزگی
صحبت میکند،اما آيا همه موسيقي جامعه ما اندوه و زاري است؟ مجيددرخشاني گفت: محافل
خصوصي و موسيقيهاي مربوط به آن در سالهای 52 تا54 با حضور هنرمندانی چون
پایور، حضور گروه عارف و شیدا تا حدودی برطرف شد. اما در سالهای اخیر این
نوع موسیقی دوباره برگشته است. وي در ادامه به زمان
دوران كلنلخان وزيري اشاره كرده و دوران وي را دوران مثبت موسيقي ايران از
همه لحاظ ارزيابي كرد و گفت: در زمان کلنلخان وزیری خیلی با این مسائل
برخورد شد؛ به گونهای که وزيري در زمان کوتاهی که در رادیو ارکستر نوین را
راهاندازی کرد، با سختگيري خواستار تصحيح رفتار هنرمندان بود يا از آنها
ميخواست عرصه موسيقي را ترك كنند. درخشاني اضاه كرد: زمانی
که رضاشاه از وی خواست که برای مجالس خود؛ گروه بفرستند و موسیقی اجرا
کنند؛ ایشان گفتند که شما مهمانهای خارجی را به مدرسه موسیقی دعوت کنید و
ما با کمال میل برای آنها اجرا میکنیم اما کسی را برای اجرای موسیقی در
مراسمهای شام و اینچنین نمیفرستیم! مجيد درخشاني به موسيقي
در روزگار معاصر اشاره و درباره وضعیت سازهای ایرانی در سالهای اخیر گفت:
سازهای ایرانی برای ارکستر مشکل دارند و ازنظر کوک ضعف دارند اما متاسفانه
سازندههای ساز در کشور ما زیر بار نمیروند. آنها میگویند؛ اگر به شکل
قدیمی ساز دست بزنیم؛ اصالت خود را از دست میدهد و دیگر آن روح آسمانی از
آن خارج نمیشود. این درحالی است که در کشورهای اروپایی سازها به مرور
تکمیل شدهاند. اما در ایران خوب شدن صدای یکساز در ارکستر کاملا شانسی است
و بستگی به شرایط آب و هوا دارد . البته درخشاني اين نكته
را هم گفت كه: سازهای ایرانی در تکنوازی و بداههنوازی بهترین هستند اما
برای همراهی با ارکستر به ویژه ارکستر کوچک بسیار مشکل دارند. آهنگساز آثاري چون فصل
باران، من طربم و یبدار دلان، درباره سطح نوازندههای كشور در برههي كنوني
گفت: نوازندههاي ما ازنظر تکنیک کم ندارند اما انگار همه آنها مکانیکی
شدهاند و با حس و حال ساز نمیزنند. دايم به فکر این هستند که تکنیک خوب
بزنند. اما باید یاد بگیرند که هنرمندانی چون حسین علیزاده یا محمدرضا لطفی
ازنظر تکنیک بسیاری بالا هستند اما درعین حال با احساس و لطیف ساز میزنند.
0 توضیحات
هیچ نظری وجود ندارد. اولین نفر برای نظر دهی به این مقاله باشید!