بهمن رجبی، رامشگری زبردست،
نیک پندار، سنت شکن، و تقلید گریز!
|
|
|
اختصاصی موسیقی هنری ایران:
مولانا: خلق را تقلیدشان بر باد داد
ای دوصد لعنت،
بر این تقلید باد!
شاملو: هرگاه ما حقیقتی را گفتیم،
هر گاو گند چاله دهانی،
آتشفشان روشن خشمی شد!
سخن خویش را، با شعری از شاملو، شعری
که محبوب آموزگار موسیقی میهن ما بهمن رجبی است، آغاز می کنم و به خود اجازه میدهم،
تیتر این شعر را، از میان پیکره ی سیاهه انتخاب کنم.

تا باورم کنند!
ای کاش می توانستم،
خون رگان خود را
من
قطره،
قطره،
قطره،
بگریم
تا باورم کنند!
ایکاش می توانستم، لحظه ای
بر شانه های خود بنشانم
این خلق بی شمار
و گرد حباب خاک بگردانم
تا با دوچشم خونین
ببینند که
خورشیدشان کجاست.
تا باورم کنند!
به بیان سایه،" بنشینیم
و بیندیشیم" تا از انتخاب این شعرزیبا، که بیانگر روح شاعرانه ی رجبی است، به
رنجهای درونی این اندیشمند مدرن ایرانی که
شخصیت به روز شده( ( update ایست و در تاریخ اندیشه ها ی رنگین کمان میهنمان، متعلق به
جریان پیشرو ترین اندیشمندان وهنرمندان ایران کنونی است، پی ببریم.
· سیری کوتاه، در زندگی آموزگار موسیقی،
بهمن رجبی
(خلاصه ای از سایت رسمی
وی)
بهمن رجبي، در سال 1318 در يکي از محله هاي فقير نشين رشت متولد شد.
بهمن رجبي، علاوه بر
نوازندگی ساز تنبک، بکار نویسندگی و پژوهش هنری نیز مشغول است.
وي نویسنده ی دو کتاب
تحقیقي و دو کتاب آموزشي است.
دو کتاب تحقیقي او
عبارتند از:
1- تنبک و نگرشي به ريتم از زواياي
مختلف.( کتاب اول )
2- تنبک و نگرشي به ريتم از زواياي مختلف.( کتاب دوم )
کتاب
دوم تحقيقي وي، مشتمل بر سه فصل است:
1- آيا در رشته ي تنبک نوازي، هر نوازنده
الزاما هنرمند هم است؟
2- رد تحريم موسيقي در تشيع.
3- جامعه شناسي ريتم.
در ضمن دو کتاب آموزشي وي در زمينه ي
هنر والاي تنبک نوازي، عبارتنداز:
1- آموزش دوره ي ابتدايي و متوسطه؛
2- آموزش دوره ي عالي وفوق عالي.
بهمن رجبي تکنوازي و دو
نوازي تنبک، و همچنین همکاري تنبک، با سازهاي ملوديک را از سال 1350، به اجرا
گذاشت.
یکی از همکاریهای او با سازهاي ملوديک در
سال 1384، با ارکستر ملل، به رهبري پيمان سلطاني بود، که این اثر شامل تجسم ریتمیک
قسمت اول قطعه ي موتزارت بود.
بهمن رجبي در حال حاضر،
قدرت زيادي براي نواختن تنبک دارد. بی تردید فعالیت ورزشی وی در توان
نواختن این ساز بسیار موثر است.
يکي از قطعات معروف تنبک
نوازي که متعلق به بهمن رجبي است قطعه ي معروف به گفتگوي
چپ و راست است که در نوشته های او موجود است.
او در دو کتاب آموزشي
خود قطعه اي از قطعات ملوديک موسيقي ايراني را با ريتم تجسم کرده است مانند: قطعه ي
( در قفس ) که نغمه اي است از ابولحسن صبا .
قطعه ي زيباي ديگري از
آثار وی قطعه ي پر خاطره ی" اتل متل توتوله" می باشد.
بهمن رجبي وابسته به هيچ
يک از نهادهاي موسيقي - چه دولتي و چه غير دولتي - نبوده و در آينده نيز نخواهد
بود! او از میان ورزشها ورزش کوهنوردي را برگزيده است…
بهمن رجبي در مورد
تکنوازي تنبک معتقد است که نوازنده بايد دو ويژگي داشته باشد:
اول : قدرت اجرايي؛
دوم : ظرافت اجرايی. که
در پس و پشت آن، خلاقيت آشکاري
نهفته است.
به عبارت ديگر:
تار قدرت و پود ظرافت
است.
در مورد مکتب بهمن رجبي
قابل ذکر است که بگويم يکي از تکنيک هاي اين مکتب اين است که عکس و بر گردان، خيلي
از قطعات موجود در کتابهايش را هم نوشته و هم مي نوازد.
يکي ديگر از ويژگي هاي
مکتب وي اين است که ميزان هايي از گذشتگان را گرفته و آن را به زيبايي هر چه تمام
تر بسط و گسترش داده که نمونه ي آن هشت
ميزان از ميزان هاي زنده ياد... ( امير ناصر افتتاح )، است که آنها را بسط و گسترش
داده و سه قطعه ي مستقل بوجود آورده است.
از کارها ي بزرگي که
بهمن رجبي براي تنبک نوازي ايران انجام داده است ساخت
ريزهاي شانزده گانه است؛ و يکي ديگر، بسط و
گسترش ريتم هاي مطربي است توام با ظرافت که زمان آن حدود 12 دقيقه است.
او زنده ياد... حسين
تهراني را به عنوان پدر تنبک نوازي، و از زنده ياد... امير ناصر افتتاح، به عنوان
معلم بزرگ تنبک نوازي ايران ياد مي کند. مطلب را با يکي از جملات کوتاه وي تمام
ميکنيم :
این سخن زیبای
آموزگارمان بهمن رجبی را آویزه ی گوش کنیم: " بايستي از دريچه اي به عظمت آفرينش
به ريتم نگريست" .
· نام ساز تنبک و نظرات
بهمن رجبی در
باره ی این ساز
و سر انجام به اعتقاد
بهمن رجبي اطلاق کلمه ي « ضرب » به اين ساز ايراني، به طور کلي غلط است، منتها يک
«غلط مصطلح» که استعمال آن هم به اينصورت اشکالي در بر نخواهد داشت .
در اين مورد قبل از هر
چيز لازم است ياد آور شويم که ايراد و اعتراض ما به کلمه ي «ضرب» ناشي از عربي بودن
واژه، و به عبارت کلي تر خارجي بودن کلمه مذکور نيست و يا اينکه به هيچ وجه تعصبي
مبني بر اينکه چرا بايد يک ساز اصيل ملي توسط يک کلمه غير ايراني، شناسانده شود در
بين نيست و نخواهد بود؛ زيرا به خوبي بر اين مهم واقف هستيم که وجود «تعصب» در هر
زمينه اي از زمينه هاي مختلف زندگي، صرفا ناشي از «يکدندگي» و «جهل» بوده و مانع
بزرگي براي تحقيق و پژوهش مي باشد و لذا اعمال آن - هر چند که موجه نيز جلوه کند -
شايسته نيست .
مي دانيم که «ضرب» کلمه
اي است عربي از نوع مصدر، آن هم ثلاثي مجرد. توضيح اينکه مصدر هاي ثلاثي مجرد قاعده
ي کلي ندارند و در اصطلاح ادبا «سماعي» هستند به اين معني که معيار به کاربردشان
فقط «شنيدن» از متقدمين و استنباط از نثر و نظم ادبا و فصحاي بزرگ و استعمال ديگران
هست و بر آنها، قياس نمي توان کرد و به عبارت ديگر «قياسي» نيستند .
مصدر هاي ثلاثي مجرد در
عربي داراي اوزان بسيار است وبرخي از آنها که در زبان فارسي وجود دارند عبارتند از
وزنهايي مانند: «ضرب» ، «صدق» ، «طلب» ، «شغل» وامثال آن .
کلمه ي "ضرب" داراي
معاني متعددي است مانند: «مثل و شکل» ، «نوع صنف از چيزي» ، «مرد تيز خاطر و چست و
چابک»، «باران سبک» و نيز، نام يکي از چهار عمل اصلي در علم حساب .اين ساز يکي از
آلات موسيقي است که عمل (زدن) روي آن انجام مي گيرد، همانطور که مي توان گفت :
پيانو نيز، يکي از آلات
موسيقي که عمل ضرب (زدن) روي آن انجام مي گيرد و سنتور نيز. پس چرا کلمه ي عربي
«ضرب»، منحصرا بايد روي اين ساز گذارده شود. به طور کلي نام اين ساز، در فرهنگهاي
مختلف و نوشته هاي محققين اعم از ايراني و خارجي به وجوه مختلف آمده است، که به
يکايک آن ها اشاره مي کنيم :
1- دمبر
2- دمبرک
3- تبنگ
4- تبنک
5- تبنک
6- تبنک
7- تنبيک
8- تنبوک
9- تنتک
10- خنبک
11- خمبک
12- خمک
13- دمل
14- دمبال
15- دمبلک يا دنبلک
16- خوراژاک
17- خمچک
18- تمبک
19- دنبک
20- تنبک
21- دمبک
22- تبنگ
23- ضرب
تذکر اين نکته، ضروري
است که ظهور هر يک از اسامي مذکور در زمان خاصي و به مناسبت خاصي بوده است زيرا
همانطوريکه اطلاق کلمه ي «ضرب» به اين ساز ايراني مستقيما با آمدن اعراب به ايران
ارتباط دارد لذا ديگر نامگذاري هاي مربوطه نيز نمي توان بي مناسبت باشد. تنبک از
پنج قسمت به شرح زير تشکيل شده است :

1- پوست
2- دهانه ي بزرگتر
3- تنه
4- نفير يا گلويي
5- کاليبر يا دهانه ي کوچک.
تنبک کاملترين ساز ضربه
اي موجود در دنياست :
قبل از هر چيز لازم است
اين نکته را ياد آور شويم که منظور و مقصود ما از عنوان "تنبک کاملترين ساز ضربه اي
موجود در دنياست" چیست. (این ساز..)، از جهت ساختمان ظاهري آن بسيار ساده واز يک
تکه پوست و يک تکه چوب درست شده و به عبارت ديگر سازي است: ناقص حتي به
تعبيري وحشي- بلکه منظور و مقصود ما از عنوان مذکور جهت امکانات وسيعي است که
نوازنده ي آن در اختيار دارد، و يا ميتواند داشته باشد و اين درست همان چيزي است که
... درباره اش بررسي و تحقيق به عمل مي آوريم. .
نکته ي دوم اينکه خواندن
عبارت فوق در وهله ي اول، شايد اين تصوير را در اذهان عمومي ايجاد کند که نگارنده
با توجه به «نوازنده بودن» خود، بدون شک به حالت مذموم، «خود پسندي» و «خود برتر
بيني» دچار گشته و لذا به اين وسيله از قلم خود سوء استفاده کرده است. به عبارت
ديگر قصدش اين است که ضمن «بيش از اندازه» بالا بردن ارزش تنبک، به طور غير مستقيم
به قول معروف ..بهیچ وجه چنين نيست چرا که ديگران نيز، مشابه نظريه ي نگارنده را
داشته و دارند و بدون اينکه از اين رهگذر، نفعي عايدشان شود .
" لئون کني پر " آهنگساز نامي روس در اين
مورد عقيده اش را اينطور بيان کرده که :
"شما بي جهت نام اين آلت
را ضرب گذاشته ايد، من آن را ساز مي دانم، چرا که در عين سادگي، کاملترين ساز ضربي
است ...".
در اينجا قبل از هر چيز
نکته اي را به طور کلي عنوان مي کنيم:
تنبک تنها ساز ضربه اي
دنياست که نوازنده ي آن، امکان استفاده ي کامل از تمام انگشتان دو دست خود را دارا
ميباشد. درحاليکه نوازندگان ديگر سازهاي ضربه اي دنيا به دلايل مختلف، چه از جهت
ساختمان ظاهر و چه از جهت نقش ذات ريتم هاي نواخته شده درمحدوده ي مليت هاي مختلف،
فاقد چنين امکاني هستند .
مولانا جلال الدین چنین
می سراید:
خدايا مطربان را انگبين
ده
براي ضرب، دستي آهنين
ده!
· بهمن رجبی و ورزش
رجبی هنرمندی است
ورزشکار و این خود برای جوانان ما، در جهنمی که بسیاری از هنرمندان ما بیان استعداد
های "خدادادی خویش را" تنها در پیکر خلسه و دود تریاک می بینند، دارای اهمیت برجسته
ایست. رجبی به دو نوع ورزش علاقمند است، یکی ورزش زورخانه ایست و دیگری کوهنوردی.
علاقه ی وی به ورزش
زورخانه ای که به آیین میترائیسم باز میگردد، از دو دیدگاه اهمیت می یابد، یکی از دیدگاه موسیقیایی، بعلت نواختن تمبک زورخانه ای و نقش ریتم و موسیقی در
هماهنگی روح و جان، و دیگری "آیین راد مردی، قلندری و آزادگی"، که گوهر ورزش
زورخانه ایست و بخش پر ارزش فرهنگ گذشته ی مارا پی ریزی می کند.
· اندیشمندان و هنرمندان ایرانی مورد
علاقه ی بهمن رجبی
از گفته های رجبی چنین
بر می آید که او در میان اندیشمندان ایرانی، به حسین تهرانی، صبا، سایه، دولت
آبادی، فروغ فرخزاد، حلاج ، اخوان
ثالث، گلسرخی، بهرام بیضایی، و...بسیار علاقمند است، ولی برای سه شخصیت ادبی – علمی
ایرانی احترامی ویژه قایل است که عبارتند از: عبید زاکانی*، آریانپور (جامعه شناس)، و شاملو.
تمامی نامبردگان از اندیشمندان و هنرمندانی هستند که بر پایه ی حسابهای شخصی هیچگاه
در جهت آب شنا نکرده و تسلیم هیچ قدرتی نشده اند و ساز و قلم خویش را، در پر خطر
ترین و پر تلاطم ترین دورانهای اجتماعی، در خدمت بیان حقایق اجتماعی – سیاسی جامعه،
در راه تغییرات وبهبود هستی اجتماعی، و در ره خدمت به مردم بکار گرفته اند.
بی شک در این میان
انتخاب عبید زاکانی که، با زبانی زهرآگین، ذلت و خفت جامعه ی ایرانی را، بعلت رسوخ
شکننده ی مذهب در بافت پوسیده و کمدی- تراژیک آن، به سخره می گیرد، انتخابی
قدرتمند، شکننده و شجاعانه است.

· اندیشمندان و هنرمندان غیر میهنی و یا
جهانی مورد علاقه ی این هنرمند
از میان اندیشمندان
جهانی نیز افراد مورد مطاله ی بهمن رجبی، کسانی هستند که نقش اجتماعی ویژه ای را در
علم و هنر و سیاست جهانی بازی کرده اند. اینان عبارتند از: داستایوسکی، بتهوون،
مارکس، موزارت، لئون کنی پر، ویگتور هوگو، روزالوکزمبورک و غیره.
در این میان سخن داهیانه
ی مارکس در باره ی نقش فلسفی وی نسبت به فلاسفه ی قبل از او که عبارت است از:
"فلاسفه ی قبل از من به تفسیر جهان پرداختند، سخن من در باره ی تغییر جهان است"،
دارای اهمیت ویژه ایست. زیرا بر این اساس، هنرمند ما بهمن رجبی نظریه ی خویش را، در
مورد لزوم تحولات در شیوه ی نوازندگی تنبک، بر اساس اندیشه ی مارکس، چنین بیان می
دارد:" بحث بر سر تغییر شیوه ی تنبک نوازی است و نه توجیه و تفسیر آن".
......
· بهمن رجبی، آری آموزگاری،
با زبانی تلخ و آگینه به زهر، اما حقیقت
جویی آزاده، بی تعلق، بی تملق!
نازک بینی گفت: زبان را به چه کار آید، کشف حقیقت،
یا پوشانیدن آن!
زبان پارسی کنونی ما،
صرف نظر از اینکه از دیدگاه ساختاری اندامی نا موزون و ناپسند را، بدلایل تاریخی،
بخود اختصاص داده است، در سه دهه ی اخیر بعلت تسلط اندیشه های غیر تولیدی، خیال
آگین، بویژه در کاربرد آن در ایران کنونی، نه تنها از حضور واژه های علمی- تکینیکی
و هنری مدرن تهیدست شده است، بلکه از دیدگاه ارزشهای مفهومی نیز به سراشیبی پرخطر
راه یافته است. این ابزار ساختاری فرهنگ و تاریخ میهن ما، از زبانوری به زبانبازی راه یافته، و از ارزشهای تعقلی- تردیدی نیز تهی شده است.
در سخنان افرادی که پایه های سیستم کنونی
اند، در برنامه های رادیو تلویزیون، و حتی در مواری در زبان روزانه ی مردم مسجد و
بازار، در مدارک رسمی دولتی، و در نبشته های شاعران مداح و خوش آمدگو، واژه ها
ازدیدگاه ساختاری، بی جان می نمایند و بویی کهنه، متعفن، و مشام آزاری را به ارمغان
می آورند. گویی واژه های کهنه از سردابه ای بیرون خزیده اند تا بشاشیت و نشاط را از
پیکر زبان پارسی بربایند و روند رشد طبیعی و مدرن آنرا، به کژراهه کشانند.
هشیار، که سخن بر سر
زبان پارسی رسمی و مسلط است.
در زبان رسمی کنونی میهن
مان واژه ها عمیقا اغراق آمیز، پوسیده و رتوریک اند؛ آنها دارای لایه بندی های
بسیار بوده بگونه ای که از مفاهیم اصلی خویش دور می شوند. اندیشه ها و حرفها قبل از
تولد با مهارتی ویژه در لابلای پنبه پیچیده می شوند، وهنر تملق و تقلید، که گویی به
تاریخ تراژی- کمیک گذشته ی انسان تعلق میداشت، امروز به هنر غالب
و بر تخت نشسته ای بدل شده است، و بروشنی
دوران تسلط عقب افتاده ترین خلایف اسلام را القا می کند.
آنچه در نشست های حاکمان
و وزار و شاعران رژیم می گذرد، بیانگر موقعیت تراژیک زبان پارسی است. بی تردید زبان
پارسی، یکی از اولین قربانیان شرایط اسفبارکنونی میهن ماست.
حال در میان این اوضاع
پریشان و پر بلبشو، در میان سیلی از مشاطه گران واژه ها، آنجا که زبان حاکم زبان
تملق و بزک کردن و صافکاری واژه هاست، بهمن رجبی، به زبان رسمی سخن نمی گوید، و
خویشتن خویش را در پس واژه ها حجاب نمی کند. و این بی تردید در یک جامعه ی چرب زبان، فرمال و ظاهر پسند می تواند خوشایند این و آن نباشد. اما، از دیدگاه نویسنده، روش رجبی، روشی ساختار شکن و
اسلوبی پویا و آموزنده است.
شما فکر می کنید عبید زاکانی با زبان تلخ و
زهر آگین خویش در دوران خود (اواخر قرن سیزدهم میلادی و آغاز قرن چهاردهم میلادی)،
در میان همقطاران خویش و در میان حاکمان آن
دوران، چه موقعیتی داشت؟
میهن ما باید بدین اصل
دموکراتیک راه یابد که زیباییهای هستی، و لذت ها و رنجهای زیستن را، در تنوع آنها و
در رنگین کمان بودن آنها ببیند، حس کند، و بپذیرد، و از تنیدن قضاوتهای خویش در
بافت خواسته ها و رضایت های فردی دوری گزیند.
· سخن پایانی- سخن آموزگار ما بهمن رجبی
است
زندگی بدون عشق، جهنمی بیش نیست و هنر
والای تنبک نوازی به عنوان یکی از شاخه های
زیبایی، از تجلیات عشق است؛ عشق به انسانیت به معنا و مفهوم وسیع کلمه!
امید که نیروهای پنهان و نا شناخته ی
راستی و پاکی نگاهدار این آموز گار و هنرمند بر جسته ی میهن ما باشند!
با احترام سهراب مژده
نام ها و واژگان
*آموزگار:نویسنده، واژه ی آموزگار را در سیاهه ی حاضر بکار گرفته است زیرا با با
واژه ی لاتین "Maestro "
همخوانی بیشتری دارد.

*عبید زاکانی: خواجه نظامالدین عبیدالله زاکانی،
متولد قزوین در آغاز قرن هشتم هجری قمری است. وفات وی بین سالهای 768 -772 هجری قمری در اصفهان و یا عراق ارزیابی شده است. عبید زاکانی بعنوان "پدر
طنز ایران" شناخته شده است.
عباس اقبال در مقدمه دیوان عبید مینویسد:
از
شرح حال و وقایع زندگانی عبید زاکانی اطلاع مفصل در دست نیست. اطلاعات ما در این
باب منحصر است به معلوماتی که حمدالله مستوفی معاصر عبید و پس از او دولتشاه
سمرقندی در تذکره خود، تألیف شده در قرن ۸۹۲ ه.ق.، در ضمن شرحی مخلوط به افسانه در باب او به دست داده و مؤلف ریاض العلماء در
باب بعضی از تألیفات او ذکر کردهاست. معلومات دیگری نیز از اشعار و مؤلفات عبید به
دست میآید. از مختصری که مؤلف تاریخ گزیده راجع به عبید نوشتهاست مطالب زیر
استنباط میشود:
1- اینکه او از جمله صدور وزرا بوده، ولی در هیچ منبعی به آن اشاره نشدهاست.
2- نام
شخص شاعر نظام الدین بودهاست، در صورتی که در ابتدای غالب نسخ کلیات و در
مقدمههایی که بر آن نوشتهاند وی را نجم الدین عبید زاکانی یاد کردهاند.
3- نام
شخصی شاعر عبیدالله و عبید تخلص شعری او است. خود او نیز در تخلص یکی از غزلهای خود
میگوید:
گر کنی با دیگران جور و جفا با عبیدالله زاکانی مکن!
اعتماد به نفس عبید در این بیت کوتاه کاملا شفاف است.
4- عبید در هنگام تألیف تاریخ گزیده که قریب چهل سال پیش از
مرگ اوست به اشعار خوب و رسائل بی نظیر خود شهرت داشتهاست. در تذکره دولتشاه
سمرقندی چند حکایت راجع به عبید و مشاعرات او با جهان خاتون شاعره و سلمان ساوجی و
ذکر تألیفی از او به نام شاه شیخ ابواسحاق در علم معانی و بیان و غیره هست.
عبید در تألیفات خود از چندین تن از پادشاهان
و معاصرین خود مانند خواجه علاءالدین محمد، شاه شیخ ابوالحسن اینجو، رکن الدین
عبدالملک وزیر سلطان اویس و شاه شجاع مظفری را یاد کردهاست. وی از نوابغ بزرگان
است. میتوان او را تا یک اندازه شبیه به نویسنده بزرگ فرانسوی ولتر دانست.
وفات عبید زاکانی را تقی الدین کاشی در تذکره
خود سال ۷۷۲ دانسته و صادق اصفهانی در کتاب شاهد صادق آن را ذیل وقایع سال ۷۷۱ آوردهاست. امر مسلم این که عبید تا اواخر سال ۷۶۸ ه.ق. هنوز حیات داشتهاست.... و به نحو قطع و
یقین وفات او بین سنوات ۷۶۸ و ۷۶۹ و یا ۷۷۲ رخ دادهاست.
از تألیفاتی که از او باقی است معلوم است که
بیشتر منظور او انتقاد اوضاع زمان به زبان هزل و طیبت بودهاست. مجموع اشعار جدی که
از او باقی است و در کلیات به طبع رسیدهاست از ۳۰۰۰ بیت تجاوز نمیکنند.
صرفنظر از اینکه عبید شاعر بودهاست، همگان
نام او را با طنز و هزل عجین و اغلب عامه او را به لطایفش میشناسند. دیوان لطایف
او شامل منظومههای زیر است. در این میان منظومه موش و گربه شهرت بسیار داشته و ریش
نامه و صد پند از همه لطیف ترند. مانند بسیاری از طنزپردازان متقدم مانند سعدی
شیرازی، طنز و هزل به یکسان در لطایف او راه یافتهاست. آثار پرشهرت او عبارتند از:
• رسالهٔ اخلاق الاشراف
• ریش نامه
• صد پند
• ترجیع بند ج...
• تضمینات و قطعات
• رباعیات
• رسالهٔ دلگشا
• تعریفات ملا دو پیاز
• منظومه موش و گربه
• منظومه سنگتراش
• رسالهٔ تعریفات ملا دو پیازه
حمدالله مستوفی در کتاب تاریخ گزیده که تاریخ تالیف آن 730 ه. قمری است، از عبید
بعنوان شاعر و نویسنده ای با آثار خوب و بی نظیر یاد می کند.
اندیشه ها پراکنده، برای درک بهتر نقش عبید زاکانی.
· عبید زاکانی متعلق به پایان قرن سیزدهم میلادی و آغاز قرن
چهاردهم میلادی است.
· تحولات قرن دوازدهم شرق را " رنسانس قرن دوازدهم" نام نهاده
اند.
· قرن سیزدهم هجری قمری در شرق را قرن دانشگاهها در شرق
میدانند.

· در قرون دوازدهم و سيزدهم ميلادى نهضت
ترجمه کتب مسلمانان به طور گستردهاى در اروپا پديد آمد. اين نهضت از پايه های اصلى
رنسانس علمى و فكرى و عامل اساسى رويكرد اروپاييان به علم و دانش بود. در این دوران
آثاری مهمی در پژشکی همچون كتاب طبالملكى على بن عباس اهوازى، كتاب الحاوى،
دايرةالمعارف بزرگ طب، و قانون ابن سینا به عبرى و لاتينى ترجمه شد. موضوع ديگر
مورد توجه مترجمان اروپايى مباحث علم حساب (َAritmetica) و هندسه بود. اولين آثارى كه در اين
زمينه از عربى به لاتينى ترجمه شد كتابهاى دانشمندان يونانى بود; مانند چهار مقاله
اقليدس و پانزده مقاله اصولى او و نيز كتاب الاربعه بطلميوس. اما بزودى ترجمه
تاليفات و شرحهاى دانشمندان مسلمان آغاز شد. از مهمترين كتابهاى ترجمه شده جبر و
مقابله خوارزمى بود كه آغازگر علم جبر در اروپا شد. اين كتاب دوبار ترجمه شد با
نامهاى Algebra یا( (Libro di Algoritmo، كتاب خوارزمى ترجمه شد كه هم اكنون
بعضى نسخههاى آن در دسترس است.(خلاصه از ویکی پدیا).
· نهضت ترجمه در بسط علم در اروپا و شکل
گیری نظریات کپلر و کپرنیک نقش مهمی داشته اند.
· فرانچسکو پترارکا( (F. Petrarcaشاعر ایتالیا (1304-1374)، نیز، در این
فضای تاریخی، بعنوان آغازگر رنسانس
اروپا شناخته شده است.
· ضمنا روابط تجاری در شهر ونیز در طی
جنگهای صلیبی 1083-1263 بسیار رونق داشته است، و آنچه در این دو قرن از علم و فرهنگ
شرق به غارت میرفته است به مالکیت کلیسا در می آمده است.
در پایان می توان گفت که نتیجه گیری بسیاری از تحلیل گران
اینست که تحولات قرن دوازدهم و سیزدهم شرق است که زمینه ها را برای رنسانس غرب
آماده میکند.
· عبید زاکانی همدوره ی حافظ شیرازی است. می توان در مقایسه ی
این دو اندیشمند برجسته ی ایرانی، در مهمترین دوران نوزایی شرق و غرب (پایان اولی و
آغاز دومی) بدین نتیجه رسید که حافظ بگونه ی غالب به تفسیر برون و تغییر درون می اندیشیده است و در این پهنه از دیدگاه هنر شعر و
قدرت تصویرسازی به برجسته ترین جاه و
تخت راه یافته است، در حالیکه عبید زاکانی همگام با تغییرات درونی انسان، به
تعییرات و نوزایی بیرونی و شدن های اجتماعی نیز معتقد بوده است و در این ره خطر ها
بسیار به جان خریده است. از آنجا که خرافات شویی یکی از مهمترین فعالیتهای هنری-
علمی رنسانس بوده است، و عبید در آستانه ی رنسانس اروپا، اندیشمندی است که در دوره
ی رکود شرق میزیسته است، می توان نتیجه گرفت که او متفکری است همگام وبا شتاب با
پیشرو ترین اندیشمندان رنسانس اروپایی، روشنفکران و شاعرانی چون فرنچسکو پترارکا ((Francesco Petrarca، کسی که، بر طبق تحقیقات تاریخی، برای
اولین بار، نطفه های رنسانس در اندیشه های
اوست که شکل می گیرد.
در
خطوط زیرین گفته هایی از عبید زاکانی را که در "رساله ی صد پند " آمده است، بیان می داریم:
• "بر خودپسندان سلام مدهید"!
• "زمان ناخوشی را به حساب عمر مشمرید"!
• "گردِ در پادشاهان نگردید و عطای ایشان
به لقای دربانان ایشان بخشید!"
• "جان فدای یاران موافق کنید!"
• "برکت عمر و روشنائی چشم و فرح دل در
مشاهده نیکوان دانید"!
• "خواجگان و بزرگان بیمروت را به ریش
تیزید"!
• "سخن شیخان باور مکنید تا گمراه نشوید
و به دوزخ نروید!"!
• "از همسایگی زاهدان دوری جوئید تا به
کام دل توانید زیست"!
• "مستان را دست گیرید"!
• "مجردی و قلندری را مایه شادمانی و اصل
زندگانی دانید"!
• "خود را از بند نام و ننگ برهانید تا
آزاد توانید زیست"!
• "در دام زنان نیفتید خاصه بیوهگان کره
دار"!
• "راستی و انصاف و مسلمانی از بازاریان
مطلبید"!
• "حج مکنید تا حرص بر
مزاج شما غلبه نکند و بیایمان و بیمروت نگردید"!
تعمقی در دو رباعی عبید
زاکانی، بر گرفته از "عشاق نامه":
برو در عشق بازی سر
برافراز به کوی عشق نام و ننگ
درباز
کزین بهتر خرد را پیشهای نیست وزین به در جهان اندیشهای نیست!
……
قومی زپی مذهب و دین میسوزند قومی ز برای حور عین میسوزند
من شاهد و می دارم و باغی چو بهشت ویشان همه در حسرت این میسوزند!
با بیان طنزی به نام
"پلنگ"
که از کارهای اوست، عبید را از رنج وجود نویسنده آزاد می
کنم:
پلنگ
بازرگاني را زني خوش صورت بود كه زهره نام
داشت. عزم سفر كرد. از بهر او جامهاي سفيد بساخت و كاسهاي نيل به خادم داد كه
هرگاه از اين زن حركتي ناشايست پديد آيد، يك انگشت نيل بر جامه او بزن تا چون
بازآيم، مرا حال معلوم شود. پس از مدتي خواجه به خادم نبشت كه:
چيزي نكند زهره كه ننگي باشد
بر جامه او ز نيل رنگي باشد.
خادم باز نبشت كه:
گر آمدن خواجه درنگي باشد
چون بازآيد، زهره پلنگي باشد!
بیبلیوگرافی((bibliografia
· سایت رسمی آموزگار بهمن رجبی:
http://www.frudu.com/index.php?pid=31
· ویکی پدیا؛
· ویگی گفتار؛
· ویدئوهای تدریسی
بهمن رجبی در دانشگاهها؛
· سخنرانی ها.
چند ویدئوی انتخابی:
· بهمن رجبی-
دانشگاه فردوسی مشهد- بخش 16- تنبک زورخانه ای
http://www.youtube.com/watch?v=fZcXXoO1jeA&feature=related
· بهمن رجبی و
موتسارت
http://www.youtube.com/watch?v=xwnQl3x4c_s
· 16 ریز تنبک
http://www.youtube.com/watch?v=bhNnLb2iI_k&feature=related
· گفتگوی چپ و راست
http://www.youtube.com/watch?v=leXmyiPmGiI&feature=related
· بهمن رجبی- منوچهر
فولادوند، کنسرت آلمان 1983
http://www.youtube.com/watch?v=g-S3xID8SSQ&feature=related
· اتل متل توتوله
http://www.youtube.com/watch?v=ZS-wtj3XtZo&feature=related
· بهمن رجبی و گسترش موتیو((motivo فرهنگ فر
http://www.youtube.com/watch?v=N2r2lfF7HcE&NR=1
· چکاد 1380- بخش 5
http://www.youtube.com/watch?v=yxSsxcOTHhc&feature=related
· چکاد 1380- بخش 9
http://www.youtube.com/watch?v=LWq6dRgFxrM&feature=related
مهندس سهراب مژده- دانشجوی موسیقی
سی و یکم تیرماه 1390
تاریخ درج در سایت: بیست و هشتم مرداد نود
2 توضیحات