یادی از ایرج بسطامی

نوشته شده توسط persianartmusic Posted in مقالات بازدید: 415

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

یادی از ایرج بسطامی

شهر بم باید بهترین خواننده‌های خود را جوانمرگ ببیند، داریوش رفیعی و ایرج بسطامی هر دو قلندروار زیستند و پشت پا به مال دنیا زدند، اما ایرج بسطامی از روزگار هم لگد خورد. وقتی با گروه عارف به سرپرستی استاد پرویز مشکاتیان نخستین نوار خود مژده بهار را منتشر کرد، مردم با صدای آسمانی و صوت داوودی او آشنا شدند، رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند. چه روزها و چه شب‌ها را با ایرج بسطامی طی کردم و چه غمنامه‌هایی داشت. با همه روح بلندش از دنیا چیزی نمی‌خواست، فقط سرپناهی و آن هم با همه کوشش و همت دوستان و آشنایان چند صباحی بیش نپایید و ایرج دوباره دل به آسمان کویر سپرد. وقتی برادرش که گرفتار حادثه‌ای شد اعدام گردید به گفته خود به آخر خط رسید و زمانی که استاد مشکاتیان گوشه انزوا اختیار کرد آخرین امید خود را نیز از دست داد و عطای تهران را به لقایش بخشید. از همه برید و در گوشه انزوای بم صدای آسمانی خود را مخفی کرد. دوستانی مانند کیوان ساکت، حمید متبسم و محمدرضا درویشی هرازگاهی که ایرج دل و دماغی داشت او را از انزوا خارج می‌کردند و همت مردان هنردوست کرمانی هم کارساز نشد. اگر کلاس درسی داشت به دلخواه خودش زمان و مکان آن را تعیین می‌کرد و گاه مدت‌ها سکوت... آخرین باری که او را دیدم میدان ارگ بود، یکی دو ماه پیش، در رادیو کاری داشت و من از دادسرای تازه تاسیس بیرون آمده بودم. با هم در سطح شهر دوری زدیم و تقریبا گوینده من بودم. نه خنده‌ای، نه شادی و نه حتی امیدی به زندگی. ناگهان بغضش ترکید و سکوت... آنگاه دل و دست از دست داده، آخرین کاری که با آقای مشکاتیان روانه بازار کرده بود را با عظمت خواند. همه ماشین‌های اطراف مات و مبهوت بودند و سرانجام این رباعی را:  

گیرم که فلک همدم و همراز آید    

ناسازی دهر بر سر ساز آید

یاران موافق از کجا جمع شوند؟

وین عمر گذشته از کجا باز آید؟

ایرج بسطامی دومین خواننده جوانمرگی است که بم از دست داده است. می‌شد او را نجات داد و این هدیه الهی به استان کرمان را  که سال‌ها باید بگذرد تا چنین صدایی و حنجره‌ای پیدا شود دلشکسته نساخت. در بم بسیاری از خانه‌ها که از استحکامی برخوردار بودند جان ساکنان خود را نجات دادند. ایرج حتی سقفی گلی نداشت، خانه پدری او در بافت قدیمی شهر به اندک تکانی فرو می‌ریخت که ریخت. حال اداره ارشاد کرمان، استانداری، مرکز کرمان‌شناسی و سایر مسؤولان که غم زلزله بم را دارند، این ضایعه را چگونه تحمل خواهند کرد؟ می‌شد سر پناهی برای ایرج ساخت، می‌شد دل شکسته او را مرهمی گذاشت، می‌شد چپ کوک‌خوان معروف ایرانی را در عمر کوتاه خود دلشکسته نکرد. سال‌ها قبل وقتی کنگره جهانی بزرگداشت خواجوی‌کرمانی را در کرمان برگزار کردند، ایرج بسطامی در اوج شکوفایی بود. افق مهر کاستی که از این یادواره باقی مانده است به حکایت موسیقی‌شناسان از بهترین کارهای ایرج و اوج هنری آقای مشکاتیان بعد از قطع همکاری با استاد شجریان است. آن روز ایرج گوشه‌ای از نوار مژدهء بهار را هم خواند:

دمی با دوست در خلوت، به از صد سال در عشرت    

من آزادی نمی‌خوانم که با یوسف زندانم

به راستی بسطامی همه عمر در زندان بود، زندانی به وسعت صدای آسمانی خود. دلی شکسته و روحی حساس داشت. داغ برادر هیچ‌گاه توش و توان گذشته را به او بازنگرداند و مرگ پدر  که با اندک حقوق بازنشستگی، گوشه‌ای از هزینهء رفت‌وآمد او به کرمان و بعضا تهران را تامین می‌کرد  هم بغض او را فرو خورده‌تر کرد. یک شب در منزلم به نواری از داریوش رفیعی همشهری خوش صدای ایرج گوش می‌دادیم، نواری که با صدای مادر داریوش رفیعی که سرگذشت این نوار را بازگو می‌کرد شروع می‌شد. آوازی در مایه دشتی که ایرج این مایه را بسیار دوست داشت با ضربی که پیدا بود پختگی صدای سوزناک داریوش رفیعی را ندارد و با غم‌ناله دنبال صدا، ضرباهنگی محزون داشت. ایرج ناگهان شروع به خواندن کرد. فقط یک بار نوار را گوش داد و از من خواست اشعار خوانده شده را بنویسم و چه غوغایی...    

ایرج بسطامی بی‌یار و یاور زیست و بی‌یار و یاور مرد و اگر نبود همت آقای سیدمحمدعلی گلاب‌زاده رییس مرکز کرمان‌شناسی، در گوری گمنام در کنار هزاران همشهری خود می‌غنود. ولی اکنون در قطعه هنرمندان آرام گرفته است و من آخرین اثر او  رقص آشفته  را گوش می‌دهم که چه زیبا شعر نیما را خوانده است:

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام

گرم یادآوری یا نه من از یادت نمی‌کاهم...

تو را من چشم در راهم.

و موسیقی ایران تا ابد چشم به راه صدای محزون ایرج است، همان‌گونه که مشتاق صدای داریوش رفیعی.

از: همت احمدی، سرمایه

نهم دی هشتاد و چهار

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه برقراری ارتباط نوازنده در حین اجرای زنده، با شوندگان حاضر در سالن، مبحثی بسیار جدی و جالب است که برای تحلیل و چگونگی و راه های مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آن نیاز به نوشتاری مفصل دارد که به زودی در مورد آن، در این سایت بحث شده و نوشته هایی برای خواندن شما عزیزان آماده و عرضه خواهد شد. بیست و هفتم خرداد هشتاد و نه  

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131