باز هم تصمیم گیران پنهانی و این بار بازی با سرنوشت ارکستر سمفونیک تهران

نوشته شده توسط persianartmusic Posted in مقالات بازدید: 632

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

باز هم تصمیم گیران پنهانی و این بار بازی با سرنوشت ارکستر سمفونیک تهران

باز هم تصمیم گیران پنهانی و این بار بازی با سرنوشت ارکستر سمفونیک تهران

باز هم تصمیم گیران پنهانی و این بار بازی با سرنوشت ارکستر سمفونیک تهران
باز هم تصمیم گیران پنهانی و این بار بازی با سرنوشت ارکستر سمفونیک تهران

 

جلال مشفق، حمیدرضا نوربخش و تهورث پورناظری که هم اکنون به صورت پنهانی برای ارکستر سمفونیک تصمیم می گیرند و هیچ تخصصی در زمینه موسیقی کلاسیک و خصوصا ارکستر سمفونیک ندارند آیا قرار است سازمان مدیریت ارکسترها را نیز اداره کنند؟ یعنی باز هم عده ای دیگر به صورت ظاهری قرار است تصمیم بگیرند ولی تیم دیگری در سایه تصمیمات اصلی را بگیرد!

 

به گزارش خبرنگار موسیقی تابناک فرهنگی ، وقتی غلام حسین مین باشیان در سال 1312 ارکستر سمفونیک تهران را با عنوان ارکستر بلدیه راه اندازی کرد هیچ گاه فکر نمی کرد طی 8 دهه آینده وضعیت ارکسترش به این نابسامانی شود که با هر تصمیم مدیرانی که شاید کوچکترین تجربه اداره بخش موسیقی را نداشته باشند،  به ورطه تعطیلی کشانده شود. او اگر آینده نگر خوبی بود قطعا دست به راه اندازی چنین ارکستری در کشورش نمی زد که مدیرانش هر طور مصلحت خود بدانند با آن برخورد کنند و  هر گاه نیاز باشد آن را راه بیندازند و هر گاه نخواهند آن را به بهانه های مختلف تعطیل کنند.

82 سال از عمر این ارکستر گذشته اما هنوز که هنوز است مدیران موسیقی کشور نتوانستند چراغ راهی برای مدیریت این ارکستر تبیین کنند که اگر چنین بود بدنه تنومند آن با هر بادی به زمین نمی خورد .

اگر نقشه راه این ارکستر در 8 دهه گذشته به درستی ترسیم می شد امروز دیگر شاهد تعطیلی چندباره آن نبودیم. دیگر در آستانه 83 سالگی آن کاسه چه کنم چه کنم به دست نمی گرفتیم . دیگر برایش اما و اگر تعیین نمی کردیم . دیگر لنگ بودجه آن و بالطبع حقوق نوازندگانش نبودیم . دیگر نگران این نبودیم که مدیر جدید نگاهش به موسیقی چیست؟ آیا موسیقی کلاسیک را دوست دارد یا خیر؟ آیا دلش برای قدیمی ترین ارکستر کشورش می تپید یا نه ؟و خیلی نگرانی های دیگر .

82 سال گذشته اما باز در نقطه شروع هستیم ، شروعی که بارها تجربه شده اما باز مسئولین دلشان می خواهند دوباره از همان نقطه  آغازین همیشگی شروع کنند به امید اینکه شاید اینبار تفاوتی صورت گیرد. با این شعار که ما با بقیه متفاوت هستیم و می توانیم به بهترین شکل آن را اداره کنیم و به سرمنزل مقصود برسانیم که البته این سرمنزل مقصود می تواند اهداف شخصی گردانندگان آن هم باشد.

اسفندماه سال گذشته بود که شروع دیگری برای ارکستر و مدیرانش که اینبار بنیاد فرهنگی هنری رودکی بود ، رقم خورد البته بعد از پاسکاریهای زیاد بین دفتر موسیقی ، انجمن موسیقی ، بنیاد فرهنگی هنری رودکی و موسسه ارکسترها بالاخره قرعه بنام بنیاد رودکی افتاد

از همان زمان بود که رایزنی هایی با علی رهبری رهبر بین المللی صورت گرفت و بالافاصله با حضور ایشان ، در روزهای پایانی سال 1393 جشن افتتاحیه ارکستر گرفته شد .

در ابتدای امسال با مدیریت جدید ارکسترها توسط بنیاد رودکی ، تصمیم به ادغام دو ارکستر ملی و سمفونیک شد که بعد از هجمه ای از اعتراضات؛ به روال سابق دو ارکستر جایگاه خودشان را یافتند و در کنار هم شروع به فعالیت کردند.

به قدری برنامه ریزی ارکستر سمفونیک با حضور علی رهبری به طور منظم پیش می رفت که هر بار مدیران با شعفی وصف ناشدنی از روال خوب آن سخن می گفتند و آن را ویترینی برای ثبیت جایگاه مدیریتی خود می دانستند

این وضعیت تا آنجا پیش رفت که ارکستر سمفونیک تهران همانند سایر ارکسترهای دنیا دارای برنامه مدون یکساله با عنوان «مهر تا مهر» شد اما دیری نپایید با حضور چهره های جدید در ساختار جشنواره موسیقی فجر امسال، همه چیز در مواجه با ارکستر تغییر کرد. از لغو اجراهایی که از مدتها پیش برای ارکستر در جشنواره مشخص شده بود تا عدم تبلیغات شهری برای آن و خیلی مسائل دیگر .  این جریانات مخالف متاسفانه محدود به جشنواره نشد و بعد از آن نیز گریبان ارکستر را گرفت تا حدی که علی رهبری از سمت مدیر هنری و رهبری آن استعفا کرد.

او که دلیل این استعفا را پرداخت نشدن حقوق نوازندگان ارکستر و دخالتهای نابجای برخی چهره های غیرمرتبط با ارکستر می دانست به مدیران به خاطر عدم پذیرش استعفایش از سوی علی مرادخانی فرصت یک هفته ای جهت برطرف کردن مشکلات ارکستر را داد.

اما داستان به همین جا خلاصه نمی شود و حکایت ارکستر و مدیرانش به شکل عجیبی ادامه دارد. علی مرادخانی معاون هنری وزیر ارشاد استعفای علی رهبری را نپذیرفته اما بهرام جمالی مدیرعامل بنیاد رودکی او را کنار رفته می داند و البته در سخنانی او را مستعفی از سمتش نمی داند بلکه اعلام می دارد که قرارداد ایشان تا پایان سال تمام می شود و ما قصد داریم از آقای رهبری به عنوان رهبر میهمان استفاده کنیم.

این مدیر که هم اکنون سکاندار ارکسترهای دولتی است در حالی این سخنان را در سایت بنیاد فرهنگی هنری رودکی منتشر کرده  که 6 ماه پیش در نشست خبری برنامه های «مهر تا مهر» ارکستر سمفونیک به تشریح برنامه های یکساله آن تا مهر سال آینده با حضور علی رهبری پرداخته بود. حالا چه شده که به یکباره سخن از اتمام قرارداد به میان می آید؟ آیا 6 ماه پیش نمی دانست که قراداد علی رهبری اسفندماه تمام می شود تا از این مدیرهنری نخواهد که برنامه یکساله تبیین کند؟ چه شده است که به یکباره از او به عنوان رهبر میهمان دعوت به همکاری می شود و صحبتهای جدیدی که هیچ گاه در این یکساله و قبل از برگزاری جشنواره موسیقی فجر مطرح نبود ، زده می شود. چرا هیچ گاه در این 12 ماه حرفی از مدیریت ارکسترها آن هم به شیوه سازمانی به میان نیامد و صحبتی از شورای هنری ارکسترها نشد. چرا همه چیز به یکباره بروز کرد؟

آیا بهرام جمالی خبر ندارد قبل از او و قبل از آن تعطیلی سه ساله؛ ارکسترها شورای هنری آن هم با حضور بزرگان موسیقی داشتند؟ آیا خبر ندارد به بهانه مدیریت سازمانی و داشتن موسسه ای برای ارکسترها ، مدیران قبلی آن ها را به ورطه تعطیلی کشاندند؟ حالابا چه منطق و استدلالی دوباره می خواهید راه به خطا رفته آنها را پیش بگیرید ؟ حرکت رو به عقب تا کی ؟

آقایان جلال مشفق، حمیدرضا نوربخش و تهورث پورناظری که هم اکنون به صورت پنهانی برای ارکستر سمفونیک تصمیم می گیرند همان شورای هنری شما هستند؟ این افرادی که هیچ تخصصی در زمینه موسیقی کلاسیک و خصوصا ارکستر سمفونیک ندارند قرار است سازمان مدیریت ارکسترها را اداره کنند؟ یعنی باز هم عده ای دیگر به صورت ظاهری قرار است تصمیم گیران باشند ولی تیم دیگری در سایه تصمیمات اصلی را بگیرد

 

هر چه هست قطعا تاکید چندباره بر حرکت چراغ خاموش و پنهانی به نفع ارکستر نیست و متاسفانه این راهی که هم اکنون برای ارکستر ترسیم شده جاده تاریکی است که سرانجامش با بقیه راههای رفته فرقی ندارد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه برقراری ارتباط نوازنده در حین اجرای زنده، با شوندگان حاضر در سالن، مبحثی بسیار جدی و جالب است که برای تحلیل و چگونگی و راه های مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آن نیاز به نوشتاری مفصل دارد که به زودی در مورد آن، در این سایت بحث شده و نوشته هایی برای خواندن شما عزیزان آماده و عرضه خواهد شد. بیست و هفتم خرداد هشتاد و نه  

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131