صبا، سرگشته دانایی، بخش دوم

نوشته شده توسط persianartmusic Posted in مقالات بازدید: 348

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

صبا، سرگشته دانایی (بخش دوم)

... تا اینجا از هوش فوق العاده صبا سخن رفت. حال به ادامه و دنباله مطلب با توجه به شرایط ذکر شده توسط خود استاد می پردازیم. می فرماید: یک. موسیقی ایرانی را به نحو اکمل بدانند و از تاریخ و سوابق آن کاملا آگاه باشند. در این باره این گفته استاد پایور- یکی از شاگردان خوب صبا- را شاهد می آوریم که: ... صبا به قدری تسلط بر موسیقی ایرانی (= ردیف ها و آوازها) روی سازها داشت که هیچ جمله ای برای شاگرد مبهم یا نامفهوم نمی ماند.» و در جای دیگر گفته اند: هرچه هست از صباست. که در این باره کافی است آثار نت شده استاد (=ردیف ها) برای سازهای مختلف را در نظر آوریم که هم از جهت کمی و هم کیفی گرانبهاترین و بهترین است و تصور اینکه بدون آن آثار، تکلیف هنرجویان و اصولا آینده موسیقی ایرانی چه می توانست باشد خود گواه صادقی بر این مدعاست و نیز مکتوبی از دکتر هرمز فرهت که در آن چنین آمده است. ... از وقتی که به ایران بازگشته بودم مترصد موقعیتی جهت ملاقات او بودم. همه کس می گفت که برای کسب اطلاعات موثق و معتبر در باره موسیقی اصیل ایرانی قبل از هر کس باید صبا را دید و من سعادت یافتم و سرانجام از در خانه کوچه ظهیر الاسلام قدم به درون آن گذاردم. و در ادامه می نگارد: با آنکه با اکثر موسیقیدانان برجسته ایران ملاقات کرده ام آن دلبستگی بی قید و شرط نسبت به عالم موسیقی و آن فعالیت جسمی و مخصوصا روحی و فکری که صبا در راه توسعه و پیشرفت هنر موسیقی از خود نشان می داد در کس دیگری سراغ نکرده بودم. می دانیم که اگرچه اساس و پایه موسیقی سنتی و ردیفی ایران مشخص و معین است اما طرز اجرای مطالب روی سازهای مختلف و نیز آواز، گونه گونی ها و تفاوت هایی را موجب می شود که لازم می آید همه آن مهارت ها در کسی جمع آمده باشد تا نحو اکمل تحقق یابد و مشاهده می شود که در اینجا هم باز صبا بهترین و برترین است که کلیه سازها را استادانه و اغلب بهتر از دیگران می نواخت و قولش در باره هر نکته در زمینه این موسیقی حجت بوده و می باشد. دو. در موسیقی علمی استاد مسلم باشند. که باید گفت در این زمینه و به ویژه اصول علمی موسیقی ایرانی نیز نه تنها استادی مسلم بلکه صاحب نظر است. به عنوان نمونه، خوانندگان را به مطالعه مقاله ای از استاد، تحت عنوان: اگر گرد نقطه دار مأخذ و واحد کشش می بود؟» مندرج در شماره هشتم سال دوم ماهنامه موزیک ایران، حوالت می دهیم که نظریه مشهور یک استادصائب و چاره ساز را می نمایاند. سه. قریحه فوق العاده در موسیقی داشته باشند و تشخیص ضرب و شناختن اصوات و نت نویسی و هارمونی را به طور کامل بدانند. مراد، داشتن قدرت خلاقه و ذوق هنری است که معمولا در وجود هر هنرمندی، به ویژه اجراکنندگان موسیقی سنتی (= بداهه نوازان) با شدت و ضعف هایی وجود دارد. اما اگر در جستجوی قریحه فوق العاده باشیم بدون تردید در درجه اول نام خود استاد متبادر به ذهن می شود که فوق العاده ترین آن را داراست و بهتر آنکه در این باره نیز شواهدی ذکر شود. شادروان خالقی می نویسد: ... روزی صبا گفت این نغمه را بشنو و آهنگی در مایه دشتی نواخت. من و او تنها بودیم. وقتی نغمه به پایان رسید اشک شوق از چشمم جاری شد زیرا هنوز نوایی آنچنان به گوشم نرسیده بود. آری چنین آهنگ دلپذیری در ردیف موسیقی ما نبود و صبا آن را به وجود آورده بود... آن شب به وزیری گفتیم صبا آهنگی بس زیبا ساخته است. وقتی نغمه به پایان رسید وزیری گفت: آفرین! کلمه ای که هرگز نسبت به ساز کسی از او شنیده نمی شد. بعد استاد بوسه بر روی صبا زد و گفت همان را دوباره بنوازد... این آهنگ را بعدها صبا در کتاب سوم خود دنبال زردملیجه نوشته است. واقعه دیگری که کسانی از همکاران استاد تعریف کرده اند مربوط به زمانی است که برنامه های رادیو اعم از موسیقی و غیره به صورت زنده پخش می شد و ارکستر انجمن موسیقی ملی برنامه ای داشته که در آن، نخست تصنیفی با آواز شادروان بنان اجرا می شود و پس از آن طبق معمول می بایستی نوازنده، نخست با نواختن ساز زمینه خواندن خواننده را فراهم کند و در آن برنامه این نوازنده صبا بوده که گفته اند طوری در خود فرو رفت و بدیع و دل انگیز نواخت که همکاران را در بهت و حیرت فرو برد و استاد خالقی به شادروان بنان و دیگران تفهیم کرد که اشاره و حرکتی نکرده و کاری به کار استاد نداشته باشند و بگذارند تا انتهای برنامه بنوازد که گویا یکی از رؤسای رادیو خود را به استودیو رسانده و صبا را در آغوش گرفته و گونه اش را غرق بوسه و بعد اظهار تأسف می کند که چرا نتوانسته اند آن را ضبط (= ضبط سیمی) نمایند که البته باید گفت: از این گونه غفلت ها و بی سلیقگی ها در رادیو آن زمان و تا مدتها پس از آن هم فراوان بوده، به طوری که کلیه اجراهای گرانبهای استاد نیز که بعدها ضبط شد و به منزله گنجینه گرانبهای ملی بود پاک شد و بعدها متصدیان آن دستگاه به تکاپو افتادند تا از نوارهایی که دوستان صبا در مجالس خصوصی ضبط کرده بودند و هیچ گاه قابل مقایسه با نواخته هایش در رادیو نبود کپی برداری کنند که البته باز هم باید گفت نمونه هایی از هنر والای استاد است. چهار. ادبیات ایرانی با اصول علمی آن را به خوبی بدانند. همان طور که اشاره شد: ادبیات و ذوق ادبی در خاندان صبا موروثی بوده و خود وی و پدرش با ادبا و شعرای زمان، حشر و نشر داشته اند و مطایبات و مشاعره های آنان با شاعر بزرگ، جلال الممالک مشهور است. پنج. آکوستیک و مبحث صوت را به خوبی بدانند. که بهترین نمونه، سازهای ساخت دست استاد است و به ویژه ابعادی که برای سنتور پیشنهاد کرده بهترین و دقیق ترین است و هم اکنون مورد استفاده همگی سازندگان این ساز قرار دارد. شش. به نواختن اکثر آلات معروف موسیقی آشنا باشند. استاد ویولن، سه تار، کمانچه، نی، ضرب، پیانو و... را در نهایت مهارت و استادی می نواخت. شاگردانی که از محضرش استفاده برده و اغلب، خود استادانی بنام در آن رشته ها می باشند خود گواه صادقی در این باره می باشند. هفت. به صنعت نجاری و زرگری تا حدی که در موارد لزوم بتوانند در ساختمان سازها دخل و تصرف کنند، آشنا باشند. صبا در جوانی مدتی در کارگاه های فنی قورخانه کار کرده و خود اظهار داشته: که در آنجا هم در قسمت هایی کارآموزی و کارکرده که بعدها در ساختن سازها مورد استفاده قرار دهد. هشت. زندگی راحت و آسوده داشته باشند و... تا اینجا دیدیم که بخت و اقبال یار صبا بوده که کلیه شرایط ذکر شده را با او همراه ساخته اما اکنون باید دید که اجتماع چه نوع زندگی بر او ارزانی داشته و پاداش خدماتش را چگونه پرداخته که باید گفت: قلم اینجا رسید و سربشکست و یا به قول شهریار، این یار شفیق و همدم همیشگی استاد: از محیط خفقان آور طهران پرسید، که هنرپیشه از غصه چرا می میرد. صبا که به استخدام دولتی درآمد چشم و گوش نابینا و ناشنوای مقررات استخدامی هیچگاه توجهی به هنر والا، اطلاعات وسیع علمی و ادبی و خدمات گرانبهایش ننمود و تنها مدرک تحصیلی او را ملاک قرارداد و در نتیجه او مجبور شد که نابهنگام شروع به تدریس نماید و اوقات خود را که می بایستی صرف تمرین و پیشبرد هنرش نماید از او گرفت و به قول شادروان خالقی: به عقیده اینجانب روش نوازندگی صبا در ویولن تا سال هزار و سیصد و ده، روز به روز در ترقی بود ولی از این سال به بعد که کلاس موسیقی خود را دایر کرد و مشغول تدریس شد، سبک او هم تثبیت شد. شاید اگر کلاس نداشت و فرصت کافی برای تمرین می یافت بازهم پیش می رفت ولی از این پیشامد نباید متأسف بود زیرا در مقابل این ناکامی که صبا همیشه متوجه آن بود و می گفت وقت تمرین ندارم، صبا خدمت استادی خود را آغاز کرد و باید گفت که در این راه توفیق بسیار یافت. استاد صبا شاگردان بسیاری در مکتب خود تربیت نمود که بسیاری از آنها هم اکنون نوازندگان قابلی هستند. استاد منزل مسکونی خود را به کلاس موسیقی اختصاص داد، کلاسی که از هر جهت و کاملا با کلاس های دیگر تفاوت داشت و می توان گفت که قبل از هرچیزی خانقاهی برای علاقمندان و ارادتمندانش به وجود آمد که در آن علاوه بر هنر موسیقی انسانیت و وارستگی نیز تعلیم می شد و کلاسی که ظاهرا و طبق معمول جهت استفاده مادی دایر شده بود اما هیچگونه سازگاری با این امر نداشت زیرا نه تنها تأخیر و دیر کرد پرداخت شهریه به هنرجویان گوشزد نمی شد بلکه پاکتهایی که حاوی مبالغ شهریه آنان بود و هنرجویان روی میز می نهادند مدتها بدون آنکه دست زده شوند به همان وضع در جای خود می ماندند و قابل توجه تر آنکه نه تنها عده ای بلاعوض و بدون پرداخت شهریه درس می گرفتند بلکه به کسانی از طرف استاد کمک مالی هم می شد و اینجاست که به یکی از جهات دست به گریبان بودن استاد با مشکلات مالی تا آخر عمرش پی می بریم. تا اینجا عواملی را که موجب ظهور شخصیت هنری بارز و فوق العاده ای مانند استاد صبا بود- به استثنا آخرین، که فاجعه ای بوده- بررسی و تذکار شد و اکنون بجا و ضروری است که صرفا هنر- و به عبارت بهتر هنرهای- والای استاد بررسی شود. اما پیشاپیش، قول رومن رولان نویسنده بزرگ فرانسوی را ذکر کنیم که گفته است: هنر اگر نتواند در کنار انسانیت زندگی کند بهتر آنکه بمیرد. قصد ما هم اگرچه سخن گفتن از هنر استاد است اما خواهیم دید که این دو مقوله (= یعنی انسانیت و هنر) چگونه در وجود صبا عجین و جدانشدنی از یکدیگرند و بلکه باید گفت: ریشه اصلی هنر صبا انسانیت است.

پایان بخش دوم

بخش های دیگر همین مطلب

صبا، سرگشته دانایی، بخش نخست

صبا، سرگشته دانایی، بخش سوم و پایانی

عباس خسروی

از روزنامه همشهری

بیستم فروردین ماه هشتاد و دو

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه برقراری ارتباط نوازنده در حین اجرای زنده، با شوندگان حاضر در سالن، مبحثی بسیار جدی و جالب است که برای تحلیل و چگونگی و راه های مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آن نیاز به نوشتاری مفصل دارد که به زودی در مورد آن، در این سایت بحث شده و نوشته هایی برای خواندن شما عزیزان آماده و عرضه خواهد شد. بیست و هفتم خرداد هشتاد و نه  

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131