خانه موسیقی ایران بی پشتوانه است

نوشته شده توسط persianartmusic Posted in مقالات بازدید: 326

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

خانه موسیقی ایران بی پشتوانه است

گردونه می گردد و روز، شب و شب، روز می شود و ملال بر ملال می افزاید. سالهای پیش شاید این ملال و فسردگی را می شد به نوای ساز و آواز خوشی، لااقل گذراند؛ که دل نپژمرد و گردونه بی صفا نگردد. اما امروزه روز، گویی این امکان هم هر روز ناممکن تر می شود. هنرمندان هر یک به گوشه ای خزیده و آنان که در صحنه اند، زخمه بر ساز شکسته می زنند و آنچنان بد صدا که گویی صدای دلخراش آهن و آجر است. در این آشفتگی ها و کم کاری ها هم البته صدای همه به آسمان است. گویی عادتمان شده که برای هر مشکلی به دنبال عوامل خارجی اش بگردیم و آنرا به گردن کلفت دیگران بیاویزیم و صد البته که گردن کلفتان هم آنرا حواله به دیگری می دهند و آنچه می ماند دستان خالی مردمان است که ناچار دست به انتخابی در بازار تک محصولی خواهند زد و البته هم که در آخر محکومین اصلی همان هایند. محافل هنرمندی سرد و کم فروغ، راه خود را از مردم و مسئولین جدا کرده و آنها هم که مسئولیتی را پذیرفته اند چونان مدیران دولتی، راه خود به وعده و حرفهای تکراری می پویند. چند سال پیش بود که با تشکیل خانه موسیقی، چشم ملت به آغاز حرکتی دسته جمعی روشن شد. گمان این بود که نهادی صنفی و غیر وابسته به تشکیلات دولتی، خواهد توانست آنچه نیاز و درخواست همه هنرمندان است، تامین کند. اما آنچه هنر و هنرمند ما به آن نیاز داشت، چیزی فراتر از خانه ای کوچک و بی پشتوانه بود. اهالی این خانه، پیش از هر چیز باید می پذیرفتند که با هم خویشند و البته هر یک به کار خویش مشغول. آنها باید می پذیرفتند که اختلافات سلیقه ای و حتی اخلاقی آنها، به فضای این خانه ربطی ندارد و آنچه مهم است، اهدافی است که همه آنها را با هم زیر این سقف پیش ساخته، اما نیمه ویران، گرد آورده. با این همه نهاد خانه موسیقی که به استقلال خود می نازید، به تمام مرض های دولتمردان دچار شد. از  برقراری ارتباط با مدیران این مجموعه تا شیوه اداره آن، مسایلی پیش آمد که خواسته یا ناخواسته خانه موسیقی را به نهادی منفعل و غیر کارآمد تبدیل کرد. گرچه پذیرفتنی و قابل فهم است که این نهاد هم بخشی از وقت و انرژی خود را برای آشنا سازی هنرمندان و مخاطبین خود با وظایف و کارایی هایش صرف کند و در این مدت سه رییس بر راس آن بنشیند و بعد از مدتها تنها به ایجاد ساختار خود دست یابد، اما شیوه برخورد مدیران این نهاد با آنچه در پیرامون موسیقی می گذرد، مشکلی دیگر را آشکار می کند: گویی پیش از پی ریزی ساختاری برای اداره این مجموعه باید ساختار اندیشه حاکم بر آنرا دستخوش تغییر کرد. در حالیکه چهار سال کمی بیش یا کم از تشکیل این نهاد مدنی می گذرد، سخنگویان آن باز به بیان کلیاتی تکراری از مجموعه عملکرد و اهداف خود اکتفا می کنند و تمام یا بخش عمده ای از سوالات پیرامون هنر موسیقی را بی پاسخ می گذارند. مدیریت فعلی خانه موسیقی با توجیه زیبای این خانه نهاد صنفی است نه اجرایی، از زیر بار مسئولیت بسیاری از مشکلاتی که دامنگیر هنرمند و موسیقی کشور است، شانه خالی می کند. هنوز هنرمندان ما با کلیات مرتبط با فرهنگ، هویت و اندیشه حاکم بر موسیقی کنار نیامده اند و هر یک سازمخالف دیگری کوک کرده اند. هر بار هم که هم اندیشی ظاهری دیده می شود، جز به کلیاتی تکراری بسنده نمی شود، که از آن نه به فرهنگ می توان رسید و نه به هویت. چندی پیش داریوش پیرنیاکان سخنگوی قابل احترام خانه موسیقی سخنانی کوتاه از کار و عمل خود و نهاد صنفی خانه ارایه کرد. پیرنیاکان که ردیف خوب می داند و تار خوب می نوازد، گویا با شیوه مدیریت دولتی هم آشنا شده و دانسته که جز با وعده و وعید نمی توان کاری از پیش برد. او در حالی از بیمه هنرمندان صحبت می کند که در شکلی نمایشی و به طرزی رقت بار روزنامه ها از بیمه دو خواهر هنرمند سخن به میان آوردند. مشخص نشد این خواهران صغر سن دارند یا کبر سن، بیمارند یا سلامتی کامل دارند، نوازندگان برتری اند یا نبوغی به خرج داده اند و یا همچون دو خواهر درگذشته - لاله و لادن – که سوژه ای برای خبرنویسان شدند، این دو نیز طعمه تفکردولتی شدند تا نشان دهند با کمک و یاری دولتمردان، آنچه دغدغه هنرمندان بود به انجام رسید. دولتیان چنان وظایف خود را در بوغ و کرنا می کنند که گویی منتی بزرگ بر سر همگان نهاده اند. ترس داشتیم که نهاد های مدنی ما هم به همین شیوه گرفتار آیند که خانه موسیقی نشان داد مردمی ترین آنها هم می تواند همین گونه رفتار کند. گویی مدیران این مجموعه هنوز از کارکردهای مطبوعات با خبر نیستند و معنای حضور مطبوعاتی را نمی فهمند و به هر قیمتی حاضر به مطرح کردن خویشند. آنان هنوز در حوزه کاری خود و میان همکاران هم پیالگان خویش هم خویشی و پیوند را برقرار نکرده اند، انتظار برقراری ارتباط با مردم را دارند. هنوز مدیران یا پدرسالاران خانه موسیقی، عزم به دیوار کشی در خانه دارند و همچنان از دعواهای خانوادگی رنج می برند، انتظار دارند کسی مهرورزی آنها به خارج از خانه خود را باور کند. آنان هنوز حرفهای مشترکشان را با هم نمی زنند و هنوز به تهدید و تشر یا به وعده مدیری کارساز جا می زنند، انتظار دارند تا دولتیان وعده ای از وعده های خود را درمورد هنر و هنرمند عملی کنند و هیزم این آتش گر گرفته را نیفزایند. تا زمانیکه هنرمندان ما گونه ای فرهیختگی در درون خود نیافرینند، ناسازگاری های خود را به درون محافل علمی تر نکشانند و دردهای مشترکشان را با اتحاد و همدلی مطرح نکرده و جواب آنرا دریافت نکنند، خانه موسیقی چهار سال که سهل است، چهل سال دیگر هم کاری از پیش نخواهد برد. کم بودن تعداد کاست تولیدی آنقدر مهم نیست که کاهش گروههای موسیقایی. و کاهش این گروهها آنقدر اهمیت ندارد که نبود یکدلی هنرمندان در فضایی صمیمی اما جدی. ترکه های جدا از هم به سادگی در برابر وزش بادی کمر خم خواهند کرد. همچانکه تا کنون بسیاری از هنرمندان برخلاف آنچه خود قبول داشتند، کار در صدا و سیما را پذیرفتند؛ گروهی از هنرمندان اثری از هنرمندی زنده یا فقید را برداشته و برای تولید اثری کم هزینه استفاده کردند و هنرمندانی پرکار و با تجربه، خانه نشین شدند و دیگرانی هم که به کاری تن دادند، چندان اثر ناقصی ارایه کردند که نام موسیقی بر آن نهادن، اجحاف به همان هنرمند خواهد بود. هنرمندان بیش از هرچیز یک دلی می خواهند. دوری گزینی از کارهای اجرایی اگر به معنای کناره گیری از فسادهای اداری و دغلکاری های ناشی از آن باشد، بهترین گزینه برای آنها محسوب می شود. اما آنچه امروز هست، تنها، شانه از بار خالی کردن و بی مسئولیتی گزیدن و عرصه را بر نااهلان هنرفروش زرناشناس باز گذاردن است.

شوریده

هفتم مرداد ماه هشتاد و دو

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه برقراری ارتباط نوازنده در حین اجرای زنده، با شوندگان حاضر در سالن، مبحثی بسیار جدی و جالب است که برای تحلیل و چگونگی و راه های مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آن نیاز به نوشتاری مفصل دارد که به زودی در مورد آن، در این سایت بحث شده و نوشته هایی برای خواندن شما عزیزان آماده و عرضه خواهد شد. بیست و هفتم خرداد هشتاد و نه  

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131