بازخوانی کوتاه کارنامه یک خواننده

نوشته شده توسط persianartmusic Posted in مقالات بازدید: 357

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

بازخوانی کوتاه کارنامه یک خواننده

واحد مرکزی خبر، جام جم: مردی با کت و شلوار سفید و چهره ایی دوست داشتنی که حالت ابروهایش هنگام خواندن کمی استثنایی می شود. سیبلی که روی لبهایش نیست. او را جوان تر از سنش نشان می دهد، اما او واقعا سی و دو ساله است و همنوازش، یکی از چهره های شاخص نی نوازی؛ محمد موسوی. آن وقت ها که حالا نزدیک به هفده سال از آن می گذرد کسی علیرضا افتخاری را نمی شناخت. دو سه سال پیشترش او برای سریال امیرکبیر، آوازخوانده بود؛ همان آواز مشهور دوش در حلقه ما...، و در ماهور. صدای نی که با آواز آن مرد جوان به پایان رسید، افتخاری خودش را معرفی کرد، اما نگفت سالها پیشتر از آن که به تلویزیون بیاید، در آزمون باربد جزو خوانندگان خوب و شاگرد اول ها به حساب می آمد؛ حتی نگفت شاگرد استادی به نام تاج اصفهانی بوده است. حالا اما علیرضا افتخاری را همه می شناسند، با آواز گرم و دلنشینش. او حالا دیگر کت و شلوار سفید نمی پوشد و گاه کت چرمی به تن می کند و روی لبهایش هم سبیلی مردانه روییده است. از هر کسی هم بپرسی علیرضا افتخاری را می شناسی، خواهد گفت: همان که یارا یارا، را خوانده است؟ افتخاری پس از کارهای صحنه ای و یکی دو کار پراکنده، سعی کرد گام اول را محکم بردارد او آتش دل را با تمام وجود به استادش تاج تقدیم کرد. گرچه در آن کار سعی کرده بود کپ بزند و صدایش بسیار پیرتر از سن واقعی به نظر می رسید، چه او آن زمان در حال تمام کردن دهه بیست عمرش بود. گامهای بلندتر او با آثاری چون راز و نیاز و دریغا برداشته شد. آثاری که همراه ذوق و استعداد خواننده، راهنمایی آهنگسازی چون علیزاده و همراهی نی نوازی چون استاد محمد موسوی، در آن کارساز بود. اهل ذوق و علاقه مندان موسیقی ایران، هرگز آواز راست پنجگاه او را با شعر سمن بویان حافظ فراموش نمی کنند و هر بار که سخن از آواز خوب دشتی به میان می آید. آواز دشتی و شوشتری او را در روی اول نوار دریغا به یاد می آورند. افتخاری سی و پنج ساله حالا دیگر جسارتی یافته بود، تا پس از اثر درخشان راز گل (از محمد آذری) و مقام صبر (از مشکاتیان)، خود نیز طعم آهنگسازی را بچشد و قطعاتی را در نوار کاروان بسازد. میل او به تولید آثار موسیقایی در آن سالها که موسیقی ایرانی پس از تقریبا یک دهه از پس حجاب مستوری بیرون آمده بود، باعث شد تا در کنار فریدون شهبازیان، جلال ذوالفنون و هابیل علی اف خود را یک خواننده حرفه ای معرفی کند. آن روزها عرصه موسیقی در قبضه بزرگان بود و در زمینه آواز تنها چهار گزینه وجود داشت: محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، علیرضا افتخاری و حسام الدین سراج. هرچند محسن کرامتی، صدیق تعریف، علی جهاندار، علی رستمیان، ایرج بسطامی و یکی دو خواننده دیگر هم خود را به مخاطبان موسیقی ایرانی شناسانده بودند. با این حال خوانندگان یاد شده یا تک اثر بودند و یا تازه وارد. اوج شهرت افتخاری و محبوبیت او در میان عوام با اثری شکل گرفت که اوایل دهه هفتاد به بازار آمد، هرچند پیش از آن، افتخاری یکی دوبار پس از برنامه جنگ هفته (در سال هزار و سیصد و شصت و شش) به برنامه های تلویزیونی راه یافته و برای مخاطبانش دلبری کرده بود. آن اثر که در سطرهای پیشین یادش کردیم، مجموعه ترانه ای بود، با نام نیلوفرانه (از عباس خوشدل) که بیشتر ترانه هایش، پیش از انقلاب با شعرهایی جز آنچه اکنون می شنیدیم و با صدای یک خواننده دیگری شنیده شده بود. استقبال آنقدر زیاد بود که برخی خوانندگان سطح پایین تر به فکر افتادند، آثار گذشتگان را بازخوانی کنند و بدین ترتیب، پایان سلطنت هنری خواننده جوان دهه شصت آغاز شد. در این فاصله، یعنی از سال هفتاد و پنج که نیلوفرانه به بازار آمد، تا امروز، افتخاری توانست شمار آثارش را از مرز پنجاه بگذراند و با جهشی بلند، میانگین سالانه اش را به نوعی رکورد تبدیل کند. در این میان، تنها استاد محمدرضا شجریان بود که رکوردی بیشتر از او به دست آورده بود؛ اما با مقایسه ای فنی، می توان ثابت کرد که همیشه کمیت، گویای استعداد و ذوق و بزرگی یک هزمند نیست و این در صورتی است که بدانیم استاد شجریان با حضور در بیش از صد برنامه گلها، ذره ای به موسیقی ایرانی خدشه وارد نکرده است، در حالی که علیرضا افتخاری تعهد خود به موسیقی را فراموش کرده و با خلق آثاری که از ارزش هنری کمتری برخوردار است، گذشته درخشان خود را زیر سوال برده است. به یاد بیاورید، نوای اوجش را در تصنیف بسیار زیبای مرا چشمی است خون افشان و در بیت هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش، که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو، و مقایسه کنید آن را با بی هویتی موسیقی و آوازی که در ترانه دل را ببین، اجرا کرده. امروز هم با بازخوانی بردی از یادم گیاهی به خرمن صد گیاه دیگر افزوده است. شمار آثار او شاید در درجه دوم اهمیت باشد. چه بسا هنرمندان بسیاری را می شناسیم که چون استاد علی تجویدی بسیار ساخته اند، اما بر عهد خود با موسیقی ایرانی نیز باقی مانده اند. آنچه بیش از هر چیز دیگر اهمیت را می سازد، تلاش هنرمند است، به ارائه اثری بهتر. در هر حال، امیدواریم آغاز دهه پنجاه عمر این خواننده پرکار، همراه با تاملی شگرف باشد که در او تحولی پدید آورد، تا در سالهای پختگی اش منجر به خلق آوازی ارزشمند شود، باتوجه به آن که پیشتر هم گفتیم صدا و تکنیک آوازی افتخاری یکی از حسن های او به شمار می آید.

از: عزت اله الوندی

بیست و ششم آذر هشتاد و سه