حرف هایی از جنس خاک

نوشته شده توسط persianartmusic Posted in مقالات بازدید: 323

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

حرف هایی از جنس خاک

همیشه گمان می کردم تنها مسئولین دولتی می توانند درباره مشکلاتی که حل آنها دقیقا به خودشان مربوط است داد سخن دهند و گله کنند که چرا این مشکلات حل نمی شوند. همیشه بیان دردهای واضح و عدم ارایه راه حل های فکر شده را از جانب دولتها شنیده بودم و گمانم جز این هم نبود. چراکه دولتهایی که به جای فعالیتهای نظارتی، همه امور اجرایی را به دست گرفته اند، چاره ای هم ندارند برای جلب نظر مردم و پنهان کردن اهمال کاری های خود، به چنین سخنرانی ها و مصاحبه هایی رو کنند. اما ساختار مریض و ناسالم امور اداری چنین دولتهایی، چنان بر فعالیتهای اقتصادی – اجتماعی و حتی فرهنگی، چنبره افکنده که خارج شدن از زیر سایه سنگین آن، همتی سترگ و نیرویی والا می خواهد. در این بین، سستی اهل فن و بی تدبیری آنان که بر مسندی از فعالیتهای اجرایی نشسته اند، بسی آزار دهنده تر است. نگاهی به حوادث و مباحث سالهای اخیر بیانگر نوعی فرافکنی در همه ابعاد آن و در همه فعالیتهای اجتماعی است. این نوع نگاه و این نوع بی مسئولیتی، وقتی در انواع هنر خود را بروز می دهد، بسی تاسف انگیزتر و غیر قابل پذیرش تر جلوه می کند. هنرمندانی که طی سالهای گذشته پا به عرصه های اجرایی گذاشته اند، کمتر توانستند از این آفت خود را برهانند. در اینجا صحبت از کم کاری ها، ناتوانی های فنی و حرفه ای و سنگ اندازی مراکز دولتی نیست. گرچه تمام این موارد هم به عنوان موانعی بر سر راه فعالیت سازمان، اداره یا مجموعه مربوطه موثرند، اما سخن ما بر سر فرافکنی های غیر مسئولانه ای است که دامنگیر کسانی می شود که بی برنامگی و بی تدبیری خود را شاهدند و چاره ای جز دیگرگون جلوه دادن آن ندارند. هر چند جایگاه هنرمند به عنوان عنصری پیش رو و سازنده، آنقدر ارزشمند هست که بتوان از خودش به عنوان عضوی از جامعه، انتظار حرکت و پویایی داشت، اما در اینجا منظور ما فعالیت هنرمندانی است که در جایگاه خاصی از نظر اجتماعی و حرفه ای قرار می گیرند. به بیان دیگر، دراین نوشتار کوتاه عملکرد کسانی مورد نقد قرار گرفته که علاوه بر هنرمند بودن، مسئولیت خاصی را نیز پذیرفته اند. عده ای از هنرمندان که پیش از انقلاب مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را راه اندازی کردند، تعیین چنین جایگاه اجتماعی را برای هنرمندانی مد نظر داشتند که گمان می کردند می توانند یا می خواهند که مسئولیتی فراتر از نقش هنری خود در جامعه و رشد و اعتلای فکری آن ایفا کنند. گرچه امروزه جز نامی از این مرکز نمانده، اما کم نیستند مراکزی که نه تنها جانشین آن، بلکه در سطوحی وسیع تر، فعالیتهای جدی تری را در اساسنامه خود گنجانده اند. خانه موسیقی که سه – چهارسالی از فعالیتهای رسمی اش می گذرد، یکی از همین دست مراکز است. این ارگان غیر دولتی که با هدف جلب مشارکتهای مردمی و انسجام بخشی به فعالیتهای هنرمندان تاسیس شد، در وهله اول نقطه امیدی در هنر موسیقی و یافتن جایگاه دوباره آن در جامعه به شمار آمد. اما با گذشت این سالها و تنها تشکیل کمتر از ده کمیته تخصصی در این نهاد مدنی، شبهه های متعدد درباره فعالیتهای این مرکز، بیشتر و عمیقتر می شود. گرچه در جامعه قحط الرجال زندگی نمی کنیم و گمان نداریم که تنها عده ای معدود می توانند در پستها و مسئولیتهای اجرایی قرار بگیرند، اما تعویض سه رییس طی چند سال گذشته در خانه موسیقی، چندان بدون معنا نیست. شش ماه بعد از تاسیس خانه موسیقی، حسین علیزاده (‌آهنگساز و نوازنده تار و سه تار )، از سمت ریاست (مدیر عاملی) خانه موسیقی کناره گرفت. شاید امروز و پس از گذشت سه – چهار سال از آن تاریخ، بتوان تحلیلی نیمه از این واقعه به دست داد؛ به راستی علیزاده هوشیارانه یا از سر ترس از ناتوانی، مسئولیت این نهاد را واگذاشت؟ ترس از ناتوانی در به انجام رساندن مسئولیتی که شاید در تاریخ موسیقی کشورش ماندگار شود. یا فراتر از این، او چنین می پنداشت که موسیقی ایران با مشکلات ساختاری گسترده ای که با آنها روبرو است، تنها با تلاشهای محدود نهادی چون خانه موسیقی به سر منزلی نخواهد رسید، بلکه این نهاد هم به همان دردها که بسترش را فراگرفته، مبتلا خواهد شد؟ اگر هم در اندیشه علیزاده چنین پندارهایی نگشته، امروز می توان این مسایل را در فعالیتهای خانه موسیقی دید. چندی پیش فریدون ناصری، مدیر عامل خانه موسیقی طی گفتگویی با خبرگزاری ایسنا، مسایل مبتلا به موسیقی ایران را بر شمرد. هر آهنگساز و نوازنده و به هر حال هر کسی که در حوزه موسیقی فعالیت می کند، می تواند از توانایی های بالقوه این هنر در ایران داد سخن دهد و حتی نیازی هم نیست که از او پرسید: تو تا چه اندازه از این توانایی ها استفاده کرده ای؟ اما می توان از کسی که مسئولیتی را در این حوزه پذیرفته سوال کرد: در حیطه وظایف خودت چقدر به معرفی این هنر و ارزشهای آن پرداختی و برای آن چه قدمی برداشتی؟ وقتی کسی که نهادی را اداره می کند که نام بلند و دهان پرکن خانه موسیقی را بر ستونهای لرزانش دارد، از عدم شناخت عده زیادی نسبت به توانایی ها و قابلیتهای موسیقی ایران سخن می گوید، می توان او را مواخذه کرد که: نهاد زیر نظر تو برای این شناخت چه فعالیتی انجام داده است؟ وقتی مدیر عامل خانه موسیقی، که نهادی مدنی و به زعم خودشان اولین آن در حوزه موسیقی به شمار می آید، از کم توجهی مردم نسبت به این هنر و عدم حمایت آنها از هنرمندان گلایه می کند، می توان از او سوال کرد که این نهاد تا جه اندازه توانسته بر مشارکتهای مردمی استوار باشد و نظر مردم را نسبت به فعالیتهای خود و در مرحله بعد، فعالیت هنرمندان عرصه موسیقی جلب کند؟ وقتی مسئول نهاد خانه موسیقی که با هدف حمایت از انواع هنرمندان و خارج کردن موضوع هنر و به خصوص موسیقی از زیر نگاه ناشسته و هوس آلود دولت بنا شده، از اینکه موسیقی کشور متولی ندارد شکایت می کند، می توان از او پرسید که اگر منظورش، متولی دولتی است که آش همان آش و کاسه همان کاسه خواهد شد و اگر منظورش، حضور بخش خصوصی است، چرا خانه موسیقی دست به کار نمی شود؟ والبته پیش از هر چیز باید پرسید: اصولا چه نیازی است به متولی؟ آنچه به نام استانداردهای مورد نظر هنرمندان می شناسیم از سوی خانه موسیقی قابل ارایه است. ناصری در آخر کلام و با تاکید بر اینکه دولتها نمی توانند (یا بهتر است بگوییم نباید) به ریزه کاری ها برسند، نقش خانه موسیقی را حل مشکلات گفته و دست یابی به اهداف بیان شده دانسته بود. این جاست که باید از او پرسید: اگر وظایف خود و آنچه ماهیت این نهاد را تشکیل می دهد، دست یابی به این مشکلات و کمبودها می دانید، پس چه نیازی است که منت آنرا بر سر مردم بگذارید. اکنون سه سال است که خبرنگاران از زبان تند و خسته فریدون ناصری (رهبر پیشین ارکستر سمفونیک تهران) می شنوند که خانه موسیقی در حال بستر سازی و ایجاد ساختارهاست. آنهم در حالی که وی در همین مصاحبه، خبرنگاران را بزرگترین آفت موسیقی کشور بیان می کند. شک نیست که حضور افراد غیر متخصص در تمام حوزه های عرصه روزنامه نگاری، باعث افت کیفیت و کاهش عمق مطالب ارایه شده در مطبوعات شده و می شود، اما بیان چنین مطلبی به عنوان حکمی قضایی، از نوع نگاه مسئولین و هنرمندان ما به خبرنگار و حرفه اش حکایت دارد. حتی قشر فرهیخته ای چون هنرمندان هم نتوانستند میانه خوبی با این گروه مهم اجتماعی برقرار کنند. آنها گاه روزنامه نگار و روزنامه اش را با تریبون تبلیغات انتخاباتی، اشتباه گرفتند و گاه آنرا به مثابه سنگ صبور خود دیدند که درددلهایشان را با آن درمیان بگذارند. ولی نگاه اغلب آنها به دارندگان این شغل، نگاهی از سر بی اعتمادی و سوء ظن بوده. نگاهی که سالهاست با این حرفه عجین شده. تاکید ما در اینجا تنها بر این نکته است که تنها نمی توان روزنامه نگاران را محکوم به نادانی و کم اطلاعی کرد. هنرمندان ما در ارایه اطلاعات و همکاری با حرفه ای های مطبوعات، چنان با ناز و کرشمه رفتار می کنند که با قصه های خسرو و شیرین اشتباه گرفته می شوند. قطعا می توان انتظار داشت که روزنامه نگار در هر زمینه ای که فعالیت می کند، حداقلی از اطلاعات مورد نیاز آن رشته را نیز دارا باشد. اما با این بهانه نمی توان از ارایه اطلاعات به او و تلاش برای برقراری ارتباط با مخاطبین مطبوعات خودداری کرد. آنچه در صفحات هنری روزنامه ها درج می شود، حاصل کم اطلاعی روزنامه نگاران و کم کاری و عدم همکاری هنرمندان با آنهاست. خلاصه آنکه گفتن دردها و مشکلات، چیزی از آنها کم نمی کند. البته منکر درست بودن ارایه تحلیل در مورد مسایل و مشکلات موسیقی ایران، حتی با وجود نداشتن راه حل عملی برای آنها، نیستیم، اما نمی توان سالها نشست و شاهد درددل های تکراری کسانی بود که خود مسئول به وجود آمدن و مامور حل آنها هستند. جالب آنکه حل مشکلات را هم خود به ابتکار خود بر گرده خویش گذاشته اند و منتش دامن مردمی را می گیرد که متهم به عدم حمایت از هنر و هنرمندند.

شوریده

به نقل از: ایران فلامنکو

توضیح: حسین علیزاده، زمانی مدیر عامل خانه موسیقی بود.

بیستم اردیبهشت ماه هشتاد و دو

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه برقراری ارتباط نوازنده در حین اجرای زنده، با شوندگان حاضر در سالن، مبحثی بسیار جدی و جالب است که برای تحلیل و چگونگی و راه های مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آن نیاز به نوشتاری مفصل دارد که به زودی در مورد آن، در این سایت بحث شده و نوشته هایی برای خواندن شما عزیزان آماده و عرضه خواهد شد. بیست و هفتم خرداد هشتاد و نه  

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131