درگذشت هموطنان عزیزمان در زلزله کرمانشاه را تسلیت می گوییم

هنر هم با خط‌کش سیاسی نقد می‌شود

نوشته شده توسط persianartmusic. ارسال در مقالات

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

هنر هم با خطکش سیاسی نقد میشود

موسیقی هنری ایران: اثر هنری باید فارغ از گرایش سیاسی هنرمند با معیار های فنی ارزیابی شود، اما در ایران متاسفانه همه چیز خط کشی سیاسی می شود و اگر هنرمندی نخواهد موضع خاص سیاسی بگیرد، شاهد خودزنی های رسانه ای در موردش خواهیم بود. ایلنا: صفبندیهای سیاسی اجتماعی ایران در دوران معاصر از دوره مشروطه تا بدین سو؛ هنرمندان خود را نیز پیدا کرد. جناحهای سیاسی از سلطنتطلبها تا جریان ملی و جریان چپ همواره به دنبال پیدا کردن نمایندگان خود در میان تمام اقشار ازجمله هنرمندان نیز بودهاند. البته این حق هنرمند است که حتی وابسته به جریان سیاسی خاصی باشد، به عنوان مثال میتوان به شوستاکویچ در موسیقی و به پیکاسو(در دوره ای خاص) در نقاشی اشاره کرد. هرچند در این صورت هنرمند بخشی از مخاطبان خود را طبیعتا رنجیده میسازد یا حتی از دست میدهد اما اثر هنری او؛ به لحاظ ارزشهای هنری تابع جریان سیاسی نیست و ارزش خود را در طول زمان و با قضاوت تودههای مردمی در درازمدت معین میکند. آنچه در هنر سیاسی عارضه فرهنگی ایجاد میکند برخورد سیاسی با مقوله هنر ازسوی جامعه به اصطلاح روشنفکری است که بعضا در رسانهها فعالیت میکنند. فضاسازی برای مخدوش کردن وجه هنری یا اثر هنری هنرمند توسط این قشر که متاسفانه بیشتر به دور از تخصصهای حرفهای فعالیت میکنند، اگرچه ممکن است اثر محدود و کمرنگی برجای گذارد، اما خطر آنجاست که این جریان درحال تبدیل به سنتی است که آسیب آن دستکم متوجه خود رسانهها خواهد شد. رسانههایی که قرار است خود آینهای برای بازنمایی افکار، اندیشهها و احساسات اجتماعی باشند. مسلما اثر هنری باید فارغ از گرایش سیاسی هنرمند با معیارهای فنی ارزیابی شود، اما در ایران متاسفانه همه چیز خطکشی سیاسی میشود و اگر هنرمندی نخواهد موضع خاص سیاسی بگیرد، شاهد اینگونه خودزنیهای رسانهای درموردش خواهیم بود که یکی از دلائل ضعف نقد هنری و عدم رشد آن در فضای رسانهای کشور نیز هست. این نابسامانی فرهنگی تا بدانجا پیش میرود که بخش رسانهای جریانهای سیاسی حتی مدعی دموکراسی، تن به نوعی رفتار توتالیتر میدهند و اتفاقا ماهیت عدم تحقق کامل دموکراسی در جوامعی اینچنینی توسعه نیافتن فرهنگ دموکراسی و تحمل نظر مخالف است چه رسد به نظرات ممتنع! آن وقت است که رسانهها گاه نادانسته مامور تخطئه عوامل به اصطلاح غیرخودی در عرصه هنر میشوند.
استاد محمدرضا شجریان چهره کمنظیر آواز ایران است که به تعبیر استاد لطفی در همین نشست اخیر رسانهای: اگر زحمات و تلاشهای او در این ۳۰ سال نبود مشخص نبود که به سر موسیقی دستگاهی در ایران چه میآمد. شجریان یگانه پرچمدار آواز دستگاهی در موسیقی ایران در ۳۰ سال اخیر است. آثار او به رغم فراز و نشیبها در مسیر تعالی موسیقی دستگاهی بوده است. اما نکته اینجاست، چرا برخی رسانهها به اصطلاح کاسه داغتر از آش شده و نقد حرفهای یک هنرمند از هنرمند دیگر و حتی روایت تاریخی او را برنمیتابند. مگر نه اینکه همه از نبود فضای نقد در جامعه گله دارند؟ نگاشتن تاریخ از دید یک هنرمند که اگر غلط باشد قابل جواب است، اما این موضوع آیا ناقض نقد هنری است؟ سوال دیگر این است که آیا آنچه برخی دوستان رسانهای را اینگونه ذوب در برخی هنرمندان کرده، آیا بابت علاقه و آشنائیشان و زیستشان با موسیقی دستگاهی است یا خطکشیهای سیاسی؟ اگر برخورد برخی دوستان با موسیقی دستگاهی همچون برخوردشان با موسیقی عامهپسند است که باید آنها را در جمع برخی مخاطبان این کنسرتها که مشابه تماشاگران فوتبال هنرمند را تشویق میکنند، جستجو کرد و نه در مقام یک نویسنده و متفکر. در بهترین شرایط بهتر است درمورد موسیقی پاپ که مربوط به عوام است و صد البته محترم نیز هست قلمفرسائی نمایند تا حداقل در نقد موسیقی دستگاهی دچار مشکل نشوند. دوره تابو ساختنها و تقلیدهای کورکورانه دیگر به سرآمده و آنچه ملاک ارزشگذاری است حفظ حریمهای تخصصی است.
آنچه که متاسفانه در جامعه کنونی ما بسیار مشهود است، اظهارنظرهای غیرتخصصی و بدون پشنوانه علمی کافی در همه عرصهها خصوصا عرصه موسیقی است. با احترام به همه خبرنگاران و متخصصانی که درحوزه موسیقی فعالیت میکنند ـ به خصوص آنها که اگر دانش یک موضوع را ندارند در حوزههای تخصصی وارد نمیشوند- باید اذعان داشته باشیم که سطح دانش و آگاهی و تخصص موسیقائی برخی آنقدر پائین است که بعضا از درک موضوع مطرح شده نیز عاجز میمانند چه رسد به تحلیل آن. که متاسفانه هنگامی که این اتفاق به گرایشهای جناحی یا سیاسی نیز آغشته میشود، از نگاه حرفهای به شغل خودشان هم غافل میشوند. بازهم تاکید میکنم محتوای این فضاسازیها چندان با اهمیت نیست، بلکه اظهار نظرافرادی در حوزههای تخصصی موسیقی است که حتی نام دستگاهها و آوازها را به زحمت میتوانند بر زبان جاری کنند چه رسد به تشخیص مبانی موسیقی ایران. آیا زمان آن نرسیده است که هرکس در جایگاه واقعی خودش کار خود را به درستی انجام دهد تا از این مسیر مشکلات تاریخی کشورمان در مسیر اصلاح و بهبود قرار گیرد؟

بهراد توکلی(سرپرست گروه همنوازان مهر و مدیر برنامههای استاد محمدرضا لطفی و عضو شورای نویسندگان ماهنامه تخصصی موسیقی فرهنگ و آهنگ)

هجدهم اردیبهشت هشتاد و نه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    ساز مورد علاقه خود را انتخاب کنید

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • آيا مي توان رديف دستگاه هاي موسيقي را فقط با بمل و ديز اجرا كرد؟

    آيا مي توان رديف دستگاه هاي موسيقي را فقط با بمل و ديز اجرا كرد؟ برای اجرای یک دستگاه یا آواز، نخست باید به فواصل آن توجه کرد، که اگر مطابق با فواصل موجود در سازهای غیر ایرانی (سازهای با فواصل نیم پرده ای) باشند، می شود این دستگاه ها یا آوازها را با این سازها اجرا کرد. مثل دستگاه ماهور. ولی نکته ای مهم وجود دارد و آن اینکه دستگاه ها و آوازهای موسیقی ایرانی، هر کدام از گوشه هایی تشکیل شده اند که ممکن است مطابق با گوشه های ابتدایی دستگاه نباشند. مثلا در دستگاه ماهور، گوشه "دلکش" در ماهور آمده ولی از نظر فواصل مطابق دستگاه "شور" است، پس با اینکه در ماهور آمده ولی علامت های تغییر دهنده آن مانند دستگاه شور است. حال اگر ما بخواهیم ماهور را با سازی مثل گیتار اجرا کنیم، وقتی به گوشه دلکش می رسیم، باید فواصل شور را اجرا کنیم که در حالت طبیعی امکان پذیر نیست. در گذشته و زمانی که سازهای غیر ایرانی وارد ایران شدند، چند راهکار برای اجرای دستگاه های ایرانی در نظر گرفته شد. (به غیر از سازهای زهی مثل ویولن که مشکلی از نظر فواصل نداشت). یک راه این بود که سازی مثل…

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131