گفت و گو با فریدون شهبازیان

نوشته شده توسط persianartmusic Posted in گفت و گو بازدید: 365

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

گفت و گو با فریدون شهبازیان

Fereydoun Shahbazian_Mdm01

زمانی که تصمیم گرفتیم، موسیقی پاپ را راه بیندازیم، مصمم شدیم از بهترین خوانندگانی که می شد درایران پیدا کرد، استفاده کنیم و همان طور که امروز شاهد هستید، موسیقی ای که ما ارائه کردیم و خوانندگانی که در ابتدا معرفی شدند، هنوز هم از خوانندگان خوب محسوب می شوند. از طرفی آنچه ما ارائه کردیم، پاپ نبود و نمی شد به آن پاپ اطلاق کرد و ما اصلا نمی خواستیم به آن پاپ اطلاق شود.

فریدون شهبازیان

تازه جایزه بهترین آهنگساز را از جشنواره پاسیفیک (آسیا- اقیانوسیه) برای فیلم «خاموشی دریا» گرفته بود؛ اما بحث ما راجع به این جایزه و آن جشنواره نبود. با او حتی مباحث نظری موسیقی را هم مطرح نکردیم- که می گویند خوب می داند- بلکه یکراست رفتیم سراغ مسئولیت طولانی مدتی که داشت و حالا ندارد. فریدون شهبازیان نزدیک به دو دهه مسئولیت معاونت موسیقی مرکز موسیقی صدا و سیما را به عهده داشت و حالا مثل هر صاحب منصبی که از منصبی کنار می رود، حرفها و انتقادات زیادی دارد؛ با این تفاوت که مسئولیت هر آنچه در دوره حضورش اتفاق افتاده را می پذیرد و لابد هنوز به نتایجش اعتقاد دارد. شهبازیان به غیر از مسئولیتش، موسیقیدان زنده ای است و این را بسیاری از صاحب نظران نیز اذعان دارند و حالا با مسئولیتی که ندارد، در استودیوی مهر مشغول جمع کردن کاستی با یکی از خوانندگان مطرح است و همان جا بود که به گفت وگو با او نشستیم. در پایان گفت وگو، از او درباره کاستی که اخیرً با اشعار شاملو منتشر کرده است، پرسیدیم؛ اما محور گفت وگوی ما همان است که گفتیم. دری که صدا و سیما بر روی موسیقی پاپ گشود و او معتقد است عامل اصلی این کار او بوده است.

با فریدون شهبازیان از مواضع زیادی می توان آغاز به گفتگو کرد، اما ترجیحا می خواهیم به مسئله ای بپردازیم که زودتر به ذهن می آید و آن هم شروع دوباره موسیقی پاپ بعداز انقلاب اسلامی است، که می توان گفت شما به نوعی یکی از اصلی ترین کسانی بودید که این کار را آغاز کردید. می خواهیم بدانیم اهداف اولیه شما چه بود؟

از همان سالهای اول انقلاب، که موسیقی دچار محذوراتی شده بود و به هر حال عوامل بازدارنده ای در آن به وجود آمده بود، من به عنوان مسئول موسیقی در رادیو و بعد صدا و سیما کار می کردم. همان زمان هم ارکستری را تشکیل دادیم که البته به اقتضای شرایط بیشتر موسیقی حماسی اجرا می کرد، چون اساسا انقلاب نه تنها در ایران، بلکه در سراسر دنیا، روی همه وجوهات اجتماعی اثر می گذارد و موسیقی و دیگر هنرهای آن جامعه نیز باید متأثر از حوادث اجتماعی باشد. از همان سالها به این فکر بودم که موسیقی ای را در صدا و سیما تولید کنیم که پاسخگوی جوانان باشد. در آن سالها بیشتر موسیقی های ایران، حماسی و یا سنتی بود که کم کم موسیقی های محلی و ملی نیز به آن اضافه شد. تا اینکه نزدیک به ده سال پیش که علی معلم مسئولیت واحد موسیقی صدا و سیما را به عهده گرفت، جوانانی آمدند که راغب بودند در زمینه موسیقی پاپ فعالیت کنند و ما چون نمی توانستیم بی بهانه و دلیل عذر همه را بخواهیم و انبوه مراجعان را بازگردانیم، به فکر چاره افتادیم. من شخصا فکر کردم که بهتر است جایی باز کنیم تا جوان ها هم بتوانند موسیقی مورد علاقه خود را دنبال کنند. تا آن زمان موسیقی های کودک، ملی، محلی، سنتی، کلاسیک و غیره اجرا می شد و تنها کسانی که بدون خوراک مانده بودند، جوان ها بودند. گو اینکه بسیاری از آنها موسیقی کلاسیک و سنتی را دوست داشتند، اما جای موسیقی ای برای آنها خالی بود. آرام آرام به این فکر کردم که باید جایی برای آن تعریف کنم.

این مسئله به طور حتم در شورا و یا جمعی مورد بررسی قرار گرفت و بعد عمل شد، شورای تصویب این موسیقی چه کسانی بودند؟

در همان شورای موسیقی که آقای معلم، من و چند نفر دیگر بودیم، کارها را خودم ارزیابی می کردم و مجوز می دادم، در آن زمان قائم مقام مرکز موسیقی هم بودم.

صدا و سیما یک شورای عالی موسیقی هم دارد؟

آن زمان این شورا تشکیل نشده بود. شورای عالی موسیقی بعد ها تشکیل شد که مدیران شبکه ها و مسئولان نیز در آن بودند که صرفا بر عملکرد شورای موسیقی نظارت می کرد، نه بر موسیقی ها.

شما پیش از انقلاب هم در رادیو فعال بودید و با هوشنگ ابتهاج (سایه) کار می کردید، شاید خیلی ها انتظار داشتند، در کنار معلم، تجربه موفق سالهای گذشته تکرار شود، اما فکر نمی کنم آن قدرها هم تجربه موفقی از آب درآمده باشد، چون بعدها موسیقی پاپ به جایی رسید که شاید نمی شد پیش بینی کرد.

این تجربه شروع موفقی داشت. زمانی که تصمیم گرفتیم، موسیقی پاپ را راه بیندازیم، مصمم شدیم از بهترین خوانندگانی که می شد در ایران پیدا کرد، استفاده کنیم و همان طور که امروز شاهد هستید، موسیقی ای که ما ارائه کردیم و خوانندگانی که در ابتدا معرفی شدند، هنوز هم از خوانندگان خوب محسوب می شوند. از طرفی آنچه ما ارائه کردیم، پاپ نبود و نمی شد به آن پاپ اطلاق کرد و ما اصلا نمی خواستیم به آن پاپ اطلاق شود. ما می خواستیم موسیقی ای را ارائه کنیم که اندکی فریاد، عصیان و سرکشی در آن باشد و آرام آرام بتواند در دل جوانان جا باز کند. اما راه عوض شد و ما در آن نقشی نداشتیم. من به شخصه تا سه سال پیش که آنجا بودم، به شاهد آرشیوی که وجود دارد، سعی کردم کارها ارزش هنری داشته باشد. آقایانی که در ابتدا آمدند و تست صدا دادند و پذیرفته شدند، خوب کار کردند. برخی می گویند ما می خواستیم موسیقی پاپ یا چیزی تولید کنیم که جلوی موسیقی وارداتی را بگیرد، این ذهنیت اشتباه است، هرگز نیت مقایسه و مقابله با کسی یا جریانی را نداشتیم، ولی این امر خود به خود پیش آمد.

پس چرا خوانندگانی که در ابتدا معرفی شدند و آغاز به کار کردند، صدایی کاملا شبیه به خوانندگانی داشتند که سالها بود کشور را ترک کرده بودند. حتی بعضی وقتها این طور به نظر می آمد که تعمدا سعی می شود الگوهای گذشته تکرار شود.

اینجا دو مسئله متفاوت وجود دارد؛ یکی آهنگسازی است و دیگری خوانندگی. متأسفانه این دو مقوله همیشه به درستی تفکیک نمی شود. در همان زمان هم آهنگسازی ها متفاوت بود، تنها صدای بعضی از خوانندگان شبیه خوانندگانی بود که پیش از این فعالیت می کردند، ولی کل اثر که در بازار به فروش می رفت بسیار متفاوت از آن چیزی است که شما فکر می کنید.

ممکن است این طور باشد، اما این تشابه صدا، باعث موفقیت این خواننده ها شد و نظر مردم را به خود جلب کرد. آن موقع اولین توجهی که هر کسی می کرد؛ این بود که یکی آمده شبیه فلانی می خواند. شما چقدر سعی کردید جلوی این تقلید ها و تشابه ها را بگیرید؟

من هرگز سعی نکردم جلوی این اتفاق بایستم. چون اعتقادی به این کار نداشتم. در درجه اول دست پرورده صدا و سیما چند نفر بودند: محمد اصفهانی، خشایار اعتمادی، علیرضا عصار و شادمهر عقیلی که فقط ترانه «گل یاس» را با صدا و سیما اجرا کرد. دیگران که منظور شما به آنها هم هست بعدا اضافه شدند و البته چه اشکالی داشت؟ این کار باعث شد اسطوره بودن بعضی ها شکسته شود. پیش از آن همه فکر می کردند هیچ کس نمی تواند مثل فلانی باشد، اما دیدند حتی بهتر ازآن هم ممکن است.

خوب، همین دو سه نفر هم شامل این موضوع می شدند. به نظر می رسید سیاست خاصی می خواهد این شبیه سازی انجام گیرد. باور اینکه این عمل کاملا اتفاقی بوده، دشوار است. بر فرض اگر هم این طور باشد، انتظار نمی رود صدا و سیما با چنین تصمیمی که در شورای موسیقی گرفته می شود، به راحتی کنار بیاید و بعد هم این قضیه دنبال شود.

اصلا چنین چیزی نبود، بعدها شاید به دلیل اینکه چند اثر از اصفهانی، اعتمادی و غیره پخش شد، دولتمردان هم به این فکر افتادند که این موسیقی می تواند رایج شود. اما در ابتدای امر، هیچ کس چیزی به ما دیکته نکرد. من با میل و رضایت خودم تصمیم گرفتم موسیقی ای ویژه جوانان تولید شود.

امابه نظر می آمد در آن زمان و حتی هنوز سیاستگذاری صدا و سیما آن قدر ها با این موضوع همخوانی نداشته باشد و چطور ممکن است شما بتوانید بدون هیچ مانعی این کار را انجام دهید؟

بله. اما واقعیت این است و آن زمان، کسی مخالفتی با این کار نداشت. من باز هم می گویم که این تصمیم شورای موسیقی بود نه هیچ کس دیگری.

فریدون شهبازیان کسی است که پیش از این ها در ارکستر روح اله خالقی بوده و سابقه موسیقی ارکسترال خوبی هم دارد. علی معلم هم شاعر شعر کلاسیک است، پس می توان انتظار داشت که موسیقی ارکستری خوبی ارائه کنند. موسیقی ای که هم جوان ها دوست داشته باشند و هم ارزش داشته باشد. شاید بیشتر از اینکه همه انتظار داشته باشند شما موسیقی پاپ ارائه دهید منتظر بودند موسیقی ارکسترال ارائه دهید. چرا این اتفاق نیفتاد؟

امکاناتش نبود. من خودم هم چنین چیزی را بیشتر می پسندیدم.

چطور امکانات نبود. صدا و سیما که لابد توان تشکیل یک ارکستر مناسب را دارد؟

تنها مشکل مالی نبود که مانع این کار شد. مگر کسانی که بتوانند آثاری مثل «کاروان»، «گریه را به مستی بهانه کردم» را بخوانند چند نفرند؟ شما فکر کنید اگر ما چنین کاری را می کردیم، چند جوان رغبت نشان می دادند؟ اما زمانی که به پاپ مجوز دادیم، موج جوشانی بین جوان ها افتاد و موسیقی رونق گرفت. جوان ها خواستند خودشان را نشان بدهند، خواندند، نواختند و آهنگسازی کردند. شما نمی توانید کتمان کنید که در این چند ساله تعداد گروههایی که فعالیت می کنند، چندین برابر شده است. البته شما نمی شنوید، چون جایی نیست که همه کارشان را ارائه کنند.

تلویزیون امکانات دارد، اتفاقا امکانات نامحدود هم دارد. پس چرا این کار را انجام نمی دهد و همه را پذیرا نمی شود؟

اینکه تلویزیون امکانات دارد، ولی استفاده نمی کند به سیاستگذاری آن بازمی گردد، به من ربطی ندارد. ما می توانیم تولید کنیم و مجوز پخش بدهیم، اما اینکه پخش می شد یا نه، از دست ما خارج است. حتی بسیاری از موسیقی هایی که برای سریال ها و جشن ها استفاده می شود، از شورای موسیقی مجوز نمی گیرند. شما تولید و پخش را با هم می بینید. در ضمن آنجا چارچوبهایی دارد که کارهای ارائه شده به ما با آن سنجیده می شود. بعضی از ترانه هایی که از شبکه ها پخش می شد، به هیچ وجه مورد قبول ما نبود، اما پخش شدن یا نشدن آن به ما ارتباطی ندارد.

جسارتی که شما برای آغاز دوباره پاپ در صدا و سیما به خرج دادید، ستودنی است. تا آن زمان هیچ کس گمان نمی کرد که اگر روزی این اتفاق بیفتد، از صدا و سیما آغاز شود. گمان همه بر این بود که سازمان موضع خواهد گرفت؛ اما برعکس بود. چرا سازمان بعداز مدتی دوباره به سمت سیاست های قبلی اش حرکت کرد؟

همان طور که گفتم تا زمانی که آنجا بودم، همه تصمیم ها را خودم گرفتم. کسی توان مخالفت کردن نداشت! چون حساب همه چیز را کرده بودیم و اینکه بعدها صدا و سیما به سمت دیگری رفت و عملکرد دیگری داشت، به شورای موسیقی مربوط نمی شود ما فقط تولید می کردیم، تصمیم پخش با کس دیگری بود.

باز گردیم به همان بحث اول اگر شما اختیار این را نداشتید که در پخش دخالت کنید چطور می توانستید یک جریان راه بیندازید و کسی هم مخالفت نکند؟!

من باور داشتم که جوان ها می توانند موسیقی خوبی تولید کنند و به آن احتیاج دارند. نمی دانم چرا، ولی کسی با من مخالفتی نکرد.

با توجه به سابقه کاری شما در رادیو و موسیقی ارکسترال همه انتظار داشتند، شما موسیقی ای همپای موسیقی گلها ارائه دهید. اگر بابک بیات مسئول شورای موسیقی صدا و سیما می شد، همه منتظر شنیدن موسیقی پاپ بودند، اما شاید از شما انتظار شنیدن موسیقی هایی ملی و ارکستری داشتیم.

بیشتر از پانزده سال است که به فکر تشکیل ارکستری هستم که بتواند کارهایی با کیفیت بالا ارائه کند و در این مورد با خیلی ها صحبت کردم. مرکز موسیقی ارشاد، حوزه هنری، فرهنگسراها، سازمان شهرداری، صدا و سیما و هر جا که شما فکرش را بکنید، اما هیچ کدام علاقه ای نشان ندادند. چون آنچه در نظر من بود، هزینه بالایی داشت و به همین خاطر نه تنها چیزی ته آن باقی نمی ماند، بلکه هزینه زیادتری هم نسبت به این ارکسترها باید برایش می شد. بیشتر این ارکسترها تنها برای این تشکیل شده اند که باشند و هیچ توجیه هنری ندارند. تا به حال هم کار قابل تأمل و ماندگاری از آنها ندیده ایم. ما حتی با یکی از این سازمانها به توافق رسیدیم و نزدیک به یک ماه هم تمرین کردیم. ارکستری که تشکیل داده بودیم این قابلیت را داشت که برای همه خواننده ها موسیقی اجرا کند و همه می توانستند با آن بخوانند. بعداز یک ماه ارکستر تعطیل شد و دستمزد هیچ کدام از نوازندگان پرداخت نشد. من امکانات ارکستر پرهزینه ای که بتواند کارهایی در حد برنامه گلها اجرا کند، نداشتم. اگر بتوانم، همین حالا هم این کار را شروع می کنم.

بعد از باز شدن فضای موسیقی پاپ جریان شکل دیگری پیدا کرد شما احتمالا می دانستید نتیجه چه خواهد بود، می دانستید اگر سد شکسته شود نمی توان جریان را کنترل کرد. و هزار نفر به طرف این جریان سرازیر می شوند. آیا فکری به حال این موضوع کرده بودید؟

اگر درست عمل می شد سد شکسته نمی شد. اگر درست ممیزی می شد کسی نمی توانست سد را بشکند. این که چند نفر می آیند و ترانه های «بی هویت» می خوانند نشان می دهد سدی وجود ندارد و ممیزی ای که انجام می شود، کیفی نیست. بعضی خوانندگان و آهنگسازان کپی کار که نگاهشان به موسیقی های وارداتی است مجوز می گیرند آن وقت ده ها نفر با استعداد پشت در می مانند.

فکر نمی کنم ممیزی بتواند چاره کار باشد. ارشاد این مشکل را داشت. شما در صدا و سیما چه تدابیری داشتید؟ به جز چند خواننده همان یکی دو سال اول دیگر کسی نتوانست به عنوان چهره مطرح شود.

چون خوب نبودند. همه انتظار داشتند خواننده شوند. ولی ما نباید این اجازه را بدهیم. بعضی ها هم که استعداد دارند گرفتار پول می شوند و برایشان مهم نیست که چه خوانده اند.

شما برای این خواننده های با استعداد که امکانات ندارند، چه کار کردید که به طرف این تهیه کننده ها نروند؟

اگر هر کدام از این افراد زمانی که من در صدا و سیما بودم وارد آنجا می شدند کمک شان می کردم، همان طور که به بقیه کمک کردم. روز اولی که علیرضا عصار و فواد حجازی به صدا و سیما آمدند، همه با کارشان مخالفت کردند، اما من امضا کردم، این که چرا عصار یا محمد اصفهانی دیگری نیامدند و پیدا نشدند، دلیلش این است که قابلیت آن را ندارند و راه را خودشان اشتباه می روند. الان «حامی» خوب است. اگر من بودم از «حامی» یک ستاره دیگر می ساختم.

پشتیبانی هم مهم است، فکر نمی کنید یکی از دلایل این است که کسی حمایت نمی کند.

چرا هستند، من هم هر کسی کمک خواسته، کرده ام. روز اولی که شادمهر عقیلی به صدا و سیما آمد، با کارش موافقت نکردم؛ با این که او پافشاری زیادی داشت. و آخر هم قرار شد با صدای گرفته نخواند و ترانه را طوری اجرا کند که من می گویم. نتیجه اش هم «گل یاس» بود. مگر بد بود؟! اما کارهای دیگرش را مجوز ندادم، چون فکر می کنم او نوازنده خوبی است تا خواننده. در بیشتر کارهای خودم هم نوازندگی کرده است. اما خوانندگی اش خوب نیست. عصار را وقتی شاگرد پورتراب بود و یازده سال بیشتر نداشت در حال پیانو زدن دیدم. خوب معلوم است که او را کمک می کنم. محمد اصفهانی را زمانی دیدم که بر آواز احاطه کامل داشت. حالا می بینید که از صدای خوبی برخوردار است، چون از ابتدا به دنبال موسیقی خوب بود. درست است که اکثرشان نمک خوردند و نمکدان شکستند و حتی قدردانی هم نمی کنند اما من هر کاری بتوانم می کنم.

بعد این قضیه «به اهتمام» شروع شد که در بسیاری از آلبوم ها نام شما را با عنوان «به اهتمام فریدون شهبازیان» می دیدیم. که حالا دیگر به صورت یک عادت درآمده و بر روی هر آلبومی یک نام با عنوان به اهتمام  آورده شده. شما برای این کارها چه کردید؟

آن چه من انجام می دهم با دیگران فرق دارد. من کار را زیرورو می کنم. جواد معروفی هم برای ترانه های گلها همین کار را می کرد. ملودی ها و نت ها را اصلاح می کرد، ساز بندی را تغییر می داد و مثلا می گفت این آکورد غلط است یا این ملودی را برای کلارینت ننویس برای فلوت بنویس. من هم همین کار را می کنم که می توانید نتیجه را در کارهای من ببینید. البته «اهتمام» هم این روزها شکل  دیگری گرفته و نام کسانی را در این جایگاه می بینیم که حتی نمی توانند ملودی بنویسند.

شما هم با هوشنگ ابتهاج و هم با علی معلم کار کرده اید. تفاوت شان در چیست؟

ابتهاج شاعر برتر دوران خودش بود و هنوز هم هست و در ضمن موسیقی شناس هم بود موسیقی کلاسیک و ایرانی را به خوبی می شناخت. اما معلم در واحد موسیقی هیچ نظری درباره موسیقی نمی داد. او بیشتر به موسیقی مقامی علاقه داشت و فقط شنونده آن بود.

بگذارید سؤال دیگری بپرسم که شاید سؤال خیلی هاست چطور شد که وزارت ارشاد هم بعد از صدا و سیما شروع کرد به مجوز دادن به آثار پاپ؟

این سؤالی است که برای خود من هم مطرح است. در تمام این مدت همین پرسش را از خودم داشتم که چرا ارشاد هم به دنبال ما مجوز داده است. وقتی پای مجوز دادن های ارشاد آمد وسط همه چیز به هم ریخت.

شما خیلی از مسئولیت ها را به عهده گرفتید آیا این که در سیستم موسیقی تلویزیون سیستم بسته وجود دارد را هم به عهده می گیرید؟

ما هرگز سیستم بسته نداشته ایم. مسائل سیاسی را که کنار بگذارید ما در بقیه موارد منطقی عمل کردیم. نمی توانستیم در را باز بگذاریم و بگوییم که هر کسی خواست بیاید تو! باید بر اساس یک قوانین خاص کارها ارزیابی می شد. من در اینجا مسئولیت همه کارهایم را بر گردن می گیرم و اعلام می کنم هر کدام از کارهایی که به ما ارائه شد و با ارزش بود برای پخش مجوز گرفت، البته در چارچوب قوانین.

پس منکر سیستم بسته در مرکز موسیقی هستید. شورا چقدر وقت برای آلبوم ها می گذاشت آیا نوبت به همه می رسید؟

تا زمانی که من آنجا بودم همه کارها را بررسی می کردیم و با استدلال رد و یا قبول خودم را می گفتم. شورای کارشناسی کارها را بررسی می کرد بعد شورای موسیقی اجازه ضبط می داد و بعد شورای عالی اجازه پخش را صادر می کرد.

بعضی ها که به شورا مراجعه کرده بودند می گفتند شورا بعضی از سازها را رد می کند و مثلا می گوید فلان ساز نباشد. مثلا گروه آویژه می گفت شورای موسیقی گیتار الکتریک را از ساز بندی گروه حذف کرد.

ما هرگز چنین کاری نکردیم. و اگر هم زمانی سازی را حذف کردیم به دلیل نوع سازبندی و نوع موسیقی بوده است. «آویژه» مدعی است که موسیقی پاپ و سنتی را با هم تلفیق کرده است. گیتار برقی در این ترکیب نمی توانست قرار بگیرد و گرنه ما با خود گیتار الکتریک مخالفتی نداشتیم.

حالا که صدا و سیما را رها کرده اید چه می کنید؟

برای بعضی از خوانندگان موسیقی می سازم، چند آلبوم هم هست که نظارت می کنم. مسئولیت اجرایی در هر صورت سخت است به خصوص اگر در صدا و سیما باشد و همه چیز از چشم تو دیده شود. حالا خیلی خوشحال ترم که مسئولیتی ندارم.

در مورد «کاشفان فروتن شوکران(دو)» بگویید.

این آثار را مرحوم شاملو، وقتی که کاشفان(یک) را خواند، حدود سی، چهل شعر خواند. سال شصت، ده پانزده شعر را تبدیل به کاست یک کردیم. کار تولید شد و شاملو این کار را به من هدیه کرد. بعد از هفت هشت سال کاشفان دو را میکس کردم ولی شعرها به اندازه یک طرف نوار بود. با ایشان صحبت کردم، قرار شد که بروم و کارها را ضبط کنیم ولی دلم نیامد برای این که مریض بود و حال خوبی نداشت. آنقدر طول کشید تا ایشان فوت کردند. به پسرشان سیاوش گفتم که شعرهای ضبط شده پدر را به من بدهد. با آیدا خانم صحبت کردم و ایشان هم نوار را به من داد که در استودیو ضبط شده بود، ما این را درست کردیم، پالایش کردیم. نواری که گرفته بودیم کیفیت خوبی نداشت و ما با پالایش اشعار را به صورتی درآوردیم که شما می توانید در ساید B بشنوید. البته دلم می خواست که چند سالی از کار اول بگذرد. شرکت ابتکار هم که این کار را درآورده بود حق الزحمه ما را نداده بود. بعد هم دیگر تصمیم گرفتم کاست (دو) را منتشر کنم و تقاضا کردم (یک) را هم بتوانم منتشر کنم که این کاست هم یک ماه دیگر با طرحی دیگر منتشر می شود با کیفیتی به مراتب بهتر از دفعه اول که منتشر شد.

چرا اسم کاست را باز هم « کاشفان فروتن شوکران» گذاشتید؟

ایشان چون این اسم را خودشان انتخاب کرده بودند من هم نخواستم تغییرش بدهم این کار هم کار ارکسترال است و ایشان هم زمانی که زنده بود آن را شنیده و دیده بود. البته بخشی از آن را که در ساید اول نوار آمده است بقیه کار را هم بر اساس همان تم نوشتم.

گفت و گو: آرش نصیری و آزاده شهمیر نوری

بیست و سوم آبان ماه هشتاد ودو

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه برقراری ارتباط نوازنده در حین اجرای زنده، با شوندگان حاضر در سالن، مبحثی بسیار جدی و جالب است که برای تحلیل و چگونگی و راه های مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آن نیاز به نوشتاری مفصل دارد که به زودی در مورد آن، در این سایت بحث شده و نوشته هایی برای خواندن شما عزیزان آماده و عرضه خواهد شد. بیست و هفتم خرداد هشتاد و نه  

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131