بیژن بیژنی؛ پر پرواز داریم اما افق روشن نه!

نوشته شده توسط persianartmusic Posted in گفت و گو بازدید: 346

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

بیژن بیژنی؛ پر پرواز داریم اما افق روشن نه!

موسیقی هنری ایران: بیژن بیژنی از نبود پشتوانه‌ی دولتی و اجتماعی در عرصه‌ی موسیقی انتقاد کرده و تنگناهای کار هنری در عرصه‌ی موسیقی را مورد تاکید قرار داده و می‌گوید: در کشور فقط بعد از مرگ هنرمندان؛ مراسم‌های رنگارنگ برایشان برگزار می‌کنند.

بیژن بیژنی ازجمله چهره‌هایی است که هم‌اکنون در حوزه تجسمی فعال‌تر شده است و برای حضور در عرصه‌ی موسیقی می‌گوید: پرپرواز داریم اما جایی برای پرواز کردن نه!

بیژن بیژنی، خواننده، در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، گفت: در شرایط‌ موجود همه‌ی مسائل تحت‌الشعاع اقتصاد خراب کشورمان است و به یقین در این شرایط اولویت مردم خرید آثار موسیقی یا تابلوی نقاشی نیست.

وی افزود: حضور فعال در عرصه‌ی موسیقی مانند ساختن یک خانه است که برای ساختن آن باید مصالح داشت و بدون داشتن مصالح یا همان پشتوانه، کار کردن حتی با نقشه‌ی قبلی هم منطقی نیست.

بیژنی اعتقاد دارد که: هم‌اکنون اغلب هنرمندان که از دوستان صمیمی من هستند؛ دست روی دست گذاشته‌اند و منتظر یک حادثه در حوزه‌ی هنر هستند.

این خواننده موسیقی کلاسیک درباره‌ی اثری جدید خود به آهنگسازی محمدجواد ضرابیان گفت: اکنون مشغول نوشتن پارتیتور این اثر موسیقایی هستم اما چنان انگیزه‌ای برای ضبط آن ندارم.

وی ادامه داد: ما این آثار را با خون دل آرایش می‌کنیم؛ چراکه همه در تنگنا هستیم و بدون هیچ پشتوانه‌ی دولتی و حتی اجتماعی؛ آثار خود را عرضه می‌کنیم.

این هنرمند با تاکید بر این موضوع که خلق اثر توسط هنرمند درصورت اطمینان به ضبط اثر، صورت می‌گیرد، اظهار داشت: هیچ هنرمندی با این امید که اثرش پارتیتور می‌شود و به بایگانی کتابخانه‌اش فرستاده می‌شود، اثری خلق نکرده و نمی‌کند.

بیژن بیژنی گفت: ما ناامید نیستیم و پر پرواز داریم اما تا چه زمان باید به امید افق‌های روشن و به امید اینکه روزی خستگی از تن بیرون خواهیم کرد، پرواز کنیم.

این خواننده از مسئولان و متولیان هنر موسیقی گله‌ کرده و گفت: رسانه‌ها پل ارتباطی میان هنرمند و مسئولان هستند اما ما در رسانه؛ درد را گفته‌ایم و درمان را نیز هم! و توقع داریم که به این حرف‌ها توجهی نمی‌کنند.

بیست و دوم مهر هشتاد و نه