گفت و گو

گفت و گو (1171)

گفت و گو با اساتید موسیقی، آهنگسازان، نوازندگان، خوانندگان، نویسندگان کتاب، مترجمان موسیقی ایران

طبقه بندي هاي فرزند

عثمان محمدپرست:

در رودربایستی گیر کردم!

نوازنده پیشکسوت دوتار خراسان درباره کنسرت موسیقی محلی خراسان که اخیرا برگزار شد، گفت: با درخواست مسؤول برگزاری، در رودربایستی گیر کردم و بعد از خواهش بسیار گفت برایم بلیت هواپیما می‌گیرد تا فقط برای سخنرانی در یکی از روزهای اجرای کنسرت حاضر شوم، من هم پذیرفتم.

عثمان محمدپرست در گفت‌وگو با ایسنا، بیان کرد: در کنسرت موسیقی خراسان که در تهران برگزار شد، من هیچ اجرایی نداشتم . قبل از برگزاری کنسرت با من تماس گرفتند و خواهش کردند که اجرا کنم اما قبول نکردم، زیرا من بیمارم، روی ویلچر می‌نشینم و اصلا نمی‌توانم راه بروم. من در این کنسرت اجرا نداشتم. برایم بلیت هواپیما تهیه کردند و برای دو شب به تهران آمدم، با اینکه اجرایی نداشتم اما چند دقیقه‌ای صحبت کردم.

او با بیان اینکه برایم سخت بود که به تهران سفر کنم، افزود: اما شخصی که با من تماس گرفت، اصرار زیادی کرد و گفت «این کار برای شما و موسیقی خراسان انجام شده است، در اصل شما موسیقی خراسان هستی»، من هم بعد از شنیدن این حرف‌ها پذیرفتم که در این کنسرت حاضر شوم.

این نوازنده پیشکسوت خراسان ادامه داد: کسی قبل از برنامه‌ریزی کنسرت موسیقی با من هماهنگی انجام نداده بود و تنها دو روز قبل از اجرا با من تماس گرفته و درخواست شد که در یکی از مراسم حاضر شوم و برای چند دقیقه سخنرانی کنم.

او درباره اینکه آیا برای حضورش در این مراسم مبلغی هم دریافت کرده است یا نه؟ اظهار کرد: هیچ مبلغی به من پرداخت نشده است. فقط برایم بلیت هواپیما خریدند و در مدتی هم که در تهران بودم، در منزل کسی که این کارها را هماهنگ کرده بود و اسمش را به‌خاطر نمی‌آورم، اقامت داشتم.

این نوازنده پیشکسوت درباره وضعیت جسمی‌اش توضیح داد: از روی نا آگاهی کمرم را عمل جراحی کردم و حدود یک سال است که اصلا نمی‌توانم راه بروم، درواقع بدون ویلچر نمی‌توانم کاری انجام دهم.

به گزارش ایسنا، این هنرمند 83 ساله، اهل یکی از شهرهای جنوب شرقی خراسان، در شهر خواف است که علاوه بر دوتار و سه‌تار، ویولن هم می‌نوازد. عثمان محمدپرست شش پسر دارد و سه دختر که هیچکدام در موسیقی پیش پدرشان شاگردی نکردند و ساز نمی‌نوازند.

ادامه مطلب...

فریدون شهبازیان با انتقاد از کسر مبلغ بیمه از قرارداد هنرمندان:

مزاحم کار هنری ما نشوند

فریدون شهبازیان درباره اقدام سازمان تامین اجتماعی در راستای کسر مبالغی از قراردادهای هنرمندان، می‌گوید: فعالیت‌های هنری در قانون کشور ما، از مالیات معاف است ولی هر روز یک مساله جدید مطرح می‌کنند. امیدوارم به زودی این مساله روشن شود و مزاحم کار ما نشوند تا ما بتوانیم با کیفیت خوب به کار هنری خود بپردازیم.

فریدون شهبازیان ـ آهنگساز و رهبر ارکستر ملی ایران ـ در گفت‌وگو با ایسنا در این‌ زمینه اظهار کرد: من بیش از ۵۰ سال است رهبری ارکستر و آهنگسازی برای فیلم و سریال و یا تولید آلبوم موسیقی انجام می‌دهم و تاکنون کسر بیمه از قراردادهای هنری سابقه نداشته و من به عنوان هنرمند به این کار تن نمی‌دهم. این بیمه برای چیست، از نظر من این اقدام تامین اجتماعی ناپسند است و باید با آن مقابله کرد و هیچ کدام از هنرمندان این هزینه را نخواهند پرداخت.

او ادامه داد: بیمه در ازای کسر قراردادها چه کاری برای ما انجام می‌دهد؟ به عنوان مثال اگر نوازنده در مسیر استودیو اتفاق ناگواری برایش رخ بدهد می‌تواند برای خسارت خود با بیمه طرف شود؟ کارهای هنری دو شکل دارند یکی اینکه بنده به عنوان یک هنرمند با یک سازمان قرارداد می‌بندم و ماهیانه بابت اجرای کاری هنری خود دستمزدی دریافت می‌کنم که در ازای آن بیمه و مالیات هم پرداخت می‌کنم، البته دولت هم کمک می‌کند تا به عنوان یک هنرمند به من فشار نیاید.

این هنرمند اضافه کرد: یا اینکه من به صورت آزاد با یک شخص حقوقی یا یک تهیه‌کننده قرارداد می‌بندم و به من سفارش کار می‌دهند؛ به عنوان مثال یک خواننده به من برای ساخت آهنگ سفارشی می‌دهد و همه هزینه‌های من در قرارداد لحاظ می‌شود و این مبلغ را به من می‌پردازند و ممکن است هزینه‌های مربوطه مانند استودیو و یا نوازنده که خود در جای دیگری بیمه هست، نیز در قرارداد من مدنظر قرار گیرد و من به عنوان بیمه و مالیات هیچ پولی را نمی‌توانم از استودیو و یا نوازنده کم کنم.

شهبازیان بیان کرد: از طرفی زمانی که من با یک سازمان دولتی برای ساخت اثری قرارداد می‌بندم آن سازمان نمی‌تواند بابت بیمه از من مبلغی را کم کند و من به عنوان پدیدآورنده اثر هنری نباید پولی بپردازم. آن سازمان نیز نباید بابت قرارداد ساخت این اثر هزینه بیمه بپردازد چرا که من خود در جای دیگری بیمه هستم. من چرا باید دوبار پول بیمه و مالیات بدهم؟ این مساله در کجا تصویب شده است؟

رهبر ارکستر ملی ایران ادامه داد: برای نمونه من به عنوان آهنگساز و رهبر ارکستر برای جشنواره موسیقی فجر فعالیت کردم از من نمی‌توانند بابت بیمه مبلغی را از قرارداد جشنواره کم کنند، مسوولان جشنواره موسیقی فجر هم نباید به این موضوع تن دهند.

شهبازیان تاکید کرد: فعالیت‌های هنری در قانون کشور ما از مالیات معاف است ولی هر روز یک مساله جدید مطرح می‌کنند، امیدوارم به‌زودی این مساله روشن شود و مزاحم کار ما نشوند تا ما بتوانیم با کیفیت خوب به کار هنری خود بپردازیم.

پیش از این حمیدرضا نوربخش ـ مدیرعامل خانه موسیقی و مدیرجشنواره موسیقی فجر ـ از اقدام سازمان تامین اجتماعی در راستای کسر مبالغی از قراردادهای هنرمندان گله کرده و گفته بود «حدود دو سال پیش، ما به طور ناگهانی با پدیده‌ای مواجه شدیم که برای همه جامعه هنری و هنرمندان شوک آور بود. ما یک‌باره دیدیم که در قراردادها اعداد عجیب و غریبی به نام بیمه اضافه شده است که درصد بهت‌آوری دارد.»

او با بیان اینکه این مبلغ بین ۱۶ تا ۴۰ درصد قراداد هنرمندان است، اظهار کرده بود «از آن زمان تا امروز این طرح اجرا شده و مسؤولان تأمین اجتماعی نیز بر اجرای آن مصر هستند اما مساله اینجاست که هیچ توجیه و تشریح وضعیتی برای این مبالغ ارائه نمی‌شود تا هنرمند بداند که این اعداد را برای چه چیزی پرداخت می‌کند و ما به ازای آن چه خدماتی از سوی سازمان تأمین اجتماعی به آنان ارائه می‌شود.»

نوربخش همچنین گفته بود «هنرمندی که قرار است دو ساعت برنامه‌ای را روی سن اجرا کند و برود چرا به این بیمه نیاز دارد؟ این در حالی است که همه هنرمندان ما در مراکز مختلفی مانند مؤسسات آموزشی، فرهنگی و هنری خود یا زیرمجموعه صندوق اعتبار هنر بیمه تأمین اجتماعی هستند و حق بیمه پرداخت می‌کنند. حال مسؤولان پاسخ بدهند این پرداخت‌ها چه توجیهی دارد؟ در ازای این مبلغ چه چیزی پوشش داده می‌شود؟ آیا این مبلغ بیمه حوادث است یا خدمات دیگری را شامل می‌شود. لازم است که مسؤولان این مشکلات را رفع کنند.»

ادامه مطلب...

گفت‌وگو با خواننده «یا رب‌العالمینِ»:

چون معتقد بودم موسیقی حرام است، به گلها نرفتم/غصه می‌خورم که چرا نگذاشتم صدایم شنیده شود

مهدی حمیدی، خواننده «یا رب‌العالمین»ی که سال‌ها در ماه رمضان قبل از اذان مغرب پخش می‌شد، معتقد است دری که آنها به واسطه سحری‌خوانی بین بنده خدا و خدا گشودند، با آنچه اکنون هنگام سحر از تلویزیون پخش می‌شود، بسته شده است. به گزارش خبرنگار ایلنا، مهدی حمیدی، ملقب به قره‌الحمید در سال 1320 در اصفهان به دنیا آمد. او در 11 سالگی شیوه خواندن اشعار مذهبی و مداحی را به مدت دو سال نزد حسن جوانمرد و شیوه خواندن قرآن را به مدت 10 سال نزد میرزاعباس نخودی، مرتضی فصیح‌القرا و استاد میرزا نجار یاد گرفت. حمیدی در سال 1344 وارد دانشگاه اصفهان و در 1348 از رشته ادبیات فارسی فارغ‌التحصیل شد و در سال 1345 نزد استاد ملاحسین موسیقی که از شاگردان استاد سیدرحیم بود برای فراگیری ردیف‌های آوازی در رادیو اصفهان شاگردی کرد و بعد هم به گروه موسیقی رادیو دعوت شد اما با اشرافی که در خواندن قرآن و اشعار مذهبی داشت، در برنامه بامدادی رادیو با ضبط اشعار عرفانی و قرائت قرآن مشغول به کار شد.

حمیدی پس از مدتی با همکاری سیداحمد قوام‌نیا، چند برنامه دوصدایی مذهبی را روی صفحه‌های گرامافون ضبط کرد. از دیگر برنامه‌های معروف آن زمان می‌توان به «یا رب‌العالمین» که سال‌ها، قبل از اذان مغرب در ماه رمضان پخش می‌شد، اشاره کرد.

او برای تکمیل ردیف‌های آوازی محضر حسن کسایی را درک نمود و با مراودات هنری که با جلال‌الدین تاج‌اصفهانی داشت از حضور او نیز بهره‌مند شد. حمیدی در سال 1349 به مدت دو سال به صورت حضوری نزد علی‌خان ساغری شاگردی کرد. درک حضور جلیل شهناز و علی تجویدی از دیگر افتخارات اوست. او همچنین با استفاده از نوارهای اساتیدی چون ادیب خوانساری، حسین طاهرزاده و محمود کریمی فراگیری ردیف‌ها را به اتمام رساند. حمیدی از سال 1350 همکاری خود را با تلویزیون ایران در بزم‌های مذهبی آغاز کرد و از سال 1345 تا 1357، 27 برنامه را ثبت و ضبط نمود.

سحری‌خوانی‌هایی داشتیم که با شنیدنش‌شان خود را دربست در اختیار خدا می‌گذاشتید

پشیمانم که به «گلها» نرفتم

مهدی حمیدی با آنچه شنیدن یک سحری‌خوانیِ درست می‌تواند با انسان بکند، آغاز کرده و گفت: مرحوم سیدجواد ذبیحی، که خدا رحمتش کند هر چند من مخالفش بودم و سال 1356 در بزم مذهبی که در مدرسه مطهری داشتیم کنارش ننشستم، یکی از کلاس دیده‌های قشر ما بود که پهلوی مرحوم ادیب برومند رفته بود و هم آوازخوانی می‌دانست و هم ردیف، بنابراین فرض کنید وقتی شعری غم‌انگیز را در آواز دشتی می‌خواند اثری غیرقابل انکار می‌گذاشت. مثلا شعر شهریار را که می‌خواند؛ «شب شنفته است مناجات علی، جوشش چشمه عشق ازلی...» دل سنگ را هم نرم می‌کرد.

حمیدی ادامه داد: حالا تصور کنید در دل شب که خواب می‌چسبد و لذت‌بخش است، رختخواب‌تان را ترک کرده‌اید که سحری بخورید و آن کسی که سحوری می‌خواند چنان با صدایش در درون‌تان نفوذ می‌کند که خودتان را دربست در اختیار خدا می‌گذارید. یکی از قطعاتی که خود من برای سحر خوانده‌ام این است؛ «چنین شنیدم که لطف یزدان به روی جوینده در نبندد/ دری که بگشاید از حقیقت بر اهل عرفان دگر نبندد...» این را که شما در دل شب می‌شنوید اصلا زیر و رویتان می‌کند.

او گفت: البته من آن زمان به فتوای علمایی که می‌گفتند موسیقی حرام است معتقد بودم. وقتی در سال 1350 از من خواسته شد در برنامه «گلها» بخوانم، گفتم عذر می‌خواهم و نمی‌توانم، برنامه‌ای دو نفره با مرحوم سیداحمد قوام‌نیا ایجاد کرده بودم به نام «یا رب‌العالمین» که قبل از اذان مغرب پخش می‌شد و به «گلها» نرفتم...

حمیدی افزود: آن زمان ما فکر می‌کردیم باید چیزهایی بخوانیم که جایگزین برنامه‌هایی شود که بعضی آن‌ها را مبتذل می‌نامیدند که قطعا همه‌اش هم مبتذل نبود و خیلی‌هایش باحال و رو به راه بود. من با «گلها» همکاری نکردم، چون اصرار داشتم با همراهی ساز نخوانم و این همکاری نکردن شده است غصه الانم که 76 سالم است و به این فکر می‌کنم که چرا نگذاشتم صدایم شنیده شود.

او تصریح کرد: البته در سال 92 یک سی‌دی با ساز تولید کردم، هر چند قرار نبود با ساز بخوانم. کسی که به من لِوِلِ صدا داد، آقای جهانبخش، ساز را کوک کرد و یک شورِ دو داد و من خواندم. در طول خواندن، سه، چهار بار از استودیو خارج شدم چون بغض گلویم را می‌گرفت. حاصل این اتفاق شد «خلوت حضور» در شش قطعه، چهار قطعه با ساز، دو قطعه بدون ساز که شامل ربنا و مناجات حضرت علی(ع) است که ترجمه‌هایشان را هم به آواز خواندم، چون مهم است که شنونده معنا را هم بفهمد.

سحر بایستی بنده خدا را با ابواب باز خدا آشنا کرد، نه اینکه مسئله گفت

مهدی حمیدی معتقد است دری که آن‌ها به واسطه سحری‌خوانی بین بنده خدا و خدا گشودند، با آنچه اکنون هنگام سحر از تلویزیون پخش می‌شود، بسته شده است.

او در این مورد گفت: در حال حاضر سحر که می‌شود، هر شبکه‌ای را که می‌گیرید در حال مسئله گفتن هستند. سحر بایستی با خدا حرف زد و بنده خدا را با ابوابِ بازِ خدا آشنا کرد، نه اینکه مسئله گفت، اینجا، جای آوازخواندنی است که دل سنگ را هم نرم کند. مگر نشنیده‌اید که العدل وضع کل شیء موضعه یعنی عدالت، آن است که هر چیزی در جای خودش قرار گیرد ولی این عدل را به هم زدند و من و امثال مرا خانه‌نشین کردند.

حمیدی توضیح داد: هوشنگ جاوید حرکت‌های خوبی در این زمینه کرده است ولی روی کاغذ. این‌ها باید از روی کاغذ به منصه ظهور برسد. خود ذبیحی به من می‌گفت، شما دو تا بچه‌ها با برنامه‌های دو صدایی‌تان، من و مرحوم سیداحمد قوام‌نیا را می‌گفت، ما را از دور کنار گذاشتید. ما صدایمان را و موجودیت‌مان را در اختیار اسلام گذاشتیم، منتها کسانی که تندرو هستند و می‌خواهند دین را با جبر ابلاغ کنند، متوجه نیستند.

خواندن به زبانِ خود یا دیگری؟

حمیدی در مورد اینکه ترجیح می‌دهد به زبان خودش و در دستگاه‌ها و گوشه‌های ایرانی بخواند یا با الحان عربی گفت: ما در قرآن هم داریم که هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر به زبان قوم خودش. این‌هایی که عربی می‌خوانند، یک وقت نوع خواندنشان در دل شنونده اثرگذار می‌شود و سوزی بر دل می‌نشاند اما خواندنی که انسان معنایش را نفهمد چه سود دارد؟!

او با ذکر خاطره‌ای گفت: یکبار در مراکش، محمد مسجدجامعی، سفیر اسبق ایران در مغرب؛ مرا که به همراه رفقایم برای برگزاری نمایشگاهی در آن جا به سر می‌بردم؛ برای ناهار وعده گرفت. آن‌ها از من خواستند اشعار حافظ و سعدی را بخوانم تا برای مهمانانشان ترجمه کنند. دو تا، سه تا، چهار تا شعر که خواندم، متوجه شدم هیچ جاذبه‌ای برایشان ندارد. من هم شعری عربی را که از حفظ بودم خواندم. این شعر کاری با آن‌ها کرد که فردایش برادر شاه به سراغم آمد؛ یعنی تحت‌ تاثیر قرارشان داده بود چون به زبان خودشان بود.  

حمیدی افزود: پس آن چیزی که در سحر بر ما تاثیر می‌گذارد دعای سحر به زبان عربی نیست، خواندن خواننده به زبان فارسی است، این است که بنده را به خدا نزدیک می‌کند. البته که محمدصدیق المنشاوی یا خلیل الحصری نیز با قرائت قرآن دل انسان را حال می‌آورند اما آنچه با زبان خودتان برایتان خوانده شود تاثیری دیگر دارد. مثلا وقتی من می‌خوانم؛ «الهی، الهی، من آن عارفِ می پرستم که از جام لاتقنطوی تو مستم/ گنه‌پیشه من/ کرم شیوه تو/ الهی، تو آنی که هستی، من اینم که هستم...» این هر گنهکاری را عوض می‌کند. پدربزرگ ما، حضرت آدم هم گنه کرد، این قدر به مردم گیر ندهید... خدا تقوای درون ما را می‌خواهد، گناه کرده‌ایم ولی درِِ خانه خدا را که نبسته‌اند...

گریستن با سحری‌خوانی سیدجواد ذبیحی 

او در مورد به یادماندنی‌ترین خاطره‌اش از شنیدن سحری‌خوانی هم گفت: شب نوزدهم ماه مبارک رمضان بود و من در حرم امام رضا (ع) بودم، وقت سحر بود، اذانی پخش شد که بسیار به دلم نشست و دیدم چقدر باحال است. فردا شب کمی زودتر رفتم که به سحری‌خوانی برسم، چون فکر کردم اینکه اذانش این قدر قشنگ است،‌ حتما سحری‌خوانی‌اش هم باحال است. باورتان نمی‌شود وقتی رسیدم فقط دم صحن ایستاده بودم و مثل بچه‌مرده‌ها گریه می‌کردم، رفتم جست‌وجو کردم و پیرمردی ریش سفید را دیدم در کفش‌داری که شالی سبز هم روی کولش انداخته بود. جلو رفتم و گفتم سوالی دارم، این صدا به گوشم آشناست، این صدای ذبیحی نبود؟! گفت چرا! گفتم این را که کشتند، چطور است که صدایش را می‌گذارید؟! چون همانطور که می‌دانید پس از انقلاب؛ روزنامه اطلاعات به نقل از گروه شاهین گزارشی را چاپ کرد که قتل سیدجواد ذبیحی را به دلیل مداحی و مناجات‌خوانی او در رادیوی وابسته به رژیم گذشته به گردن گرفته بودند و بعدها صادق خلخالی در کتاب خاطرات خود نام او را در فهرست کسانی آورد که حکم اعدامشان صادر شده بود. آن کفش‌دار ریش سفید جواب داد؛ ذبیحی برای سه شب در مراسم رمضان و دو روز تاسوعا و عاشورا اینجا برنامه اجرا کرد و وقفش کرده است. باور کنید من که خودم خواننده هستم چنان با شنیدن صدای این مرد می‌لرزیدم که نمی‌توانم وصفش کنم.

حمیدی در پایان گفت: آدم باید صدا داشته باشد و علم موسیقی و این‌ها را با یکدیگر ترکیب کند و آنچه را می‌خواهد درآورد تا در سحر که درِ رحمت خدا باز است بنده خدا را با خدا متصل کند. من یک سی‌دی از خودم به یادگار گذاشته‌ام به نام «خلوت حضور» و یک تعداد دیگر هم گذاشته‌ام و به بچه‌هایم گفته‌ام جان که از این دنیا به در بردم این‌ها را به عنوان یادگاری به مردم بدهید.  

صدای سیدجواد ذبیحی را می‌توانید اینجا بشنوید. 

https://static0.ilnanews.com/mediav2/6m55g0Vc8nfu/dmlkZW8tbWVkaXVtLm00dg,,/97d07d20f1c2f1ad27816ed2ba927c4c2712865-360p__24840.mp4

ادامه مطلب...

در گفت‌وگو با عثمان خوافی مطرح شد؛

من یک دهاتی‌ام که از آمریکا سردرآوردم/با کشک و ماست و قروت زندگی می‌کنم

عثمان خوافی می‌گوید: یک دهاتی است که با دوتار از ژاپن، مسکو، آفریقا و آمریکا سردرآورده. او معتقد است؛ کسی که می‌گوید موسیقی حرام است، نمی‌فهمد و اطلاع ندارد، تحقیق نکرده و از پیش خودش می‌گوید.

به گزارش خبرنگار ایلنا، عثمان محمدپرست، معروف به عثمان خوافی از استادان دوتارنوازی خراسان، جمعه 28 اردیبهشت برای حضور در برنامه‌ای با عنوان «نوای غربت موسیقی خراسان در تهران» که به همت مؤسسه هواداران هنر ایرانیان به مدیریت علیرضا جلالیان برگزار شد، به تهران آمد و شنبه 29 اردیبهشت در تالار رودکی مورد تجلیل قرار گرفت.

شامگاه جمعه، به سراغش رفتیم و در دفتر رهبر ارکسترهای ملی و سمفونیک در همان طبقه‌ای که تالار رودکی قرار دارد پای صحبتش نشستیم. سوال اول‌مان از این دوتارنواز خوافی با شهرتی جهانی این بود: اولین بار چه زمانی دوتار را به دست گرفتید و پشتِ دستِ چه کسی نواختنش را آموختید؟

محمدپرست جواب داد: عرض کنم خدمت شما که، خیلی حرف دارم و اگر مردم بخواهند حرف‌هایم را بفهمند باید روی آن فکر کنند. این را بنویس که باید روی حرف‌هایم فکر کنند تا بفهمندشان. من یک دهاتی هستم و قیافه نمی‌گیرم. هرکس الان مرا می‌بیند خیال می‌کند پدرم میلیاردها میلیارد پول داشته و باسواد بوده، در صورتی که ما زندگی‌مان باعذاب اداره می‌شد و آنهم از گوسفندداری. پدرم اصلا سواد نداشت. 85 سال قبل‌تر در خوافِ ما مدرسه‌ای نبود، یعنی یک مدرسه بود با چهار کلاس. من دلم می‌خواست آدم فهمیده و دانایی بشوم و به درد مردم بخورم، که کمی هم شدم ولی آنطور که می‌خواستم، نه. تا کلاس چهار خواندم و همه‌اش هم شاگرد اول بودم. بعد دیدم جای دیگری نمی‌توانم بروم، تربت حیدریه نزدیک‌ترین شهر به ما بود ولی آشنایی نداشتیم. چون مردم از هم دور بودند، آشنا نبودند و ماشینی یا وسیله‌ای هم نبود و باید با الاغ و اسب می‌رفتیم که ماندیم و نرفتیم.

عثمان خوافی ادامه داد: دوتار در خواف بود ولی نه دوتاری که من می‌زنم. یک چیزی بود و صدایی داشت که من عاشق صدایش شدم. دوتار را پیدا کردم و بردم به خانه، چیزی که می‌خواهم بگویم کلمه خیلی بزرگی است و مردمی که این را می‌بینند، الکی نخوانندش و روی آن فکر کنند؛ من یک دهاتی هستم اما سر از ژاپن درآورم، سر از مسکو درآوردم، سر از آفریقا درآوردم، سر از آمریکا درآوردم و... این را حساب کنند که من چه بودم و به کجا رسیدم. بدون آن‌که خودم سواد داشته باشم یا پدری باسواد. خودم از پیش خودم به اینجا رسیدم. این دوتار را هم از کسی یاد نگرفتم. از پیش خودم یاد گرفتم. کارهایی با دوتار می‌کنم، که کسی نمی‌تواند شبیه‌اش را بکند. همین دیگر. حرف دیگر چه داری؟

او در جواب اینکه پس خودآموخته بوده است، گفت: بله، خودآموخته بودم.

محمدپرست در مورد اینکه در خواف شاگردی دارد که بخواهد به او آموزش دهد و هنرش زمین نماند هم توضیح داد: شما به این زودی حرف‌های مرا نمی‌فهمی و کسی هم که می‌خواند نمی‌فهمد! از نظر بعضی، موسیقی حرام است ولی من حلالش کردم. من موسیقی را حلال کردم ولی شاگردی ندارم. سه نفر از دور و بری‌های من هستند که خودشان از روی دستم نگاه کرده و یاد گرفته‌اند؛ یکی پسر برادرم است و دو نفر هم از نوه‌هایم. دیگر چه؟

این دوتارنواز بزرگ خراسانی در مورد اینکه زندگی‌اش از راه موسیقی می‌گذرد یا نه هم گفت: من قرانی بابت موسیقی‌ام پول نگرفته‌ام. خودم کار می‌کردم، اتوبوس داشتم، پایه یک دارم و از آن راه پول درمی‌آوردم. بعد هم اینکه من کم‌خرجم، خرج بی‌جهت ندارم و همینی که الان هستم، آن موقع هم بودم. ما با کشک و ماست و قروت زندگی می‌کنم، همان چیزهایی که پدرمان هم با آن زندگی می‌کرد.

او ادامه داد: ما زندگی ساده‌ای داشتیم و الان هم همان‌طوریم. مرا نگاه کن. الانم هر کجا می‌روم، با عمامه می‌روم، ببین من چقدر ساده‌ام. این‌ها را دیده‌ای که می‌گویند ما موسیقی‌دانیم و ابروهایشان را یک شکل می‌کنند و موهایشان را یک شکل و لباس‌هایش را جوری دیگر. ببین من چقدر ساده‌ام. ایرانی‌ها مرا نشناخته‌اند، ایرانی‌ها خودشان را هم نشناخته‌اند که اگر شناخته بودند الان آرزوی کشورهای دیگر را نداشتند، پس نشناخته‌اند. اگر ما خودمان را می‌شناختیم هر روز یک نفر جرات نمی‌کرد در زندگی‌مان فضولی کند. کسانی هم که عاقلند نتوانسته‌اند به ما کمک کنند. دیگر بگو چه می‌خواهی؟

او در مورد اینکه آیا تا به حال توجهی را که باید از مسئولان دریافت کرده است یا خیر هم توضیح داد: علی مرادخانی را می‌شناسی؟ برای من نوشته بود در خدمت عثمان، آدم باید درس نیکوکاری آموزد. همین الان وزیر ارشاد به خانه ما می‌آید، همین آقاصالحی (سیدعباس صالحی)، این‌ها مرا امیدوار کردند. مردم و مخصوصا تهرانی‌ها هم هوای ما را زیاد دارند، در کل ایران 920 مدرسه به خاطر ما ساختند، از این بالاتر چیست؟! چیز بیشتر چه می‌خواهی؟

محمدپرست در جواب آخرین سوال که آیا از وقتی پایش را عمل کرده و ناچار است روی ویلچر بنشیند (یک سال و 10 روزِ پیش) دلش برای دوتار زدن تنگ شده است یا نه گفت: صد در صد. خیلی دلم تنگ شده، باید دوتار را بگذارم روی پایم که نمی‌توانم. ولی نوار دارم و نوارهایم را که می‌شنوم لذت می‎برم. هر روز که روی تخت خوابیده‌ام نوارهایم را می‌گذارم، گوش می‌دهم و دلم باز می‌شود.   

آوای «نوایی نوایی» عثمان محمدپرست را می‌توانید اینجا بشنوید. 

https://static0.ilnanews.com/mediav2/xNLY0V5Frib0/YXVkaW8tbWVkaXVtLm1wMw,,/Navayee.mp3

ادامه مطلب...

در گفت‌وگو با رئیس شورای نظارت و ارزشیابی دفتر موسیقی مطرح شد؛

برگزاری کنسرت در رمضان تا روز پانزدهم، منع قانونی ندارد

با آغاز ماه رمضان، ناگهان بر اجرای زنده موسیقی در سالن‌های رسمی، نقطه پایانِ نیم‌بندی گذاشته و همه چیز به پایان این ماه موکول می‌شود اما رئیس شورای نظارت و ارزشیابی دفتر موسیقی می‌گوید تا پانزدهم این ماه، هیچ منع قانونی برای برگزاری کنسرت وجود ندارد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، نسبت برگزاری کنسرت در ایران و اعیادی که در تقویم رسمی ثبت شده‌اند، همواره تنگاتنگ بوده است و ماه رمضان نیز از این قاعده مستثنا نیست.

با آغاز این ماه، ناگهان بر اجرای زنده موسیقی در سالن‌های رسمی نقطه پایان نیم‌بندی گذاشته و همه چیز به پایان این ماه موکول می‌شود. هر چند تا پیش از رسیدن به شب‌های قدر در نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم این ماه و ضرورت حفظ حرمت آن‌ها، می‌توان از فاصله زمانی افطار تا سحر برای برگزاری کنسرت به خوبی استفاده کرد اما در کشور ما چنین نیست و ظاهرا چنین هم نخواهد بود.

ماه رمضان در دیگر کشورهای مسلمان‌نشن چون هند، مالزی، کویت، ترکیه، جمهوری‌ آذربایجان، نیجریه، مراکش، افغانستان، پاکستان، مصر، اندونزی، تاجیکستان و... ماهی است برای شاد بودن به بهانه حضور در مهمانی‌ای که میزبانش خداست، مهمانی‌ای که طبیعتا چرخ اقتصاد جامعه را هم بیش از پیش می‌چرخاند و به عنوان مثال در ایران در مورد صنعت سینما با طرح اکران از افطار تا سحر رخ داده است.

شروع ماه مبارک رمضان سال 1439 هجری قمری از امروز، پنجشنبه 27 اردیبهشت است و پایان احتمالی آن پنجشنبه 24 خرداد، در این 29 روز، برگزاری کنسرت یا اساسا دست نمی‌دهد یا بسیار کم‌رنگ است. طبق آن‌چه در جدول زیر می‌بینید محمدرضا ظریف، ارکستر داتا، دو گروه موسیقی نواحی خراسان؛ صبا به سرپرستی خلیل شیری و سیمرغ به سرپرستی میثم قومورلو معروف به میثم افشین در قالب نوای غربت موسیقی خراسان در تهران، ارکستر سمفونیک تهران،  یزدان یکرنگیان، کارن سلاجقه و نینا برزگر در قالب شب پیانوی آهنگسازان معاصر ایرانی، حسین علیشاپور و علیرضا برزگر در قالب ساز و آواز در مکتب تهران و حمید هیراد تنها کسانی هستند که در رمضان 97 اجرا خواهند داشت.

نام خواننده یا گروه یا عنوان کنسرت

مکان

زمان

توضیحات

محمدرضا ظریف

تهران- فرهنگسرای نیاوران

پنجشنبه 27 اردیبهشت، ساعت 21  

رسیتال پیانو

با اجرای قطعاتی از شیلر، لودوویکو اینائودی، یان تیرسن، ییروما، هانس زیمر

ارکستر داتا

تهران- تالار وحدت

پنجشنبه 27 اردیبهشت، ساعت 21

میچکا یغمایی (سنتور)،

مهسا لواسانی (تار)،  

مونا لواسانی (مایستر زهی)،

سحر کمالوند (رباب)،

رامین شویدی، امیرهومن محسنی، حسین نظری و داریوش مرادی (خوانندگان)،   

به همراه اعضای ارکستر داتا

نوای غربت موسیقی خراسان در تهران

تهران- تالار رودکی

پنجشنبه، جمعه و شنبه 27، 28 و 29 اردیبهشت. ساعت 21 و 23

تجلیل از عثمان محمدپرست معروف به عثمان خوافی از استادان دوتارنوازی خراسان

و

اجرای دو گروه موسیقی نواحی خراسان؛ صبا به سرپرستی خلیل شیری و سیمرغ به سرپرستی میثم قومورلو معروف به میثم افشین.

 در صورت استقبال مخاطبان و باز شدن سانس های دیگر گروه ژنده پیل به سرپرستی احمد شامی شهدآبادی هم به اجرا خواهد پرداخت.

ارکستر سمفونیک تهران به رهبری شهرداد روحانی

تهران- تالار وحدت

جمعه 28 اردیبهشت، ساعت 21:30

اجرای قطعاتی از 

بتهوون:

اورتور کریولان  اپوس 62

 موتسارت :

سمفونی شماره 40

دورژاک :

سمفونی شماره 9

L. BEETHOVEN :

Coriolan Overture

Op. 62

W. A. MOZART :

Symphony no. 40

A. DEVORAK :

Symphony no. 9

حمید هیراد

جزیره کیش- تالار شهر

پنجشنبه 27 اردیبهشت- ساعت 23:59

 

شب پیانوی آهنگسازان معاصر ایرانی

تهران- تالار رودکی

پنجشنبه سوم خرداد- ساعت 21

نوازندگان پیانو: یزدان یکرنگیان، کارن سلاجقه و نینا برزگر

ساز و آواز

تهران- مکتب تهران

جمعه 28 اردیبهشت- ساعت 17:30

حسین علیشاپور (آواز)،

علیرضا برزگر (سنتور)

ابوالفضل صادقی‌نژاد (رئیس شورای نظارت و ارزشیابی دفتر موسیقی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) در مورد صدور مجوز برگزاری کنسرت در ماه رمضان به خبرگزاری ایلنا گفت: دفتر موسیقی همواره آمادگی دارد با کسانی که متقاضی برگزاری کنسرت در این ماه هستند، نهایت همکاری را انجام دهد ولی یکسری قوانین و مقرراتی هم هست که طبق روال هر سال باید رعایت شود. این قوانین و مقررات عبارت است از اینکه اجرای زنده موسیقی از اول تا پانزدهم ماه مبارک رمضان برابر با دهم خرداد یعنی تا شبِ مبارکِ تولد امام حسن مجتبی (ع) هیچ مشکلی ندارد و درخواست‌ها طبق روال از نظر محتوایی و ارزش موسیقایی بررسی و روال قانونی و اداری را طی می‌کنند اما از شانزدهم رمضان به بعد یعنی از یازدهم خرداد با توجه به نزدیک شدن به شب‌های قدر به شکلی طبیعی از یکسو درخواستی برای برگزاری کنسرت نیست و ازسوی دیگر تقاضایی هم برای تماشا وجود ندارد.

او ادامه داد: طبق دستور علی ترابی و طبق قانون، مانند هر سال تا پانزدهم رمضان هر درخواستی را که برای برگزاری کنسرت به دستمان برسد اعم از موسیقی پاپ و راک، موسیقی اصیل ایرانی، کلاسیک یا نواحی و اقوام بررسی می‌کنیم، هر چند که ترجیح‌مان موسیقی ایرانی، سنتی، مقامی، محلی و نواحی است، چون گمان می‌کنیم مخاطب در این ماه این گونه از موسیقی را بیشتر می‌پسندد ولی اگر کسی هم درخواست برگزاری کنسرت پاپ داشته باشد هم هیچ مشکلی وجود ندارد. هیچ منع قانونی در این زمینه وجود ندارد، اما بعضی چیزها عرف است و گاهی قدرت عرف از قدرت قانون بیشتر است، چون دلی است و با دل رعایت می‌شود نه با اجبار و الزامی که در رعایت قانون هست.

صادقی‌نژاد در پایان گفت: جدا از این، قطعا حفظ حرمت شب‌های قدر؛ نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان هم که امری واجب است و از پانزدهم رمضان که می‌گذریم، برگزاری کنسرت موکول می‌شود به پس از عید فطر اما تاکید می‌کنم تا نیمه ماه مبارک رمضان برابر با دهم خرداد هیچ منع قانونی برای برگزاری هیچ نوع کنسرتی وجود ندارد.

ادامه مطلب...

 

جزئیاتی از سرودهای تیم ملی فوتبال در جام جهانی از زبان سالار عقیلی/از 11 ستاره‌ای که قرار است بدرخشند تا پَر کشیدن پرچم ایران از بام جهان

سالار عقیلی از جزئیات دو سرودی که برای حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی خوانده است، گفت، یکی با مطلع «گل می‌دمد از خاک وطن در شب میدان، پرمی‌کشد از بامِ جهان، پرچم ایران» و دیگری با نام «11 ستاره».

به گزارش خبرنگار ایلنا، روز یکشنبه (30 اردیبهشت) در تالار وحدت شاهد رونمایی از دو سرودی خواهیم بود که توسط سالار عقیلی در همکاری با ترکیبی از ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی به رهبری شهرداد روحانی به مناسبت حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی خوانده شده است.

عقیلی در گفت‌وگو با ایلنا درباره سابقه همکاری‌اش با ارکستر ملی ایران و ارکستر سمفونیک گفت: من هم سابقه همکاری با ارکستر ملی را در کارنامه‌ام دارم و هم سابقه کار با ارکستر سمفونیک را. سابقه کار کردنم با ارکستر ملی به سال 84 برمی‌گردد، زمانی که رهبری این ارکستر برعهده فرهاد فخرالدینی بود، این همکاری در سال 96 به رهبری فریدون شهبازیان نیز تکرار شد. در مورد ارکستر سمفونیک هم در کنار رهبرانی چون نادر مشایخی و مجید انتظامی بوده‌ام. در سال 85 (2006) کنسرتی به رهبری مشایخی در اوسنابروک و مونیخ آلمان داشتیم که طی آن سمفونی «مولانا» و «فیه مافیه» را اجرا کردیم. با شهرداد روحانی نیز از قدیم رفت‌وآمد خانوادگی داشته‌ام اما اولین بار است که با یکدیگر همکاری می‌کنیم.

او در مورد اینکه آیا در اجرای سرودهای ساخته شده برای تیم ملی قرار است ترکیبی از ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی همراهی‌اش کنند یا ماجرا به گونه‌ای دیگر پیش خواهد رفت، هم گفت: همان‌طور که می‌دانید رَنگ و سازبندی ارکستر ملی و ارکستر سمفونیک اساسا با یکدیگر متفاوتند و در اولی از سازهای ایرانی و سنتی چون سنتور، تار، تنبک، نی و... استفاده می‌شود که بنا بر صلاحدید رهبر کنار هم می‌نشینند و به اجرای آثار ملی می‌پردازند که نشانگر موسیقی ملی ما است. در ارکستر سمفونیک اما با یک سازبندی متفاوت به اجرای سمفونی‌های شناخته‌شده و آثار کلاسیک مطرح جهانی پرداخته می‌شود. در قطعاتی که من برای تیم ملی خواهم خواند سازهای ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی کنار یکدیگر می‌نشینند و شهرداد روحانی رهبری آن‌ها را برعهده می‌گیرد. این همنشینی دو ارکستر به این دلیل است که کاری که ما قرار است انجام بدهیم هم ملی و هم فراملی است و در آثاری که من اجرا می‌کنم به حضور سازهای سنتی هم نیاز است.

او تصریح کرد: این تلفیق قراری بوده که من و ارکستر با هم گذاشته‌ایم اما چون هنوز تمرین مشترکی نداشته‌ایم و فردا، سه‌شنبه 25 یا پس‌فردا، چهارشنبه 26 اردیبهشت اولین جلسه تمرین‌مان خواهد بود، از چند و چون آن اطمینانی صد در صد ندارم. ارکستر اکنون در حال تمرین است و ما هم دو قطعه‌ای را که من باید بخوانم ضبط کرده‌ایم اما هنوز جلسه تمرین مشترکی نداشته‌ایم.

خواننده قطعه بارها شنیده شده «وطنم ای شکوه پابرجا» در مورد جزئیات قطعاتی که برای تیم ملی خوانده است هم گفت: یکی از قطعه‌ها «11 ستاره» نام دارد و از ساخته‌‍‌های بابک زرین است. شاعر این قطعه احسان افشاری، شاعری جوان و مستعد است که من در جمعی شعری از او شنیدم و همان شعر باعث شد دعوتش کنم تا شعر سرود تیم ملی را بگوید. آشنایی ما به یک سال پیش برمی‌گردد، در یکی از جلسات خانه شعر، شعری خواند که به شدت تحت‌تاثیرم قرار داد، بعد از یک سال مجددا دیداری دست داد و از او برای همکاری دعوت کردم. یکی از ابیات این شعر را هم برایتان می‌خوانم؛ «بعد از هزار و یک شب با همتی دوباره، بعد از هزار و یک شب با همتی دوباره، در صحنه می‌درخشیم با 11 ستاره».

خواننده قطعه «وطنم» با مطلع «نام جاوید وطن/ صبح امید وطن/ جلوه کن در آسمان/ همچو مهر جاودان...» در مورد قطعه دومی که برای تیم ملی خوانده است، توضیح داد: قطعه دوم از ساخته‌های فریدون شهبازیان است در دستگاه ماهور، با شعری زیبا از عبدالجبار کاکایی. این قطعه در فضای موسیقی ملی و سنتی می‌گذرد و با کار اول که ریتم تندتری دارد متفاوت است. در واقع تلاش من این بود که همه نوع سلیقه‌ای را در خواندن این دو قطعه در نظر بگریم. مطلع قطعه دوم نیز به این صورت است؛ «گل می‌دمد از خاک وطن در شب میدان، پر می‌کشد از بامِ جهان، پرچم ایران».  

عقیلی در موردش سفرش به روسیه هم گفت: طبق قرارمان، هر چند که در کشور ما نمی‌شود هیچ چیز را به صورت قطعی اعلام کرد، سه اجرا در روسیه خواهیم داشت که قبل از بازی‌های تیم ملی ایران در شهرهای مختلف این کشور اجرایشان خواهیم کرد.

او در پایان در مورد نظرش نسبت به آن در روسیه بر تیم ملی خواهد گذشت هم گفت: انشاالله با درایت کارلوس کی‌روش، بچه‌هایمان اتفاقات خوبی را رقم خواهند زد و ما هم تخمینی نمی‌زنیم و تنها برای این 11 ستاره دعا می‌کنیم که نتایج خوبی بگیرند. هر چند راه پیدا کردن به جام جهانی و حضور در این رویداد بین‌المللی فی‌النفسه بسیار مهم است.

 

ادامه مطلب...

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه برقراری ارتباط نوازنده در حین اجرای زنده، با شوندگان حاضر در سالن، مبحثی بسیار جدی و جالب است که برای تحلیل و چگونگی و راه های مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آن نیاز به نوشتاری مفصل دارد که به زودی در مورد آن، در این سایت بحث شده و نوشته هایی برای خواندن شما عزیزان آماده و عرضه خواهد شد. بیست و هفتم خرداد هشتاد و نه  

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131