گفت و گو

گفت و گو (1172)

گفت و گو با اساتید موسیقی، آهنگسازان، نوازندگان، خوانندگان، نویسندگان کتاب، مترجمان موسیقی ایران

طبقه بندي هاي فرزند

 

اتفاق‌های یک جشنواره ۶۰۰ میلیون تومانی!

دبیر یازدهمین جشنواره موسیقی نواحی درباره حضور ۱۰ سازنده برجسته موسیقی اقوام، جابه‌جایی زمان برگزاری آن، بودجه‌ی اختصاص داده شده و اتفاقات دیگری که قرار است در بزرگترین رخداد موسیقی نواحی و اقوام کشور رخ دهد، توضیح داد.

احمد صدری در گفت‌وگو با ایسنا، درباره آخرین رویدادهای پیش روی یازدهمین جشنواره موسیقی نواحی توضیح داد: به دنبال این هستیم که برخی سازندگان سازهای موسیقی نواحی را به جشنواره امسال دعوت کنیم. این رویداد برای نخستین بار صورت می‌گیرد تا از آن‌ها تجلیل شود و اگر امکانات اجرایی اجازه دهد نمایشگاه و کارگاه‌ کوچکی از سازهای موسیقی نواحی برگزار کنیم.

او افزود: تصمیم گرفتیم این کار را با تمرکز روی سازهای زِهی مضرابی و زِهی کمانی از خانواده دوتار،تنبور و کمانچه، انجام ‌دهیم و ۱۰ سازنده برجسته ‌سازهای موسیقی اقوام را به این دوره از جشنواره دعوت کنیم.

دبیر یازدهمین جشنواره موسیقی نواحی در پاسخ به اینکه آیا قرار است امسال هم مثل دهمین دوره، هفته فیلم هم داشته باشم؟ گفت: دوست دارم این مبحث به ‌صورت مستقل در جای دیگری تعریف شود. سال گذشته چند بار با یکی از مستندسازان خوب گفتگو کردم تا بتوانیم بخش فیلم‌های موسیقایی را به ‌صورت یک جشنواره مستقل در نظر بگیریم.

صدری درباره بودجه یازدهمین جشنواره موسیقی نواحی اعلام کرد: بودجه جشنواره محدود و به ۶۰۰ میلیون تومان می‌رسد و من نمی‌توانم از همگی هنرمندان در همه مناطق و استان‌ها برای حضور در آن  دعوت کنم، طبیعی است که در این دوره به شکل محدودتری از هنرمندان موسیقی نواحی دعوت کنیم ولی امیدوارم  بتوانیم در دوره‌های آینده شاهد حضور گسترده‌تر هنرمندان موسیقی در جشنواره باشیم.

او درباره جابجایی زمان برگزاری یازدهمین جشنواره موسیقی نواحی نیز توضیح داد: به دلیل گرمای کرمان در تیرماه و مصادف شدن خرداد با ماه مبارک رمضان تصمیم گرفتیم زمان برگزاری جشنواره را به اردیبهشت‌ ماه تغییر دهیم. بنا به پیشنهاد مدیران ارشد استان کرمان یکی از بهترین زمان‌ها به لحاظ آب و هوایی اردیبهشت ‌ماه است که بیشتر گردشگران نیز در این زمان از این استان بازدید می‌کنند. ما نیز برای آن‌که گردشگران هم بتوانند این جشنواره را از نزدیک ببینند، تاریخ  ۱۱ تا ۱۴ اردیبهشت‌ماه را برای برگزاری آن در نظر گرفتیم.  

این پژوهشگر موسیقی اقوام همچنین درباره اینکه چرا زمان فراخوان جشنواره موسیقی نواحی به رسانه‌ها دیر اعلام و ۱۸ فروردین ماه در سایت انجمن موسیقی درج شده است، گفت: فراخوان یازدهمین جشنواره موسیقی نواحی از دی‌ماه سال گذشته در سایت دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شد و از طریق فضای مجازی و ارسال فاکس به همه اداره‌های کل ارشاد ایران و انجمن موسیقی سراسر کشور اعلام‌شده است.

صدری با بیان اینکه برای یادآوری دوباره، آگهی فراخوان جشنواره‌ بارگذاری و در سایت‌ها منتشرشده است، اعلام کرد: متن فراخوان از طریق پژوهشگرانی  که در مناطق گوناگون ایران در حال فعالیت هستند، برای خواننده و نوازنده‌های موسیقی نواحی  در شبکه‌های مجازی ارسال‌شده است. همچنین دبیرخانه جشنواره موسیقی نواحی برای شرکت‌کنندگان سال پیش و هنرمندانی که می‌شناسند متن فراخوان را ارسال کرده بود.

او افزود: پس از انتشار فراخوان، بسیاری با من تماس گرفته و چگونگی  حضور در جشنواره را می‌پرسند. من از هنرمندان شرکت کننده خواهش می‌کنم  برای خواندن فراخوان یازدهمین جشنواره موسیقی نواحی چند دقیقه وقت بگذارند. متاسفانه، امروزه به ‌گونه‌ای شده که مردم صبر و قرار ندارند و می‌خواهند با نگاه آنی به فضاهای مجازی متوجه همه‌ چیز شوند.

دبیر یازدهمین جشنواره موسیقی نواحی درباره اینکه آیا انتشار فراخوان به‌ صورت مجازی برای هنرمندانی که در شهرها و روستاهای دور در زمینهٔ موسیقی اقوام فعالیت می‌کنند و به اینترنت دسترسی ندارند، روش درستی است؟ گفت:  یکی از راه‌های سریع برای اطلاع‌رسانی فضای مجازی، اداره‌های کل استان‌ها و انجمن‌های موسیقی است که رابطی بین موزیسین‌ها و بدنه‌ی اداری محسوب می‌شوند. نمی‌توانم ادعا کنم می‌توان از طریق فضای مجازی و رسانه‌ای، به دورترین روستاها هم اطلاع رسانی کرد. اما، ما آنچه که عمومیت دارد را انجام می‌دهیم و کوشش می‌کنیم  افراد خاص را که در مناطق دوردست زندگی می‌کنند، از طریق پژوهشگران شناسایی و به ‌صورت مستقیم به جشنواره دعوت کنیم.

صدری درباره سیاستی که در جشنواره موسیقی نواحی در پیش‌گرفته است، بیان کرد:‌ تمایل دارم هنرمندانی که حضور کمتری داشته‌اند، در این جشنواره‌ها شرکت کنند تا در واقع جشنواره موسیقی نواحی، محلی برای ظهور و بروز افراد جدید باشد.

 

ادامه مطلب...

فرهاد فخرالدینی:

بزرگ لشگری خادم موسیقی بود/ملودهای بسیار زیبایی از بزرگ لشگری به یادگار مانده است

فرهاد فخرالدینی می‌گوید: ملودی‌های بسیار زیبایی از بزرگ لشگری به یادگار مانده که یک نمونه‌اش همان قطعه «طوفان» است. بزرگ لشگری واقعا خادم موسیقی بودند.

فرهاد فخرالدینی (آهنگساز و رئیس شورای عالی خانه موسیقی) در گفتگو با خبرنگار ایلنا گفت: آقای بزرگ لشگری جزو کسانی بود که یک عمر با ایشان کار کرده‌ بودم و متاسفانه امروز این هنرمند را از دست دادیم. سالیان سال با آقای لشگری در رادیو همکار بودم و در تمام این سال‌ها او را مرد آرام و خوبی دیدم. در واقع اصولا اهل جنجال و سروصدا نبود و کار خودش را بدون حاشیه انجام می‌داد.

رهبر سابق ارکستر ملی ایران در ادامه افزود: ملودی‌های بسیار زیبایی از بزرگ لشگری به یادگار مانده که یک نمونه‌اش همان قطعه «طوفان» است که با هارمونی و ارکستراسیون مرتضی حنانه اجرا شد و من هم چند مرتبه آن را با ارکستر ملی ایران اجرا کردم. «طوفان» قطعه بسیار زیبایی محسوب می‌شود.

وی همچنین عنوان کرد: مرحوم بزرگ لشگری در زمینه‌های دیگر نیز فعالیت می‌کردند و به عنوان اینکه خدمت دیگری انجام بدهند در شرکت آرشه جم وجودشان مغتنم بود. آقای بزرگ لشگری واقعا خادم موسیقی بودند.

فرهاد فخرالدینی گفت: من نوجوان بودم که آقای بزرگ لشگری در رادیو اجرا داشتند و اسم‌شان را مدام از رادیو می‌شنیدم و عکس‌هایشان را در روزنامه‌ها می‌دیدم. ولی از زمانی که خودم وارد رادیو شدم با آقای بزرگ و جواد لشگری و دوستان دیگر آشنا شدیم و این آشنایی تا امروز ادامه پیدا کرد و هر از چند گاهی تلفنی از حال یکدیگر خبر می‌گرفتیم و گاهی دیدارهایی نیز پیش می‌آمد و از دیدن یکدیگر بسیار خوشحال می‌شدیم.

رئیس شورای عالی خانه موسیقی افزود: آقای لشگری جزو خانواده لشگری‌ها بودند که جواد لشگر آهنگساز نیز پسر عموی ایشان بود. ایشان سن‌شان بالا بود و طی یکی دو سال اخیر نیز همواره کسالت داشتند؛ به هر حال قسمت این بود که امروز در بین ما نباشند؛ روحشان شاد و یادش همیشه گرامی باد.

بزرگ لشگری، امروز سه شنبه 21 فروردین در سن 94 سالگی دار فانی را وداع گفت. او متولد 27  فروردین 1302 در تهران بود. بزرگ در خانواده‌ای متولد شد که همگی با موسیقی آشنا بودند و پس از پایان تحصیلات ابتدایی او نیز به موسیقی روی آورد. بزرگ در سن پانزده سالگی به تشویق مادرش، برای فراگیری علم موسیقی، ویویلون را نزد او فراگرفت و چندی بعد کمانچه را از حسن بهاری، اصغر بهاری که دایی و پسر خاله‌اش بودند شروع کرد.

بزرگ لشگری دو سال بعد برای یادگیری نت و آموختن علمی موسیقی به کلاس ابوالحسن صبا رفت؛ سپس نزد حسین یاحقی، ابراهیم منصوری، مهدی خالدی، روبیک گریگوریان رفت و نزد آنها آموزش دید. از دیگر معلمان بزرگ لشگری می‌توان به روح اله خالقی و ملیک آبراهیمیان اشاره کرد.

بزرگ لشگری در سال 1324 به عنوان سولیست ویلن در روزهای جمعه در رادیو همکاری خود را با این سازمان شروع کرد و با ارکسترهای رضا محجوبی، ابوالحسن صبا، ابراهیم منصوری و مهدی خالدی همکاری کرد.

در اواخر سال 1332 که مهدی خالدی بنا به دلایلی همکاری خود را با دلکش قطع می‌کند بزرگ لشگری به همراه جواد لشگری به مدت دو ماه عهده‌دار این ارکستر شدند.

او از سال 1350 تا پایان خدمتش در رادیو تلویزیون، متصدی تهیه آهنگ‌های اصیل ایرانی بوده و یکی از کارهای بزرگ هنری خود را همکاری با برنامه گلها می‌دانست.

ادامه مطلب...

کیتارو: موسیقی نواحی ایران را بارها گوش کرده‌ام

«به هنگام ساخت سری جاده ابریشم علاقه زیادی به نواهای موسیقی سنتی ایران در من به وجود آمد و در کل علاقه‌مند به فرهنگ سرزمین ایران هستم. موسیقی نواحی ایران را بارها گوش کرده‌ام و از آنها چیزهای زیادی آموختم و کشف کردم.»

به گزارش ایسنا، این‌ها بخشی از اظهارات ماسانوری تاکاهاشی ملقب به «کیتارو»، موسیقیدان ژاپنی است که پیش از دومین حضور و کنسرتش در ایران مطرح کرده است.

او درباره این کنسرت می‌گوید: حدود ۲۸ سال پیش آهنگی ساختم به نام کوجیکی که تصویری بسیار زیبا از سیاره و جهان عالم بود. برای ساخت این قطعه آقای پروفسور kazunari shibata که از اساتید برجسته و معروف در زمینه منظومه شمسی است، کمک شایانی به من کرد. این اجرا مفاهیمی در خود دارد که فقط با غرق شدن در نت به نت این موسیقی می‌شود نسبت به درک آن سعی و تلاش کرد. من این قطعه را در ایران اجرا خواهم کرد.

این موسیقیدان درباره اثر «جاده ابریشم» بیان می‌کند: خیلی خوشحالم که مردم این قطعه را دوست دارند. مایلم مراتب تشکر و قدردانی خودم را از تاثیر فرهنگ فارسی و ایرانی بابت ساخت این قطعه و فیلم مستند جاده ابریشم که برگرفته از فرهنگ غنی این منطقه است، اعلام کنم. موفقیت این اثر در همه دنیا را تاثیری از هنر ایرانی‌ها می دانم و قطعا آن را در کنسرت پیش رو در اردیبهشت ماه اجرا خواهم کرد. در کنسرت اردیبهشت تجربه جدیدی برای ایرانی‌ها می‌آورم.

کیتارو درباره درباره شناخت‌ش از موسیقی ایران و هنرمندان ایرانی نیز می‌گوید: من موسیقی خیلی از هنرمندان ایرانی را گوش دادم. به هنگام ساخت سری جاده ابریشم علاقه زیادی به نواهای موسیقی سنتی ایران در من به وجود آمد و در کل علاقه‌مند به فرهنگ سرزمین ایران هستم. موسیقی نواحی ایران را بارها گوش کرده‌ام و از آنها چیزهای زیادی آموختم و کشف کردم. مشخصا ایران دارای گنجینه‌های زیادی از موسیقی در بخش های مختلف آن است و کشف همه این گنجینه ها بسیار زمان بر و طولانی خواهد بود.

این هنرمند ژاپنی در ادامه اظهار می‌کند: ما ملت‌های زیادی در کره خاکی داریم و براساس ملیت‌های مختلف، آهنگ‌ها و ترانه‌های مختلفی برای اجرا داریم و می‌توانیم این را از طریق زبان موسیقی باهم تقسیم کنیم. فرهنگ و آئین‌های هر ملتی در یک جفرافیای خاص همیشه قابل توجه و مورد احترام من بوده و هست. این جزئی از تفکرات و ایدئولوژی من است که بتوانم با دانستن آداب و رسوم ملل مختلف، سعی در اجرایی در خور شان با ذائقه آن شنونده داشته باشم. گفتمان فرهنگی یا بهتربگویم گفتگو از طریق موسیقی که از نظرمن مقدس نیز هست، همواره برای من یک نگاه پراهمیت بوده و همواره تلاش کرده‌ام بتوانم در بهترین شرایط آنرا به گوش همه برسانم.

او اضافه می‌کند: شاید یکی از خاصیت‌ها موسیقی من این است که مخاطب و شنونده را با خود به سفری به اقصی نقاط جهان میبرد. این برای من خوشایند است و به شدت پرهیجان. شنونده این آثار بخاطر این سفر پرهیجان است که تا انتها با من همراه می شود و همین برای من بهترین لذت ها را در پی داشته است.

ادامه مطلب...

علی رهبری واکنش نشان داد:

نقدی به حضور ارکسترهای ایرانی در جام جهانی/ لطفا با اشکنه به مسکو نروید!

رهبر و مدیر سابق هنر ارکستر سمفونیک تهران نسبت به حضور ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر ملی ایران در جام جهانی روسیه واکنش نشان داد و گفت: اگر مسئولان وزارت ارشاد حسن نیت دارند، چرا دوست ندارند که موسیقی اصیل ایرانی را به جهانیان معرفی کنند؟

 علی رهبری ـ آهنگساز و رهبر ارکستر ـ در یادداشتی با عنوان «با اشکنه نمی‌شود میهمانی داد» که نسخه‌ای از آن را در اختیار ایسنا قرار داده، آورده است:  یک بار دیگر متصدیان بنگاه شادمانی در وزارت فرهنگ و ارشاد دست به کار اجرای شوی تبلیغاتی جدیدی برای خود و دوستانشان شدند و در صدد هستند که این شوی بی‌محتوا ولی پرهزینه را به عنوان ابتکاری نو و افتخاری برای موسیقی ایران، به مردم ایران بفروشند. در همین جا از مسئولان وزارت ارشاد می‌خواهم که تا دیر نشده جلو این کار بیهوده را بگیرند. این ابتکار نیست، این به وضوح حیف و میل بیت‌المال و ولخرجی از بودجه ضعیف دولت است. چندی قبل دوستان همیشگی و همه‌کاره جمع شدند و دور از هرگونه شفافیت و اعلان رسمی و عمومی، نان را بین خود تقسیم کردند و سفارش نوشتن آهنگی را دادند که در زمان برگزاری جام جهانی فوتبال در روسیه اجرا شود. آیا کار از این خام‌تر و بی پایه‌تر می‌شود؟ آیا این عوام‌فریبی نیست؟ آن‌ها چیزی از مسکو و ارکستر سمفونیک آن و مسابقات فوتبال شنیده‌اند، ولی به قول ما موسیقیدان‌ها دارند سرنا را از ته گشادش می‌زنند.

او در ادامه این یادداشت نوشته است: من مسکو را می‌شناسم، ارکستر سمفونیک آن جا را هم رهبری کرده‌ام. در سال ۱۳۸۹ در زمان برگزاری جام جهانی در آفریقای جنوبی هم  به این کشور دعوت شدم و ارکستر سمفونیک این کشور را با یک ویولونیست مشهور فرانسوی در شهرهای ژوهانسبورگ و پرتوریا برای اسپانسرهای مسابقات (وی، ای، پی) رهبری کردم. اما به عنوان کشور میزبان که توان مدیریتی و هنری خود را به رخ جهانیان بکشاند و چهره خوبی از خود نمایش دهد، نه کشوری که به عنوان شرکت کننده در مسابقات وارد می‌شود. نه به نام کشوری که به نوازندگان ارکستری که باید به آن جا بروند حقوق کافی حتی جهت امرار معاش هم نمی‌دهد و همه آن‌ها ناچارند شغل‌های دوم و سوم برای خود دست وپا کنند. این ولخرجی است. این فرهنگ ولخرجی در کشوری که دولتش اینقدر تحت فشار مالی است، باید از بین برود. این حرف‌ها را من سه سال قبل از انقلاب هم  زدم و با انتقاد از ریخت‌وپاش‌های تبلیغاتی وزارت فرهنگ و هنر آن زمان، شغل و پست و پول را گذاشتم و مملکتم ایران را ترک کردم، چون می‌دیدم درحالیکه هنرستان‌ها واستادان و هنرجویان آن‌ها با مسائل مالی دست به گریبان بودند، چگونه ده‌ها هزار دلار صرف برنامه‌های زودگذر و نمایشی می‌شد. امّا در حال حاضر وضع ارکسترها از آن زمان هم بدتر است.

رهبری که چهره سرشناسی در رهبری ارکستر در عرصه بین‌المللی نیز به‌شمار می‌رود، همچنین نوشته است: در ۴۰ سال گذشته  پیشرفت نوازندگان و آهنگسازان موسیقی سنتی با امکانات  محدودی که در اختیار داشته‌ و دارند، بی‌سابقه بوده است ولی در موسیقی سمفونیک و اوضاع ارکسترها، ایران حتی در مقایسه با کشور ترکیه هم روز به روز عقب‌تر رفته است. در آن زمان اقلا دو ارکسترسمفونیک حرفه ای تمام‌وقت با سولیست‌ها و رهبران بین‌المللی  کار می‌کردند، نه مانند امروز که یک کشور ۸۰ میلیونی ارکستری نیمه وقت دارد. با اشکنه که نمی‌شود ضیافت داد.

این رهبر ارکستر با بیان اینکه من با فرستادن ارکستر و اصولا نوازندگان به خارج از کشور، بخصوص به روسیه، نه تنها مخالفتی ندارم، بلکه از این نوع اقدامات استقبال هم می‌کنم، در ادامه یادداشت خود آورده است: مراودت‌های هنری با سایر کشورها کاری ضروری و نتیجه بخش است ولی به این شرط که بروند و از رهبران و نوازندگان و استادان مشهور و نام داراین کشورها دانش بیاموزند و آموخته‌ها را به ایران برگردانند، نه اینکه به خاطر دلخوشی چند کارمند وزارت ارشاد و دوستانشان به روسیه بروند و بخواهند به روس‌ها که دارای ده‌ها ارکستر و رهبر ارکستر و صدها آهنگساز درجه یک در سطح جهانی هستند، بگویند که ما هم بعله. آیا این کار زیره به کرمان بردن نیست؟ اگر یکی از کشورهای پولدار و تازه کار خلیج فارس به این اقدام دست بزند، می‌شود گفت که قابل توجیه است، چون پولش را دارند و سعی می‌کنند خودشان را به صورتی مطرح کنند. اما برای ایران که قدمت صد ساله ارکستری دارد، که متاسفانه به خاطر مدیریت های غلط وحیف و میل های مالی در خواب فرو رفته است، این شوها دیگر ضرورتی ندارند و کار سازهم نیستند.

او ادامه داده است: اگر دولت ایران به هردلیلی میخواهد از نظر هنری در این گردهمایی جهانی حضور داشته باشد و گروهی را به مسکو بفرستد، چه اصراری دارد که این کار را از طریق ارسال گروه موسیقی دست و پا شکسته غربی انجام دهد؟ اگر مسئولان وزارت ارشاد حسن نیت دارند، چرا دوست ندارند که موسیقی اصیل ایرانی را به جهانیان معرفی کنند؟ چرا در این زمینه از استادان بزرگ موسیقی ایرانی مانند حسین علیزاده و کیهان کلهر و... تقاضا نمی‌کنند تا دست به دست استادان دیگر و نوازندگان چیره‌دست سازهای ایرانی، که واقعا در دنیا تک هستند، در این جمع شرکت کنند؟ مسئولان ما می‌گویند که روسیه از این ایده و ابتکارشان استقبال کرده است. اینکه دلیل نمی‌شود. روسیه می‌خواهد که در زمان برگزاری مسابقات، به خرج کشورهای دیگر، برنامه‌هایش پُر شوند. ما باید ببینیم که از این ارزی که خرج می‌کنیم چه عایدمان می‌شود. هر کشور دیگری هم که این پیشنهاد  را به روس‌ها می‌داد، آن‌ها قبول می‌کردند. از این گذشته، فرستادن گروه‌های هنری به خارج، به خرج ملت، کار مهم و اقدام تازه‌ای نیست. این تجربه را ما در زمان آقای احمدی نژاد هم داشته‌ایم. در زمان ایشان هم با بودجه‌ای سرسام آور، به اصرار، ارکستر سمفونیک را به چندین شهر اروپایی فرستادند که نتیجه‌اش فقط و فقط موجبات آبروریزی برای ایران و ایرانیان بود. ایرانی که، به لحاظ نداشتن بودجه، ارکسترش رابه مدت سه  سال تعطیل کردند.

این رهبر ارکستر در ادامه نوشته است: از همه این حرف‌ها گذشته بنیاد رودکی دعوتنامه کشور موسیقی، یعنی اتریش را که قرار بود ارکستر سمفونیک تهران در این فصل هنری، فستیوال جهانی بروکنر را در آنجا افتتاح کند و از طرف رییس جمهور اتریش نیز این موضوع رسما اعلام شده بود، پیگیری نکرد واین شانس بزرگ را از دست داد و آقای گرگیف با ارکستر فیلهارمونیک این کار را به عهده گرفت. آیا هیچ کسی از آن ها پرسیده است که چرا شرکت در افتتاحیه این واقعه هنری بین‌المللی را از دست دادند وحالا تصمیم گرفته اند با سوء استفاده از نام فوتبال و محبوبیت آن بین مردم، ارکستر سمفونیک را به این مسابقات بفرستند. برای وزارت فرهنگ و ارشاد چه چیزی باید مهمتر باشد، نواختن ارکستر سمفونیک کشورش در مراسم افتتاحیه یک فستیوال بین المللی موسیقی یا شرکت جانبی در مسابقات فوتبال و عامل سرگرمی تماشاگران شدن؟ من به این نوع کار های وزارت ارشاد می‌گویم بنگاه شادمانی راه انداختن. آیا این چیزی جز عوامفریبی و گول زدن مردم است؟ آیا این توهین به هنر موسیقی و نوازندگان نیست؟ آیا این سوزاندن فرصت‌های بسیار نادر برای معرفی هنر و هنرمندان این سرزمین نیست؟ آیا وزارتخانه متولی این امر تاکنون به این سوالات جواب داده است؟  

رهبری اضافه کرده است: نکته مهم دیگری که مرا به فکر واداشته است، بی‌برنامگی  این امر است. گیریم که دولت پول فراوان دارد و امکانات فرستادن نوازندگان هم فراهم است. اما آیا هیچ فکر کرده‌اند که مخاطبان این ارکستر در فضای فوتبالی آن جا چه کسانی خواهند بود و آیا اصولاَ مخاطبی وجود خواهد داشت و به نکات زیر توجه کرده‌اند؟

۱- علاقه‌مندان به فوتبال معمولا رابطه خوبی با ارکستر سمفونیک ندارند و موسیقی گروه‌های پاپ  را ترجیح می‌دهند. اگر این امر برای جلب نظر فوتبالیست‌ها و همراهان ایرانی است، آن‌ها هم بیشتر گرایش به موسیقی پاپ و یا موسیقی اصیل ایرانی دارند  تا موسیقی کلاسیک.

۲- آیا  درفضایی که ما از مسابقات فوتبال می‌شناسیم کسی به فکر کنسرت رفتن خواهد افتاد؟

۳- اگر هم بخواهند به کنسرت بروند، آیا  شهرهای روسیه هرکدام چندین ارکستر درجه یک جهانی ندارند که اجراهای بهتری را ارائه کنند؟

۴- اگر از علاقه‌مندان کشورهای دیگر هم کسانی  واقعا بخوهند بر حسب اتفاق در شلوغی‌ها و جنجال‌های فوتبال، دنبال  ارکستر ایرانی بروند، آیا بیشترتمایل   نخواهند داشت که سازها و موسیقی سنتی ایرانی را  بشنوند تا اجراهای نیم بند موسیقی خودشان را؟

۵- اگر این ایده خوب بود، اغلب کشورهایی که احتمالا در مسابقات فوتبال برنده هم خواهند شد و بهترین ارکسترهای دنیا را دارند، با خودشان ارکستر هم می‌آوردند. من در کشورهای بلژیک، اسپانیا، چک، و کرواسی، که هم ارکسترهای مشهور و هم فوتبال پیشرفته دارند، مدیر هنری بودم، ولی هیچوقت صحبت از فرستادن ارکستر به این گونه مسابقات  نشد.

۶- اگر تیمی بعد از چند روز از مسابقات حذف و ناچار به بازگشت شود، آن وقت چه می‌شود؟ آیا ارکستر همچنان می‌ماند و برنامه اجرا خواهد کرد؟

علی رهبری در پایان این یادداشت نوشته است: در هر حال نکات مبهمی در این اقدام وجود دارند که بسیار سوال بر انگیز هستند که یکی از مهمترین آن‌ها عدم وجود شفافیت  و کارِ کارشناسی در این تصمیم گیری است. به عقیده من وزارت فرهنگ و ارشاد ما با وزیر، معاون هنری و مدیر کل دفتر موسیقی جدیدش، باید برنامه‌هایی را که واقعا موجب تنزل سطح ارکستر سمفونیک به یک بنگاه شادمانی می‌شوند، از بین ببرد و پول مملکت و حیثیت ارکستر را برباد ندهد.  وزارت فرهنگ و ارشاد اگر پول فراوان برای ولخرجی دارد و اصرار دارد که آهنگسازی آهنگی برای این مسابقات بسازد، بهتر بود برای آن فراخوان عمومی میداد و فرصت ها را صرفا در اختیار نزدیکان خود قرار نمی‌داد. ما در ایران ده‌ها آهنگساز ممتاز داریم که سال‌های سال است که از لطف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی محروم هستند. من همچنان براین نکته تاکید میکنم که این نوع برنامه‌ها بی فایده هستند، و نه تنها در شان یک وزارت خانه نیستند، به هیچ وجه  بزرگی این  کشور و هنر هفت هزارساله آن را منعکس نمی‌کنند. بهتر است دلارهائی را که خرج این کار های بی‌هدف می‌کنند، صرف خرید سازهای مناسب و سرمایه گذاری در آموزش و اعطای بورس تحصیلی برای نوازندگان جوان بکنند.

ادامه مطلب...

مدیرکل ارشاد استان بوشهر:

مشکل متعصبان با محسن شریفیان است نه اجرای موسیقی/استانداری و فرمانداری بوشهر پیگیر شناسایی عاملان قطع برق‌اند

حمیده ماحوزی از پیگیری موضوع قطع برق هنگام اجرای موسیقی گروه لیان در شهر کلمه دشتستان توسط استاندای و فرمانداری بوشهر خبر داد و گفت: برخی از متعصبان تنها نسبت به آقای محسن شریفیان موضع دارند. در سال ۹۶ بیش از ۴۰۰ اجرای صحنه‌ای موسیقی در استان بوشهر بدون هیچ مشکلی برگزار شده است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، کنسرت محسن شریفیان (آهنگساز و خواننده بوشهری و گروه لیان) که ۱۱ فروردین در شهر کلمه برگزار شد، با حواشی فراوانی در قبل و بعد از برگزاری روبرو شد. قطعی غیرعادی برق و اینترنت شهر کلمه از توابع استان بوشهر در حین اجرای کنسرت محسن شریفیان که به دستور یکی از مقامات این شهرستان انجام شد، باعث نیمه تمام ماندن کنسرت شریفیان و گروهش شد. در پی این مساله، امام جمعه برازجان و بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر بیانیه‌هایی مجزا صادر کرده و نسبت به این موضوع واکنش‌هایی متفاوت نشان دادند.

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر در گفتگو با ایلنا، در واکنش به پیامدهای این اجرا گفت: اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر مجوز را صادر کرده و پای آن هم ایستادیم چون قانونی بود. با توجه به اینکه فشارهایی آوردند که نمی‌گذاریم کنسرت برگزار شود اما پس از استعلام‌های شورای تامین و فرمانداری دشتستان برای تامین امنیت، این مجوز را صادر کردیم و پای آن هم ایستادیم چون مجوز قانونی بود.

ماحوزی در تشریح جزئیات این برنامه گفت: هرچند این برنامه موسیقی، کنسرت نبود؛ درواقع برنامه‌ای برای جشن میلاد حضرت علی (ع) بود که در بخشی از آن قرار بود گروه موسیقی لیان هم اجرا داشته باشد. بخشی از برنامه هم خوب پیش رفت حتی آقای شریفیان در این برنامه ۶ ترک خواند اما در پایان برنامه‌ی ایشان، ناگهان برق قطع و دوباره وصل می‌شود و بار دیگر قطع می‌شود که با همکاری خوب نیروی انتظامی مردم محیط ورزشگاه را ترک می‌کنند.

او ادامه داد: بیش از ۵ هزار نفر در آن استادیوم که محل اجرای برنامه جشن بود، حضور داشتند اما خوشبختانه با آن اتفاقات کسی آسیبی ندید و مردم کاملا عادی استادیوم را ترک کردند. فرمانداری و استانداری بوشهر هم پیگیرند که مشخص شود چه کسانی مسبب قطعی برق در شب برگزاری جشن بوده‌اند اما تاکنون نتیجه به ما اعلام نشده است.

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر درباره بیاینه‌هایی که ازسوی امام جمعه برازجان و بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر درباره گروه موسیقی لیان و این برنامه جشن صادر شده، گفت: همین مواضع روی این ماجراهایی که شب ۱۱ فروردین رخ داد، تاثیر گذاشته اما باید بدانید ما در سال ۹۶ حدود ۴۰۰ اجرای موسیقی صحنه‌ای در استان بوشهر داشته‌ایم.

ماحوزی تصریح کرد: در این شهرستان، تنها با گروه آقای محسن شریفیان یعنی گروه لیان مخالفت می‌شود و هیچ گروه موسیقی دیگری چنین مشکلی ندارد. مثلا در همین شهر برازجان که امام جمعه آن معترض شده‌اند، بیش از ۱۰ کنسرت در سال اخیر برگزار شده. می‌شود گفت برخی از متعصبان تنها نسبت به آقای شریفیان موضع دارند و در سایر موارد ما هیچ مشکلی تاکنون نداشته‌ایم.

او با بیان اینکه «بیشترین آمار اجرای موسیقی صحنه‌ای در استان‌ها متعلق به بوشهر بوده؛ درحالیکه این استان یک میلیون و صد هزار نفر جمعیت دارد» گفت: همه این اجراها هم مخاطب دارد و سالن‌های ما پر است. اگر در روز سه سانس هم اجرا شود هر سه نوبت پر می‌شود؛ یعنی هیچ مشکلی در زمینه صدور مجوز برای اجرای موسیقی نداریم. برای آینده هم مشکلی در زمینه اجرای موسیقی به وجود نخواهد آمد. مجوزهای تازه‌ای هم صادر شده و از هفته آینده اجرای کنسرت‌ها در بوشهر ادامه می‌یابد.

ادامه مطلب...

علی شیرازی:

ایرج یک آوازخوان خودآموخته است/بسیاری از خواننده‌ها قبل میانسالی انعطاف صدایشان را از دست می‌دهند

علی شیرازی گفت: نوروز امسال من یکی از بزرگ‌ترین عیدی‌های تمام عمرم را از آوازخوانی محبوب و بزرگ گرفتم؛ آن هم در دو روز پایانی سال و از طریق سفری دوروزه به همدان با استاد ایرج خواجه امیری. در این سفر به پاسخ بسیاری از پرسش‌های کلیدی‌ام درباره این هنرمند و نیز هنر آواز دست پیدا کردم.

به گزارش خبرنگار ایلنا، علی شیرازی (آوازخوان و آوازپژوه) که مقاله‌های بسیاری را درباره ایرج نوشته و به شیوه او هم آواز می‌خواند، گفت: همیشه پرسش‌هایی مهم و فنی درباره سبک و صدای ایرج بزرگ در خوانندگی برایم وجود داشت اما به‌رغم دیدارهای عمومی و خصوصی‌ای که پیش‌تر‌ها با ایشان داشتم، فرصت مناسبی برای طرح این پرسش‌ها برایم پیش نیامده بود. در سفر اخیر که با هدف بزرگداشت ایرج توسط دوستان هنرمند موسیقی در همدان ازجمله نوین خوش‌نوا و محمد ثابت‌راد تدارک دیده شده بود، من هم دعوت داشتم و با استاد همراه شدم و در تمام طول راه و مسیر رفت و برگشت، با ایشان درباره ابهام‌ها و پرسش‌های دیرینه‌ام هم‌کلام شدم. شیرازی که چند سال است کتاب «صدای معیار» را درباره ایرج در دست نگارش دارد، گفت: ایرج‌‌ همان‌طور که سال‌ها پیش من در مقاله‌ام در ماهنامه سینمایی فیلم نوشتم و مضمون آن در برنامه بزرگداشت ایرج در فرهنگسرای اندیشه به تأیید استاد شجریان هم رسید، صاحب صدای معیار در آواز ایرانی است و حاصل سفرم و یافته‌هایم از همراه بودن با این استاد بزرگ در تکمیل کتابم بسیار به کار خواهد آمد.

وی در توضیح این یافته‌های مهم گفت: همیشه به دنبال این نکته کلیدی بودم که ایرج، شیوه آوازخوانی خاص خودش را از کجا به دست آورده و چگونه به آن دست پیدا کرده است. به همین منظور و به‌عنوان یکی از پرسش‌های اولیه در ابتدای سفر به همدان که با اتومبیل دوستم نوین خوش‌نوا صورت می‌گرفت، برای ایرج آواز سه‌گاه مثالی‌اش را که در جوانی و تقریباً به شیوه قدما خوانده بود به یاد آوردم و پرسیدم شما چگونه از آن گونه از آوازخوانی به شیوه مشهور و شناخته‌شده خودتان رسیدید؟ ایشان هم پاسخ داد من آواز مشهورم با مطلع شعری «من چیستم حکایت از یاد رفته‌ای» را زمانی خواندم که هنوز در تلاش برای یافتن سبک و سیاق شخصی خودم در خوانندگی بودم. در واقع من ردیف آوازی را از کودکی به‌صورت خودآموز نزد پدرم یاد گرفته بودم که او هم خودش قبلاً از پدرش یعنی پدربزرگ من آموخته بود. در مراحل بعدی نیز نزد استاد ابوالحسن صبا به مدت دو سال، یکبار دیگر ردیف را دوره کردم اما کار به همین جا ختم نشد و در هر مرحله کوشیدم با آزمون و خطا به شیوه و صدای خاص خودم در آواز دست پیدا کنم.

شیرازی گفت: بدین ترتیب در مرحله بعدی، ایرج از طریق هم‌نشینی و هم‌خوانی با ساز چندین نوازنده مشهور و شاخص ویولون ایرانی نظیر پرویز یاحقی، حبیب‌الله بدیعی، اسدالله ملک، همایون خرم و علی تجویدی به نوعی از تحریرهای موسوم به «ویولونی» در آواز دست پیدا می‌کند که مختص خود اوست و بعد هم به قول خودش به قدری در این کار خبره می‌شود که زنده‌یاد حبیب بدیعی روزی به طنز به او می‌گوید حالا دیگر پا توی کفش ما ویولون‌نواز‌ها می‌کنی!

شیرازی در توضیح نکته مهمی که در این بخش از صحبت‌های ایرج نهفته است گفت: متأسفانه امروز بسیاری از هنرجویان علاقه‌مند به آواز، به تمامی اختیار حنجره و ذهن خود را به یک معلم و یک شیوه خاص از آوازخوانی می‌سپارند و در سرسپردگی محض به تبعیت واو به واو از مدلی از آموزش و خواندن مشغول می‌شوند و با اتمام این دوره‌ها به تصور اینکه در کار خوانندگی به استادی و قابلیت اجرا رسیده‌اند حتی به تدریس هم مشغول می‌شوند. در حالی که آوازخوانان بزرگ ما می‌کوشیدند از تمام منازل به سلامت عبور کنند در هر مرحله توشه لازم را به دست آورند. ایرج نیز از این قاعده مستثنا نبوده و در دوران طلایی آواز و موسیقی ملی به خوبی از فرصت‌هایی که پیش ‌رو داشته بهره برده است.

وی گفت: در واقع آنچه در سفر همدان دیدم این بود که ایرج صرف نظر از گذراندن دوره‌های اولیه و آموختن گوشه‌ها و دستگاه‌ها، تا حد زیادی یک آوازخوان خودآموخته است. یعنی صرف نظر از آنچه ستون‌پایۀ هنر آوازخوانی یعنی ردیف آوازی است و او دوره‌هایش را نزد پدرش و همچنین استاد صبا گذرانده، در مرحله مهم و به واقع اصلی‌ترین مرحله آموزش آواز یعنی «فراگیری هنر خوانندگی» روی پای خودش ایستاده و کاملاً با گذر از مرحله آزمون و خطا به جایگاه فاخرش در این هنر دست یافته که حقش هم همین جایگاه رفیع بوده است.

شیرازی افزود: دیگر نکته مهمی که در این سفر در عین شگفتی دریافتم، این بود که صدای صحبت کردن و به اصطلاح تکلم ایرج هرچند ممکن است به اقتضای سن و سالش تا حدی به پیری گراییده باشد و مثلاً «پیرمردی» به نظر برسد اما هنگام اجرای آواز، دیگر جنس و قدرت صدایش اینگونه نیست و در کمال تعجب در همدان دیدم که ایشان با چه قدرتی روی صحنه آواز می‌خواند و در محدوده توان یک خوانندۀ ۸۶ ساله بسیار هم خوب به نظر می‌رسد. همچنان که همین سه ماه پیش در مراسم جشن زادروزش در سالن آمفی تئا‌تر روزنامه ایران نیز دیدم که چقدر با قدرت آواز خواند. بی‌تردید علت این دوام و طول هنرنمایی در زندگی ایرج به استفاده درست ایشان از همه ظرفیت‌های صدایش و دستیابی به حجم مفید صدا و امکانات حنجره‌اش برمی‌گردد که جلوی بروز بسیاری از آسیب‌ها را در طول زمان می‌گیرد. بر خلاف بسیاری از دوستان خواننده که امروز هنوز به میانسالی نرسیده‌اند قدرت و انعطاف حنجره و صدایشان را به سبب استفاده نادرست و انتخاب‌های نه چندان دقیق در نوع خواندن و شیوه و اصلاً تقلید غیرعلمی از دست می‌دهند.

ادامه مطلب...

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه برقراری ارتباط نوازنده در حین اجرای زنده، با شوندگان حاضر در سالن، مبحثی بسیار جدی و جالب است که برای تحلیل و چگونگی و راه های مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آن نیاز به نوشتاری مفصل دارد که به زودی در مورد آن، در این سایت بحث شده و نوشته هایی برای خواندن شما عزیزان آماده و عرضه خواهد شد. بیست و هفتم خرداد هشتاد و نه  

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131