گفت و گو

گفت و گو (1172)

گفت و گو با اساتید موسیقی، آهنگسازان، نوازندگان، خوانندگان، نویسندگان کتاب، مترجمان موسیقی ایران

طبقه بندي هاي فرزند

خواننده و نوازنده تراز اول کمانچه لری در گفت‌وگو با ایلنا؛

پا به استودیوی "من و تو" نگذاشته‌ام/۵ سال است که ممنوع‌التصویرم کرده‌اند

فرج علیپور که امسال به عنوان چهره ماندگار موسیقی نواحی کشورمان مورد تقدیر قرار گرفت، 5 سال است که به خاطر یک پیام تبریک در صداوسیما ممنوع‌التصویر و صدا است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، فرج علیپور، خواننده و نوازنده کمانچه لری که نشان درجه یک هنری دارد و در جشنواره موسیقی فجر امسال برای یک عمر فعالیت هنری مورد تقدیر قرار گرفت، گفت: ما حدود 5 سال قبل در آلمان کنسرتی داشتیم. شب عید بود. بعد از اجرای برنامه در رستوران نشسته بودیم که یک نفر با دوربین آمد و مثل خیلی‌های دیگر از ما خواست عید را تبریک بگوییم و ما هم یک تبریک ساده گفتیم. همین تبریک را به همراه فیلمی که از کنسرت ما در برلین گرفته بودند، در شبکه «من و تو» پخش کردند. ما بعدها توضیح دادیم که خداوکیلی نمی‌دانستیم دوربین به دست‌ها از طرف کجا آمده‌اند و ما اصلا کار سیاسی نمی‌کنیم و از این چیزها هم اصلا سر در نمی‌آوریم. گفتیم کار ما موسیقی است و از بچگی هم فقط این کار را کرده‌ایم. مسئولان هم دیدند گفته‌های ما حقیقت دارد؛ اجازه دادند کنسرت‌های‌مان بدون هیچ مشکل مانند قبل در داخل کشور برگزار شد.

این خواننده و نوازنده کمانچه لری در ادامه افزود: اما در صداوسیما فضای دیگری به وجود آمد. ماجرا ابتدا از صداوسیمای لرستان شروع شد. آنقدر این مسئولان استانی به تهران نامه نوشتند و گفتند چرا آثار مرا پخش می‌کنند که در صداوسیمای تهران هم ممنوع‌الصدا و تصویر شدیم. حالا 5 سال است این ممنوعیت در صداوسیما برای من به وجود آمده و همچنان هم ادامه دارد.

وی همچنین عنوان کرد: برخلاف صداوسیما در این سال‌ها ما اصلا مشکلی با ارشاد نداشته‌ایم و اتفاقا آنها همیشه با ما همکاری و رفتار مناسبی داشته‌اند. مدیرکلی اداره ارشاد استان لرستان برعهده یک روحانی به نام حجت‌الاسلام دکتر حمیدرضا حنان است که آدم درستی است و اتفاقا به موسیقی علاقه دارد و اجراهای گروه ما و بقیه گروه‌ها را نیز همیشه از نزدیک دیده است. ما چه در لرستان و چه در استان‌های دیگر و حتی تهران همواره کنسرت‌های‌مان را برگزار کرده‌ایم؛ و با وجود اینکه برای صدور مجوز کنسرت‌ها از نهادهای مختلفی نیز استعلام گرفته می‌شود و ما هیچ مشکلی تاکنون نداشته‌ایم، با این‌وجود صداوسیما مرا ممنوع‌التصویر و صدا کرده است.

فرج علیپور که سال 1394 نیز نشان درجه یک هنری معادل دکترای موسیقی را از شورای ارزشیابی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کرده، گفت: دی ماه امسال نیز در مراسم اختتامیه سی و سومین جشنواره موسیقی فجر از من و ابراهیم قادری از کردستان به دلیل یک عمر فعالیت در عرصه موسیقی نواحی با حضور وزیر ارشاد تقدیر کردند؛ با این وجود همچنان در صداوسیمای تهران و لرستان اجازه پخش آثارم وجود ندارد و این واقعا جای دلخوری و تاسف دارد.

این خواننده موسیقی لری در ادامه افزود: همین سال گذشته از من برای شرکت در یک برنامه از شبکه چهار سیما دعوت کردند و هماهنگی‌ها انجام شد؛ اما در روز برنامه، تهیه‌کننده به من زنگ زد و گفت استعلام گرفتیم و حراست گفته فرج علیپور ممنوع‌التصویر است. ما در تمام سال‌های فعالیت‌مان حدود 50 اثر را در صداوسیمای تهران انجام داده‌ایم که پسرم برای پیگیری آنها رفته بود و نامه‌ای به او داده بودند که تمام آنها را «غیرقابل پخش» عنوان کرده بودند.

وی همچنین عنوان کرد: امثال من که کلی در زمینه موسیقی این مملکت فعالیت کرده‌ام و حدود 60 سال سن دارم در آخر خط هستم،  دوست دارم این آخر عمری سرنوشتی مانند استاد رضا سقایی پیدا نکنم. استاد سقایی تا زمانی که زنده بود صداوسیما به خصوص در لرستان کارهایش را پخش نمی‌کرد اما از زمانی که ایشان فوت کرده، پشت سر هم کارهایش را دارند پخش می‌کنند. ما کلی کارها انجام داده‌ایم و هنوز فکرها و ایده‌های انجام نشده‌ای داریم که باید آماده شود تا مردم از آنها استفاده کنند. نباید این ایده‌ها و آثار به همراه ما راهی آن دنیا بشود.

فرج علیپور ادامه داد: ما انتظار خاصی نداریم و فقط تقاضا داریم کمی هوای موسیقی و موزیسین‌ها و پیشکسوتان را داشته باشند. اگر یادتان باشد آقای سالار عقیلی یکی دو سال قبل به استودیو شبکه «من و تو» رفته بود و مصاحبه انجام داده بود ولی آقایان نخواستند که مشکلی برای این دوستان به‌وجود بیاید و نیامد. البته خوشحالیم که اتفاق دیگری برای این دوستان پیش نیامد اما من که یک فعال موسیقی نواحی هستم و پا به استودیوی شبکه «من و تو» هم نگذاشته‌ام و بدون اینکه بدانم از طریق یک دوربین در رستورانی در برلین پیام تبریک عید به مردم را داده بودم، باید با چنین برخوردی مواجه شده و از رسانه کشورم کنار گذاشته شوم.

ادامه مطلب...

واکنش کیوان ساکت به روند انتخاب مدیرکل دفتر موسیقی:

نباید اجازه دهیم هنرمندان را دور بزنند/به حضور همه موزیسین‌ها نظرخواهی از آنها نیاز داریم

کیوان ساکت می‌گوید: آنچه در این شرایط به آن احتیاج داریم، حضور همه هنرمندان و نظرخواهی از آنهاست. ما نباید اجازه دهیم یک جمع کوچک تمام سکان موسیقی و تصمیمات آن را به شکلی در دست بگیرد که هر چیزی اتفاق می‌افتد تنها به نفع مصالح آنها باشد.

کیوان ساکت در گفتگو با خبرنگار ایلنا، درباره حاشیه‌هایی که این روزها پیرامون برخی فضاسازی‌‌ها درباره انتخاب مدیرکل دفتر موسیقی و مدیرعامل انجمن موسیقی به وجود آمده، گفت: روال عادی وزارت ارشاد این بود که وزیر آن، معاون هنری را تعیین می‌کرد و او، فردی را به‌عنوان مدیرکل دفتر موسیقی انتخاب می‌کرد. درنهایت نیز اینکه مدیرکلی که برای دفتر موسیقی انتخاب می‌شد تا چه اندازه فرد شایسته و کاردانی باشد یا نباشد، مسئولیتش به معاون هنری مربوط می‌شد.

این موزیسین در ادامه افزود: امروز ما شاهد آن هستیم که جمعی متشکل از چند نفر قصد دارند نظر خودشان را به وزیر ارشاد القاء کنند. دلیل چنین کاری هم این است تا شخصی به عنوان مدیرکل دفتر موسیقی؛ تصدی امور را برعهده بگیرد که درست در مسیر خواسته‌های این چند نفر پیش برود. این شیوه برخلاف جریان طبیعی و روال دموکراتیک یک انتخاب درست محسوب می‌شود.

کیوان ساکت گفت: فکر می‌کنم آنچه در این شرایط به آن احتیاج داریم، حضور همه هنرمندان و نظرخواهی از آنهاست. ما نباید اجازه دهیم یک جمع کوچک تمام سکان موسیقی و تصمیمات آن را به شکلی در دست بگیرد که هر چیزی اتفاق می‌افتد تنها به نفع مصالح آنها باشد. روندی که متاسفانه در این سال‌ها حاکم بوده است.

این آهنگساز و نوازنده تار در ادامه افزود: این مرتبه باید این زنهار را به آقای وزیر محترم بدهیم که مراقب این حرکت ناپسندیده باشند تا رای و نظر شخصی عده‌ای بر رای و نظر تمامی هنرمندانی که در این مملکت در حال زحمت کشیدن هستند، غالب نشود.

ادامه مطلب...

بردیا صدرنوری:

هیچ مذاکره‌ای با من درباره مدیرکلی دفتر موسیقی نشده/روزهای کم‌حاشیه‌تری را در دفتر موسیقی شاهدیم

بردیا صدر نوری که این روزها اخباری مبنی بر انتخاب او برای پست مدیرکلی دفتر موسیقی در محافل خصوصی دهان به دهان می‌چرخد، این مسئله را تکذیب کرد.

بردیا صدر نوری در گفتگو با خبرنگار ایلنا، ضمن بیان این مطلب گفت: نه در دوره آقای مرادخانی و نه در دوره آقای حسینی هیچ وقت صحبتی در مورد مدیرکلی دفتر موسیقی با من نشده و واقعا نمی‌دانم چنین شایعه‌ای چطور به وجود آمده است. من خودم کار موسیقی انجام می‌دهم و مدام به دفتر موسیقی نیز مراجعه می‌کنم و با همه دوستان در این دفتر در ارتباط هستم ولی واقعا هیچ‌گاه صحبتی در این باره مطرح نبوده است.

وی درباره وضعیت کنونی دفتر موسیقی نیز عنوان کرد: باید از جمیع جهات یک مدیر را ارزیابی کرد. فکر می‌کنم در دوره‌ای که آقای طالبی در این پست بوده‌اند هم از نظر کمیت اجراها و هم از لحاظ کم‌حاشیه‌تر شدن اجراها، دوره مدیریتی بهتری داشته‌اند. البته هر مدیری براساس برنامه‌هایش تصمیم‌گیری می‌کند و اینکه ایشان بازهم در این پست باشد، به تصمیم آن مجموعه بازمی‌گردد.

بردیا صدرنوری اطلاعیه‌ای نیز در تکذیب حاشیه‌ها درباره تصدی مدیرکلی دفتر موسیقی توسط او منتشر کرده است.

در متن این اطلاعیه آمده است:

«ضمن اینکه مدیریت در جایگاه مدیرکل دفتر موسیقی و خدمت به هنرمندان و فرهیختگان این حوزه افتخاری برای هر فرد است اما خبر منتشر شده در فضای مجازی مبنی بر انتصاب بنده در این سمت اساسا صحت ندارد و اینجانب در جایگاه فعلی‌ام امکان خدمت بیشتر و موثرتر به اصحاب محترم فرهنگ و هنر دارم.»

ادامه مطلب...

علی عظیمی‌نژادان در گفت‌وگو با ایلنا:

موسیقی هنوز حوزه ممنوعه است/برخی هنرمندان به اسطوره‌های قدرتمندی تبدیل شده‌اند و کسی جرات نقد آنها را ندارد

یک جامعه‌شناس و منتقد موسیقی می‌گوید: بسیاری از هنرمندان به اسطوره‌های قدرتمند و قدرت‌های اجتماعی عظیمی تبدیل شده‌اند و کار منتقدین را دشوار می‌‌کنند؛ ولی با این وجود تاکید بر نقش و قدرت اجتماعی آن‌ها بهانه خوبی برای نقد نکردن نیست.

به گزارش خبرنگار ایلنا، موسیقی پس از انقلاب ۵۷ حیاتی نیمه رسمی پیدا کرد و تا مدت‌ها درباره مشروعیت آن با تردید‌های بسیاری سخن گفته می‌شد درنتیجه جریان خاصی در حوزه «نقد موسیقی» به معنای واقعی کلمه به وجود نیامد. همین عوامل باعث شد تا وقتی بعد‌ها به خصوص از ابتدای دهه هشتاد، برخی از اهالی مطبوعات و منتقدان به عرصه نقد موسیقی وارد شدند اما جامعه موسیقی چندان روی خوشی به آن‌ها نشان نداد؛ و این در حالی بود که برخلاف حوزه‌هایی مانند سینما و ادبیات عملا در مورد برخی از چهره‌های موسیقی هیچ امکانی برای نقد فنی وجود نداشته و ندارد. سقوط و تنزل کیفی همین چهره‌های شاخص موسیقی ایران به ویژه طی ۱۵ سال گذشته را نیز می‌توان از نتایج همین نبود امکان نقد آن‌ها دانست.

با علی عظیمی‌نژادان (منتقد موسیقی و جامعه‌شناس) که طی یک سال گذشته سلسله جلساتی را با محوریت نقد و بررسی آثار آهنگسازان معاصر ایران برگزار کرده و پیش‌تر نیز در حوزه نقد موسیقی فعالیت داشته، درباره «وضعیت و جریان نقد موسیقی در ایران» گفتگو کرده‌ایم.

علی عظیمی‌نژادان (جامعه‌شناس و منتقد موسیقی) درباره وضعیت تحلیل و ارزیابی موسیقی‌های چند صدایی در ایران گفت: با نگاهی به مجموعه نوشته‌هایی که در دوران پس از انقلاب درباره آهنگسازان معاصر ایرانی نوشته شده است می‌توان این ادعا را مطرح کرد که اصولا حجم نوشته‌ها و نقد و تحلیل‌های مرتبط با موسیقی ارکسترال و موسیقی پلی‌فونیک ایرانی بسیار کم، ناچیز و در حاشیه بوده‌اند و امروزه نیز شاهد هستیم که آگاهی و شناخت عموم جامعه وحتی روشنفکران و تحصیل کردگان ما نسبت به این نوع موسیقی بسیار اندک است. توجه به این مساله زمانی جدی‌تر می‌شود که ملاحظه می‌کنیم بسیاری از نویسندگان، هنرمندان و اهالی فرهنگ ایرانی که در زمینه فلسفه و علوم اجتماعی به کمتر از امثال میشل فوکو و پیر بوردیو رضایت نمی‌دهند، اوج سلیقه موسیقایی‌شان به سمت موسیقی‌هایی از نوع موسیقی‌های برنامه گل‌ها و یا کارهای آقای علیزاده، لطفی و شجریان سیر می‌کند که این امر نشانه عدم تناسب میان رویکرد‌ها و گرایش‌های زیبایی‌شناختی با رویکرد‌های معرفتی آن‌ها است و نوعی عدم انسجام فکری را می‌رساند. تاکید می‌کنم که منظور من در اینجا دست کم گرفتن آثار موسیقایی هنرمندان مهمی چون علیزاده و لطفی نیست بلکه توجه دادن به این مساله است که معمولا وقتی گرایش فکری فردی در چارچوب اندیشه‌های مدرن و پست مدرن غربی سیر می‌کند این انتظار می‌رود که رویکردهای زیبایی‌شناختی وی نیز به سمت هنرهای نوین و قرن بیستمی باشد و فرضا در زمینه موسیقی، بیشتر به سمت شاخه‌های مختلف موسیقی کلاسیک غربی و موسیقی‌های چند صدایی ایرانی (نظیر آثار حنانه، پژمان و هوشنگ استوار) گرایش داشته باشد. همچنان که در زمینه گرایش‌های شعری نیز اگر چنین فردی فرضا اشعار رهی معیری و عماد خراسانی را بر اشعار شاملو و فروغ ترجیح دهد یا در زمینه داستان‌نویسی شیوه روایتی رمانس سمک عیار را بر داستان‌های صادق هدایت مرجح بداند، می‌توانیم بگوییم که این فرد دچار عدم انسجام فکری شده است. 

وی با اشاره به دلایل تشتت فکری در حوزه هنر گفت: به‌هرحال یکی از علت‌های این تشتت و عدم انسجام فکری اهالی فرهنگ ما در کم‌کاری بیشتر رسانه‌های تاثیرگذار داخلی حوزه فرهنگ و هنر (اعم از روزنامه‌ها و مجلات و رادیو و تلویزیون) به مقوله موسیقی چند صدایی نهفته است. در اینگونه رسانه‌ها معمولا اگر مطالب و تحلیل‌هایی در زمینه موسیقی منتشر شود بیشتر درباره موسیقی‌های سنتی و پس از آن موسیقی‌های پاپ و در ‌‌نهایت موسیقی‌های مقامی و نواحی است. اما در میان معدود مجلات تخصصی موسیقی که در دوران پس از انقلاب منتشر شده‌اند می‌توان گفت که ماهنامه گزارش موسیقی به مدیریت و سردبیری سروش ریاضی بیش از بقیه مجلات به موسیقی‌های چند صدایی (اعم از ایرانی و غربی) توجه نشان داده است که ثمره آن انتشار ویژه نامه‌هایی برای بسیاری از موسیقی دانان مهم غربی و ایرانی نظیر گوستاو مالر، دبوسی، مرتضی حنانه، هرمز فرهت، حسین دهلوی، مهران روحانی و تودوراکیس بوده است. البته در مجلات دیگری چون "هنر موسیقی" و "فرهنگ و آهنگ" و "مقام موسیقایی" هم به صورت پراکنده مطالبی در این زمینه منتشر می‌شد ولی این امر چندان سیستماتیک و با برنامه‌ریزی هدفمند صورت نمی‌گرفت.

 عظیمی نژادان همچنین درباره وضعیت موسیقی در مجلات و روزنامه‌های پیش از انقلاب نیز گفت: باید توجه داشت که مجلات تخصصی موسیقی‌ای که در دوران پیش از انقلاب منتشر می‌شدند در زمینه تفکیک شاخه‌های مختلف موسیقی حرفه‌ای‌تر عمل می‌کردند. به عنوان مثال مجله "موسیقی" که به مدیریت آقای زاون هاکوپیان و سردبیری کسانی چون هیربد، امیر اشرف آریانپور، محمود خوشنام منتشر می‌شد بیشتر به موسیقی‌های چندصدایی غربی و موسیقی‌های ارکسترال ایرانی توجه نشان می‌داد و در نقطه مقابل آن نیزمجله "موزیک ایران" به مدیریت بهمن هیربد و سردبیری کسانی چون دکتر ساسان سپنتا قرار داشت که بیشتر به موسیقی سنتی می‌پرداخت و البته هیچکدام از این مجله‌ها به موسیقی‌های پاپ ایرانی توجهی نشان نمی‌دادند و بررسی این شاخه ازموسیقی را دوراز بررسی‌های آکادمیک می‌دانستند. در عین حال باید به مجلات میان رشته‌ای وزینی چون هفته نامه تماشا، مجله تلاش و رودکی نیز اشاره کنم که بسیاری از گفت‌و‌گو‌ها و مقالات منتشره در آن‌ها در زمینه شناخت بیشتر خوانندگان با موسیقی چند صدایی در ایران بسیار کارگشا بودند. بهرحال می‌شود گفت که ما در زمینه تجزیه و تحلیل شاخه‌های مختلف موسیقی‌های چند صدایی در ایران (که از هنرمندانی چون غلامحسین مین باشیان و پرویز محمود آغاز می‌شود) مدیون نوشته‌های پژوهشگرانی چون دکتر زاون هاکوپیان، دکترامیر اشرف آریانپور، دکتر هرمز فرهت، دکتر خاچی، دکتر محمود خوشنام، دکتر سعدی حسنی هستیم. در کل همچنان‌که گفته شد در دوران پس از انقلاب صرف نظر از مجله گزارش موسیقی در رسانه‌های دیگر نقد و بررسی درباره این شاخه از موسیقی بسیار پراکنده و غیرسیستماتیک بود. اما شاید بتوان در این زمینه استثنائاتی نیز قائل شد مانند مجموعه مقالاتی که از کیاوش صاحب نسق درباره برخی آهنگسازان ایرانی در مجله فرهنگ و آهنگ چاپ می‌شد.

عظیمی نژادان به برخی از سلسله برنامه‌های موسوم به نقد نغمه به عنوان برنامه‌های مفید در نقد و بررسی آهنگسازان معاصر اشاره کرد که زیر نظر سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران برگزار می‌شد.

دبیر تحریریه سابق ماهنامه گزارش موسیقی درباره سلسله برنامه‌هایی که در فرهنگسرای ارسباران با عنوان «نقد و بررسی آثار آهنگسازان معاصر» برگزار می‌شود به این نکته اشاره کرد که اولویت ما در این برنامه‌ها در وهله نخست پرداختن به آثار آهنگسازان ایرانی وابسته به شاخه‌های مختلف موسیقی چندصدایی بوده است.

 وی در این رابطه توضیح داد: برنامه اول ما به بررسی آثار حسین دهلوی اختصاص داشت که البته متاسفانه به دلیل شرایط نامساعد جسمی‌شان امکان حضور ایشان در برنامه وجود نداشت. اما هنرمندان و پژوهشگرانی چون: کامبیز روشن روان، اسماعیل تهرانی، کیومرث پیرگلو و نادر مشایخی در این جلسه حضور داشتند و از زوایای مختلف شیوه آهنگسازی آقای دهلوی را مورد ارزیابی قرار دادند که بسیاری از این دیدگاه‌ها در نقطه مقابل یکدیگر قرار داشت. به عنوان مثال در این جلسه آقای روشن روان با تقسیم بندی آثار دهلوی به دو دوره آهنگسازی ملی و سمفونیک، دستاورد‌های هر دو دوره آهنگسازی ایشان را بسیار مهم و اساسی درنظر گرفتند اما به عنوان مثال کیومرث پیرگلو منتقد برخی ازکارهای آهنگسازی دهلوی بود و اثری مانند بیژن و منیژه را بسیار ملهم از کارهای خاچاطوریان، امیراف و کورساکف قلمداد کرد. اما برنامه دوم از این سلسله برنامه‌ها به احمد پژمان اختصاص داشت که با حضور خود ایشان برگزار شد. برنامه سوم نیز بررسی آثار هرمز فرهت بود و به دلیل اقامت ایشان در ایرلند مسلما در این جلسه حضور نداشتند. ما برای آهنگسازانی که نمی‌توانستند در برنامه حضور داشته باشند قسمت‌هایی از گفتگوهای گذشته آن‌ها را به صورت صوتی و تصویری پخش کردیم. البته با تمرکز بر گفت‌و‌گوهایی که خود من با استاد دهلوی و استاد فرهت داشتم. این جلسات هم به صورت سخنرانی مستقل و هم به صورت میزگردی برگزار می‌شد که در مجموع حدود سه تا چهار ساعت به طول می‌انجامید؛ در این جلسات ما ضمن ارایه شناخت متفاوتی از زندگی و آثار این آهنگسازان و پخش قسمت‌هایی از آثار متنوع آن‌ها سعی کردیم که به صورت سیستماتیک آثار آهنگسازی آن‌ها مورد نقد و بررسی قرار دهیم. برای مثال در جلسه نقد آقای پژمان که خودشان حضور داشتند آقای هوشنگ کامکار به عنوان یکی از طرفداران کارهای پژمان، آرمان نوروزی به عنوان منتقد بخشی از کارهای پژمان و مهران پورمندان به عنوان فرد میانه حضور داشتند. در برنامه آقای هرمز فرهت نیز حسین قنبری از نسل جدید آهنگسازان ایران قطعه پیانویی توکاتا از هرمز فرهت را آنالیز فنی کرد. اینجانب نیز درباره زندگی و آثار فرهت مطالبی را بیان کردم و در ‌‌نهایت آروین صداقت‌کیش، نادر مشایخی و کارن کیهانی نیز در بخش میزگرد رویکرد‌های متفاوت خود را درباره آثار مختلف فرهت بیان کردند.

وی در ادامه افزود: در برنامه‌های آینده قرار است که برنامه‌هایی را در بررسی آهنگسازان دیگری چون چکناواریان، فوزیه مجد، فخرالدینی، علی رضا مشایخی، مهران روحانی و دیگران برگزار کنیم؛ در مجموع هدف اصلی برگزاری این سلسله نشست‌ها را جبران کمبود منابع، مقالات و جلسات مرتبط با این موضوعات در فضای رسانه‌ای موسیقی در کشورمان می‌دانم.

علی عظیمی‌نژادان در ادامه به مقوله نقد در حوزه موسیقی در فضای فرهنگی-هنری امروز ایران اشاره کرد و گفت: وضعیت نقد در این حوزه در مقام مقایسه با رشته دیگر هنری مانند ادبیات، سینما و حتی نقاشی به مراتب ضعیف‌تر است که البته دلایل متعددی در این مسئله دخالت دارند؛ اما یکی از دلایل مهمش شاید این باشد که بیشتر منتقدین نه دارای آنچنان دانش وسیع و همه جانبه‌ای در زمینه‌های مختلف هستند، نه بینش آنچنان گسترده‌ای دارند و در نهایت فاقد جسارت کافی برای ارزیابی دقیق و بدون حب و بغض درباره موضوع مورد نظرشان هستند. درباره مورد اول باید بگویم که یک منتقد هنری از جمله منتقد موسیقی علاوه بر رشته تخصصی خود باید با مقولات فلسفی، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، تاریخ و ادبیات نیز تا اندازه‌ای آشنا باشد که همین امر بینش وسیع تری نیز به وی می‌دهد و نگاه وی را جامع‌تر و حرفه‌ای‌تر می‌کند. همچنین وی به لحاظ اخلاقی باید فردی شجاع و جسور باشد و با الهام از کانت باید جرات دانستن داشته باشد و فردی به خود اتکا باشد. پس در مجموع می‌شود گفت که در زمینه نقد هنری، شاخه موسیقی در زمره محافظه‌کارانه‌ترین بخش هنری کشورمان محسوب می‌شود؛ البته در حوزه مرتبط با موسیقی سنتی این محافظه‌کاری چند برابر دیده می‌شود. اما معضل اصلی در مورد موسیقی‌های ارکسترال و چند صدایی این است که موسیقی‌ها دارای خصلت نخبه‌گرایانه تری هستند و در مجموع طرفداران کمتری دارند و در عین حال متخصصان کمتری نیز برای بررسی کارهای هنری در این شاخه وجود دارند و به همین دلیل می‌شود گفت که اینگونه موسیقی‌ها در حاشیه قرار دارند. او در عین حال به این مساله تاکید کرد که بسیاری از اهالی فرهنگ و هنر ما و حتی منتقدین هنوز متوجه نشده‌اند که ریشه واژه نقد (critic) برگرفته از مفهوم crisis به معنای بحران است و بنابراین به عبارتی وظیفه یک منتقد امری خارج از بحران زایی نیست و خوانندگان یک مقاله و اهالی فرهنگ و هنر الزاما نباید تصور کنند که با خواندن یک مقاله تحلیلی درباره هنرمندی که دوستش می‌دارند به لحاظ حسی از آن لذت ببرند. کار حقیقی منتقد شالوده شکنی متن و نشان دادن سویه‌های مثبت و منفی توام با هم است. منتقد در درجه نخست باید به دنبال حقیقت جویی باشد و ارضای شخصی ایده آل‌های خود که آن‌ها را می‌جوید نه ارضای حسی مخاطبان و هنرمندان و انجام دادن کارهای پوپولیستی و به دنبال خواست اکثریت راه افتادن.

عظیمی نژادان درباره ساخت قدرت و نقش حلقه‌های پیرامونی بسیاری از موسیقیدانان مشهور که اجازه به کسی اجازه نقد نمی‌دهند، گفت: اگر قدرت را به معنای فوکویی کلمه -که به مفهوم مجموعه قدرت‌های فرهنگی و اجتماعی فراگیر در یک جامعه هستند- در نظر بگیریم؛ می‌توانیم بگوییم که این قدرت‌ها به صورت قاطع وجود دارند و در تداوم بسیاری از مشکلات ازجمله رواج فرهنگ مرید و مرادی و اسطوره‌اندیشی نقشی کلیدی ایفا می‌کنند. چون ما در این موارد تنها با قدرت سیاسی سر و کار نداریم و قدرت‌های اجتماعی اعم از رسانه‌ها، منتقدین، هنرمندان و... نیز در بروز مشکلات مختلف نقشی تعیین کننده دارند. همچنان‌که متفکرینی مانند ادوارد سعید نیز بر نقش عظیم اهالی فرهنگ و روشنفکران در بروز بسیاری از کج فهمی‌ها و مشکلات اجتماعی تاکید می‌کنند. در مورد بسیاری از هنرمندان نیز گفتنی است که آن‌ها به اسطوره‌های قدرتمندی تبدیل شده‌اند که هم در میان عامه مردم و هم در میان بسیاری از نخبگان جایگاه خاصی پیدا کرده‌اند و به قدرت‌های اجتماعی عظیمی تبدیل شده‌اند. چنین قدرت‌هایی کار منتقدین را دشوار می‌‌کنند و مانع بزرگی برای نقد کردن هستند ولی با وجود تمامی این‌ها تاکید بر نقش و قدرت اجتماعی آن‌ها بهانه خوبی برای نقد نکردن نیست چراکه با الهام از ماکس وبر می‌توانیم بگوییم کار منتقد به نوعی اسطوره‌شکنی است و وظیفه‌اش نگریستن و تحلیل کردن از بیرون و با فاصله به موضوع مورد نظر است نه اینکه از درون به مساله نگاه کند؛ چرا که نگاه از درون به موضوع، به گونه‌ای رویکرد شیفته‌ وار را نسبت به مسایل گوناگون به وجود می‌آورد. اصولا باید توجه داشت که نقد واقعی نقدی است که فارغ از رویکرد «تنفر- شیفتگی» شکل می‌گیرد. وقتی ما می‌گوییم از بیرون به موضوع نگاه کنیم یعنی فارغ از «تنفر- شیفتگی» به متن- که در اینجا به مفهوم آثار آهنگساز و موزیسیقی دانان است-نگاه کنیم. در واقع ما در اینجا با متن‌های موسیقی دانان سر و کار داریم نه با شخص آن‌ها. متاسفانه در ایران همچنان که در رشته‌های دیگر نیز صادق است نمی‌توانیم مانند کشورهای مدرن با نگاهی با فاصله و فارغ از «تنفر- شیفتگی» به قضایا بنگریم.

وی درباره اینکه چرا در اکثر هنر‌ها مانند سینما و ادبیات شرایط نقد بسیار مهیا‌تر و ممکن‌تر از عرصه موسیقی است، گفت: البته وقتی از مشکلات نقد در حوزه موسیقی بحث می‌کنیم به این مفهوم نیست که وضعیت این مقوله در سایر رشته‌های هنری دیگر در شرایط خیلی بهتری باشد اما در مجموع می‌توان گفت که وضعیت نقد در رشته‌های دیگر کم و بیش مناسب‌تر از عرصه موسیقی است. هم به دلیل آنکه این تلاش‌ها از سوی منتقدان رشته‌های دیگر بیشتر بوده و هم اینکه جریان نقد در سایر هنر‌ها زود‌تر از عرصه موسیقی آغاز شده است. همچنان‌که اشاره شد برای نقد می‌بایست دانش، بینش و جسارت همراه با یکدیگر باشند؛ در اینجا منظور از دانش، دانش توام با ایدئولوژی نیست. به‌هرحال در عرصه ادبیات، با وجود افرادی مانند رضا براهنی، عبدالعلی دستغیب و جواد اسحاقیان و در عرصه سینما با وجود منتقدینی مانند دکتر هوشنگ کاووسی، خسرو دهقان وسعید عقیقی و مسعود فراستی جریان نقد صورت جدی‌تری داشته است. البته یکی از دلایل دیگر ضعیف‌تر بودن شاخه نقد موسیقی به نسبت دیگر هنر‌ها شرایط ویژه‌تری این هنر در کشورمان است. اینکه با وجود گذشت این همه سال هنوز این هنر به نوعی یک حوزه ممنوعه محسوب می‌شود چراکه به عنوان مثال هنوز اجازه نشان دادن ساز در تلویزیون وجود ندارد. البته در عرصه نقد موسیقی کارهایی بخصوص در برخی مجلات تخصصی موسیقی انجام شده اما در رسانه‌های عمومی این امر کمتر به صورت جدی انجام می‌شود و هنوز در این رسانه‌ها با تعارفات و نان به هم قرض دادن بیشتر سروکار داریم. می‌توان گفت که در دوران پیش از انقلاب، نقد موسیقی صورت متداول‌تر و عادی‌تری داشت؛ البته منظورم این نیست که پیش از انقلاب الزاما نقدهای فنی‌تری نوشته می‌شد اما در مجموع تداوم بیشتری داشت. مثلا نقدهایی که توسط دکتر ساسان سپنتا در مجله موزیک ایران نوشته می‌شد بسیار تاثیر گذار بودند یا مطالب دکتر خاچی در مجله موسیقی و حتی نوشته های دکتر هرمز فرهت در مجله تماشا نقد‌های قابل توجهی بودند. در آن زمان نقد موسیقی تا حدی جا افتاده بود. نقدهای دیگری نیز در سطوحی پایین‌تر به نسبت آقای هرمز فرهت توسط محمود خوشنام یا امیر اشرف آریانپور نوشته می‌شد. با این وجود هیچ کدام از این منتقدین جایگاهی مانند جایگاه رضا براهنی را میان صنف خودشان نداشته‌اند. جایگاهی که رضا براهنی در ادبیات داستانی و به ویژه شعر داشت خب جایگاه ویژه‌ای بود.

وی افزود: بعد از انقلاب نمی‌گویم اصلا کاری نشده است؛ مثلا جمال سماواتی نقدهایی را در مجله‌هایی چون آدینه و ادبستان منتشر کرده است و دکتر ساسان سپنتا نقد‌هایش را بعد از انقلاب در مجلاتی چون ادبستان و ماهور نیز ادامه داد؛ همچنین مجله‌های «گزارش موسیقی» و «فرهنگ و آهنگ» و «هنر موسیقی» و «ماهور» نیز در این زمینه کارهایی کرده‌اند. که از جمله مهم‌ترین آن‌ها می‌توانم به برخی از نوشته‌های آروین صداقت کیش در فرهنگ و آهنگ، ماهور و سایت موسیقی هارمونی تاک، برخی نقد‌های محسن ثقفی در مجله گزارش موسیقی (که ایشان بیشتر بر اجرای کنسرت‌های مختلف نقد می‌نوشتند)، برخی نقد‌های خسرو جعفر‌زاده در مجله ماهور درباره شالوده شکنی مفاهیم نادرست جا افتاده در میان اهالی موسیقی، برخی نوشته‌های سعید مجیدی در مجله گزارش موسیقی درباره هنر آواز ایرانی، برخی نقد‌های مهدی فیروزیان در مجله هنر موسیقی در زمینه ترانه سرایان ایران، برخی نقد‌های تورج زاهدی و سعید کاشفی در مجله فیلم درباره موسیقی فیلم و برخی نقدهای مهران پورمندان در مجلات فرهنگ و آهنگ و گزارش موسیقی درباره موسیقی فیلم و موسیقی‌های ترکیبی و نقد‌های رو در روی علی عظیمی نژادان و سروش ریاضی با هنرمندان مختلف در مجله گزارش موسیقی اشاره کنم. به عنوان مثال من با همکاری مهران پورمندان (متخصص آموزش موسیقی از فرانسه) دو گفت‌و‌گوی رو در رو با کریستف رضاعی و کامبیز روشن روان در مجله گزارش موسیقی داشتیم که در هر دو گفت‌و‌گو برخلاف رویه متداول با رویکری بیرونی و انتقادی با این موسیقی دانان مواجه شدیمبه عنوان مثال در گفت‌و‌گو با آقای روشن روان من سمفونی فلک و الافلاک ایشان را از زوایای مختلف نقد کردم که فکر می‌کنم برای نخستین بار بود که این امر انجام می‌شد. همچنین من و سروش ریاضی با همین رویه و رویکرد گفت‌و‌گو‌های انتقادی زیادی را با بسیاری از هنرمندان و پژوهشگران موسیقی مانند دکتر ساسان فاطمی، میلاد کیایی، فریدون شهبازیان، شاهین فرهت، حسین خواجه امیری، پری زنگنه و نسل‌های جدید تری مانند پیمان سلطانی و احمد رضا اسماعیلی و دیگران انجام دادیم که می‌شود گفت نخستین مواجه رو در رو و انتقادی با موسیقی دانان ایرانی پس از انقلاب بود که پیش از آن سابقه‌ای نداشت. البته خود من علاوه بر نقد‌های رو در رو با نوشتن مقالات بسیاری در مجلات و سایت‌های مختلف با رویکردی بیرونی بسیاری از کارهای موسیقی دانان و ترانه سرایان ایرانی چون حنانه، دهلوی، شهرام ناظری، شجریان، پورتراب، نادرمشایخی، جواد لشگری، سیمین بهبهانی، معینی کرمانشاهی، کیهان کلهر، اسماعیل واثقی، واروژان و... را مورد ارزیابی قرار داده‌ام.

عظیمی‌نژادان در ادامه افزود: مشکل دیگری در حوزه نقد موسیقی وجود دارد این است که‌‌ همان معدود افرادی که نقد می‌کنند نه تنها تشویق نمی‌شوند که به نوعی مورد تنبیه هم قرار می‌گیرند. بسیاری از اهالی موسیقی معمولا از واژه‌هایی مانند «نقد منصفانه» استفاده می‌کنند ولی متاسفانه نمونه‌هایی وجود دارد که در آن با وجود استفاده از چارچوب‌های صحیح نقد اما همان‌ها نیز سرکوب می‌شوند. متاسفانه هیچ‌گاه نقدهای منتقدان مورد تحلیل قرار نمی‌گیرد تا بدانیم این نقد‌ها تا چه میزانی صحیح و تا چه اندازه جای ایراد دارند. متاسفانه در سال‌های اخیر در بسیاری از رسانه‌ها بیش از اندازه با موسیقی به صورت غیرتخصصی و گزارشی عمل شد و به سمت نگاه‌های شیفته‌اور حرکت کرده‌اند و متاسفانه هرچه که به پیش می‌رویم متوجه می‌شویم که این رویکرد شیفته‌وار و تجلیل وار سطحی دارد حالت عمومی تری پیدا می‌کند.‌‌ همان رویه‌ای که آقای علی دهباشی در برگزاری بزرگداشت‌ها و تجلیل‌های بی‌شمار در این سالها مرسوم کرد که به نظر من خود ایشان با وجود برخی خدمت‌هایی که در عرصه انتشار مجلات وزینی چون کلک و بخارا انجام داده است اما در زمینه رواج فرهنگ سطحی و غیرعلمی مدح و تجلیل ضربه‌های زیادی به فرهنگ، ادب و هنر ایرانی زده است و رویه ایشان و جریان قوی اجتماعی حامی ایشان فرسنگ‌ها از فضای مدرن نقد و تحلیل به دور هستند و متاسفانه این رویه که زمانی هواخواه زیادی نداشت حتی به شدت از جانب اهالی فرهنگ مورد انتقاد قرار می‌گرفت امروزه بسیار مورد تجلیل قرار می‌گیرد که این خود آفت بزرگی برای جامعه فرهنگی ماست.

ادامه مطلب...

پدر سامی‌یوسف: پسرم پای پیاده هم به ایران می‌آید

بابک رادمنش درباره اینکه شنیده می‌شود «سامی یوسف» برای حضور در ایران شرط‌هایی مانند سفر با هواپیمای اختصاصی دارد، گفت: او آرزوی اجرا در ایران را دارد؛ شرط او آرزویش است. سامی خیلی خاکی است. او حتی با قطار یا پیاده هم به ایران می‌آید.

به گزارش ایسنا، نام اصلیش «فیروز برنجان» است اما برای فعالیت‌های هنری اسم «بابک رادمنش» را برمی‌گزیند. او که در زمینه آهنگسازی، ترانه‌سرایی و خوانندگی فعالیت دارد به تازگی با همکاری پسرش «سامی یوسف» که هنرمندی بین‌المللی محسوب می‌شود، آلبومی را روانه بازار موسیقی کرده است.  رادمنش به مناسبت انتشار این اثر در نشستی  پاسخگوی پرسش‌های خبرنگاران بود.

رادمنش گفت: من تا سال ۱۳۶۴ کارمند رسمی صدا و سیما بودم اما زمانی که مریض شدم برای درمان به خارج از کشور رفتم. در حال حاضر چهار سال است که دوباره با همسرم در ایران زندگی می‌کنم. سه سال پیش آلبومی را با نام «دلا» ساختم که به دلایلی پخش نشد.

او با اشاره به آلبوم جدیدش با نام «و اینک عشق» توضیح داد: این آلبوم خیلی وقت پیش آماده بود اما به دلایلی دیر منتشر شد. این اثر شامل ۱۲ قطعه می‌شود که یک قطعه آن آذری است. اشعار آن عاشقانه و عارفانه است.

پدر سامی یوسف در پاسخ به پرسشی مبنی بر برگزاری کنسرت به همراهی پسرش اظهار کرد: من قصد دارم در اردیبهشت‌ماه سال آینده کنسرتی را برگزار کنم. سامی با یک کمپانی انگلیسی قرارداد دارد و نمی‌تواند هرکاری می‌خواهد انجام بدهد. ارگان‌های مختلف بارها سعی کردند برای او اجرایی در ایران ترتیب بدهند اما نشد. در حال حاضر این موضوع آسان‌تر شده و بیش از شصت تا هفتاد درصد امید وجود دارد سامی به ایران بیاید البته نمی‌دانم به کنسرت اردیبهشت‌ماه برسد یا نه.

رادمنش تاکید کرد: ما سعی می‌کنیم او سال آینده در ایران کنسرتی را برگزار کند.

او اضافه کرد: مبلغ درخواستی کمپانی مورد قرارداد سامی خیلی بالاست.یک بار که ارگانی خواسته بود او در ایران کنسرت داشته باشد این کمپانی برای شب اول اجرا ۳۰۰ هزار دلار و برای شب‌های بعدی هر کدام ۱۵۰ هزار دلار طلب کرده بود.   مقدار پولی که از این کنسرت‌ها که متعلق به سامی است صرف امور خیریه می‌شود. او همیشه به من می‌گوید «پدر، من رسالتی دارم که باید آن را انجام بدهم».

این آهنگساز بیان کرد: یک بار سامی در انگلستان کنسرتی را برگزار کرد که بیش از دو میلیون پوند عایدی داشت؛ او حتی به یک پوند هم دست نزد و آن را صرف افرادی کرد که نیاز داشتند. او به دلیل اخلاق و خیرخواهیش همه جا مورد احترام است.

رادمنش درباره اینکه شنیده می‌شود «سامی یوسف» برای حضور در ایران شرط‌هایی مانند سفر با هواپیمای اختصاصی دارد، گفت: او آرزوی اجرا در ایران را دارد؛ شرط او آرزویش است. سامی خیلی خاکی است. او حتی با قطار یا پیاده هم به ایران می‌آید. او سفیر صلح سازمان ملل است؛ چنین آدمی هواپیمای اختصاصی طلب می‌کند؟ او اصلا اهل تجملات نیست.

او ادامه داد: عده‌ای می‌گویند چرا سامی مدام ایرانی بودنش را اعلام نمی‌کند؟ او دلایل خودش را دارد و می‌گوید اصالتا آذری است، در تهران به دنیا آمده و در انگلستان بزرگ شده است.  صلاح نیست او این را بگوید زیرا اتفاق‌های دیگری می‌افتد.

پدر سامی یوسف افزود: برای افراد مشهور زیاد شایعه می‌سازند؛ ان‌شاءلله برای سامی شایعه بد نسازند، گناه دارد.

رادمنش که سرود معروف «خلبانان» ساخته اوست و سال‌های ابتدایی انقلاب در صدا و سیما مشغول به فعالیت بوده،در بخش دیگری از این نشست در پاسخ به پرسش ایسنا مبنی بر نشان ندادن سازهای موسیقی در صدا و سیما و رویکرد این سازمان در حوزه موسیقی گفت:من به عنوان یک شهروند از این کار تعجب می‌کنم. نمی‌دانم چه کسی این دستور (نشان ندادن ساز) را داده؟ اگر موسیقی حرام است پس صدای آن هم نباید باشد! این کار باعث تاسف است. دوستان غیرایرانی هم از این موضوع تعجب می‌کنند. اگر برای کارشان دلیل بیاورند آدم متوجه می‌شود چرا این کار را انجام می‌دهند.

او درباره دریافت حق مولف برای پخش آثارش از صدا و سیما نیز اظهار کرد: از ابتدا چه کسی حق مولف گرفته که من بگیرم؟

این آهنگساز در بخش دیگری از این نشست با تشبیه اینکه موسیقی یک ظرف و کلام (اشعار) محتوای آن ظرف هستند بر وجود اشعار ارزشمند در موسیقی تاکید و بیان کرد: آثار قدیمی را گوش بدهید چقدر ارزشمند هستند؛ صدا و سیما باید موسیقی ارزشمند بیشتر پخش کند.

رادمنش گفت: همه جای دنیا می‌دانند ایرانی‌ها با ذوق هستند اما متاسفانه موسیقی ایران را خیلی نمی‌شناسند. در حال حاضر موسیقی‌ای که جوانان کار می‌کنند کامپیوتری شده و گوش‌ها با این روش مسموم شده است. الان هرکسی نمی‌تواند ملودی بسازد.

او بیان کرد: من تا دو سال پیش برای پنج خواننده جوان اثر ساختم؛ در حال حاضر هم هر جوانی سلیقه من را دوست داشته باشد با او کار می‌کنم.

ابوالفضل صادقی‌نژاد ـ تهیه کننده این آلبوم ـ نیز با بیان اینکه آلبوم «و اینک عشق» آلبوم قابل دفاعی است، گفت که انتظار می‌رود ارگان‌هایی مانند صدا و سیما از چنین آثاری حمایت کنند.

ادامه مطلب...

کیوان ساکت:

چرا هزینه‌ها شفاف اعلام نمی‌شود؟/خانه موسیقی باید تعطیل شود

کیوان ساکت نقطه‌نظرات خود را درباره اعلام هزینه‌ها و شفاف‌سازی بودجه جشنواره فجر بیان و تصریح کرد که خانه موسیقی باید تعطیل شود. با این منطق که این نهاد، صنف نیست و آن‌ها به دنبال تشکیل یک صنف هستند.

به گزارش ایسنا، کیوان ساکت با اشاره به اینکه خواستار شفاف‌سازی بودجه جشنواره موسیقی فجر است،گفت: ما آیین‌نامه‌ای نوشتیم و تقدیم وزیر محترم کردیم. یکی از موارد آن این بود که بودجه در اختیار جشنواره و هزینه‌های آن باید به طور شفاف اعلام شود. چرا اعلام نمی‌شود؟سه سال است می‌گوییم این موارد اعلام کنید.

این نوازنده تار ادامه داد: یادم هست به یکی از هنرمندان از ولایات کردستان که هنرمندی بسیار تاثیرگذار،محترم و برجسته است،پول داده بودند.به من هم پول بدهند می‌گیرم،از پول بدم نمی‌آید. نمی‌گویم چرا پول گرفتید،می‌گویم این پول اضافه و بر خلاف عرف، داده شده است. به من گفتند تمام قراردادها همینطور است.

جشنواره را یک مهمانی قبیله‌ای کوچک می‌دانم

ساکت اظهار کرد: اگر به همه یکسان ظلم شود باز عدالت در نوع خودش برقرار شده است. بگویید این پول‌ها را بر چه اساسی داده‌اید؟ چرا یک جوان باید پول زیادی برای مشاوره بگیرد و در طبقه هفتم تالار اتاق داشته باشد؟

او که در برنامه تلویزیونی «چشم‌ شب روشن» حضور پیدا کرده بود، اضافه کرد: شاید امشب که ما اینجا هستیم بی‌دلیل است که حرف می‌زنیم.برای اینکه «در خانه گر کس است یک حرف بس است».چقدر من به وزرا و معاونت‌ها، نامه نوشتم؟ این‌همه هشدار دادیم که این‌قدر محفلی عمل نکنید و فقط خودتان را نبینید. من جشنواره را یک مهمانی قبیله‌ای کوچک می‌دانم.

خانه موسیقی باید تعطیل شود

این نوازنده تصریح کرد:به نظر من خانه موسیقی هم باید تعطیل بشود.با این منطق که خانه موسیقی صنف نیست و ما خودمان می‌خواهیم صنف درست کنیم. به عنوان مثال خانه موسیقی حدود ۱۵ هزار نفر عضو دارد و حدود ۵ هزار نفر عضو کانون نوازندگی سازهای ایرانی هستند. از این ۵ هزار نفر فکر می‌کنید چند نفر در مجمع و رای گیری‌ها می‌آیند؟ سری آخر، ۲۰۰ نفر هم حضور پیدا نکردند. حتی آن‌هایی هم که رای می‌دهند نوازنده ساز ایرانی نیستند.

ساکت ادامه داد: خانه از پای بست ویران است؛ می‌گویند چون دوست، دشمن است شکایت کجا برم. اصلا به نظرم خروجی برنامه امشب این بود که من شما و آقای صالح علا و آقای حمزه و دیگر دوستان را دیدم، و گرنه اگر می‌خواستند به این حرف‌ها گوش کنند و دلسوز موسیقی باشند، چرا در این دو سه سال اخیر فقط یک محفل کوچک راجع به موسیقی ایران تصمیم می‌گیرند؟ خواست ما این است که صورت تمام ریز هزینه‌ها با سند رسمی اعلام شود. ما انتظار داشتیم سازمان بازرسی کشور این کار را بکند.

به اعتبار هنری کسی که دبیر جشنواره شده هم لطمه خورده

او بیان کرد: من بارها گفته‌ام که شما با این کارهایتان حتی نوازنده‌های تازه کار را علیه خودتان سیاسی می‌کنید. خرمندانه نیست. آن هنرمندی که دبیر جشنواره شده است هم به اعتبار هنری‌اش لطمه خورده و خواهد خورد. نبایستی ریا و دروغ و تبعیض در ما باشد. تمام امتیارها باید بر اساس شایستگی‌ها باشد نه بر اساس آشنایی و دوستی و محفلی. پس اینجا با اتفاقات نا به سامانی که در عرصه‌های بزرگتر مثل اقتصاد می‌افتد چه فرقی دارد؟ ما ادعای دل، معرفت و تقدس برای هنر موسیقی ایران داریم.

ساکت در پاسخ به اینکه « اگر جایزه "باربد" مثل سیمرغ اعتبار نمی‌گیرد، شاید به خاطر این است که سینماگران پشت هم هستند اما در موسیقی خوشحال می‌شوند کسی نباشد» گفت: شاید سینما به خاطر اینکه بیشتر با کتاب و اندیشه‌ورزی سروکار دارد بیشتر از جوانان اهل موسیقی می‌اندیشند و می‌بینند زیرا وظیفه سینما دیدن و تصویرسازی است؛ولی متاسفانه نسل معاصر در حال بی‌اعتبار کردن موسیقی است.

یکی امسال جایزه نوازندگی می‌گیرد سال دیگر جایزه آهنگسازی

این نوازنده سه‌تار با تایید اینکه افراد می‌توانند در جشنواره، تغییرات ایجاد کنند، گفت: زمانی که دبیر جدید به این کار گمارده شد این سوءتفاهم‌ها و این موضوعات ناپسند پیش آمد.در تعجب هستم که معاون پیشین، اعتراضات را نادیده گرفتند. در همان سال ۹۴ که ما بودیم اصلا وظیفه انجمن موسیقی چیست؟ هر سال ما قراردادها را با انجمن می‌نوشتیم، در آن سال دوهفته بعدش قرارداد را از انجمن گرفتند و با شرکتی که نمی‌شناسیم، قراردادها نوشته شد. چرا بلیت فروشی از یک سامانه بلیت‌فروشی به سایت جدید که برای یکی از اعضای محفل بود منتقل شد؟ چرا باید مهمانان خارجی هرسال تکراری دعوت شوند؟ گویا گروه‌هایی برای پیک‌نیک و تفریح به ایران می‌آیند.

او اضافه کرد: یک سال یکی جایزه نوازندگی می‌گیرد سال بعدش همین فرد جایزه آهنگسازی می‌گیرد و آن‌که قبلا آهنگسازی گرفته است این بار جایزه نوازندگی می‌گیرد. صحبت من این است که با حضور این‌همه هنرمند طراز اول و دلسوخته، چرا فقط یک محفل کوچک است که تکلیف را مشخص می‌کند؟هدف جشنواره چیست؟ جایزه‌ها با چه ملاکی داده می‌شود؟ مسائل مالی تعیین کننده است که نمی‌توانند گروه‌های درجه یک را دعوت کنند و تن به این اتفاقات داده‌اند.

به گزارش ایسنا، رضا مهدوی، موسیقی‌شناس و منتقد موسیقی به‌عنوان مجری کارشناس برنامه «چشم شب روشن» شامگاه دوشنبه ۹ بهمن، میزبان کیوان ساکت، آهنگساز و مدرس دانشگاه بود و درباره جشنواره موسیقی فجر با او گفت‌وگو کرد.

«چشم شب روشن» به تهیه‌کنندگی امیر قمیشی و با اجرای محمد صالح علا، شنبه تا چهارشنبه هر شب ساعت ۲۳ از شبکه چهار سیما روی آنتن می‌رود.

ادامه مطلب...

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه برقراری ارتباط نوازنده در حین اجرای زنده، با شوندگان حاضر در سالن، مبحثی بسیار جدی و جالب است که برای تحلیل و چگونگی و راه های مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آن نیاز به نوشتاری مفصل دارد که به زودی در مورد آن، در این سایت بحث شده و نوشته هایی برای خواندن شما عزیزان آماده و عرضه خواهد شد. بیست و هفتم خرداد هشتاد و نه  

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131