گفت و گو

گفت و گو (1171)

گفت و گو با اساتید موسیقی، آهنگسازان، نوازندگان، خوانندگان، نویسندگان کتاب، مترجمان موسیقی ایران

طبقه بندي هاي فرزند

گفت‌وگو با اولین بانوی رهبر ارکستر در ایران؛

زنان عربستان و افغانستان در موسیقی از ایران پیشی گرفته‌اند/بانوان سرگرم جمع کردن امضا برای گرفتن سالن هستند+فیلم

نزهت امیری را اولین بانوی ایرانی در زمینه رهبری ارکستر می‌دانند. او که سال 1384 چهار کنسرت را با همکاری ارکستر حسین دهلوی رهبری کرده بود قرار است یکبار دیگر در تالار وحدت در مقام رهبر ارکستر روی صحنه برود..

به گزارش خبرنگار ایلنا، نزهت امیری را اولین بانوی ایرانی در زمینه رهبری ارکستر می‌دانند. او که سال 1384 چهار کنسرت را در سالن‌های تالار وحدت و فرهنگسرای بهمن با همکاری ارکستر حسین دهلوی رهبری کرده بود،؛ قرار است یکبار دیگر در تالار وحدت در مقام رهبر ارکستر روی صحنه برود؛ البته این بار با همراهی «ارکستر نغمه باران» به خوانندگی علی امیرقاسمی و در جریان سی و سومین جشنواره بین المللی موسیقی فجر. یک ماه نیم قبل نیز نزهت امیری در کنسرتی دیگر به نفع زلزله‌زدگان کرمانشاه روی صحنه رفت. با او درباره «نحوی تشکیل ارکستر حسین دهلوی و رهبری آن»، «اجرای ارکستر نغمه باران به رهبری او در جشنواره موسیقی فجر امسال»، «پروسه کار حوزه موسیقی از ابتدا تا رهبری ارکستر»، «مشکلات بانوان موزیسین» و بسیاری مسائل دیگر گفتگو کرده‌ایم.

نزهت امیری (رهبر ارکستر نغمه باران) درباره حضور خود و ارکستر تحت رهبری‌اش در جشنواره موسیقی فجر گفت: ارکستر نغمه باران از 5 مردادماه امسال من را به عنون رهبر میهمان دعوت کردند و از آن زمان با آنها همکاری می کنم. این ارکستر از حدود ده سال قبل فعالیت خودش را با تلاش‌های بی‌وقفه بسیاری از همین دوستان آغاز کرده و هر در هر دوره‌ای با رهبران مختلفی کار کرده‌اند. این ارکستر را می‌توان ارکستر ملی نغمه باران نیز نامید؛ سازهایی که در ایران به عنوان سازهای ملی شناخته می‌شوند به علاوه سازهای زهی ارکستر مجلسی و 4 گروه سازی دیگر در این ارکستر استفاده می‌شوند. سازهای بادی چوبی به طور کامل در ارکستر وجود دارد؛ البته فاگوت نداریم. نوازنده ساز ابوا نیز برای این کنسرت به ما پیوسته است.

این موزیسین در ادامه افزود: در تمام این سال‌ها به این شکل عمل شده که برای اجراهای مختلف برخی نوازندگان برخی سازها که در ارکستر وجود ندارد به ارکستر دعوت می‌شوند. ما در حال حاضر دو نوازنده ساکسیفون آلتو داریم که نقش فاگوت یا باسون را در ارکستر ایفا می‌کنند. اعضای ارکستر در اجرای 9 آذر ماه که به نفع زلزله‌زدگان در فرهنگسرای ارسباران روی صحنه رفت، حدود 55 نفر بودند. ما برای اجرا در سی و سومین جشنواره موسیقی فجر تعدادی از نوازندگان دیگر را نیز به ارکستر اضافه کرده‌ایم. همچنین گروه کر ارکستر را که فقط از بانوان تشکیل شده است تکمیل کرده‌ایم؛ ما از گروه کر شماره 2 فرهنگسرای ارسباران تقاضا کردیم که گروه آقایان آنها به جمع ما بپیوندند و در همین فرصت کوتاه نت‌هایی برایشان تنظیم شده تا در این اجرا ما را همراهی کنند. در واقع در این اجرا جمع نوازندگان و اعضای گروه کر بیش از 70 نفر هستند که ارکستر نغمه باران را همراهی می‌کنند.

وی همچنین درباره رپرتوار ارکستر نغمه باران برای اجرای 26 دی در تالار وحدت عنوان کرد: رپرتوار اجرا از اساتید مختلف انتخاب شده است. بخشی از آن مانند برنامه گلها از ساخته‌های استاد همایون خرم و بزرگ لشگری است. همچنین قطعه «خاک مهر آئین» ساخته علی اکبر قربانی نیز در این کنسرت اجرا خواهد شد. علاوه بر اینها سه قطعه غیر آوازی نیز درنظر گرفته شده که دو قطعه «شوشتری» یا همان به زندان و «کنسرتینو برای سنتور و ارکستر» از استاد دهلوی و «ماهور برای ارکستر و ویلن» از استاد مرتضی حنانه هستند. البته ما فقط دو موومان از «کنسرتینو برای سنتور و ارکستر» را به نت درآورده‌ایم و اجرا خواهیم کرد دلیل اصلی آن هم این است که به نت درآوردن چنین کاری هزینه‌بر است و از آنجا که ما همچنان بدون اسپانسر فعالیت می‌کنیم فقط در این حد توانستیم کار را به نت درآوریم.

نزهت امیری گفت: موزیسین‌های بسیاری بدون هیچ چشمداشتی زمان زیادی را صرف کرده‌اند و فعالیت می‌کنند تا چنین کاری روی صحنه برود. اگر مدیریت صحیح حمایتی فرهنگی وجود داشته باشد قطعا نتیجه‌های بهتری هم به دست می‌آید. ببنید در بسیاری از کشورهای دنیا نهادهای فرهنگی دولتی و شهرداری‌ها چنین ارکسترهایی را تحت پوشش قرار می‌دهند که در اینجا وجود ندارد. به اینها اضافه کنید سختی‌ها و کمبودهایی را که از نظر نتاسیون و دسترسی به آثار با آن مواجه هستیم و برای چنین مواردی باید مشکلات و هزینه‌های بسیاری نیز متحمل می‌شویم.

این رهبر ارکستر همچنین در مورد فعالیت خود تا زمانی که رهبری ارکستر حسین دهلوی را برعهده گرفت، گفت: من سال 1358 دیپلم گرفتم و از همان زمان وارد عرصه موسیقی شدم؛ ولی به واسطه انقلاب فرهنگی که ده سال دانشگاه‌ها و مراکز موسیقی را تعطیل کرد، من نیز ده سال از دانشگاه عقب ماندم. البته در این ده سال خوشبختانه توانسته از محضر بسیاری از اساتید بزرگ موسیقی کشورمان استفاده کنم و شاگردی‌شان را انجام دادم و تمام دروس دانشگاهی را پیش از ورود به دانشگاه در سال 1368 با این اساتید کار کردم. زمانی که وارد دانشکده هنرهای زیبا شده به نوعی یگر دانشگاه برای من چیز خاصی نداشت و تنها نیاز به این مدرک داشتم تا از نظر آکادمیک هم ثابت کنم که چنین مدرکی دارم و بتوانم فعالیت موسیقی خود را دنبال کنم.

وی در ادامه افزود: همواره گرایشم در موسیقی رهبری ارکستر بود و از آنجا که می‌دانستم چنین رشته‌ای در ایران وجود ندارد وقتی با برخی از اساتید در این زمینه مشورت کردم گفتند در رشته آهنگسازی ادامه تحصیل بدهم که تقریبا واحدهای شان مشترک است. پس از پایان فوق لیسانس آهنگسازی در سال 1382 از آنجا که شاگرد استاد دهلوی بودم درس «تلفیق شعر و موسیقی» ایشان و همچنین «مبانی و اصول اجرا» و «آواز جمعی» را در دانشگاه تدریس کردم. در همین زمان بود که از استاد دهلوی خواهش کردم ارکستر مضرابی ایشان را راه‌اندازی کنم و نت‌هایشان را در اختیارم قرار بدهند. استاد دهلوی در سال 1370-71 ارکسترشان را تشکیل دادند و اجرایی را هم روی صحنه بردند که فیلم این اجرا را می‌توانید پیدا کنید و ببینید. بعدها در سال 1384 من با شاگردان همان کسانی که با استاد دهلوی کار کرده بودند و تحصیلکرده‌های دانشگاهی بودند ارکستر استاد دهلوی را یکبار دیگر راه‌اندازی کردیم و حدود یکسال تمرین داشتیم.

نزهت امیری درباره شکل‌گیری دوباره ارکستر حسین دهلوی افزود: البته وقتی من پیشنهاد تشکیل دوباره این ارکستر را دادم، استاد دهلوی در ابتدا مقاومت می‌کردند و می‌گفتند چنین کاری حتما باید با کمک یک اسپانسر دولتی انجام شود و اگر غیر از این باشد به شما آسیب می‌زند و شما را از پا می‌اندازد و بعد از چند صباحی کار تعطیل می‌شود و همه کسانی که همکاری کرده‌اند را سرخورده می‌کند. ایشان حتی اسپانسر خصوصی را در این زمینه نیز قبول نداشتند. من برای انجام این کار اصرار کردم و توانستم رضایت ایشان را بگیرم. در نهایت این ارکستر تشکیل شد و در سال 1384 توانستیم 4 شب اجرا برگزار کردیم. دو شب اجرا در شهریور ماه همان سال در فرهنگسرای بهمن روی صحنه بردیم و 2 شب هم در دهه فجر در تالار وحدت به اجرای برنامه پراختیم. استاد فرید عمران بعدها به من گفت که در شورای فرهنگی از این اجرا تعریف کرده بود و بقیه اعضا نیز تایید کرده بودند و این برایم بسیار ارزشمند بود.

این موزیسین همچنین درباره اینکه بسیاری او را اولین بانوی ایرانی رهبر ارکستر می‌دانند، گفت: ما قبل از انقلاب زنان بسیاری داشتیم که در زمینه موسیقی بسیار تلاش کرده‌اند اما به دلیل دشواری راه بسیاری از این زنان ناکام ماندند. مثلا خانم گلنوش خالقی گروه کر حرفه‌ای را به راه انداختند و می‌دانم که یک ارکستر مجلسی هم با ایشان همکاری می‌کرد. یا مثلا اساتید دیگری بودند که در هنرستان فعالیت می‌کردند و گروه‌های دانش آموزان و دانشجویان داشتند. ولی رهبر با این شکل که خودش نوازندگی نکند و در جو ارکستر بایستد و پارتیتور در مقابلش قرار بدهد و نقش کلاسیک رهبری را ایفا کند، ما در خود ایران نداشتیم. در سال 1389 نیز چند سال بعد از تجربه‌ای که ما با ارکستر استاد دهلوی روی صحنه بردیم، خانم نازنین آقاخانی قرار بود با ارکستر سمفونیک تهران به عنوان رهبری روی صحنه برود که به بنا به دلایلی آن اجرا هم اتفاق نیفتاد.

وی درباره حضور پررنگ بانوان موزیسین در عرصه‌های جدی هنر موسیقی نیز گفت: امروز زنان کشورهای اطراف‌مان مانند زنان عربستان و افغانستان در حالی دارند از ما پیشی می‌گیرند که ما در گذشته بسیار جلوتر از آنها بوده‌ایم؛ قطعا ما حسادت نمی‌کنیم اما این هشدار را می‌دهم که وقتی چیزی در مسیر طبیعی خودش رشد نکند سر از زیر زمین‌ها درمی‌آورد. باید این سوال را امروز پرسید که چرا ما به طور جدی موسیقی زیر زمینی داریم؟ الان ما در تمام ایران دو سالن داریم که اجرای ویژه بانوان در آنها مجوز می‌گیرد؛ یکی تالار وحدت و دیگری سالن فرهنگسرای نیاوران است. خب ما انتظار داریم توجه بیشتری را در زمینه اجرا به بانوان موزیسین نیز صورت بگیرد. در این زمینه البته در حال حاضر جمعی از بانوان موزیسین در حال جمع‌آوری امضای برای اضافه‌تر شدن سالن‌های اجرای ویژه بانوان هستند. یک گروه بانوان باید شش ماه در نوبت بماند تا فرصت اجرا پیدا کند. خب چنین شرایطی اصلا جالب نیست.

نزهت امیری همچنین درباره مشکل آرشیو موسیقی نیز گفت: یکی از مشکلات جدی جامعه موسیقی این است که اصلا آرشیوی مناسبی در زمینه موسیقی وجود ندارد. برای مثال وقتی شما به آرشیو موسیقی تالار وحدت می روید برای فرهنگ این مرز و بوم گریه‌تان می‌گیرد؛ کاغذها پوسیده‌اند و تلاشی برای نگهداری بهتر آنها و یا ذخیره کردنشان در حافظه‌های رایانه ای صورت نگفته است.

فیلم بخشی از اجرای «ارکستر نغمه‌های باران» به رهبری نزهت امیری که 9 آذر ماه امسال به نفع زلزله‌زدگان کرمانشاه در فرهنگسرای ارسباران روی صحنه رفته را از اینجا می‌توانید ببینید و بشنوید:

http://static0.ilna.ir/mediav2/Wq2RJmxaW9NC/dmlkZW8tbWVkaXVtLm00dg,,/4_5841393639841858330.mp4

ادامه مطلب...

چرا چشم‌آذر با شجریان و عقیلی همکاری نمی‌کند؟

ناصر چشم‌آذر می‌گوید سرش در لاک خودش است، از نسل پنجم موسیقی ایران چیزی جز تکرار نمی‌بیند و اظهار می‌کند جشنواره موسیقی فجر برای او مطرح نیست و هدف و اساس این رویداد را درک نمی‌کند.

او در گفت‌وگویی با ایسنا در ارزیابی از جریان موسیقی  امروز بیان می‌کند: من از این جماعت نسل پنجم که مشغول فعالیت در سبک‌های مختلف موسیقی هستند چیزی به جز تکرار یکدیگر نمی‌شنوم؛ این تکرار در اشعار، خوانندگی، تنظیم و اجرای آن‌ها وجود دارد. این موضوع یک مقوله دورانی تکراری است.

این موسیقیدان ادامه می‌دهد: آثار آن‌ها خیلی به تکنولوژی تکیه دارد و محتواها از نظر رمانتیک بودن و نغمه‌سرایی و ملودی چیدمان خوب و بافت قوی ندارد. شاید اگر فرصتی باشد و بیست کار از افراد مختلف بشنوم، به طور کلی دو یا سه مورد بیشتر من را به خود جذب نکند.

چشم‌آذر تاکید می‌کند: البته از نظر تکنولوژی و تکنیک ضبط پیشرفت‌های خوبی داشتیم اما برای خلق یک اثر هنری تاثیرگذار، باید پارامترهایی رعایت شده و زحمت بیشتری کشیده شود.

این آهنگساز در پاسخ به این پرسش که چرا خواننده‌های امروز به بازخوانی آثار قدیمی رو می‌آورند؟ می‌گوید: حتما کشش و جذابیت‌هایی در آثار قدیمی هست، خواننده‌ها را به آن سمت و سو می‌کشاند؛ نمی‌دانم آهنگسازان امروز تجربه ندارند یا نمی‌توانند ملودی‌های زیبا بیافرینند.آن‌ها بیشتر به دنبال تقلید هستند و تا یک ملودی می‌شنوند از همان استفاده می‌کنند. متاسفانه از سویی موسیقی ما به موسیقی ترک عثمانی یا عرب و افغانی تبدیل شده است.

چشم‌آذر با بیان اینکه به طور کلی یک معضل کلی و فراگیر در اجتماع ما وجود دارد، اظهار می‌کند: انگار دیگر حواس‌ها جمع نیست و اجتماع حال خوبی ندارد. در سینما نیز همین‌گونه است. سینمای ما مریض و مقلد شده است و مرجع هویتی ندارد و بیشتر از فیلم‌های فرنگی برداشت می‌کند. شاید تهیه‌کننده‌ها دنبال پول درآوردن هستند و برای اینکار تن به هر سوژه‌ای می‌دهند.

او می‌گوید: جذابیت، بافت قصه، کارگردانی و بازیگری و موسیقی خوب باعث ماندگاری یک اثر می‌شود. کار هنری کار جمعی و گروهی است اگر این کار جمعی خوب باشد نتیجه نیز خوب خواهد بود. ما آثاری داریم که خوب می‌فروشد اما تله‌ فیلم تلویزیونی هم نیستند و این فروش‌ها باعث می‌شود تهیه‌کننده‌ها به سمت داستان‌های سخیف کشیده شوند. اما بعد از دهه هفتاد بی‌هویتی در عالم هنر بدجور گریبانگیر ما شده است.

این موسیقیدان ادامه می‌دهد: ان‌شاءلله از این گذر عبور کنیم و همه بتوانند کار بهتری تولید کنند، از کفاش گرفته تا شیرینی‌فروش و آهنگساز و خواننده!.

او در بخش دیگری از این گفت‌وگو درباره اینکه  در این دوره چه خواننده‌ای نظرش را برای همکاری جلب کرده؟ می‌گوید: من اخلاقی دارم که هیچ‌وقت منتظر یا مشتاق این نبودم که با خواننده‌ای کار کنم؛ اگر کسی مشتاق بود با من کار کند و آمادگی و کارکرد صدا و تکنیک خواندن داشته باشد با او کار می‌کنم. به این فکر نیستم که به سالار عقیلی، همایون شجریان یا گروه «چارتار» پیشنهاد بدهم روی اثر من بخوانند.

چشم‌آذر ادامه می‌دهد: سر من به کار خودم است و آثار بی‌کلام می‌نویسم؛ در این راستا حدود ۹ اثر سمفونیک نوشته‌ام که منتظر فرصتی برای اجرای آن در خارج از کشور هستم.

این آهنگساز در پاسخ به اینکه تمایل ندارد این آثار را با ارکستر سمفونیک تهران اجرا کند؟بیان می‌کند: متاسفانه ارکستر سمفونیک ما حالش خوب نیست و زیاد کیفیت خوبی ندارد. 

او درباره فعالیت موسیقایی این روزهایش نیز توضیح می‌دهد: من چند پروژه در دست دارم، اولین پروژه «هفت‌میدان» است که به سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران تعلق دارد؛ قطعات آخر این اثر در حال نوشته شدن است. این آلبوم بی‌کلام درباره خاطرات و رویدادهای هفت میدان تهران است که شامل میدان آزادی، میدان ونک، میدان بهارستان، میدان انقلاب، میدان تجریش، میدان شهدا و میدان امام حسین(ع) می‌شود. فکر می‌کنم این آلبوم برای یک تا دو ماه دیگر آماده شود.

چشم‌آذر ادامه می‌دهد: کار دیگرم آهنگسازی یک فیلم سینمایی با نام «نبات» است که کارگردانی آن را پگاه ارضی بر عهده دارد و بازیگرانش شهاب حسینی، نازنین فراهانی هستند. این کار در مرحله نوشتن و ضبط آن است. از سویی یک برنامه با نام «امروز با تو» در ارتباط با تولد شهداست که به مدت سه دقیقه از شبکه‌های مختلف پخش می‌شود؛ و من آهنگسازی آن را بر عهده داشتم.

این هنرمند همچنین درباره جشنواره موسیقی فجر اظهار می‌کند: جشنواره‌ها برای کسانی که تازه وارد این حیطه شدند جذابیت خاص خودش را دارد؛ از این نظر من اصلا آدمی نیستم که توجهم به این جشنواره‌ها جذب شود. سر من در لاک خودم است، نه این‌که به جشنواره اهمیت نمی‌دهم اما برایم مطرح نیست.

او ادامه می‌دهد: در چند سالی که جشنواره برگزار می‌شود متوجه نشدم هدف و اساس آن چیست؛ قدم برداشتن در راه اعتلای ممکلت؟ یا اینکه بودجه‌ و بخور بخوری باشد و آش شعله‌قلم‌کار از همه نوع موسیقی درست کنند.

چشم‌آذر تاکید می‌کند: چند سال است اجراهای جشنواره موسیقی فجر را ندیده‌ام؛ اما به طور کلی پیشرفت و اعتلای موسیقی ایران را رصد می‌کنم و متاسفانه می‌بینم راکد مانده است و کاری که تن آدم را بلرزاند خیلی کم وجود دارد.

او با بیان اینکه نباید دست از امید برداریم، می‌گوید: امیدوار هستم این جشنواره‌ها چه با اساسنامه و چه بی‌ اساسنامه در راه اعتلای موسیقی کشور قدم بردارد. شاید اساسنامه برای سال دیگر منتشر شود؛ باید منتظر بود و امیدوار. ما نباید دست از امید برداریم.

این موسیقیدان در ادامه اظهار می‌کند: وقتی به اوضاع و شرایط اقتصادی کشور، حقوق مدیران و ریخت‌وپاش‌هایی که می‌شود، نگاه می‌کنیم آن را بسیار نابه‌سامان می‌بینیم. همه گرفتار مسائل اقتصادی هستند و دست به هرکاری می‌زنند از این نظر رضایت داشته باشند و این بدترین ضربه‌ و شمشیری است که می‌تواند به پیکره هنر وارد شود.

چشم‌آذر در پایان صحبت‌های خود می‌گوید: امیدوارم حال مردم ایران خوب شود؛ احساس می‌کنم حال آن‌ها در ابعاد مختلف خوب نیست و همه به نوعی گنگ و نابه‌سامان هستند. این موضوع می‌تواند جلوی رشد یک کشور را بگیرد. امیدوارم موسیقی ما دوباره به اوج دهه‌های گذشته برگردد همانطور که گفتم موسیقی ما به دلیل زیاد بودن افرادی که تمایل به اینکار دارند اما تجربه ندارند دچار تزلزل شده است.

ادامه مطلب...

حمید متبسم در گفت‌وگو با ایلنا؛

با سرعت زیادی در سرازیری فرهنگی در حال سقوط هستیم/فقط از یک موسیقی که فرهنگ ایران را به قهقرا می‌برد، حمایت می‌شود

حمید متبسم می‌گوید: در چند سال اخیر چیزی در روند سیاستگذاری‌ها ندیده‌ام که به نفع هنر موسیقی باشد. در واقع همان موسیقی که اساس فرهنگ و موسیقی ایران را به قهقرا برده و مفاخر ما را از بین می‌برد، دارد مورد حمایت قرار می‌گیرد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، حمید متبسم ازجمله موزیسین‌های شناخته شده ایرانی است که سال‌های زیادی را صرف احیای فرهنگ به اصطلاح اصیل و فاخر موسیقی ایران در داخل و خارج از کشور کرده است.

او که از اعضای اصلی گروه با سابقه «دستان» است؛ در مسیر حرکتی خود همکاری‌های بسیاری را با هنرمندان مختلفی چون شجریان پدر و پسر داشته و سعی در بازخوانی متون داستانی شعرای کلاسیک ایران داشته. هرچند امروز نقدهایی جدی به وضعیت سیاستگذاری‌های فرهنگی به ویژه در زمینه موسیقی توسط دولتمردان کشورمان دارد اما از حداقل فرصت های ملی مانند جشنواره موسیقی فجر قهر نکرده و سعی در بازشناساندن اصالت های فرهنگی دارد. با این موزیسین کهن کار پیرامون مسائلی چون «سیاست گذاری های دولتی و حمایت های اشتباه سیاستگذاران در زمینه موسیقی»، «حضورش در جشنواره موسیقی فجر»، «دلایل پرداختن به اشعار داستان محور شعرای کلاسیک» و بسیاری موضوعات دیگر گفتگویی انجام داده ایم. مصاحبه ایلنا با حمید متبسم را در ادامه می خوانید:

حمید متبسم که در سی و سومین جشنواه بین المللی موسیقی فجر کنسرتی را با عنوان «تار و پود» روی صحنه خواهد برد در گفتگو با خبرنگار ایلنا در این باره گفت: «تار و پود» اثری 70 دقیقه ای است که بر اساس داستان خسرو و شیرین نظامی گنجوی ساخته شده؛ منتهی این اثر تمامی داستان خسرو و شیرین را در بر نمی گیرد و همانطور که تمامی فیلمسازان یا نمایشنامه نویسان به زندگی بزرگی می پردازند بر روی بخش مشخصی از آن متمرکز می شوند من نیز بر روی بخشی از استان خسرو و شیرین متمرکز شدم؛ در واقع من به بخش های منفی این استان مانند رقابت، حسادت، غرور و تکبر نپراخته ام و به سراغ پدیده عشق در این داستان رفته ام و بر روی این بخش از داستان خسرو و شیرین متمرکز شده ام و آن را شعار اصلی این اثر قلمداد کرده ام.

این آهنگساز و نوازنده سه تار در ادامه افزود: اثر «تار و پود» به چگونگی آشنایی خسرو و شیرین می پردازد و چگونگی دیدار آنها با یکدیگر را روایت می کند؛ از لحظه عاشقی تا جستجوی یکدیگر و رسیدن به وصال در این اثر محور کار قرار گرفته است. این مجموعه در رپرتوار کنسرت ما در جشنواره موسیقی فجر ارائه خواهد شد.

متبسم دلیل انتخاب سوژه خسرو و شیرین از متن اشعار نظامی گنجوی که انتخاب نامتعارفی در موسیقی ایرانی محسوب می شود گفت: کارهایی ه پیش از این نیز ساخته ام به داستان ها اختصاص دارد و هر کدام از آثارم درباره داستان مشخصی است. در متون و اشعار لاسیک ایران که در موسیقی ایران کار شده و معمولا موسیقیدان ها به دنبال آن اشعار می روند اشعار سعدی، حافظ، مولانا و امثال این بزرگان هستند که معمولا در آنها یک معبود آسمانی دارند و از یک «تو»یی صحبت می کنند که همیشه قابلیت توصیف و تفسیر شخصی دارد. یعنی هر کسی با خواندن آن شخصیت می تواند او را برای خودش تصویر کند.

وی همچنین عنوان کرد: در چنین اشعای هر موضوع به یک بیت خلاصه می شود به طوری که اگر شما از یک غزل حافظ دو بیت را حذف کنید چیزی را از نظر بیان موضوع از دست نمی دهید. ولی اشعاری که داستان دارند مانند اشعار فردوسی، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون و داستان هایی که نمونه هایش را در ادبیات کهن مان می شناسیم حذف کردن اشعار می تواند موجب به هم ریختن داستان بشود و سر رشته کار از دست مخاطب دربرود.

این موسیقیدان در ادامه افزود: من بسیار به داستان ها و افسانه ها علاقمند هستم به خصوص داستان هایی که پیشینه از ایران را ارائه می کنند که کم رنگ شده اند برایم جذاب هستند. پرداختن به چنین متونی، کار را سخت می کند چرا که اولا کمتر آهنگسازی به سراغ چنین مجموعه هایی می رود. در کار «سیمرغ» نیز که حدود 8 سال قبل آن را ارائه کردم به بخش از شاهنامه فردوسی به طور مفصل پرداخته شده است؛ این در حالی است که کسانی که روی فردوسی کار کرده اند به این شکل مفصل به یک داستان شاهنامه نپرداخته اند؛ یا حداقل اگر پرداخته باشند من تا کنون نشنیده ام. کارهایی که عنوان فردوسی را در خود دارد در واقع فقط شعار فردوسی را یدک می کشد و یکسری ابیات مشخصی از فردوسی در آنها به کار رفته که معمولا دستمایه کار آهنگسازی قرار می‌گیرد. یا مثلا آثاری خلق شده است که توصیف داستان فردوسی محسوب می شود ولی به یک داستان کامل نپرداخته و بیشتر بر روی موسیقی سازی تمرکز شده است؛ از این دست کارها می توان به «بیژن و منیژه» اثر حسین دهلوی یا «رستم و سهراب» ساخته لوریس چکناواریان اشاره کرد که آثار ارزشمند در موسیقی هستند. ولی اینگونه به شعر پرداختن می تواند دست مایه خوبی برای موسیقی باشد که به توصیف بیرون می پردازد و نه به توصیف درون. همچنین می تواند زمینه ایجاد اپرت ها و اپراها باشد که موسیقی ما کمیاب است.

حمید متبسم درباره اینکه «چرا هنوز در موسیقی ایرانی وقتی آهنگسازان به سراغ اشعار داستان محور می‌روند معمولا فاصله آشکاری میان شعر و موسیقی‌شان دیده می‌شود؛ اما در زمینه تئاتر و سینما همین موسیقی از پس کار برمی‌آید» گفت: در تئاتر و سینما از آنجا که تصویر وجود دارد کار بسیار راحت‌تر از موسیقی است. در زمینه موسیقی شما با ابزاری طرف هستید که انتزاعی است. موسیقی نمی‌تواند تصویری را نشان بدهد که در طبیعت وجود دارد به همین دلیل در موسیقی فضای انتزاعی وجود دارد. اما مثلا در نقاشی اگر اثری خیلی مدرن هم باشد تصویر یک مربع به هر حال می‌تواند با چیزی در طبیعت مقایسه شود که شما ذهن‌تان به دنبال آن برود اما در موسیقی اصواتی که به وجود می‌آیند طبیعی شنیده نمی‌شنوند و در واقع اصواتی جریان پیدا می‌کند که انسان آنها را به وجود آورده است. به همین دلیل در کار موسیقی روایی و داستان‌پردازانه، بسیار سخت‌تر است.

این آهنگساز و عضو گروه «دستان» در ادامه افزود: در موسیقی غرب موسیقی داستان‌پردازانه وجود دارد و وقتی آهنگسازی مانند کورساکف اثری مانند شهرزاد را می‌سازد پشتوانه‌ای از نظر فرهنگی در موسیقی‌اش وجود دارد که دست او را بازمی‌گذارد. در واقع کورساکف مجبور نیست از نقطه صفر شروع کند. یا مثلا ویوالدی که اثر مشهور چهار فصل را می‌نویسد به این دلیل است که دستمایه‌هایی مانند اپراها و موسیقی‌های توصیفی در موسیقی جهانی موجود است تا تبدیل به دست‌مایه امثال ویوالدی شود. ولی در موسیقی ما همیشه موسیقی محدود و بسته به فضاهای عرفانی بوده است. خب فضاهای عرفانی نیز خودش انتزاع دیگری محسوب می‌شود که هر کس آنها را برای خودش تفسیر می‌کند و این تفاسیر شخصی هستند و نمونه مشخص بیرونی از آنها وجود ندارد. در چنین شرایطی وقتی پای موضوعی طبیعی مانند پرواز یک پرنده به میان می‌آید کار برای موسیقی ما سخت می‌شود.

وی همچنین درباره پیشینه‌‌اش در زمینه موسیقی داستان‌پردازانه عنوان کرد: من در این زمینه از صفر شروع نکردم بلکه موسیقی غرب را شنیده‌ام و همچنین با موسیقی آهنگسازان بزرگی مانند حسین دهلوی، هوشنگ استوار و احمد پژمان آشنا هستم. اینها به من کمک کرده تا با ابزار موسیقی ملی خودمان جرات کنم در این زمینه قدمی بردارم.

حمید متبسم همچنین درباره ذائقه شنیداری امروز مردم کشورمان که بیشتر از هر زمان دیگری به سمت «ساده‌پذیری» رفته است، گفت: در جوامع غربی هم با کمک‌های مادی و فرهنگی دولت نتایجی برای شنیده شدن موسیقی کلاسیک در بین مردم حاصل می‌شود؛ وگرنه در غرب هم فضای اکثریت جامعه به سمت «ساده‌پذیری» و استفاده از متریالی می‌رود که به راحتی هضم شود و نیاز به تمرکز نداشته باشد. یعنی امروزه برای تمام مردم دنیا مطالعه کردن و خواندن داستان‌های طولانی و شنیدن موسیقی خیلی سنگین و عمیق؛ سخت است. ولی در جوامع دیگر دولت و سازمان‌های فرهنگی به کسانی که در این زمینه ها کار می‌کنند، کمک می‌کنند تا کمبودی که در زمینه مخاطب برای محصولات جدی فرهنگی وجود دارد با یکسری حمایت‌ها رفع شود. برای مثال اگر کنسرت‌های موسیقی پاپ در غرب مخاطبان چند ده هزار نفری دارند در مقابل اجراهای موسیقی کلاسیک مانند گذشته مخاطب گسترده ندارند و دولت‌ها خودشان را موظف به حمایت از این گونه‌های فاخر موسیقی می‌دانند. در واقع چنین حمایت‌هایی باعث به وجود آمدن نوعی از موسیقی‌های فاخر می‌شود تا شنیده شوند.

این موسیقیدان افزود: ما نباید جمعیت‌گرا باشیم و نگاه کنیم ببینیم امروز مردم چه نوع موسیقی را می‌پسندند تا همان را تولید کنیم. این ساده‌ترین راهی است که امروز یک هنرمند می‌تواند طی کند تا هم کارش شنیده شود و هم اموراتش بگذرد. من معتقدم می‌بایست با حمایت‌های دولتی و موسسات فرهنگی موسیقی‌های جدی‌تر را ترویج داد تا مردم با آنها آشنا شوند. اگر اصلا چنین موسیقی‌هایی وجود نداشته باشد ما در این سرازیری فرهنگی که افتاده‌ایم با سرعت بیشتری سقوط خواهیم کرد و پایانی هم برای این سرازیری نخواهد و هرقدر هم که برویم باز جا برای سقوط بیشتر وجود دارد.

حمید متبسم همچنین درباره جریانی که از ابتدای دولت اول حسن روحانی با شعار «اقتصاد هنر» در بدنه دولت دست به حمایت از موسیقی‌های پولساز و کم‌مایه زده است، گفت: متاسفانه در چند سال اخیر من چیزی در روند سیاست‌گذاری‌ها ندیده‌ام که به نفع هنر موسیقی باشد. در واقع همان موسیقی که اساس فرهنگ و موسیقی ایران را به قهقرا می‌برد و مفاخر ما را از بین می‌برد، دارد مورد حمایت قرار می‌گیرد؛ در صورتی که اصلا چنین موسیقی نیازی به حمایت دولت و سازمان‌های فرهنگی ندارد چون مخاطبان گسترده‌اش را دارد و دخل و خرجش بسیار متفاوت است. اگر قرار است کار مثبتی برای هنر موسیقی انجام شود باید بودجه برای حمایت از موسیقی مفاخر ما و همچنین حمایت از آنچه به صلاح فرهنگی جامعه ما محسوب می‌شود، تعیین شود تا این بخش‌ها رشد کنند. اگر غیر از این باشد بهتر است هیچ حمایتی صورت نگیرد و به همان شکل سابق عمل شود تا فرهنگ ایران بیش از این صدمه نبیند.

وی در پایان گفت: آنچه در جامعه طی سال‌های طولانی خراب شده؛ هیچ وقت دولت جدیدی نمی‌تواند آن را به سرعت تغییر بدهد و درست کند. منتهی هر دولت جدیدی که می‌آید عملکردش می‌بایست به گونه‌ای باشد که مردم از عملکردش خشنود شوند تا خودشان همکار همان دولت شوند و به بهبود شرایط کمک کنند.

ادامه مطلب...

حمید حامی در گفت‌وگو با ایسنا:

به سنگ قبر هنر ایران فکر کردم/ تا جایی که توان دارم کار می‌کنم

حمید حامی می‌گوید بیش از ۲۰۰ ملودی و شعر آماده دارد اما در کشوری که مردمش نااهلان را هنرمند می‌شمارند، کار کردن برای امثال او سخت است.

این خواننده در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: هزینه تولید قطعات موسیقایی زیاد و بدون برگشت سرمایه، اذیت‌کننده است، کپی‌رایت در ایران وجود ندارد. انگار برنامه‌ریزی شده هنر در ایران بمیرد؛ گویی قرار است هنرمندان واقعی هر روز ضعیف‌تر شوند و دلال‌ها و خواننده‌های عروسی و هنرمندانی که پشتوانه فکری ندارند اما سیاسی‌بازی بلدند، قدرتمندتر شوند.

او ادامه داد: من بیش از ۲۰۰ ملودی و شعر آماده دارم اما در کشوری که بی‌هنران سیاست‌پیشه‌ای را که اهل تفکر نیستند، هنرمند می‌شمارند، کار کردن برای من سخت است اما سعی می‌کنم تا جایی که توان دارم کار کنم. با این حال من چند «تک آهنگ» در دست تولید دارم که تقریبا کار تولید آن‌ها تمام شده و قصد دارم تا پیش از نوروز آن ها را منتشر کنم.

حامی با بیان اینکه کارهای من معمولا عاشقانه است، درباره این قطعات توضیح داد: من نمی توانم اثری با مضمون اجتماعی بخوانم؛ زیرا برداشت سیاسی از آن می شود؛ اما در میان این قطعات، یک اثر اجتماعی به نام «قسم» با شعری از یغما گلرویی وجود دارد. کار دیگر با نام «نارنج و ترنج» با شعری از بابک صحرایی است که آن را به زودی منتشر می‌کنم و اثر دیگری با شعری از حمیدرضا صمدی آماده شده که هنوز نام آن مشخص نیست.

این خواننده درباره برگزاری کنسرت نیز گفت: خیلی وقت صرف کسب اجازه اجرای دوباره در تالار وحدت کردم، مقامات و مدیران مربوطه نیز به من قول دادند چنین کاری انجام می‌شود اما هنوز این اجازه به من داده نشده است. امیدوارم این اتفاق بیفتد و تا پایان سال حداقل دو اجرا در این تالار داشته باشم؛ زیرا زمان زیادی از آخرین اجرایم گذشته است.

او در ادامه صحبت‌های خود درباره آلبوم جدیدش نیز اظهار کرد: قرار بود اواسط امسال آلبوم جدیدم منتشر شود اما به دلیل یکسری مشکلات تهیه‌کننده، این اتفاق نیفتاد. این اثر به طور حتمی،  قبل یا بعد از عید منتشر خواهد شد.

حامی بیان کرد: چند روز پیش داشتم به طرح کاریکاتوری فکر می‌کردم که سنگ قبری را نشان بدهد که در آن هنر ایران فوت و تدفین شده است؛ مسلم است با مرگ اسم و فراموشی برخی هنرمندان بزرگ، باید فاتحه هنر ایران را خواند و شاید هم تا حالا کار هنر در ایران تمام شده باشد.

او اضافه کرد: سلیقه بیشتر مردم در موسیقی پاپ به زوال رفته و این موسیقی رو به ابتذال پیش می‌رود، منظورم ابتذال در محتوا و کلام و بی‌پشتوانه بودن موسیقی است. فکر می‌کنم این ابتذال به سیاست نظام هنری ایران برمی‌گردد که از افرادی حمایت کنند که مبتذل هستند.

این خواننده گفت: ما عادت کرده‌ایم وقتی دختربچه‌های ۱۴ ساله برای خواننده‌ای جیغ و هورا می‌کشند، بگوییم خواننده خوبی است اما باید همه فاکتورها غیر از صدای خواننده را نادیده بگیرم تا بگویم یک نفر خواننده خوبی است یا خیر. البته هنر در دنیای امروز، هنر مجازی و دروغین است که قبل از هر فاکتوری تجارت و فالوورهای یک هنرمند مهم‌تر است.

حامی در بخش دیگری از این گفت و گو درباره آهنگسازانی که دوست داشته با آن ها همکاری کند، بیان کرد: آهنگسازان زیادی مانند منوچهر چشم‌آذر، واروژان و... هستند که من آرزوی همکاری با آن‌ها را داشتم.

او با بیان اینکه من موسیقی‌های سنتی این روزها را زیاد گوش می‌دهم؛ زیرا حالم با آن ها خوب می‌شود، اظهار کرد: من علیرضا قربانی، محمد معتمدی، همایون شجریان و سالار عقیلی را خیلی دوست دارم اما می‌گویم کاش سالار گزیده‌تر کار کند.

حامی با انتقاد از جریان موسیقی تلفیقی در ایران گفت: تلفیقی‌های از این ور رانده و از آن ور مانده را نمی‌پسندم؛ زیرا آن‌ها افرادی هستند که در موسیقی سنتی موفق و توانا نبوده‌اند و به خاطر ضعف‌هایشان است که تلفیقی می‌شوند؛ مگر خواننده‌ی توانایی مانند علیرضا قربانی سبک خود را عوض می‌کند؟ البته من مخالف جریان موسیقی تلفیقی نیستم اما آن را نمی‌پسندم.

او در پاسخ به اینکه آیا مخالف جریان‌ها و اتفاق‌های جدید در موسیقی است؟ گفت: هزاران اتفاق در موسیقی می‌تواند رخ بدهد اما باید از کیفیت لازم برخوردار باشد؛ من فرد کمال‌گرایی هستم و با چشم دیگری به موسیقی نگاه می‌کنم و این جریان را نمی‌پسندم.

ادامه مطلب...

با آریا عظیمی‌نژاد؛ از قولش در خندوانه تا فکر همکاری با عصار و انتقاد از سینما

آریا عظیمی‌نژاد می‌گوید، دوست دارد به عنوان آهنگساز با علیرضا عصار کار کند، از نبود وحدت در میان اهالی موسیقی سخن به میان می‌آورد و معتقد است، موسیقی امروز ما در خوانندگی ضعیف‌تر از بخش‌های دیگر حرکت می‌کند.

این آهنگساز و نوازنده در گفت‌وگویی با ایسنا درباره فعالیت این روزهایش بیان کرد: من این روزها درگیر موسیقی پایتخت  ۵ هستم؛ در سفری که این اواخر به استانبول داشتم، نغمات موسیقی آناتولی را برای سری جدید این سریال ضبط کردم تا با توجه به خط داستان این سریال، موسیقی این فیلم ترکیب و تلفیقی از این‌گونه موسیقی و گونه کتولی و مازندرانی باشد.

عظیمی‌نژاد درباره ضبط آلبوم «بوم و بر» که تلفیقی از موسیقی نواحی ایران و موسیقی راک است، نیز توضیح داد: پروسه تولید این کار، به سبب درگیری‌های من مقداری کند شد. ما الان نیمی از آلبوم را ضبط کردیم و نیم دیگر آن مانده است. فکر کنم پس از پایتخت خیلی سفت و سخت روی این کار تمرکز پیدا کنم و آن را به سرانجام برسانیم. پیش‌بینی من این است برای فصل بهار بتوانیم این کار را تمام کنیم.

او معتقد است: ما در زمینه خوانندگی نسبت به ساخت، تنظیم و نوازندگی ضعف خیلی بیشتری داریم و در سطح پایین‌تر حرکت می‌کند؛ این موضوع در موسیقی پاپ بدتر هم هست.

قول عظیمی‌نژاد در خندوانه به کجا رسید؟

این آهنگساز درباره قولش در برنامه «خندوانه» مبنی بر حمایت از ۵ استعداد خوانندگی، اظهار کرد: آثار زیادی، نزدیک به ۶ هزار ایمیل، دریافت کردم که همه آن‌ها دسته‌بندی و شنیده شد. تعدادی از این آثار سطح کیفی پایینی داشتند و قابل ارزشیابی نبودند. حقیقتا شگفتی در میان آن‌ها ندیدم. همه نوع اثری برای من فرستاده شد از سنتی گرفته تا پاپ اما باید دید هرکس در هر ژانری چگونه کار خود را انجام می‌دهد.

عظیمی‌نژاد در ادامه گفت: ما تصمیم گرفتیم در یک برنامه مستقل تلویزیونی این برنامه را معرفی کنیم؛ نه در قالب مسابقه اما می‌خواستیم چالشی را در میان افرادی که انتخاب شدند به وجود بیاوریم. برای تولید این برنامه با چند نفر صحبت کردم، بخش‌های خصوصی برای اسپانسرینگ آن وارد شدند اما هنوز از نظر من به نتیجه قابل قبولی نرسیدیم تا این کار را انجام بدهیم.

او تاکید کرد: آثار محفوظ هستند و من مترصد فرصت و محل خوبی هستم که بتوانیم این افراد را به بهترین شکل معرفی کنیم؛ اگر نتوانیم این برنامه مستقل را بسازیم در فصل‌های جدید خندوانه این قول را به ثمر می‌نشانیم.

دوست دارم با علیرضا عصار کار کنم

این آهنگساز در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود بیان کرد: به سبب دوستی قدیمی‌ و علاقه‌ای که به علیرضا عصار دارم، مدت‌ها است در فکر این هستم که به عنوان یک آهنگساز با او کار کنم. این کاهلی از طرف من است؛ از آنجایی که درگیری‌های کاری من زیاد است، فرصت نشده فضایی باز و به این قالب ورود کنم.

این هنرمند ادامه داد: به غیر از عصار ،شخص دیگری مد نظرم نیست؛ البته فردی مانند محمد اصفهانی که با او پیش از این نیز کار کرده بودم، برای همکاری در فکرم هست که در حال ساخت یک قطعه برای او هستم.

او توضیح داد: همیشه برای در انتخاب نوازنده و خواننده مجموع و فرآیند مواردی مانند توانایی، حس و حال شخصی و شخصیت او اهمیت دارد. اگر فردی خیلی توانمند باشد اما شخصیت او با من جور نباشد با او وارد کار نمی‌شوم.

عظیمی‌نژاد افزود: در موسیقی فیلم نیز همین‌گونه است؛ کارگردان‌های بزرگ زیادی هستند که من ساعت‌ها با آن‌ها جلسه داشتم اما هیچ نقطه مشترکی با آن‌ها پیدا نکردم که بتوانم کار را ادامه بدهم. آدم‌ها باید با هم مشترکاتی داشته باشند که بتوانند حرف مشترک بزنند. اگر قرار باشد کار رباتیکی اتفاق بیفتد و پیوند عاطفی به وجود نیاید خروجی خوبی بیرون نخواهد آمد.

دوست داشتم موسیقی «بایسیکل‌ران» را بسازم

این آهنگساز فیلم همچنین گفت: دوست داشتم موسیقی فیلم «بایسیکل ران» را من بسازم، اصلا به عشق این فیلم وارد دنیای سینما (ساخت موسیقی فیلم) شدم. حال و هوای سینمای امروز برایم خیلی خوشایند نیست. بهترین فیلم‌های ما را که ردیفی جایزه می‌گیرند با یک بار دیدن تمام می‌شود و دیگر نمی‌توان دوباره آن‌ها را دید.

او اضافه کرد: در گذشته سینمای ما این‌گونه نبود بسیاری از آثار هستند که آدم میل دارد دوباره آن‌ها را ببیند! من دوست دارم هرچندوقت یک‌بار «بوعلی‌سینا»، «سربداران» و «هزار دستان» را ببینم.

عظیمی‌نژاد با اشاره به فیلم «اژدها وارد می‌شود» اثر مانی حقیقی، بیان کرد: این فیلم فارغ از بخش مستند آن که به فیلم ضربه زده، بخش داستانی و بصری جذابی دارد. مدت‌ها بود من در سالن سینما فیلمی ندیده بودم که فراموش کنم در سینما هستم، اما با این فیلم وارد دنیایی شدم که یادم رفت کجا نشستم و بغل دستیم چه کسی است.

این موسیقیدان گفت: در مواقعی که با یک اثر هنری یا شعر حس مشترکی دارید، دوست دارید بار دیگر آن را ببینید؛ اما بهترین فیلم‌ این روزهای سینمای ایران هم، برای من این حس را ندارد.

موسیقی در حال جهش ژنتیکی است

او با اعتقاد به اینکه وضعیت موسیقی در میان دیگر هنرها بهتر و رو به تکامل است، اظهار کرد: سینما سیر نزولی دارد. موسیقی در حال جهش ژنتیکی است زیرا نگاه نسل جوان از حالت فردی بیرون آمده و حال جدید و رو به بهبودی را در ان به وجود آورده است.

عظیمی‌نژاد درباره جشنواره‌های فجر سینما و موسیقی بیان کرد: در سینما، درست است رقابت سنگین وجود دارد اما وحدت بیشتری هم هست. با این‌که سلیقه، نگاه سیاسی و اجتماعی سینماگرها متفاوت است اما همه در کنار هم جشنواره فیلم فجر را پذیرفتند اما در موسیقی این وحدت، و پرهیز از موشکافانه برخورد کردن وجود ندارد. هر فعلی با هر نواقصی که دارد وجودش غنیمت است اگر با این دید نگاه کنیم که با همدلی و معاشرت عده‌ای این اتفاق رخ می‌دهد نباید نسبت به آن گلایه کرد.

او درباره نبود وحدت در موسیقی گفت: موسیقی بحث فردی عجیبی دارد؛ آدم‌ها خلق می‌کنند و چیز غیرقابل لمسی را به واقعیت تبدیل می‌کنند. این شبه برای بیشتر موزیسین‌ها پیش می‌آید که ما خیلی آدم‌های متفاوتی هستیم؛ این باعث می‌شود بیشتر اتفاق‌ها در جامعه موسیقی به شکل فردی باشد.

این نوازنده سه‌تار ادامه داد: الان نسل جوان به جمعی نگاه کردن و گروه‌نوازی روی آورده است؛ این موضوع احتیاج به زمان دارد تا بتوانیم فرهنگ درونیمان را عوض کنیم  و باور کنیم هرکس می‌تواند جهان شخصی خود را داشته باشد که حق او و قابل احترام است؛ اما در کنار همدیگر هیچ‌کس به دیگری لطمه وارد و جای او را تنگ نمی‌کند. باید باور کنیم به تعداد موزیسین‌ها، جهان موسیقی وجود دارد.

فردگرایی را کنار گذاشتیم

عظیمی‌نژاد درباره جریان سازی در موسیقی گفت: ما در حال حاضر گروه‌های موسیقی خوبی داریم که اتفاق‌های خیلی خوبی را رقم می‌زنند؛ به عنوان مثال ماه گذشته یک قطعه از گروه «داماهی» با نام «دیوانه» شنیدم یا آثار گروه «دال»؛ به نظرم سطح موسیقی را عوض می‌کند و حالی را که در موسیقی نداریم به آن می‌دهد و روح گم‌شده‌ای که در سال‌های بعد از انقلاب داشتیم، دوباره برمی‌گردد. در واقع طعم‌های جدید و جریان‌سازی پیش می‌آید.

او اضافه کرد: این نوع ارایه موسیقی نشان می‌دهد ما فردگرایی را کنار گذاشتیم و گروهی نگاه می‌کنیم؛ اکثر آن‌ها موزیسین‌های خوبی هستند که این روش را سفت در آغوش گرفته و یکدیگر را حمایت می‌کنند.

ادامه مطلب...

آخرین وضعیت محمدرضا شجریان از زبان همایون

همایون شجریان گفت: بیماری پدرم (محمدرضا شجریان) به سمت بهبود نرفته اما وضعیت بدتر هم نشده است.

به گزارش ایسنا، یورو نیوز نوشت: «محمدرضا شجریان موسیقیدان، آهنگساز و خواننده شهیر ایرانی است که به دلیل بیماری مدت‌ها از صحنه اجرا دور مانده است. همایون شجریان، فرزند او در گفت‌وگو با یورونیوز از آخرین شرایط و وضعیت سلامت پدرش خبر داد: «اگر شرایط ایشان (محمدرضا شجریان) به گونه‌ای باشد که بتوانند و بخواهند که به صحنه بازگردند، من در مقابل ایشان و روی صحنه خاک‌ پای ایشان را تمیز می‌کنم. در کنار ایشان نشستن همیشه افتخار من بوده است.»

وی همچنین در خصوص آخرین وضعیت جسمی پدرش این طور گفت: «سال گذشته و به دلیل بیماری که پدر دچارش بودند، مجبور شدند که پرتودرمانی را در ناحیه سر داشته باشند که این باعث می‌شود بافت‌های سالم هم آسیب ببیند. پرتو درمانی ضمن این که مریضی را کنترل می‌کند موجب یک سری اشکالات می‌شود. الان نسبت به آن روزهای اول وضعیت ایشان خیلی بهتر شده است.»

او در ادامه با اشاره به این که پس از ثابت شدن شرایط جسمی پدرش در مقطعی قرار گرفتند که دو راه بیشتر پیش روی نداشتند در توضیح شرایط گفت: «یا این که ایشان باید با فیزیوتراپی به سمت بهتر شدن شرایط جسمی می‌رفتند یا این که مریضی پیشرفت کند و ایشان را به سمت بدتر شدن پیش ببرد. متاسفانه به سمت بهبود نرفته‌ایم اما در عین حال خوشبختانه الان ۷-۸ ماه است وضعیت بدتر نشده و ما هنوز سر آن دوراهی مانده‌ایم. یعنی وضعیت ایشان نه بدتر شده است و نه بهتر.»

همایون شجریان با ابراز نگرانی از این که ممکن است بیماری دوباره فعالیتش را در بدن پدرش آغاز کند، گفت: «بخشی که ما دوست داشتیم با فیزیوتراپی بهتر شود، متاسفانه برای ۷-۸ ماه هست که در همان مرحله‌ مانده و ما را مقداری ناامید کرده است اما حضور و وجود ایشان برای ما نعمت است و هنوز ایشان مثل همیشه هوشیاری‌های خاص خودشان را دارند و گاهی اوقات سوالاتی از من می‌کنند که با خودم می‌گویم بابا چطور این‌ها را هنوز به خاطر دارند.»

او در پایان گفت: «آرزو می‌کنیم و امیدواریم که ایشان بهتر شوند و مردم هم همواره لطف دارند و دعا می‌کنند.»

ادامه مطلب...

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه برقراری ارتباط نوازنده در حین اجرای زنده، با شوندگان حاضر در سالن، مبحثی بسیار جدی و جالب است که برای تحلیل و چگونگی و راه های مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آن نیاز به نوشتاری مفصل دارد که به زودی در مورد آن، در این سایت بحث شده و نوشته هایی برای خواندن شما عزیزان آماده و عرضه خواهد شد. بیست و هفتم خرداد هشتاد و نه  

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131